بازیهای متروید و کستلوانیا هر دو در این پاییز 40 ساله میشوند. با توجه به اینکه این دو سری مسئول ایجاد ژانر "مترویدوانیا" هستند، در این مقاله به بررسی جامع این ژانر محبوب میپردازیم. این هفته به بررسی بازیهای مترویدوانیا اختصاص دارد. این بازیها به شما امکان میدهند تا در دنیایی دیگر غرق شوید و از دنیای واقعی فاصله بگیرید.
هنگامی که بسیاری از افراد کنترلر را در دست میگیرند، به دنبال یک چیز بیشتر از همه هستند: فرار. استراحت از دنیای واقعی. هیچ راه بهتری برای این کار وجود ندارد جز اینکه خود را در دنیای دیگری غرق کنید. گم شدن در یک دنیای کاملاً خیالی، فرار واقعی است. این روزها، بازیهای جهان باز مانند Cyberpunk 2077، Red Dead Redemption 2 و جدیدترین بازیهای The Legend of Zelda کارهای زیادی انجام میدهند و نقشههایی پر از آیکونها را برای ما فراهم میکنند. اما بازیهای فرار اصلی به شکل بازیهای جستجو و اکشن بودند که توسط طرفدارانش با نام بازیهای مترویدوانیا شناخته میشوند.
اصطلاح مترویدوانیا از اوایل دهه 2000 وجود داشته است و نام دو بازی که اوایل ژانر را تثبیت کردند، یعنی Metroid و Castlevania را با هم ترکیب میکند. یک بازی کلاسیک مترویدوانیا شما را در ورودی محیطی قرار میدهد که احساس بزرگی میکند (به خصوص در ساعات اولیه) و یک ماموریت ساده مانند "شکست دادن دراکولا" را به شما میدهد - و سپس موانع بیشماری را در مسیر رسیدن به آن هدف (درهای قفل شده، مناطق غیرقابل عبور، باسهای منطقهای) قرار میدهد و شما را مجبور میکند تا در یک نقشه در حال رشد از مناطق مختلف، اغلب با دشمنان و چالشهای متناسب با موضوع خود، حرکت کنید.
Animal Well، یک مترویدوانیا با تراکم بالا
این موانع کلیدی برای ایجاد حس اهمیت در اکتشاف هستند. شما در ابتدا نمیتوانید به هر جایی که میخواهید بروید. شما باید راههایی برای باز کردن درها و گزینههای حرکتی جدید برای عبور از موانع را باز کنید. وقتی در نهایت از آن مانع عبور کرده و وارد یک زیست بوم جدید شوید، حس شگفتی در دیدن یک مکان جدید میتواند به وجود بیاید. این موانع در بازیهای جهان باز کمی متفاوت به نظر میرسند. برخی از بازیها این موانع را به طور کامل حذف میکنند و به جای آن آزادی را ترجیح میدهند، در حالی که برخی دیگر فقط مناطق خاصی مانند سیاهچالهها و چالشهای ویژه را محدود میکنند. اما آنها هنوز همان کار را انجام میدهند که بازیهای مترویدوانیا انجام میدهند - تلاش برای دادن دلایلی برای اکتشاف و سپس بازدید مجدد از قسمتهای نقشه، و اکتشاف دقیق جهان.
در سطح پایه مکانیک و پیشرفت، این بازیها اساساً یک کار را انجام میدهند: پاداش دادن به شما برای اکتشاف کامل.
تصور یک مترویدوانیا در سه بعدی آسان است - Dark Souls مانند یکی از این نمونهها به نظر میرسد، با نقشهای که با میانبرها و پر از اسرار پوشیده شده است و هر منطقه دارای یک تم و یک باس متناسب با آن است. و این مناطق با مضمون بخشی از چگونگی اطمینان یک بازی از اینکه به یاد ماندنی است، هستند. Elden Ring دارای رودخانه Siofra است، یک رودخانه زیرزمینی با آسمانی پر از ستارگان درخشان. Control، بازی پر از بلوکهای خاکستری، دارای مناطقی مانند معدن سنگ سیاه و صفحه Astral است.
سری Batman Arkham پیشرفت جهان باز و مترویدوانیا را با هم ترکیب کرد
بسیاری از بازیهای جهان باز، به خصوص آنهایی که سلاحهای تعیین شده توسط ماموریت را به دست میآورید و تواناییهای حرکتی جدیدی به دست میآورید، میتوانند بدون تغییر زیادی در حلقههای گیمپلی خود به عنوان یک مترویدوانیا عمل کنند.
همه این ویژگیهای فردی با هم جمع میشوند تا مکانی ایجاد کنند که شما به عنوان بازیکن سطح منحصربهفردی از عاملیت برای حرکت و تعامل با دنیای بازی داشته باشید. شما میتوانید با سرعت خود کاوش کنید، جهان را یک زیست بوم در یک زمان کشف کنید و با کسب تواناییهای کلاسیک مانند پرش دوگانه و پرش هوایی که به شما امکان میدهد دنیای بازی را تسلط دهید، آن حلقه بازخورد رضایت را دریافت کنید: "سختکوشی من نتیجه میدهد." با کسب سلاح و تواناییهای مبارزه، شما انتخاب میکنید که چه نسخه ای از آن شخصیت میخواهید باشید، چه ساختاری. شما یک هدف روشن دارید و عاملیت برای تکمیل آن به روشی که دوست دارید - چیزی که بازیهای بسیار کمی میتوانند با تراکم مشابه ارائه دهند.
تنها این دو ژانر بازی این ترکیب دقیق از شخصیسازی، رویکرد و دستاورد را ارائه میدهند. به همین دلیل است که ژانری که 30 سال است وجود دارد هنوز هم برای گیمرهای زیادی قدرت دارد.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: