تحولات جمعیتی و تغییرات ساختاری در خانوادههای ایرانی، در سالهای اخیر تأثیرات عمیقی بر جایگاه و نقش سالمندان گذاشته است. در استان خراسان رضوی که همواره به دلیل ویژگیهای فرهنگی و مذهبی، تکریم بزرگان در آن جایگاه ویژهای داشته، امروزه شاهد تضادی میان سنتهای بومی و سبک زندگی مدرن هستیم.
به گزارش ایسنا، رشد فردگرایی، فشار دغدغههای اقتصادی و تغییر الگوی خانواده از مدل گسترده به هستهای، باعث شده تا پیوندهای بیننسلی تضعیف شود و جایگاه سالمند به عنوان محور تصمیمگیریها و انتقال تجربیات، کمرنگتر از گذشته به نظر برسد.
بررسی وضعیت فعلی نشان میدهد که بسیاری از سالمندان در این منطقه، بیش از آنکه با مشکلات جسمی دست و پنجه نرم کنند، با بحرانهای عاطفی و احساس نادیده گرفته شدن روبرو هستند. مشغلههای روزمره نسل جوان و تمرکز بیش از حد بر تأمین نیازهای فرزندان، منجر به ایجاد یک خلأ عاطفی عمیق برای پیشکسوتان شده است. این وضعیت در بسیاری از موارد، روابط خانوادگی را از یک پیوند عاطفی به یک رابطه ابزاری یا صرفاً مادی تبدیل کرده است، به گونهای که توجه فرزندان به والدین سالمند، تنها در زمانهای نیاز مالی یا ضرورتهای مراقبتی محدود میشود.
از سوی دیگر، نگاه کلیشهای جامعه به دوران پیری که آن را مترادف با ناتوانی، بیماری و انزوا میداند، خود یکی از عوامل تشدید کننده آسیبهای روانی در این قشر است. این نگرش منفی باعث شده تا حتی خود سالمندان نیز با ورود به این دوران، دچار خودکمبینی شده و پذیرای انزوای خانگی شوند. در حالی که سالمندی یک مرحله طبیعی از حیات است، تبدیل آن به دوران خانهنشینی و افسردگی، خسرانی بزرگ برای کل جامعه است؛ چرا که سالمندان حافظه تاریخی و مخزن تجربیات یک جامعه هستند و نادیده گرفتن آنها، به معنای از دست دادن سرمایههای فکری ارزشمندی است که میتواند گرهگشای بسیاری از مشکلات نسل جوان باشد.
مهدی وکیلی یکی از فرهنگیان بازنشستهای که وارد ۶۳ سالگی شده است، درباره تغییرات رخ داده در سبک زندگی گفت: مشغلههای کاری و گرفتاریهای روزمره باعث شده است که فرزندان کمتر از گذشته فرصت داشته باشند تا به بزرگترها سر بزنند و احوال آنها را جویا شوند.
وی بیان کرد: زندگیهای امروزی به شدت تحت تأثیر تجملگرایی و دغدغههای مادی قرار گرفته و آن صفای زندگیهای گذشته که همه اعضای خانواده دور هم جمع میشدند و فعالیتهای روزانه را به صورت گروهی انجام میدادند، دیگر دیده نمیشود.
وکیلی با اشاره به گسترش پدیده فرزندسالاری در خانوادههای امروزی بیان کرد: امروزه تمام توان و انرژی پدر و مادران جوان صرف تأمین نیازهای فرزندانشان میشود و در این میان، سهمی برای توجه به سالمندان باقی نمیماند. سالمندان در این فضا، بیش از هر چیز نیازمند دلجویی و توجه عاطفی هستند.
در همین حال، یک کارمند بازنشسته که دوران سالمندی خود را در سکوت پارکهای محله سپری میکند، معتقد است: وضعیت فعلی ناشی از نوعی بحران در ارزشهای اخلاقی است.
وی با بیان اینکه دوران سالمندی به واسطه شرایط جسمی و روانی، اقتضائات خاص خود را دارد، بیان کرد: در جامعهای که ادعای پایبندی به ارزشهای اخلاقی و مذهبی داریم، توجه به حقوق سالمندان باید در اولویت باشد، اما واقعیت این است که بیتوجهی به این قشر به یک رویه تبدیل شده است.
این شهروند بازنشسته با تأکید بر اینکه بزرگترین مشکل فعلی، بیاحترامی و نادیده گرفتن تجربیات بزرگسالان است، عنوان کرد: متأسفانه مشخص نیست چه اتفاقی برای فرهنگ ما افتاده که دغدغههای جوانان صرفاً به مسائل اقتصادی محدود شده است.
وی خاطرنشان کرد: در حال حاضر، بسیاری از سالمندان تنها زمانی از سوی فرزندان خود مورد توجه قرار میگیرند که آنها به پول یا کمکهای مالی نیاز دارند. این نگاه ابزاری به والدین، آسیبهای عمیقی بر پیکره خانواده وارد میکند.
تحولات جمعیتشناختی در کشور نشان میدهد که جامعه ایران با سرعت به سمت سالمندی در حرکت است. افزایش امید به زندگی و تغییر سبک زندگی، هرم سنی جمعیت را دستخوش تغییر کرده و سالمندی را به یکی از مهمترین موضوعات سیاستگذاری در حوزههای سلامت و رفاه اجتماعی تبدیل کرده است. با این حال، آنچه بیش از آمارها اهمیت دارد، نوع نگاه جامعه و سیاستگذاران به این دوران از زندگی است؛ دورانی که بسیاری آن را مترادف با انزوا، ناتوانی و بیماری میدانند.
یک کارشناس حوزه رفاه اجتماعی و سلامت روان، با اشاره به تحولات جمعیتی در کشور و حرکت جامعه به سمت سالمندی، تأکید کرد: باید نوع نگاه عموم به این دوران از زندگی تغییر یابد.
وحیده صفاریان، در گفت و گو با ایسنا با بیان اینکه سالمندی نباید با مفاهیمی نظیر تنهایی، ناتوانی، از کارافتادگی و انزوا هممعنا باشد، تصریح کرد: متأسفانه در حال حاضر بسیاری از مردم، پیری را معادل خانهنشینی و بیماری میدانند؛ در حالی که این نگاه منفی نه تنها مبنای علمی ندارد، بلکه خود عاملی تشدید کننده برای بروز آسیبهای جسمی و روانی در دوران سالمندی است.
وی بیان کرد: سالمندی یک مرحله طبیعی از حیات انسان است که ویژگیها و نیازهای خاص خود را دارد و اگر با آگاهی با آن برخورد شود، میتواند دورانی با کیفیت و اثرگذار باشد.
این کارشناس حوزه رفاه اجتماعی با تأکید بر اینکه نیازهای عاطفی مهمترین نیاز سالمندان است که کمتر به آن توجه میشود، گفت: اگرچه تأمین نیازهای زیستی و مالی سالمندان ضروری است، اما آنچه بیش از هر چیز بر سلامت روان و کیفیت زندگی این قشر تأثیر میگذارد، پاسخگویی به نیازهای عاطفی آنهاست. سالمندان نیازمند دیده شدن، مورد توجه قرار گرفتن و حس مفید بودن هستند. خانوادهها و جامعه باید تلاش کنند تا این خلاء عاطفی را پر کنند و اجازه ندهند سالمند در تنهایی خود غرق شود.
صفاریان با اشاره به برنامهریزیهای کلان برای مدیریت پدیده سالمندی، از تغییر رویکرد سازمانهای حمایتی خبر داد و افزود: در برنامهریزیهای جدید، سیاستهای حمایتی از حالت سنتیِ نگهداری در مراکز شبانهروزی به سمت توسعه مراکز روزانه تغییر جهت داده است. بر این اساس، ایجاد مراکز شبانهروزی دیگر در اولویت نیست، چرا که هدف ما حفظ پیوند سالمند با خانواده و جامعه است.
وی درباره کارکرد این مراکز توضیح داد: در مراکز روزانه سالمندان، برنامههای ویژهای برای توانمندسازی و پیشگیری از آسیبهای جسمی و ذهنی تدوین شده است. بسیاری از سالمندان به دلیل ترس از زمین خوردن یا مشکلات مفصلی، از انجام فعالیتهای روزانه خودداری میکنند و این بیتحرکی منجر به تحلیل رفتن عضلات میشود. در این مراکز، متخصصان فیزیوتراپی و پزشکان، وضعیت جسمانی هر فرد را بررسی کرده و تمرینات ورزشی ایمن و متناسب را برای آنها طراحی میکنند. این اقدامات نه تنها توانایی جسمی آنها را افزایش میدهد، بلکه اعتماد به نفسشان را برای انجام امور شخصیشان بالا میبرد.
این کارشناس حوزه رفاه اجتماعی و سلامت روان با اشاره به وضعیت سالمندان در شهرهای مختلف استان خراسان رضوی، خاطرنشان کرد: خوشبختانه در فرهنگ عمومی ما، احترام و کرامت سالمندان همچنان جایگاه ویژهای دارد. اگرچه مراکز شبانهروزی سالمندان وجود دارند، اما بررسیها نشان میدهد که بیشتر مراجعان این مراکز، افراد فاقد سرپرست و یا کسانی هستند که شرایط خانوادگی خاصی دارند.
وی خاطرنشان کرد: این موضوع نشان میدهد که فرهنگ بومی ما همچنان اجازه نمیدهد که سالمندان به سادگی به مراکز نگهداری سپرده شوند و خانوادهها خود را متعهد به مراقبت از والدین سالمندشان میدانند. این روحیه، یک سرمایه اجتماعی ارزشمند است که باید با ارائه خدمات مشاورهای و آموزشی به خانوادهها، تقویت شود.
صفاریان در ادامه به لزوم آیندهنگری افراد برای دوران سالمندی تأکید کرد و گفت: یکی از اشتباهات رایج این است که افراد گمان میکنند برنامهریزی برای دوران سالمندی را باید از زمان بازنشستگی شروع کرد؛ در حالی که سالمند سالم محصول سبک زندگی در دوران جوانی و میانسالی است.
وی تأکید کرد: میانسالان باید از همین امروز برای دوران کهولت خود برنامه داشته باشند. اصلاح الگوی تغذیه، تحرک بدنی منظم، یادگیری مداوم و تمرینات فعالسازی حافظه، گزیدهای از برنامههایی است که هر فرد باید در سبک زندگی خود بگنجاند تا ورود به دوران سالمندی با حداقل مشکلات جسمی همراه باشد.
این کارشناس سلامت روان با بیان اینکه بسیاری از سالمندان برای خود وقت نمیگذارند و از برنامههای جانبی غافلاند، تصریح کرد: سالمندی دوران خانهنشینی نیست. فرد باید در این سن نیز برای اوقات فراغت، یادگیری و تعاملات اجتماعی خود برنامه داشته باشد. متأسفانه دیده میشود که بسیاری از سالمندان پس از بازنشستگی، دچار خلأ هویتی میشوند و احساس میکنند دیگر کارکردی ندارند؛ این در حالی است که تجربه و دانش انباشته آنها، گنجینهای است که جامعه به آن نیاز دارد.
تحولات ساختار خانواده در ایران و حرکت شتابان جمعیت به سمت سالمندی، موضوعی است که در سالهای اخیر توجه بسیاری از جامعهشناسان را به خود جلب کرده است.
عباس عابدی، جامعهشناس و استاد دانشگاه، در گفت و گو با ایسنا با نقد نگاه کلیشهای و منفی موجود در جامعه نسبت به دوران سالمندی، تأکید کرد: این دوران نه به معنای پایان کارآمدی، بلکه مرحلهای از حیات است که نیازمند بازتعریف جایگاه سالمند در ساختار خانواده و اجتماع است.
وی با بیان اینکه سالمندی در باور عموم جامعه اغلب با واژگانی نظیر تنهایی، ناتوانی، از کارافتادگی و بیماریهای مزمن گره خورده است، اظهار کرد: متأسفانه در حال حاضر نگاه جامعه به پدیده پیری، نگاهی آکنده از ترس و انزوا است. این نگرش منفی باعث شده است که حتی خود سالمندان نیز به محض ورود به این سن، دچار نوعی خود کمبینی شوند؛ در حالی که واقعیت زندگی سالمندان با آنچه در ذهن عموم نقش بسته، متفاوت است. اگر این نگاه اصلاح نشود، ما در آینده نزدیک با بحرانی جدی در حوزه سلامت روان سالمندان مواجه خواهیم شد.
این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه بسیاری از پدران و مادران از دوران کهولت و تنهایی وحشت دارند، افزود: این ترس بیدلیل نیست؛ رسیدن به دورانی که فرد توانایی انجام امور روزمره خود را از دست میدهد و به کمک دیگران، به ویژه فرزندانش وابسته میشود، واقعیتی است که در جوامع صنعتی و شهرنشین امروزی با چالشهای بیشتری همراه شده است.
وی بیان کرد: تغییر ساختار خانواده از گسترده به هستهای، فضای تعاملات را محدود کرده و همین امر باعث شده سالمند احساس کند که از چرخه حیات خانواده کنار گذاشته شده است.
عابدی با ابراز نگرانی از کاهش نرخ فرزندآوری در جامعه گفت: این مسئله در آیندهای نزدیک بحران سالمندی را به یک چالش ساختاری تبدیل خواهد کرد. اکنون شاهد هستیم که به دلایل مختلفی، از جمله ناتوانی فرزندان در ایفای نقش مراقبتی یا حتی خواست خود سالمندان برای پرهیز از تحمیل بار مالی و عاطفی بر دوش نسل بعد، تعداد سالمندانی که در مراکز نگهداری اختصاصی زندگی میکنند، رو به افزایش است.
وی بیان کرد: البته هنوز هم خانوادههای بسیاری در شهرهای مختلف خراسان رضوی وجود دارند که پدربزرگها و مادربزرگها را به عنوان ارزشمندترین رکن خانواده در کنار خود حفظ کرده و از برکات حضور آنان بهره میبرند، اما باید این الگوهای موفق را ترویج کرد.
این جامعهشناس با تأکید بر اینکه نیازهای عاطفی مهمترین و اصلیترین نیاز سالمندان است که در برنامهریزیهای کلان اغلب به آن بیتوجهی میشود، تصریح کرد: بسیاری از سالمندان تنها با یک مشکل عمده دستوپنجه نرم میکنند و آن نداشتن همصحبت است. اگر نوه یا نتیجهای در کنار آنها نباشد یا اگر فرزندان درگیر مشغلههای روزمره باشند، سالمند به سرعت دچار بیحوصلگی، رخوت و در نهایت افسردگی میشود. سالمند نه میتواند مانند جوانان پویایی سابق را داشته باشد و نه میخواهد به عنوان عنصری بیمصرف در گوشهای از خانه رها شود.
عابدی راهکار برونرفت از این انزوا را در مشارکتدهی فعال دانست و ادامه داد: باید تا میتوانیم با سالمندان همصحبت شویم و آنها را در کارهای روزمره ساده و سبک زندگیمان شریک کنیم. واگذاری مسئولیتهای کوچک یا مشورت گرفتن از آنان در امور خانواده، این پیام را به سالمند منتقل میکند که هنوز در کانون توجه است و حضورش برای ما اهمیت دارد.
این استاد دانشگاه، پدربزرگها و مادربزرگها را نصیحت کنندههایی دلسوز و مشاورانی باسابقه دانست که باید از ظرفیت فکری آنها بیشترین بهره را برد.
عابدی با اشاره به ظرافتهای رفتاری در برخورد با سالمندانی که دچار مشکلات جسمی هستند، اظهار کرد: بسیاری از سالمندان در انجام فعالیتهای روزانه خود با مشکل مواجهاند، اما غرورشان اجازه نمیدهد از فرزندان درخواست کمک کنند. در چنین شرایطی، شیوه حمایت بسیار مهم است. نباید طوری رفتار کنیم که سالمند احساس ضعف یا سربار بودن کند. باید با آنها همدردی کرده و نشان دهیم که یاری رساندن به آنها نه تنها برای ما دشوار نیست، بلکه از سر مهر و احترام است.
راهکار عبور از چالشهای سالمندی، نه فقط در مراکز نگهداری، بلکه در آغوش خانواده است. جامعه و به ویژه نسل جوان باید بدانند که تکریم سالمندان، یک تکلیف اخلاقی صرف نیست، بلکه سرمایهگذاری برای سلامت روانی کل جامعه است.
اگر بتوانیم فضای مناسب برای تعاملات بیننسلی ایجاد کنیم و سالمندان را از انزوا خارج سازیم، میتوانیم شاهد خانوادههایی پایدارتر و جامعهای بانشاطتر باشیم. دوران پیری باید دورانی باشد که سالمند در آن، نه ترس از تنهایی، بلکه لذت از تجربه حضور در میان خانواده را تجربه کند.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: