نگاهی به تازهترین تحولات در پرونده ایران و آمریکا
عصر ایران؛ یلدا آذرپی - هشت ماه پس از آغاز جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل، خاورمیانه بار دیگر در دوراهیِ دیپلماسی و تشدید تنش نظامی قرار گرفته است. واشنگتن از احتمال حملۀ تازه پس از انتخابات میاندورهای سوم نوامبر سخن میگوید و تهران نیز هشدار داده که هر تجاوزی با پاسخی شدیدتر از گذشته مواجه خواهد شد.
در این بین، تحرکات دیپلماتیک قطر و پاکستان، سفر هیئت ایرانی به دوحه و ارسال پیام از سوی جیدی ونس (معاون رئیسجمهور آمریکا)، نشانههایی از تلاش دوطرف برای ممانعت از تکرار جنگِ تمامعیارند. بااینحال، اختلاف بر سر برنامۀ هستهای، محاصرۀ دریایی، تحریمها و امنیت تنگۀ هرمز همچنان پابرجاست. آیا دیپلماسی میتواند مانع حملۀ دوباره شود یا مثل گذشته به مجالی برای آمادهسازی نظامی پیش از دور تازۀ درگیری تبدیل میشود؟
تهدید حمله پس از انتخابات آمریکا
یکی از مهمترین نشانههای افزایش خطر درگیری، «گزارش آسوشیتدپرس در روزهای پایانی اکتبر» است. طبق این گزارش، مقامهای آمریکایی بهطور محرمانه از چند کشور خاورمیانه خواستهاند تا خود را برای احتمالِ ازسرگیری حملات علیه ایران پس از انتخابات سوم نوامبر آماده کنند. دیپلماتهایی که از این هشدارها اطلاع دارند، میگویند واشنگتن دربارۀ احتمال پاسخ تلافیجویانۀ ایران در حمله به تأسیسات انرژی و زیرساختهای حیاتی منطقه به متحدان هشدار داده است.
بااینحال، دونالد ترامپ هنوز تصمیم نهایی را برای آغاز عملیات جدید نگرفته. مقامهای آمریکایی تخمین میزنند حملات جدید چند روز ادامه یابد؛ کشورهای منطقه اما نگراناند واکنش ایران و نیروهای همپیمانش، دامنۀ درگیری را گسترش دهد.
جدیدترین اظهارات ترامپ در روز 31 اکتبر این نگرانیها را تشدید کرده است. او در گفتوگو با خبرنگارانِ حاضر در فلوریدا اعلام کرده: "ما برنامۀ هستهای آنها را از بین بردهایم، اما هنوز لازم است یک یا دو مرکز دیگر را هدف قرار دهیم." ترامپ با اشاره به تأسیسات زیرزمینیِ موسوم به «کوه کلنگ» مدعی شده "ارتش آمریکا میتواند این اهداف را در 10 دقیقه از بین ببرد."
درنتیجه، کاخ سفید گزینۀ حمله به اهدافِ مشخص نظامی و هستهای را روی میز گذاشته، ولی تهدیدهای ترامپ بهمعنای صدور دستور عملیات نیست. «مارکو روبیو» (وزیر امور خارجۀ آمریکا» نیز در پایان «نشستِ وزرای خارجۀ گروه 20 در آتلانتا» تأکید کرده: "رئیسجمهور هنوز دربارۀ حملۀ تازه به ایران تصمیم نگرفته است."

آیا حمله پس از انتخابات محتمل است؟
انتخابات میاندورهای آمریکا یکی از متغیرهای مهم در محاسبات واشنگتن است. ترامپ در هفتههای اخیر بهنحوی آَشکار از اقدام به حمله فاصله گرفته بود و بهطور علنی اعلام کرده بود ایالاتمتحده پیش از رأیگیری، عملیات جدیدی علیه ایران انجام نخواهد داد. این تصمیم در شرایطی اتخاذ شده که جنگ و افزایش قیمت سوخت به موضوعات مناقشهبرانگیز در سیاست داخلی آمریکا تبدیل شدهاند.
گزارش تحلیلی شورای روابط خارجی آمریکا (CFR) نشان میدهد ترامپ پس از انتخابات با محدودیت سیاسی کمتری برای تصمیمگیری دربارۀ ایران مواجه خواهد بود، اما مسئلۀ اصلی همچنان پابرجاست: «آیا عملیات نظامی جدید میتواند به نتیجهای منجر شود که حملات قبلی نتوانستهاند به آن دست یابند؟» طبق ارزیابی این مؤسسه، آمریکا بهرغم خسارات گسترده به زیرساختهای نظامی و اقتصادی ایران، نتوانسته موفقیت نظامی را به پیروزی دیپلماتیک تبدیل کند و کار را به بنبست متقابل کشانده است.
درعینحال، رسانهها از اعزام ناو هواپیمابر «یواساس تئودور روزولت» و چند شناور حامل تفنگداران دریایی به منطقه خبر دادهاند. 9 هزار نیروی نظامی به منطقه ارسال شده که میتواند حضور دریایی آمریکا در خلیجفارس را تقویت کند. روشن است که استقرار نیرو، حکایت از تصمیم قطعی برای حمله ندارد. تقویت پدافند و افزایش آمادگی نظامی میتواند با هدف بازدارندگی و حفاظت از نیروها و متحدان آمریکا انجام شود.
تحلیلگران دربارۀ احتمال حملۀ دوباره دیدگاههای متفاوتی دارند. «علی واعظ» (تحلیلگر مسائل ایران) در گزارشی از الجزیره، خطر حمله پس از انتخابات را بهطرز خطرناکی بالا توصیف کرده و میگوید: "انتخابات میتواند بهمعنای پایان محدودیت سیاسی ترامپ برای اقدام نظامی باشد." درمقابل، برخی دیگر هشدار میدهند که "عملیات تازه لزوماً به حل بحران منجر نمیشود و میتواند هزینههای جنگ را برای دو طرف افزایش دهد."
سوم نوامبر، بزنگاهی حساس در محاسبات طرفین است، نه موعد قطعی آغاز جنگ. احتمال حملۀ محدود و هدفمند وجود دارد، اما تصمیم واشنگتن به ارزیابی هزینههای پاسخ ایران، واکنش متحدان منطقهای و امکان دستیابی به امتیازات دیپلماتیک بستگی خواهد داشت.
پیام ونس؛ روزنهای تازه در دیپلماسی
درست در شرایطی که تهدید نظامی افزایش یافته، یک تحول دیپلماتیک توجه رسانهها را جلب کرده است: ارسال نامهای از سوی جیدی ونس به «محسن رضایی» (دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران).
طبق گزارشهای رسانهای، این پیام با میانجیگری قطر به تهران رسیده و هدف از آن، بررسی امکانِ ازسرگیری مذاکرات و جلوگیری از دور تازۀ حملات بوده است. جزئیات کامل نامه منتشر نشده، ولی گزارش نیویورکتایمز حاکی از آن است که ونس پیشنهاد دیدار مستقیم با مقامهای ایرانی را مطرح کرده و خواستار قرارگرفتن پروندۀ هستهای در دستورکار مذاکرات از همان ابتدا شده است.
«عباس عراقچی» (وزیر خارجۀ ایران) در گفتوگو با الجزیره این اقدام را «گامی مثبت» توصیف کرده و میگوید:"تلاش آمریکا برای گشودن باب گفتوگو و تفاهم قابلتوجه است." و بااینحال تأکیده کرده: "تهران در شرایط کنونی نیازی به دیدار مستقیم با مقامهای آمریکایی نمیبیند و تصمیم دربارۀ مذاکره به پذیرش شروط ایران بستگی دارد." محسن رضایی نیز اعلام کرده: "لحن پیام ونس در مقایسه با مکاتبات قبلی ترامپ بهوضوح تغییر کرده و ملایمتر شده است."
موضع ترامپ دربارۀ این نامه چندان روشن نیست. ابتدا تلاش کرد اهمیت سیاسیاش را کاهش دهد و سپس پذیرفت که دربارۀ امکان ارسال تجهیزات پزشکی به ایران گفتوگو شود، ولی هنوز دربارۀ هدف و دامنۀ ابتکار دیپلماتیک واشنگتن، توافقی وجود ندارد.
اهمیت نامۀ ونس در این است که نشان میدهد ارتباط طرفین، باوجود تهدیدهای علنی کاملاً قطع نشده. روبیو نیز در اجلاس آتلانتا گفته: "چندین مسیر برای گفتوگو وجود دارد... باب گفتوگو و مذاکره هنوز برقرار است... ترامپ ترجیح میدهد بحران با دیپلماسی حل شود، اما آمریکا در صورت لزوم توانایی اقدام نظامی را دارد."

طرح دو روزۀ ایران برای بازگشایی تنگۀ هرمز و چشمانداز بازگشت جنک
بحران ایران و آمریکا در شرایطی ادامه دارد که همزمان دو مسیر دیپلماسی و تقابل نظامی در برابر طرفین قرار گرفته است. پیشنهاد تازۀ تهران برای بازگشایی دو روزۀ تنگۀ هرمز، در کنار افزایش تهدیدهای نظامی و اختلاف بر سر پروندۀ هستهای نشان میدهد مذاکره همچنان با موانع جدی روبهروست.
یکی از مهمترین تحولات، اعلام طرح دو روزۀ ایران از سوی عباس عراقچی است. بر اساس این پیشنهاد که با میانجیگری قطر مطرح شده، آمریکا باید در روز نخست، اقداماتی برای کاهش فشار بر ایران انجام دهد و در روز دوم، تردد دریایی در تنگۀ هرمز به وضعیت عادی بازگردد.
شروط ایران شامل لغو تحریمهای اعمالشده پس از تفاهمنامۀ اسلامآباد، بازگرداندن معافیتهای نفتی، آزادسازی داراییهای مسدودشده، کاهش حضور نظامی آمریکا در منطقه و پذیرش ترتیبات دریاییِ مورد توافق ایران و عمان است. همچنین ایران خواهان آن است که پایان درگیریها، حملات اسرائیل به لبنان را نیز شامل شود.
این پیشنهاد در واکنش به طرح هفت روزۀ قطر مطرح شده که تهران آن را کافی ندانسته است. اختلاف اصلی بر سر ترتیب امتیازدهی است. ایران رفع فشار اقتصادی و بازگشایی مسیر دریایی را مقدمۀ مذاکرات میداند، درحالیکه واشنگتن حل نگرانیهای امنیتی و پروندۀ هستهای را در اولویت قرار داده است. بنابراین طرح دو روزه هنوز پیشنهادی مذاکراتی است و نباید آن را توافق قطعی تلقی کرد.
در عرصۀ نظامی، تهران میکوشد ضمن بازنگهداشتن مسیر دیپلماسی، هزینۀ هرگونه حملۀ احتمالی را افزایش دهد. «آیتالله مجتبی خامنهای» بر پاسخ فوری و بدون محدودیت جغرافیایی به تهدیدها تأکید کرده و خواهان بهروزرسانیِ فهرست اهدافِ ایران شده است. عراقچی نیز اعلام کرده نیروهای مسلح کشور برای همۀ سناریوها، از جمله جنگ آمادگی دارند. همزمان، اظهارات محسن رضایی دربارۀ «احتمال بازنگری در ممنوعیتِ تولید سلاح هستهای در صورت ازسرگیری جنگ»، بر پیچیدگی مذاکرات افزوده است.
پیامدهای احتمالی درگیری به ایران و آمریکا محدود نخواهد ماند. کشورهای عربی خلیجفارس نگران آسیبدیدن تأسیسات نفتی، بنادر و مسیرهای صادرات انرژی هستند. حملات منتسب به حوثیها به زیرساختهای نفتی و فرودگاههای عربستان و پاسخ نظامیِ ائتلاف به رهبری ریاض در یمن حکایت از گسترش جغرافیای بحران دارند.
امارات نیز با درخواست خویشتنداری و پیگیری راهحل سیاسی، نگرانی خود را از بازگشت عملیات نظامی گسترده آشکار کرده است. ازسویدیگر، اختلال در تنگۀ هرمز میتواند عرضۀ جهانی نفت و گاز را مختل کرده و با افزایش قیمت انرژی، فشاز تازهای بر اقتصاد جهانی وارد کند.

3 سناریوی احتمالیِ پیشرو 1- حملۀ محدود آمریکا:
واشنگتن ممکن است برای افزایش فشار بر تهران، اهداف نظامی، موشکی یا هستهای مشخصی را هدف قرار دهد. بااینحال، پاسخ ایران علیه اهداف آمریکایی و اسرائیلی در منطقه میتواند دامنۀ عملیات را گسترش دهد.
2- توافقِ موقت و کاهش تنش:
میانجیگری قطر و پاکستان ممکن است به توافقی مرحلهای دربارۀ تنگۀ هرمز، کاهش محاصرۀ دریایی و آزادسازی بخشی از داراییهای ایران منجر شود. چنین توافقی لزوماً اختلاف هستهای را حل نمیکند، اما میتواند فرصتی برای مذاکرات جامعتر ایجاد کند.
3- تداوم وضعیتِ «نه جنگ و نه صلح»:
در صورت خودداری طرفین از امتیازدهی، احتمال دارد مذاکرات ادامه یابند و درعینحال، محاصره، تهدیدهای نظامی و درگیریهای پراکنده حفظ شوند؛ وضعیتی که بیثباتی منطقهای و عدم اطمینان اقتصادی را تداوم میبخشد.
احتمال ازسرگیری درگیری نظامی در آغاز ماه نوامبر، همچنان یکی از متغیرهای اصلی بحران ایران و آمریکاست، اما نشانههای موجود به معنای قطعیشدنِ تصمیم واشنگتن برای حمله نیست. تحرکات نظامی آمریکا و تهدیدهای تهران از یکسو و میانجیگری قطر و پاکستان و پیشنهاد دو روزۀ ایران از سوی دیگر، بیانگر همزمانی فشار نظامی و تلاش دیپلماتیک است.
مسئلۀ اصلی، اختلاف بر سر ترتیب و ماهیتِ امتیازدهی است. واشنگتن بر پروندۀ هستهای و امنیت منطقهای تأکید دارد و تهران بر رفع محاصره، آزادسازی داراییها و کاهش حضور نظامی آمریکا. تنگۀ هرمز در این بین به ابزار چانهزنی و موضوعی تعیینکننده برای امنیت انرژی جهان تبدیل شده است.
آیندۀ بحران به میزان آمادگی دوطرف برای عبور از مواضع حداکثری و تبدیل پیشنهادهای موقت به توافقی قابلاجرا بستگی دارد.
بـرچـسب هـا:
اخبار مرتبط:
- رئیس سابق موساد: اسرائیل در جنگ ۱۲ روزه تصاویر عملیات مخفی را منتشر کرد
- چین و عمان برای بازگرداندن ایران و آمریکا به تفاهمنامه اسلامآباد توافق کردند
- غریبآبادی: امنیت غذایی نباید قربانی جنگ و تحریم شود
- کشف جسد سرباز کره جنوبی در خط مقدم نزدیک مرز کره شمالی
- بقایی در پاسخ به تهدیدهای نتانیاهو: ایران نور است؛ خیالتان راحت!
- هشدار فایننشال تایمز درباره میزان ویرانی جنگ احتمالی آمریکا و ایران
- گزارش رویترز از پیشنویس پیشنهاد میان ایران و آمریکا
- مستند «خاک زخمی» مصطفی شوقی: بحران ناشی از جنگ و تأثیرات زیستمحیطی
- شرط ایران برای بازگشایی تنگه هرمز اعلام شد
- چین موشک ناوکُش DF-26B با برد ۳ تا ۵ هزار کیلومتر رونمایی کرد
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: