سه‌شنبه 31 شهریور 1405

ارز دیجیتال
ارزهای خارجی
بورس
طلا و سکه
انرژی و فلزات

دماوند؛ میراث طبیعی در معرض بی‌توجهی و تخریب

14:00 - 1405/06/31 اجتماعی
1983کلمه 10 دقیقه
دماوند؛ میراث طبیعی در معرض بی‌توجهی و تخریب
به گزارش عصر ایران
قله دماوند، نخستین اثر میراث طبیعی ثبت‌شده ایران، با وجود وعده‌های پیگیری ثبت جهانی، با بی‌توجهی و رفتارهای غیرمسئولانه کوهنوردان مواجه است.

دونفر در ارتفاع ۵۶۱۰ متری دماوند در حال کتک‌کاری هستند و مابقی کوهنوردان سعی می‌کنند آنها را از هم جدا کنند. پشت صحنه درگیری هم، کوهنوردانی بی‌تفاوت به اتفاق‌های اطراف در حال گرفتن عکس با تابلوی قله دماوند هستند. فردی که در حال فیلمبرداری است می‌گوید: «دعوا سر قله دماوند به خاطر عکس». بعد دوربین گوشی را کمی می‌چرخاند و ادامه می‌دهد «ولی من اومدم اینجا عکس بگیرم. اینجا هم میشه عکس گرفت».


به گزارش ایسنا، قله دماوند در تابستان امسال فقط مقصد کوهنوردان نبود؛ به صحنه‌ای برای عکس گرفتن، رقابت بر سر چند متر جا، نصب تابلوهای متفاوت، انتشار تصاویر تیراندازی، صعود با پای برهنه و بحث درباره رفتار انسان‌ها در ارتفاعات تبدیل شد. تصاویری که در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست شدند و پرسش‌های زیادی مطرح کردند.


برخی از تغییر نگاه افراد به کوهنوردی گفتند. برخی دیگر حجم کوهنوردان امسال را برای صعود به قله، خارج از ظرفیت تحمل قله دماوند اعلام کردند. کوهنوردان حرفه‌ای و قدیمی نیز بار دیگر تاکید کردند که قله دماوند یک اثر طبیعی است و برای صعود به این قله نباید اثری از خود روی آن به جا بگذارند.


اما چه اتفاقی بین رابطه ما با دماوند افتاده است که آن را به عنوان یک اثر کهن دوست داریم و دلمان می‌خواهد این شکوه را از نزدیک ببینیم اما پس از رسیدن به آن، در آسیب زدن به این اثر ملی گاه از یکدیگر سبقت می‌گیریم!؟


قله دماوند نخستین اثر میراث طبیعی ایران بود که سال ۱۳۸۷ ثبت ملی شد و مسئولان وقت قول دادند که پیگیر ثبت جهانی آن هم باشند. اما پرسش همیشگی در ارتباط با میراث ملی این است؛ ثبت‌هایی که با هیچ آموزش و مراقبتی همراه نباشد، چه منفعتی برای آن اثر دارد؟


ظرفیت دماوند چقدر است؟


عباس محمدی، کوهنورد و کنشگر محیط زیست معتقد است دماوند ظرفیت این حجم از کوهنورد را ندارد و در این باره به ایسنا می‌گوید: «طبق مطالعات انجام شده و برآوردهای فدراسیون کوهنوردی از کارشناسان محیط زیست مبنی بر ظرفیت سنجی کوهنوردی دماوند، روزانه ۳۰۰ کوهنورد امکان صعود به قله دماوند را از مسیر جنوبی دارند که راحت‌ترین مسیر محسوب می‌شود. این تعداد بر اساس ظرفیت پناهگاه و تعداد کمی هم چادر در اطراف آن برآورد شده است. ظرفیت مسیر غربی نیز حدود ۶۰ کوهنورد و ظرفیت مابقی مسیرها کمتر از این تعداد است. در نقاط دیگر دنیا نیز بر اساس امکانات اقامتی، ظرفیت‌سنجی می‌شود تا فشار بیش از اندازه به طبیعت و منابع طبیعی وارد نشود. صعود این تعداد کوهنورد نیز باید همراه با مربی و راهنما باشد تا مسیر صعود فرسوده نشود، به تعداد راه‌های فرعی اضافه نشود و عرض پاکوب افزایش پیدا نکند.»


او ادامه می‌دهد: «به عقیده من باید ورود خودرو و قاطر در مسیر صعود به قله ممنوع شود، حتی فدراسیون کوهنوردی هم با این کار موافق است. اما دستگاه‌هایی که می‌توانند در این زمینه اعمال قدرت کنند عملا هیچ‌کاری انجام نمی‌دهند و متاسفانه دولت‌ها و دستگاه‌های مسئول در ایفای مسئولیت خود سرپوش می‌گذارند. به عقیده من، قوه قضائیه، منابع طبیعی و پلیس باید در این زمینه ورود کنند که متاسفانه هیچکدام تا کنون هیچ‌کاری انجام نداده‌اند.»


دماوند قربانی شلختگی و بی‌مسئولیتی


شمار قابل توجه چادرهای کوهنوردان در دماوند


این کوهنورد با بیان اینکه صعود به دماوند و بسیاری از کوه‌های ایران مثل خیلی از رویدادها و برنامه‌های کشور رشد کمیتی داشته است اما طی سه دهه گذشته از نظر کیفیت تنزل پیدا کرده است، می‌گوید: «تعداد کوهنوردان بسیار زیاد شده است اما بیش از ۹۰ درصد برنامه‌هایی که اجرا می‌شوند از جنبه کوهنوردی فاقد کیفیت لازم هستند. هر برنامه‌ای که در کوهنوردی دشوارتر باشد، در شرایط سختی انجام شود و نیازی به نیروی کمکی مثل باربر یا خط تله‌کابین نداشته باشد، ارزشمند محسوب می‌شود که البته معیارهای دیگری هم دارد اما من درباره آن‌ها بحث نمی‌کنم. آنچه ما در دماوند شاهد هستیم این است که ماشین‌های باربری تا ارتفاع ۳۱۰۰ متر، بار و کوله کوهنوردان را حمل می‌کنند از آنجا تا ارتفاع ۴۱۰۰ متر نیز از قاطر برای حمل بار استفاده می‌شود.»


محمدی ادامه می‌دهد: «مسائل فنی در کوهنوردی اصیل، ارزش تلقی می‌شوند اما متاسفانه در سال‌های اخیر شاهد کمرنگ شدن این مسائل بودیم. این در حالی است که هر سال به تعداد کوهنوردان افزوده می‌شود. ما در همه‌ زمینه‌ها از دانشگاه، مدرسه، گردشگری و کوهنوردی گرفته تا موارد دیگر شاهد رشد کمی بودیم اما کیفیت، تنزل پیدا کرده است.»


رقابت غیرمنطقی برای گرفتن گواهی صعود یا فخرفروشی


او رقابت غیرمنطقی برای گرفتن گواهی صعود یا فخرفروشی در این زمینه را یکی دیگر از دلایلی عنوان می‌کند که موجب شده قله دماوند به این روز بیفتد و در این باره توضیح می‌دهد: «عده‌ای برای کسب درآمد بیشتر، صعود به قله دماوند را به شکل خاصی القا کرده‌اند که افراد تصور می‌کنند اگر بتوانند به قله دماوند صعود کنند و گواهی صعود را هم از فدراسیون دریافت کنند، به عنوان یک کوهنورد زبده شناخته می‌شوند. در کنار این قضیه، رشد کمیتی و نگاه غیرعمیق به مسئله کوهنوردی موجب رهاشدگی محیط زیست شده است. این دیدگاه در قله‌های بلند شاخص دیگر ایران مثل علم کوه و سبلان نیز اتفاق افتاده است. اساسا هیچ مدیریت و اعمال قانونی کشوری در این زمینه وجود ندارد. سازمان‌هایی مثل حفاظت محیط زیست یا سازمان منابع طبیعی یا پلیس باید رفت‌و آمد به این کوه‌ها را کنترل کنند و ظرفیت‌سنجی‌های لازم را انجام دهند. این درحالی است که این سازمان‌ها گاهی به ندرت و پس از حاشیه‌هایی که ایجاد می‌شود به صدور بیانیه‌هایی اکتفا می‌کنند بدون آنکه هیچ کنترلی روی اتفاقات داشته باشند.»


این کنشگر محیط زیست تاکید می‌کند: «دماوند بلندترین و شاخص‌ترین کوه کشور است و نماد سرزمینی و طبیعی ملی ماست. اتفاقاتی که در چند هفته اخیر افتاده است، بیانگر آن است که اساسا هیچ مدیریت و اعمال قانون کشوری در این زمینه وجود ندارد.»


محمدی درباره‌ نقش وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در حفاظت از این میراث طبیعی اظهار می‌کند: «وقتی وزارت میراث فرهنگی یک مکان یا محوطه‌ای را ثبت می‌کند باید سازوکاری هم برای حفاظت و نگهداری آن داشته باشد اما این وزارتخانه نه تنها در قبال دماوند بلکه درباره بناهای تاریخی که محدودیت کوچکتری دارند و قابل مدیریت هم هستند، وظیفه خودش را به درستی انجام نمی‌دهد و معمولا هم کمبود بودجه را بهانه می‌کند. برای مثال ما حتی مدیریت درستی در مورد «تخت جمشید» و میدان «نقش جهان» که دو اثر مهم تاریخی کشور ما هستند هم نمی‌بینیم و این ضعف کلی باید از سوی دولت رفع شود. از سال ۱۳۸۷ دماوند اولین اثر طبیعی ایران بود که در سازمان میراث فرهنگی وقت ثبت ملی شد اما در عمل هیچ اقدامی برای محافظت از آن نشده است.»


دماوند قربانی شلختگی و بی‌مسئولیتی


نظارت برای حفاظت از این اثر طبیعی در حد صفر است


او با بیان اینکه بعد از دماوند نیز آثار طبیعی دیگری ثبت ملی شدند اما به نظر می‌رسد این ثبت‌ها بیشتر روی کاغذ هستند، اضافه می‌کند: «گرچه بودجه‌هایی هم برای این پروژه‌ها در نظر گرفته می‌شود و پژوهش‌هایی درست یا نادرست نیز انجام و بایگانی می‌شود اما مدیریت نمی‌شود و پس از ثبت اقدام موثری صورت نمی‌گیرد. ما درباره محیط زیست هم همین شیوه را می‌بینیم. سازمان محیط زیست نیز سال ۱۳۸۱ دماوند را به عنوان اثر طبیعی ملی اعلام کرد اما به جز چند اقدام جزئی، اقدامات خاصی در این زمینه انجام نشد. شما وقتی به قصد صعود به دماوند وارد این منطقه می‌شوید نه نماینده‌ای از میراث فرهنگی می‌بینید، نه محیط بان. حتی قرقبانی هم از سوی منابع طبیعی که مالک یک اثر طبیعی است، دیده نمی‌شود که مراقب چرای دام باشد. در مجموع نظارت برای حفاظت از این اثر طبیعی در حد صفر است».


این کوهنورد معتقد است: «برای حفظ یک پدیده طبیعی باید در دو حوزه مسئولیت قائل شد؛ نخست حوزه اقتدار دولتی است که بیشترین سهم را دارد؛ یعنی اعلام یک منطقه حفاظت‌شده، یا اعلام منطقه به عنوان اموال طبیعی همگانی و بین نسلی. ۹۰ درصد حفاظت از چنین مکان‌های به عهده دستگاه‌های نظارتی است. مردم هم ۱۰ درصد وظیفه را بر عهده دارند. هر فردی که وارد یکی از مکان‌های طبیعی می‌شود مسئولیت دارد طوری وارد و خارج از این عرصه شود که انگار هیچکس وارد آنجا نشده و از خودش ردی به جا نگذارد. کوهنوردی‌ای که ما در بیشتر نقاط ایران و به خصوص دماوند می‌بینیم کوهنوردی شلخته‌وار است که ماشینی شده است چرا که بخشی از مسیر با خودرو طی می‌شود. در این زمینه نیز تا حد زیادی دستگاه‌های فرهنگی کشور مقصرند که باید قانون را اعمال کنند.»


ما شاهد مُدگرایی به جای تجربه‌گرایی هستیم


اما ندا زینال‌زاده، جامعه‌شناس نیز معتقد است برخی رفتارهای اخیر در قله دماوند فراتر از یک بی‌نظمی ساده و نشان از یک «مساله فرهنگی» در مواجهه با طبیعت است و در این‌باره به ایسنا می‌گوید: «از دیدگاه جامعه‌شناسی ما شاهد مُدگرایی به جای تجربه‌گرایی هستیم. کوهنوردی برای برخی نه یک ورزش یا عشق به طبیعت، بلکه تبدیل به مد شده است. در عصر شبکه‌های اجتماعی، قله دماوند تبدیل به یک «لوکیشن اینستاگرامی» شده است. فرد نمی‌رود که «کوهنوردی» کند؛ می‌رود که «عکس بگیرد» و این تصویر را از خود به نمایش بگذارد که «من هم آنجا بودم.»


او همچنین درباره رابطه جامعه ایرانی با دماوند توضیح می‌دهد: «قله دماوند در فرهنگ، تاریخ و ذهنیت جمعی ایرانیان، صرفا یک توده سنگ و یخ نیست، بلکه یک سمبل چند لایه با ابعاد مختلف است؛ نماد ایستادگی و شکوه ملی است. دماوند برای ایرانیان نماد شکوه و عظمت سرزمینی است. در ادبیات و باور عمومی نماد استواری و سربلندی است. نماد پیوند با اساطیر و تاریخ است و در شاهنامه و داستان‌های کهن به عنوان مکانی باشکوه و درگیر نیروهای ماورایی توصیف می‌شود. نماد خیر و شر است، در واقع دماوند محل گرفتار شدن دیوها (نمادهای بدی و آشوب) است. نماد پاکی و قدسی بودن است، قله مرتفع آن محل ملاقات انسان با خداوند تصور می‌شود و پوشش برف همیشگی آن نشان پاکی و تعالی است. نماد هویت جغرافیایی و فرهنگی است، دماوند نگاهبان ایران است و دیدن عکس این قله حس وطن‌پرستی را به جریان می‌اندازد. نماد هدف و چالش است، دماوند تبدیل به آرکوتایپ ( Archetype) یا همان کهن الگویی از چالش‌های بزرگ شده است؛ یعنی معیاری برای سنجش قدرت اراده انسان.»


دماوند قربانی شلختگی و بی‌مسئولیتی


زباله‌ها در مسیر قله دماوند


این جامعه‌شناس ادامه می‌دهد: «جامعه‌شناسیِ محیط‌زیست به ما می‌گوید که وقتی طبیعت به عنوان «کالا» دیده شود، احترام به آن از بین می‌رود و شاهد کالایی شدن این قله برای برخی افراد در زمان نمایش تصاویر با تفنگ شکاری و تابلوها شخصی هستیم. از سوی دیگر شاهد فقدان فرهنگ زیست محیطی در این زمینه هستیم؛ چراکه اغلب افراد در این زمینه آموزش ندیده‌اند. در کشورهای توسعه‌یافته، ورود به مناطق حساس طبیعی نیازمند دریافت مجوز، گذراندن دوره‌های آموزشی و پذیرش پروتکل‌های سخت‌گیرانه است. اما نبود مقررات بازدارنده و عدم آمادگی جسمی و ذهنی در دماوند مشهود است.»


زینال‌زاده همچنین به توهم امنیت و عدم بلوغ در رفتار برخی از افراد که احتمالا تصوری از خشم طبیعت ندارند نیز اشاره می‌کند و می‌گوید: «این افراد کوه را محیطی تفریحی چون پارک با شیب بیشتر می‌بینند. بر این اساس وقتی با واقعیت خشن مواجه می‌شوند رفتارمسئولانه را نمی‌دانند. همچنین سلب مسئولیت اجتماعی، بعضا در رفتارهای جمعی ناهنجار دیده و این طور تصور می‌شود چون همه مقصرند، پس هیچ‌کس مقصر نیست. این تقسیم بارِ گناه باعث می‌شود که افراد بدون عذاب وجدان، محیط زیست را آلوده و جان خود و دیگران را به خطر بیندازند.»


این جامعه‌شناس معتقد است: «افزایش تمایل مردم به کوهنوردی با مدیریت درست می‌تواند پیامدهای مثبت و عمیقی هم برای فرد از نظر سلامت جسمی و روانی و هم برای جامعه، افزایش همبستگی اجتماعی به همراه داشته باشد. به یاد داشته باشیم که افزایش جمعیت از نظر جامعه‌شناسی همواره پیامدهای فراوانی را به همراه دارد بنابراین افزایش جمعیت کوهنوردان و عدم برنامه‌ریزی صحیح می‌تواند محیط زیست و جامعه کوهنوردان را به چالش بکشد.»


📡منبـع خبـر: www.asriran.com

عصر ایران

🏹لـینـک کـوتـاه: halohava.top/My3iMv



بـرچـسب هـا:


اخبار مرتبط:


شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.

🗩ثبـت نظر:


بازگشت به لیست اخبار