در سالهای اخیر، هیجان زیادی در مورد پتانسیل مطالعه بیماریهای انسانی در آنچه به عنوان "ارگانوئیدها" شناخته میشوند، وجود داشته است. این تکههای کوچک بافت که با استفاده از سلولهای بنیادی تشکیل میشوند، به نظر میرسد بسیاری از انواع سلولی مشابه و حداقل برخی از ساختارهایی را که به طور معمول در اندامهای واقعی تشکیل میشوند، تولید میکنند و در نتیجه میتوانند مدل بهتری برای بیماریهایی باشند که به تعاملات پیچیده بین انواع سلولی تخصصی متعدد که از ویژگیهای بدن انسان هستند، متکی هستند.
اما حتی پیچیدهترین ارگانوئیدها نیز فاقد بسیاری از ویژگیهای بدن انسان واقعی هستند. این امر به ویژه در مورد ارگانوئیدهای مغز صادق است که هیچکدام از ارتباطات با ساختارهای تخصصی مغز مورد نیاز برای رفتار "طبیعی" را تشکیل نمیدهند. روز چهارشنبه، یک گروه تحقیقاتی در دانشگاه استنفورد روشی ممکن برای مطالعه ارگانوئیدهای مغز در یک زمینه کمی طبیعیتر را توصیف کرد: آنها به طور ژنتیکی بخش بزرگی از مغز موش را از بین بردند و آن را با سلولهای ارگانوئید مغز انسان جایگزین کردند.
جایگزینیها
ارگانوئیدها، به دلیل اینکه ساختار بافت سه بعدی را اتخاذ میکنند و از سلولهای تخصصی مختلف تشکیل شدهاند، مدل بسیار بهتری برای بافت سالم نسبت به صرفاً داشتن مجموعهای از سلولهای جدا شده در یک ظرف کشت هستند. اما آنها هنوز محدودیتهای زیادی دارند—به سیستم گردش خون متصل نیستند که به کبد اجازه میدهد مواد شیمیایی تولید شده توسط ارگانوئید را پردازش کند و فاقد سلولهای ایمنی متحرک در آنها هستند، فقط برای مثال.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: