باستانشناسی میهندوست
گرامیداشت یاد استاد فقید دکتر یوسف مجیدزاده
اکسیر و عصاره اسطوره گیلگمش سومری نیز چنین گواهی میدهد. هریک از ما آنگونه که در زمانی خاص زاده شدهایم، مقدر و قطع و حتم و اجتنابناپذیر،هنگامی هم میرسد، چشم از جهان فرو میبندیم و در میگذریم.
چه به پاره دیگر آیه و کلام قرآن که میگوید: " وَیَبقی وَجهُ رَبِّکَ ذُوالجَلالِ وَالاِکرام" باور داشته باشیم و چه نداشته باشیم، چه ایمان به عالم غیب و قدس و مراتب متعالی و ملکوتی و مینویتر هستی، داشته باشیم و چه نداشته باشیم،اگر نگوییم دادورانه و اخلاقیترین، بیتردید یکی ازدادورانه و اخلاقیترین مسألهها و پرسشهای پیشاروی هریک از ما این است که ازخود بپرسیم، هریک از ما که از نخستین دم تولد و ورود به جهان گیتیانه که تا آخرین لحظه و دم فروبستن چشم از جهان و در گذشتن از گیتی که از خوانهای ضیافت و مواریثی کام برگرفتهایم که همه یکسر دستاورد و حاصل دسترنج انسانها و نسلهایی بوده است که بما رسیده است،ما چه میراثی ازخود پس ازمرگ برای انسانها و نسلهای پرشماری که از پی ما خواهند آمد و درخواهند رسید،مینهیم.
انسان رخدادی فرهنگی
ما انسانها تنها هستندگان سیاره زمین هستیم که از خود، پس از مرگ و چشم فروبستن از گیتی، میراث بجای مینهیم. میراثی که فرهنگی است. چون ما تنها هستندگان و باشندگانی هستیم که فرهنگی است. نحوه بودن و حضور ما در جهان، فرهنگی است. تاریخ و جغرافیای تاریخی انسان رخدادی فرهنگی است.
همه تاریخ انسان، تاریخ فرهنگ آدمیست. تاریخ و فرهنگ انسان بودن او نحوه حضور و ظهور فرهنگی او در جهان است. هرآینه و هر چند مراد از فرهنگ به مفهوم و در معنای کلان آن گشودگی وجودی انسان است. غرض گشودگی وجودی و فرهنگی انسان از هر جنس و نوع و در هرسطح و عمق از سادهترین رفتارهای عملی او گرفته تا ژرف و ریشه و سرچشمهایترین دریافتهای ژرف و شگرف و سیر رازآمیز و رازناک و رازانگیز و سرچشمهای و معنوی و متعالی وجودی او و شهودها و دریافتهای ریشهای او از مراتب متعالیتر وجود هم هست.
تصادفی نبوده است ؛ که درست و راست هم بوده است، در دوره جدید،رنگارنگی، تنوع و کثرت آثار و مصادیق و مظاهر و سویههای گشودگی فرهنگی انسان را روی پوسته نازک غبار کیهانی اختر زمین، ذیل مفهوم کلان و کلیدی و جامع مواریث فرهنگی اعم از ناملموس و ملموس اعم از مدنی و معنوی، جمعآورده و تعریف کرده است.به بیان صریح و راست و رسا، انسان هستندهایست فرهنگی،فرهنگساز،فرهنگپذیر و میراثخوار ومیراثدار ومیراثبان مواریثی که فرهنگی هستند و سرشتی فرهنگی دارند و اکتسابی استمرار مییایند و استمرار دارند و از نسلی به نسل دیگر این چنین وانهاده میشوند.
میراث دانش ودانایی
استاد فقید ما روانش شاد و نام و یادش گرامی باد ! آقای دکتر یوسف مجیدزاده، در قیاس وتراز و ترازوی باستان شناسان آن نسل و آن زمان، بیهیچ مداهنه و اغراق، باستانشناسی جامع الاطراف، فوقالعاده ورزیده و آزموده، هم در میدان عمل و کاوش و کشف و هم در مقام نظر بودند.
گام نهادن و ورود به آوردگاه "کاوشهای کلان مقیاس باستانشناسی " هم پیشینه و زمینه تجربه میدانی درازآهنگ غنی و قوی هم توشه و تجهیز دانش و دانایی نظری پرمایه و غنی میطلبد هم بهرمندی از هوش مدیریت و تدبیر و تدام کاوشها هماهنگ در میدان کاوش و کشف از ضروریات و مقضیات چنین کاوشهاییست. طومار قطور زاد قدم و آثار قلم و رقم استاد فقید ما آقای دکتر یوسف مجید زاده، مجد باستان شناس و باستان شناس مجید میهن همه گواه برکارنامه درخشان و میراث غنی و گرانقدری که از خود بجای نهادهاند.
پرسشگری و سنجشگری
فرو کاستن و محدود کردن و دیدن جغرافیای پرچین شکن دانش باستانشناسی به مهارت و مدیریت و تدبیر کاوش و کشف و گردآوری یافتهها و دادهپردازی و مقولهبندی و لایه و گاهنگاری مادههای مکشوف که آثارند و حکم اثر و نشانه را دارند و برگرفته از لایهها ونهشتهایی هستند که فرهنگی محسوب و تعریف میشوند و گردآوری شده ازگذشتهای که گذشته انسان و متعلق انسان است و محسوب میشود، نقض غرض است. فروکاستن به رسوبات و سنگوارههای زمینشناسی و جغرافیای طبیعی هم نقض غرض است.
سویه مهم و واقعی و اصیل و عمیق دانش و دانایی باستانشناسی، مقام نظر و داوریست. مقام توانایی اندیشیدن و معلل و مدلل و موجه به مدد شواهد و قرائن، استدلال و پرسشگری و سنجشگری و غربالگری و داوری دادورانه کردن است و با دقت و مراقبت از نردبان ارجاعات بر شدن و آثار را که نشانهاند و دادههای مکشوفاند، به بودههای مفقود مفروض ارجاع دادن، کاریست کارستان. استاد فقید ما اینها همه را در تراز و ترازوی باستانشناس آن زمان، نیک میدانستند. نیک میدانستند و عمیق میفهمیدند که آثار همه یکسر نشانهاند. نشانهها، ابهام ذاتی دارند. مشیر ارجاعند به تبیینها و تفسیرها و معنا کاویها و تاویلهای بغایت پیچیده وسرگیجهآور باستان شناسانه. مشیر به مرجوعات غایب و مفقود و مفروض فرض میشوند.
به دیگرسخن دانش باستانشناسی هم دانش و روش و راهکار و مهارت و مدیریت و تدبیر کاوش و کشف آثارست در میدان عمل، هم دانایی و توانایی ارجاع و تبیین و تفسیر و تاویل دادههای مکشوف و موجود و مشهود است به بودههای مفقود مفروض در مقام اندیشه و نظر و داوریهای دادورانه. داوریهای معلل ومدلل. هم علتیاب هم دلیلجو.هم دانش جامهای شکسته، هم دانایی بادههای ریخته است.
هم دانش و مهارت کشف وگردآوری، هم دانایی داوریهای معلل و مدلل و موجه ودادورانه است.هم دانش ماده، هم دانایی معناست.دانایی معناهایی که مفقود ومفروض فرض میشوند. هم دانش و روش و راهکار کشف و گردآگاوری دادههاست، هم بینش و بصیرت و حکمت و خرد و معرفت بودههای مفقود. هم مهارت کشف و گردآوری آثار است هم ردیابی و رصد رفتارها و کردار و کردههای موثران مرده و مفقود و غایب مفروض است. عاملان و فاعلان و موثران مرده و مدفون و غایبش در روزگارخود صاحبان اراد و عزم و انگیزه و اندیشه و عمل بودهاند.
دانش نو پدید باستانشناسی بیاغراق و بیمداهنه یکی ازدانشها و نظامهای دانایی ذو مراتب و کثیرالاضلاع بسیار پیچیده و دشوار و عمرخوار و سرگیجهآور عصر و عالمیست که ازتاریخیترین و تاریخ اندیشترین و تاریخ مدارترین روزگاران در تاریخ بشریست که از سر میگذرانیم.
استاد فقید ما فرزندخلف چنین روزگار، چنین عصر و عالمی بودند. میدانستند در کجای تاریخ ایستادهاند. میفهمیدند ایران چگونه اقلیم و عالمی غنی و دیرینه و ریشینه و دیرپا و تاثیرگذار برتاریخ، فرهنگ، جهان بشری بوده است. غیرتمندانه و دانشمندانه ایران را دوست میداشتند. تعلق خاطرشان به ایران و ایرانی بودن، ریشهای، سرچشمه ای، اصیل و عمیق بود. زادقدم و آثار قلم ورقمشان همه یکسر چنین گواهی میدهند.
بـرچـسب هـا:
اخبار مرتبط:
- اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس از موزه منطقهای غرب بازدید کردند
- درخشش هنرمند نوجوان خوزستانی در المپیاد بینالمللی هنر، میراثفرهنگی و خلاقیت دایا
- آیین تجلیل از چهرههای فرهنگ، هنر و رسانه خراسان رضوی
- اعتبارات میراث فرهنگی آذربایجان غربی ۱۰ برابر افزایش یافت
- همکاری شهرداری و میراث فرهنگی برای ساماندهی میدان امام(ره) اصفهان
- فصل کاوش برای یافتن کشتی نوح پایان یافت
- وحید تاج: آواز نمیمیرد!
- کشف گور مجلل کودک نوپای ۱۵۰۰ساله در پرو
- ثبت جهانی ری؛ از برج طغرل تا دژ رشکان
- گردشگری کشاورزی در پارسآباد، ظرفیت مهمی برای توسعه
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: