با نگاهی به کارنامه هنری ریدلی اسکات، شاید آنچه او را به چهرهای متمایز تبدیل میکند، ناتوانی کامل او در محدود ماندن به یک سبک یا ژانر خاص باشد. در حالی که فیلمسازان دیگری مانند استیون اسپیلبرگ نیز وجود دارند که خود را به یک ژانر واحد محدود نمیکنند، اما فیلمشناسی اسکات به قدری گسترده است که حتی در مواردی به تعریف و بازتعریف ژانرهای وحشت، علمی-تخیلی، درام نظامی، حماسههای تاریخی، کمدی سیاه و نئو-نوآر کمک کرده است.
بسیار عجیب و در عین حال شگفتانگیز است که بدانیم یک نفر، هم کارگردانی فیلم ماندگار بیگانه (Alien) و هم اثر جریانساز تلما و لوییز (Thelma & Louise) را بر عهده داشته است. این گستردگی در انتخاب سوژهها و سبکهای روایی، اسکات را به یکی از منعطفترین و تأثیرگذارترین کارگردانان تاریخ سینما تبدیل کرده است.
اکنون پس از گذشت نه سال از آخرین تجربه جدی او در فضای علمی-تخیلی، این کارگردان بزرگ که بسیاری او را پادشاه فیلمهای این ژانر میدانند، آماده است تا بار دیگر با اثری جدید به پرده سینماها بازگردد. طرفداران سینمای علمی-تخیلی در سراسر جهان بیصبرانه منتظرند تا ببینند اسکات پس از نزدیک به یک دهه دوری از این فضا، چه دیدگاه نوینی را به مخاطبان ارائه خواهد داد.
این بازگشت که تنها یک ماه تا اکران آن باقی مانده، بار دیگر بحثها را پیرامون جایگاه ریدلی اسکات در تاریخ سینمای غرب و توانایی او در خلق دنیاهای بصری خیرهکننده داغ کرده است. از آثار کلاسیک علمی-تخیلی او گرفته تا حماسههایی نظیر گلادیاتور، همگی گواهی بر تسلط بیچون و چرای او بر هنر داستانگویی تصویری هستند.
انتظار میرود این پروژه جدید که با حساسیتهای همیشگی اسکات ساخته شده، بتواند استانداردهای جدیدی را در ژانر علمی-تخیلی تعریف کند و بار دیگر نام او را به عنوان پیشروترین فیلمساز این حوزه در صدر اخبار سینمایی قرار دهد.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: