پیام ما در گزارشی نوشت: وعده درمان قطعی کودکان مبتلا به اوتیسم و فلج مغزی، خانوادههای مستأصل را به مرکزی کشانده است که مراجعان، تجربه حضور در آن را با آسیبهای جسمی و روانی، تحمیل هزینههای سنگین و خشونت روایت میکنند. درحالیکه سازمان نظام پزشکی ۱۶ ماه پیش نام گردانندگان این مرکز را در فهرست مداخلهگران غیرمجاز در امور پزشکی قرار داده بود، تداوم فعالیت آن در سایه تبلیغات گسترده، پرسشهایی جدی درباره مسئولیت نهادهای صنفی و نظارتی در قبال سلامت بیماران و اعتماد عمومی ایجاد کرده است.
«وقتی ما را به اتاق میبردند، لباسمان را درمیآوردند و دو نوجوان کمسنوسال با ترکه به استخوانهایمان ضربه میزدند. پاهایم را با فشار میچرخاندند و من درد شدیدی را تحمل میکردم. اما بدتر از آن، صدای شیون سایر کودکان بود که باعث لرزش شدید پاهایم میشد. در یکی از این دفعات، شاهد تشنج یک کودک زیر این ضربات بودم که هیچوقت از ذهنم پاک نمیشود.» این را دختری دهساله و بیمار به «پیام ما» میگوید که به کلینیکی با عنوان «شبیهسازی ذهن» در تهران مراجعه کرده است؛ مرکزی که به گفته او، در آن بهجای درمان، انواع شکنجههای جسمی و روحی را تجربه کرده است.
روایتهایی از این دست بسیار است؛ روایت مراجعانی که مرکزی با ادعای درمان قطعی به روشی نوین را «شکنجهگاه» توصیف میکنند.
پدر یک بیمار مبتلا به فلج مغزی (CP) نیز به «پیام ما» میگوید: «به ما گفتند اتاق و سالن منتهی به اتاق ویزیت را ترک کنیم. پس از خروجمان، موسیقی گوشخراشی در اتاق پخش شد و بلافاصله صدای جیغوداد و ضجه کودکان و بزرگسالان از آن اتاق بلند شد.»
در حوزه سلامت، «پروانه رسمی»، «سربرگ سازمانهای صنفی» و «آنتن رسانه ملی» از پایههای اعتماد عمومیاند. شهروند مستأصل، هنگامی که برای فرزند دارای اوتیسم یا فلج مغزی خود به دنبال درمان میگردد، توان بررسی اعتبار مقالات در پایگاههای داده جهانی را ندارد. او به تابلو، مهر نظام پزشکی، مجوز سازمان نظام روانشناسی، تأیید ضمنی برنامههای تلویزیونی و موج گسترده تبلیغات در فضای مجازی اعتماد میکند؛ تبلیغاتی که با کمترین مانعی روبهرو نمیشوند.
چندین ماه قبل، سازمان نظام پزشکی، بهعنوان مرجع صدور مجوز برای ارائهدهندگان خدمات درمانی، کلینیکی با عنوان «شبیهسازی ذهن» را فاقد مجوز معرفی و اسامی متخلفان را منتشر کرد.
این اعتماد درست جایی آسیب میبیند که ۱۶ ماه از انتشار رسمی اسامی متخلفان در بیانیه سازمان نظام پزشکی میگذرد، انجمنهای علمی تخصصی هشدارهای کتبی پیاپی صادر میکنند و گزارشهای آسیبهای بالینی روی میز نهادهای ناظر قرار میگیرند، اما تابلویی پایین نمیآید و حسابی مسدود نمیشود. بانیان این رویه نیز همچنان از «رکورد گینس» و صفهای میلیونی در تبلیغاتشان سخن میگویند. تداوم چنین وضعیتی، این دو چهره را به «برندگان بیعملی نهادهای ناظر» تبدیل کرده است.
بیش از یک دهه است که افرادی با مدرک کامپیوتر، با تشبیه مغز انسان به «کیس کامپیوتر»، مدعی ابداع «شبیهسازی ذهن» شدهاند. آنها با ادعای کدنویسی برای مغز، بدون صلاحیت علمی، تأیید روش و مجوز درمان، در ملأعام مداخلات درمانی انجام میدهند.
«م ب. ش.» مدعی درمان قطعی نابینایی، فلج مغزی، آسیب نخاعی، اوتیسم و لکنت زبان از طریق کدنویسی برای مغز است. او بدون تحصیلات و مدرک مرتبط درمانی و تنها با اتکا به شماره نظام روانشناسی و پروانه کار فردی به نام «ح. ک.»، از سال ۱۳۹۳ فعالیت خود را در یک کلینیک آغاز کرده است.
این کلینیک هیچگونه مجوزی از نظام پزشکی نداشته و «ح. ک.» نیز فاقد شماره نظام پزشکی و مجوز مداخلات درمانی است. بااینحال، فعالیت این مرکز به مدت ۱۲ سال، بدون بازدارندگی ادامه یافته است.
دادسراهای جرائم پزشکی همواره با پرونده افرادی روبهرو هستند که خود را پزشک معرفی کردهاند و به درمان مردم مشغول شدهاند. بسیاری از مراجعان از سر ناچاری به این افراد مراجعه کردهاند و برخی دیگر تحت تأثیر تبلیغات گسترده آنها قرار گرفتهاند.
«احمدی»، پدر همان کودک مبتلا به فلج مغزی، درباره چگونگی آشنایی با این کلینیک درمانی بدون مجوز میگوید: «فرزند ما سالها تحت نظر پزشک متخصص بود تا اینکه با تبلیغات «م. ب. ش.» در اینستاگرام و تضمین درمان قطعی با شبیهسازی مغز مواجه شدیم. پس از تماس، به ما برای سه ماه بعد وقت دادند که با اصرار زیاد توانستیم این فاصله را به یک ماه کاهش دهیم. ما از اصفهان مراجعه کردیم. یک برگه رضایتنامه به من دادند که بر اساس آن، بدون اطلاع از فرایند درمان، باید از قبل رضایت خود را نسبت به هرگونه پیامد احتمالی اعلام میکردم و میپذیرفتم که در صورت نارضایتی، حق شکایت ندارم.»
او ادامه میدهد: «از همان ابتدا با دریافت مبالغی نجومی مواجه شدیم. برای مثال، برای نقشه مغزی که همهجا حداکثر با ۶۰۰ هزار تومان انجام میشود، هشت میلیون تومان پرداخت کردیم. مدت طولانی با فرزند معلولمان در فضایی متعفن، شلوغ و غیراستاندارد معطل ماندیم و در نهایت، پس از پرداخت هفت میلیون تومان، ساعت هفت شب نوبتمان رسید. به ما یک روغن و یک شانه دادند و از ما خواستند بدن کودک را با روغن چرب کنیم و با آن شانه چوبی، با فشار زیاد، همه بدنش را تحریک کنیم. سپس او را به اتاق بردند و لباسش را درآوردند. تصور میکردم در آن اتاق تجهیزات خاصی برای درمان دیجیتال و کدنویسی ببینم، اما فقط اتاقی با هشت تخت بود که با پرده از هم جدا شده بودند.»
احمدی درباره موسیقی پخششده و اتفاقات پس از آن نیز توضیح میدهد: «کاملاً میدانستم صدای این موسیقی برای پوشاندن صدای افراد دارای معلولیت در اتاق است. پیش از آن هم پشمشیشهای که بهشکلی ناشیانه روی درِ اتاق کشیده بودند، برایم پرسشبرانگیز شده بود. پس از نیم ساعت که صدای ضربه با ترکه شنیده میشد، پسرم را در اوج بیقراری در اتاق به من تحویل دادند. دلیل بیقراری کودک را ماساژهای انجامشده عنوان کردند و تأکید کردند برای تسکین آن، پای فرزندم را تا چند روز با روغن ماساژ دهم.»
او میافزاید: «تا رسیدن به شهر محل سکونتمان نتوانستیم کودک را آرام کنیم. بلافاصله او را به اورژانس بردیم و متوجه آسیب جدی و شکستگی پایش از سه ناحیه شدیم. بر اساس بررسی عکسهای رادیوگرافی، شدت ضربه واردشده در این نوع آسیب، معادل برخورد سپر خودرو با عابر پیاده است. با وجود جراحی، این آسیب به نقص دائمی فرزندمان منتهی شده است. پس از تماس با «م. ب. ش.»، او همه هزینههای درمانی را تقبل کرد، اما من برای دریافت هزینه تماس نگرفته بودم. تا امروز از اینکه چنین اتفاقی برای فرزندم رخ داده است، عذاب وجدان دارم.»
در روایتهای سایر مراجعان مبتلا به فلج مغزی نیز از دست رفتن توان حرکتی محدودی که پیش از مراجعه داشتهاند، گزارش شده است.
پدر دختر دهسالهای که شاهد ضربه زدن به پای بیماران بوده و خود نیز از قربانیان این ماجراست، به «پیام ما» میگوید: «تمام زندگی من و همسرم به لبخند و رضایت دخترمان گره خورده است. او در اینستاگرام وعدههای درمانی این شیادان را دیده بود و از ما خواست این فرصت را از او دریغ نکنیم. حقوق من در بهترین حالت ۳۰ میلیون تومان است، اما به خاطر فرزندم و با وعده تضمین درمان، برای هر بار مراجعه، دهها میلیون تومان بابت رفتوآمد و پرداخت به «م. ب. ش.» هزینه کردم؛ کسی که بهشکلی علنی در فضای مجازی خود را پزشک معرفی کرده بود.»
به گفته این پدر، «م. ب. ش.» او را برای دریافت اسپلینت، یا وسیله حمایتی اندام، به فردی با نام اختصاری «ع. س.» ارجاع داده است؛ فردی که کارشناس تجهیزات ارتوپدی است، اما پزشک معرفی میشود. این پدر میگوید در آن کلینیک نیز با دریافت ۲۰ میلیون تومان پیشپرداخت، بدون ارائه فاکتور، مورد کلاهبرداری قرار گرفته است: «پس از بازگشت به ایذه، یکی از اعضای کادر درمان به ما گفت اسپلینت نهتنها کمکی به دخترمان نمیکند، بلکه قیمت آن حداکثر شش میلیون تومان است. اما وقتی پس از دو روز با «ع. س.» تماس گرفتیم، گفت وجه پرداختی را برنمیگرداند و برای تحویل وسیله باید ۲۰ میلیون تومان دیگر نیز پرداخت کنیم.»
این پدر که از شاکیان اصلی است، از طریق انجمن علمی کاردرمانی شکایت خود را به نظام پزشکی و تعزیرات اعلام کرده است. بااینحال، برای ثبت شکایت در دادستانی به او گفتهاند چون محل وقوع جرم در تهران است، باید برای پیگیری به تهران رفتوآمد کند.
«کاووسی»، یکی دیگر از مراجعان که دو فرزند مبتلا به فلج مغزی دارد، در گفتوگو با «پیام ما» میگوید: «برای رساندن این دو کودک معلول به تهران، سفری ۱۷ساعته داشتیم. ساعتها تا هفت شب منتظر ماندیم و بابت یک بار مراجعه به این کلینیک، ۲۴ میلیون تومان پرداخت کردیم. همه مراحل نقشه مغزی دو فرزندم، غیراستاندارد و بدون آرامسازی آنها انجام شد. یکی از فرزندانم را پس از یک ربع، در حالت تشنج به من تحویل دادند. دیگری با حالتی شوکزده، صورتی برافروخته و بدنی کبود تا پایان نوبت نیمساعته در اتاق بود. «م. ب. ش.» بهعنوان پزشک، حداقل یک سال مراجعه مداوم را برای ما تجویز کرد، اما همان یک بار مراجعه کافی بود تا دیگر این صدمات را برای دو فرزندمان تکرار نکنیم.»
در روایتهای متعدد مراجعانی که میگویند نوجوانان این صدمات را به آنها وارد کردهاند، احساس شرم ناشی از برهنگی، درد ضربات و وحشت از ضجه کودکان و دیگر بیماران تکرار میشود؛ تجربههایی که به گفته آنها، آسیب روانی شدید و کابوسهای مداوم به جا گذاشته است.
در کانون این ساختار، «ح. ک.» و «م. ب. ش.» قرار دارند؛ الگویی که در متن پرونده با عنوان «اجاره یا بهرهبرداری غیرمجاز از پروانه صنفی» توصیف میشود. «ح. ک.» مدرک دکتری روانشناسی و پروانه تأسیس مرکز مشاوره از سازمان نظام روانشناسی دارد؛ مجوزی که ماهیت آن صرفاً ارائه خدمات گفتوگومحور و مشاورهای غیربالینی عنوان شده است.
«م. ب. ش.» نیز با تحصیلات کامپیوتر، با تکیه بر تشبیه مکانیکی مغز انسان به قطعات کیس کامپیوتر، مدعی ابداع روش «شبیهسازی ذهن» است. در این همکاری دوطرفه، پروانه رسمی «ح. ک.» برای فعالیت «م. ب. ش.» پوشش حقوقی و تابلو فراهم میکند و ایدههای تجاری او نیز برای مرکز درآمدزایی میکند.
«رها مختاری»، فعال حقوق کودکان که این پرونده را پیگیری کرده است، در گفتوگو با «پیام ما» میگوید: «هیچکجای اساسنامه سازمان نظام روانشناسی یا مجوزهای تأسیس، اجازه ورود به مرحله دستکاری جسمی، توانبخشی حرکتی یا اختلالات عصبتحولی داده نشده است. بااینحال، روی تابلوی مرکز عنوان «ذهن و روان» درج شده است؛ عبارتی که در ساختار نظارتی درمان باید در زمانی کوتاه به پلمب منجر شود، اما سالها در پرترددترین نقاط پایتخت به چشم میخورد.»
در روزهای گذشته، خبرهایی از شکایت این خانوادهها به دادگاه اطفال و ورود مقام قضایی به پرونده منتشر شد. در کنار روایتهای مربوط به اتفاقات داخل کلینیک، نقش تبلیغات و تأییدهای عمومی نیز در جلب اعتماد خانوادهها مطرح است.
مختاری میگوید: «مراجعهکننده در ابتدا با یک ادعای اینستاگرامی مواجه نمیشود. او تصویر این افراد را در قاب صداوسیما، مصاحبههای متعدد در برنامههای صبحگاهی و گزارشهای تحسینآمیز خبرگزاریهای رسمی درباره «نخبه مبتکر درمان لکنت» میبیند. رسانه ملی در جلب اعتماد به این افراد نقش شتابدهنده داشته است. علاوه بر آن، در تبلیغات گسترده میدانی و مجازی، با بیش از یک میلیون دنبالکننده، پوسترهایی با نشان رسمی نظام روانشناسی منتشر میشود که روی آنها بهصراحت نوشتهاند: «تأییدشده توسط انجمن روانشناسان آمریکا (APA)»، «پژوهشگران برتر جهان» و «شکستن رکورد گینس». این القاب دهانپرکن برای خانوادهای که تمام داراییاش را فروخته است تا فرزند دارای اوتیسمش کلمهای سخن بگوید یا توان حرکتی فرزند معلولش بهتر شود، مهر نهایی اعتبار است.»
این فعال حقوق کودکان دارای اوتیسم ادامه میدهد: «خانواده با این باور وارد مرکز میشود که قرار است پیشرفتهترین فناوری جهان روی مغز فرزندش به کار گرفته شود؛ بیخبر از آنکه واژه شبیهسازی ذهن، نامی برای کنار گذاشتن دستورالعملهای مدون و اعمال خشونت جسمی است.»
آنچه خانوادهها از اتاق درمان روایت میکنند، با ادعاهای مطرحشده درباره این روش فاصله دارد. مختاری درباره دستورالعمل اجرای آن میگوید: «نخستین زنگ خطر در هر فرایند درمانی، پنهانکاری درباره دستورالعمل آن است. «م. ب. ش.» در هیچ مرجع علمی و حتی در پاسخ به والدین نگفته است دستورالعمل این شبیهسازی چیست. کل نظریه در کلیگوییهایی درباره هک مغز خلاصه شده است.»
او درباره روایت خانوادههای مراجعان میگوید: «در روز اجرا، همراهان را از سالن بیرون میفرستند. برای عایق صوتی اتاق، درِ ورودی را بهشکلی دستساز، بدقواره و کاملاً غیربهداشتی با لایههای ضخیم پشمشیشه پوشاندهاند تا صدای فریادها بیرون نرود. هشت بیمار را همزمان، بدون تفکیک بر اساس تشخیص، سن و جنسیت، از کودک دارای اوتیسم گرفته تا بیمار مبتلا به فلج مغزی، برهنه میکنند و بدنشان را با روغن چرب میکنند. درحالیکه یک بلندگوی قدی با بیشترین شدت صدا فضا را پر کرده است، دو نوجوان ۱۴ یا ۱۵ساله کنار هر تخت قرار میگیرند. آنها با ترکه و چوبهایی که با آبپاش خیس شدهاند، ضربات شدید و مکرر به بدن برهنه بیماران میزنند و با تمام قدرت، فشارهایی در جهت معکوس به استخوانها و بدن وارد میکنند. در این نوبتهای نیمساعته، فرد مدعی ابداع شبیهسازی ذهن و کدنویسی برای مغز در اتاق حضور ندارد و بر عملکرد این نوجوانان نیز نظارتی نمیشود.»
او یادآور میشود: «سازمان نظام پزشکی ۱۶ ماه پیش نام این افراد را در فهرست مداخلهگران غیرمجاز در امور پزشکی قرار داد. انجمن علمی گفتاردرمانی ایران نیز در مکاتبات مکرر، از جمله نامه شماره ۶۴/س/۱۴۰۵، خطر جدی این رویه برای سلامت عمومی را گوشزد کرد. بااینحال، کلینیک با نرخ ۱۱ میلیون تومان برای هر تخت در نیم ساعت، یعنی ۸۸ میلیون تومان در هر نوبت ۳۰دقیقهای، به کار خود ادامه داد. در نظام سلامت ما سازوکار سریعی برای حفاظت از اعتماد عمومی وجود ندارد. نظام پزشکی تخلف را اعلام میکند، اما میگوید ابزار پلمب ندارد.»
مختاری میگوید: «اکنون پرونده و مدارک را به سازمان بهزیستی و معاونت درمان وزارت بهداشت ارجاع دادهایم و قرار است بهزودی پاسخ دهند.»
دو انجمن علمی «گفتاردرمانی» و «کاردرمانی» در پیگیری مداخلات درمانی منتسب به «م. ب. ش.» و «ح. ک.»، بر ضرورت بررسی صلاحیت حرفهای مداخلهگران، اعتبار علمی روش موسوم به «شبیهسازی ذهن» و مسئولیت نهادهای نظارتی تأکید میکنند. «اتابک وثوقی»، نایبرئیس «انجمن علمی گفتاردرمانی ایران»، از پیگیریهای پیشین انجمن و طرح شکایت در «دادسرای جرائم پزشکی»، مکاتبات با «نظام پزشکی» و «نظام روانشناسی» و اعتراض به نحوه رسیدگی کارشناسی خبر میدهد و میگوید: «با وجود اعتراضهای مطرحشده، فعالیتهای مورد انتقاد همچنان ادامه دارد و در عین حال، ادعاهای درمان قطعی این افراد از حمایت صداوسیما هم برخوردار شدهاند.»
«میثم محمدی»، رئیس «انجمن علمی کاردرمانی ایران»، هم بر ضرورت تفکیک فقدان صلاحیت حرفهای، فعالیت خارج از حدود صلاحیت و فقدان مجوز تأسیس تأکید میکند و میگوید: «پیگیریهای انجمن از مسیر «سازمان تعزیرات حکومتی» و طرح موضوع برای بررسی مراجع مسئول دنبال شده است.»
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: