۱۶ سال قبل در چنین روزی (۲۱ مهر ۱۳۸۹)
مرتضی فنونیزاده، بازیکن سابق پرسپولیس، خاطرات جالب و پرحاشیهای از دوران فوتبال خود تعریف کرد؛ از شکستن پای صمد مرفاوی تا حواشی بازیهای ملی.
یکی از فوتبالیستهای خوشصحبت دهه ۶۰، مرتضی فنونیزاده است؛ برادر بزرگتر مهدی فنونیزاده که علاوه بر پرسپولیس، سابقه حضور در تیم ملی را هم یدک میکشد.
مرتضی فنونیزاده ۲۱ مهر ۱۳۸۹ مصاحبهای جذاب با خبرورزشی انجام داد:
- در نیمهنهایی جام ملتهای ۱۹۸۸ قطر، با یک گل بازی را به عربستان باختیم و گل آنها هم ماجرا داشت. وقتی توپ سانتر شد، من و مهدی به امید احمدرضا عابدزاده ایستادیم چون با صدای بلند گفت من میگیرم، اما ماجد عبدالله همه ما را غافلگیر کرد و توپ را به دروازه ایران فرستاد. در ابتدا گناه گل افتاد گردن من اما مرحوم دهداری بعد از پایان بازی گفت تو عالی بودی.
- بعد از همان مسابقه همراه با صمد مرفاوی و کریم باوی سمت اتاقهای بازیکنان تیم ملی عربستان رفتیم تا لباسهایمان را با آنها عوض کنیم. در آن مقطع همه تیمها داخل یک هتل بودند و وقتی ما وارد شدیم، کاپیتان تیم ملی عربستان همراه با ماجد عبدالله داشتند تلفنی با پسر شاه فهد حرف میزدند. آنها میگفتند برای بردن ایران یک بنز مدل ۱۰۰۰ هدیه گرفتهاند و در اسپانیا هم ویلا دارند، اما صمد و کریم که عربی بلد بودند برای اینکه کم نیاوریم به عربستانیها گفتند مرتضی فنونیزاده هم مزدا هزار دارد! بیچاره عربستانیها نمیدانستند مزدا هزار یعنی چه. در واقع ما وانت مزدا را میگفتیم که همانموقع هم راه نمیرفت!
- آنقدر به بازیکنان عربستان اصرار کردیم که وسط تماس به من گفت بیا این لباس و ساک من مال تو! یادش بخیر، کریم باوی دشداشه ماجد عبدالله را هم از تن او درآورد و یادگاری آورد ایران!
- محمد مایلیکهن همبازی و دوست من است اما دقیقا به همین خاطر دلم نمیخواهد در مورد اشتباهات بازیکنانی که ستارههای بزرگی بودند اما پس از پایان دوران فوتبال خود دچار مشکل شدند، اینگونه حرف بزند و قضاوت کند. به هر حال هر کدام از ما در زندگی اشتباه میکنیم.
- قطریها میخواستند محمد پنجعلی را به لیگ آن کشور ببرند و او چون خودش تلفن نداشت، شماره منزل ما را داد. یک شب آنها زنگ زدند. ساعت ۱۲ شب زنگ زدند و من هر طوری بود به طرف مقابل پشت تلفن حالی کردم که ۳ ساعت دیگر زنگ بزند. حد فاصله این سه ساعت به شهرک اکباتان رفتم و او را پیش خودمان آوردم تا مذاکرات تلفنی انجام شود. همان شب توافق صورت گرفت و آنها پس از تماس ساعت ۳ صبح، قراردادی به ارزش ۵میلیون تومان با پنجعلی بستند. البته محمدآقا آنقدر با معرفت است که بعد از آن ماجرا همهجا هوایم را داشته است.
- اولین هنرم در پرسپولیس، شکستن پای صمد مرفاوی بود که بعدا مهاجم ثابت استقلال و تیم ملی شد! همان روز اول که قرار بود برای پرسپولیس بازی کنم، با دارایی بازی داشتیم و علیآقا من را فیکس گذاشت. در همان دیدار پای صمد مرفاوی را شکستم و بنده خدا چند ماه خانهنشین شد.
- علی پروین میگفت باختن در بازیهای دیگر اهمیتی ندارد، فقط مقابل استقلال نباید ببازید.
- در دربی اسفند سال ۱۳۷۰ اوضاع پرسپولیس اصلا خوب نبود، به همین دلیل علی پروین قبل از شروع مسابقه بزرگترهای تیم را جمع کرد و گفت: فقط حواستان باشد شش تایی نشویم. بازی را دو بر صفر باختیم ولی خدا رحم کرد که استقلالیها بیخیال ما شدند.
- خیلی تاج و استقلال را دوست داشتم اما سرنوشت این شد که بروم پرسپولیس. دقیقا متفاوت با برادرم که پرسپولیسی بود ولی رفت استقلال.
- در یکی از دربیها وسط زمین دعوا شد و بازیکنان به پر و پای هم پیچیدند. سریع خودم را به مهدی، برادرم که در استقلال بازی میکرد رساندم و گفتم تو بیا کنار. به تو چه ربطی داره که خودت را قاطی میکنی؟ البته دقایقی بعد از همان ماجرا، بندهخدا عباس سرخاب را چنان زدم که دماغش خونی شد اما مهدی سریع رسید و خونهای دماغ عباس را مالید به صورت من تا داور اخراجم نکند!

📡منبـع خبـر:
www.khabarvarzeshi.com
خبر ورزشی
🏹لـینـک کـوتـاه:
halohava.top/MQUuNI
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: