به گزارش ایلنا به نقل از اداره کل روابط عمومی شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی، متن بیانیه به شرح زیر است:
هفته دفاع مقدس، مجال بازخوانی یکی از تعیینکنندهترین تجربههای تاریخی ایران معاصر است که در آن، جنگ به آزمونی فراگیر برای استقلال سیاسی، تمامیت ارضی، هویت ملی و دینی و ظرفیت جامعه ایرانی برای مواجهه با تهدید موجودیتی تبدیل شد. به تعبیر امام خمینی(ره)، «ما در جنگ حسّ برادری و وطندوستی را در نهاد یکایک مردمان بارور کردیم» و همین تبدیل تجربه نظامی به تجربهای اجتماعی و هویتی، از مهمترین وجوه ماندگار دفاع مقدس است. امام خامنهای (ره) نیز این حماسه تاریخی را حاصل «رهبری و فرماندهی شگفتانگیز امام خمینی، حضور همهجانبه قشرهای مختلف مردم و اقدامات و ابتکارات عقلایی مدافعان» دانستهاند؛ تعبیری که بهروشنی نشان میدهد دفاع مقدس باید در تلاقی میان رهبری، سازمانیافتگی اجتماعی، بسیج منابع، ابتکار دفاعی و مشارکت عمومی فهم کرد. اهمیت دفاع مقدس دقیقاً در همین نقطه قرار دارد، تجربهای که نشان داد بقای کشور در شرایط بحران، به توان جامعه برای تبدیل ارزشهای مشترک به اراده عمومی، سازماندهی اجتماعی و کنش جمعی بستگی دارد و از این منظر، دفاع مقدس یکی از مهمترین مقاطع تکوین تجربه معاصر ایران در حوزه امنیت، دفاع، هویت و کنش جمعی است که آثار آن همچنان در ساختارهای دفاعی، فرهنگ عمومی و حافظه تاریخی جامعه قابل ردیابی است.
در این مسیر تاریخی، نقش رهبری انقلاب اسلامی در شکلدهی و تداوم این منظومه تعیینکننده بود و حضرت امام خمینی(ره) با احیای اسلام ناب و رهبری حکیمانه، ایمان را به نیروی مقاومت و دفاع از ایران و انقلاب تبدیل کردند و ملت ایران را در برابر تجاوز و سلطه به میدان آوردند و امام خامنهای(ره) نیز با تداوم راه و مکتب امام راحل، میراث دفاع مقدس را در قالب راهبرد مقاومت، خوداتکایی و تقویت قدرت دفاعی و ملی استمرار بخشیدند و امروز رهبر معظم انقلاب حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای(مدظلهالعالی) در امتداد همین مسیر تاریخی، هدایت و رهبری ملت ایران را در مواجهه با صورتهای جدید و پیچیده تهدید و تجاوز بر عهده دارند.
در بنیان معنایی این تجربه، فرهنگ بعثت، فرهنگ غدیر و فرهنگ عاشورا و سنت قرآنی - تاریخی حقطلبی و فداکاری قرار داشت. اما آنچه اهمیت دارد، نحوه تبدیل آنها به رفتار اجتماعی و تصمیم تاریخی است. ایمان در جبهههای دفاع مقدس از سطح اعتقاد فردی فراتر رفت و در قالب نوعی عقلانیت اخلاقی و معنوی، مبنای انتخاب و عمل قرار گرفت؛ به این معنا که انسانهایی در شرایطی که محاسبات متعارف قدرت، هزینه مقاومت را بسیار سنگین نشان میداد، بر مسئولیت، تکلیف، امید و امکان ایستادگی تکیه کردند و همین تبدیل باور به کنش، از وجوه متمایز تجربه دفاع مقدس است. از این منظر، نسبت میان معنویت و قدرت در دفاع مقدس، تجربهای تاریخی از تبدیل انگیزههای ارزشی به ظرفیت کنش جمعی بود.
دفاع از کشور نیز در این تجربه، معنایی چندلایه پیدا کرد؛ مرز جغرافیایی، استقلال سیاسی، هویت ایرانی، باورهای دینی و کرامت انسان ایرانی در میدان واحد به هم رسیدند و دفاع از سرزمین به دفاع از امکان زیست مستقل ملت تبدیل شد. به همین دلیل، تمامیت ارضی در تجربه دفاع مقدس صورت عینی تعلق به سرزمین و مسئولیت در قبال آینده آن بود و همین درهمتنیدگی میان سرزمین، هویت و مسئولیت، به دفاع از ایران کیفیتی فراتر از مأموریت نظامی بخشید. تجربه هشت ساله جنگ همچنین نشان داد که حفاظت از مرزها در نهایت به حفاظت از بنیانهای اجتماعی و تاریخی کشور بازمیگردد و هرگاه جامعه نسبت خود را با سرزمین، استقلال و آینده مشترک خویش بهدرستی فهم کند، دفاع از کشور به امر عمومی تبدیل میشود.
یکی از مهمترین وجوه دفاع مقدس، صورتبندی خاصی از رابطه میان جامعه و ساختار دفاعی کشور بود. مردم بخشی از ظرفیت واقعی دفاع محسوب میشدند؛ خانوادهها، اصناف، کارگران، دانشجویان، دانشآموزان، زنان و گروههای مختلف اجتماعی هر یک در شبکه گستردهای از پشتیبانی، تأمین، اعزام، امداد و تحمل هزینههای جنگ مشارکت داشتند و بدین ترتیب، میان میدان نظامی و متن جامعه نوعی پیوند عملی شکل گرفت. این تجربه، نشان میدهد «قدرت دفاعی» زمانی به «قدرت ملی» تبدیل میشود که میان توان نیروهای مسلح و ظرفیت اجتماعی کشور رابطه برقرار باشد و جامعه بتواند در شرایط بحران بخشی از منابع مادی، انسانی، روانی و معنوی خود را برای صیانت از منافع حیاتی کشور بسیج کند.
از همین منظر، بخشی از دستاوردهای دفاع مقدس را باید در حوزه شکلگیری خوداتکایی، حل مسئله در شرایط محدودیت و توسعه ظرفیتهای فناورانه و سازمانی جستوجو کرد. جنگ، کشور را با مجموعهای از نیازهای فوری و محدودیتهای جدی مواجه ساخت و پاسخ به این وضعیت، در بسیاری از حوزهها به تجربهاندوزی، ابتکار، بومیسازی و ایجاد ظرفیتهایی انجامید که در دورههای بعد، مبنای توسعه توان دفاعی قرار گرفتند. بنابراین، یکی از وجوه کمتر مورد توجه دفاع مقدس، ارزش آن به مثابه یک «محیط تاریخی یادگیری» است که در آن بخشی از دانش دفاعی، تجربه سازمانی، فرهنگ حل مسئله و توان سازگاری با شرایط پرریسک شکل گرفت و بعدها در ساخت ظرفیتهای بازدارنده کشور به کار آمد.
با گذشت چند دهه، البته ماهیت تهدیدها دستخوش تحول شده است. تهدید معاصر دیگر الزاماً در قالب حرکت ارتش از مرزها ظاهر نمیشود و میتواند به صورت همزمان در حوزههای نظامی، سایبری، اقتصادی، رسانهای، اطلاعاتی، فرهنگی و شناختی عمل کند؛ ازاینرو، مفهوم دفاع نیز از چارچوب کلاسیک خود فراتر رفته و به مسئلهای چندحوزهای تبدیل شده است. در چنین شرایطی، درس راهبردی دفاع مقدس را باید در اصولی مانند آمادگی پیشینی، کاهش وابستگی، حفظ ظرفیت تصمیمگیری مستقل، ارتقای توان فناورانه، تقویت تابآوری اجتماعی و ایجاد هماهنگی میان اجزای مختلف قدرت ملی بازشناسی کرد.
جنگهای دوازدهروزه و چهلروزه اخیر نیز از همین منظر، واجد اهمیت تحلیلیاند؛ زیرا امکان مشاهده مجدد بخشی از همان نسبت تاریخی میان تهدید، دفاع و واکنش اجتماعی را در شرایطی متفاوت فراهم کردند. تفاوت در ابزارها، بازیگران، سرعت تحولات و محیط ارتباطی، به معنای تکرار دفاع مقدس نیست، اما میتوان در هر دو تجربه، برخی عناصر مشترک از جمله اهمیت آمادگی، نقش نیروهای مسلح، پشتیبانی اجتماعی و ضرورت حفظ انسجام در شرایط بحران را مشاهده کرد. بیش از دویست اجتماع شبانه و حضور عمومی مردم در این دوره نیز در همین چارچوب قابل بررسی است؛ بهعنوان یکی از صورتهای مشارکت اجتماعی در شرایط اضطراب و تهدید که نشان میدهد بحرانهای ملی میتوانند ظرفیتهای نهفته در جامعه را فعال کرده و احساس تعلق به سرنوشت مشترک را به کنش عمومی تبدیل کنند.
در این میان، جایگاه شهیدان و خانوادههای آنان و شهادت در تجربه دفاع مقدس، یکی از مهمترین عناصر حافظه اخلاقی جامعه ایرانی را شکل داده و خانواده شهدا، جانبازان، آزادگان و رزمندگان حاملان مستقیم بخشی از این حافظهاند. پشت هر نام و هر روایت از جبهه، مجموعهای از تجربههای انسانی قرار دارد که کمتر در روایتهای کلان دیده شده است؛ فراق، انتظار، فقدان، بازگشت، جانبازی، اسارت، تحمل خانوادهها و بازسازی زندگی پس از جنگ، بخشی از واقعیت اجتماعی دفاع مقدس است که بدون آن، تصویر ما از این دوره تاریخی ناقص خواهد بود. توجه به این لایه انسانی، دفاع مقدس را به تجربهای اجتماعی و تاریخی با ابعاد متعدد تبدیل میکند.
از همین جا، مسئله روایت اهمیت پیدا میکند. جامعه امروز بیش از آنکه با فقدان اطلاعات درباره دفاع مقدس مواجه باشد، با مسئله کیفیت روایت، تنوع روایتها و نسبت این روایتها با تجربه نسلهای جدید مواجه است. روایت مؤثر دفاع مقدس باید روایت فتح، روایت پیروزی و روایت امید بخش باشد و بتواند میان تاریخ نظامی و تاریخ اجتماعی، میان تجربه رزمنده و تجربه خانواده، میان تصمیمهای کلان و زندگی روزمره مردم و میان پیروزیها و هزینههای انسانی جنگ ارتباط برقرار کند و از تبدیل این دوره به مجموعهای از تصاویر کلیشهای و تکرارشونده جلوگیری نماید. روایت تاریخی هنگامی ماندگار میشود که بتواند برای نسل جدید مسئله ایجاد کند، پرسشهای او را به رسمیت بشناسد و نشان دهد چرا تجربهای که چند دهه پیش رخ داده، هنوز برای فهم ایران امروز موضوعیت دارد.
از این منظر، بازخوانی دفاع مقدس بخشی از سیاست حفظ حافظه تاریخی جامعه است. هر جامعهای برای تداوم تاریخی خود به سازوکارهایی نیاز دارد که تجربههای بنیادین آن را ثبت، تفسیر و به نسلهای بعد منتقل کنند و در این میان، خانواده، مدرسه، دانشگاه، رسانه، ادبیات، هنر، موزهها، یادمانها و فضای عمومی هر یک بخشی از این زنجیره انتقال را بر عهده دارند. اگر این انتقال صرفاً به مناسبتهای تقویمی محدود شود، تجربه تاریخی به تدریج از زیست نسلهای جدید فاصله خواهد گرفت؛ اما اگر با دانش تاریخی، روایت هنری، آموزش خلاق، اسناد معتبر و پیوند دادن گذشته با مسائل امروز همراه شود، حافظه دفاع مقدس میتواند به یک منبع معرفتی برای فهم جامعه، امنیت و هویت ایرانی تبدیل شود.
دفاع مقدس در عین حال، دارای یک بُعد منطقهای و فرامرزی نیز بوده است. تجربهای که در ایران با دفاع از سرزمین و استقلال آغاز شد، در سالهای بعد در ادبیات مقاومت بخشهایی از جهان اسلام نیز بازتابهایی پیدا کرد و مفاهیمی مانند اتکاء به توان درونی، مقاومت در برابر سلطه و پذیرش هزینه برای حفظ استقلال، در گفتمانهای مختلف منطقهای بازتولید شد. بررسی این امتداد، البته نیازمند پرهیز از سادهسازی و یکسانانگاری تجربههای متفاوت است، اما نمیتوان از این واقعیت تاریخی غفلت کرد که دفاع مقدس ایران در شکلگیری بخشی از ادبیات مقاومت در منطقه، واجد اهمیت بوده است.
هفته دفاع مقدس از همین منظر، فرصتی برای تبدیل «حافظه» به «شناخت»، «شناخت» به «تجربه سیاستی» و «تجربه سیاستی» به «آمادگی برای آینده» است. زیرا جامعهای که تجربههای تعیینکننده خود را صرفاً به یاد میآورد، بخشی از تاریخ خود را حفظ کرده است، اما جامعهای که از آن تجربه میآموزد و آن را در نهادها، آموزش، فناوری، فرهنگ عمومی و نظام تصمیمگیری خود به کار میگیرد، تاریخ را به ظرفیت آینده تبدیل کرده است.
شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی ضمن گرامیداشت هفته دفاع مقدس و پاسداشت یاد و نام شهیدان والامقام انقلاب اسلامی، هشت سال دفاع مقدس و شهدای جنگهای اخیر و ادای احترام به رزمندگان، جانبازان، آزادگان و خانوادههای معظم آنان، بر ضرورت بازخوانی عالمانه این تجربه تاریخی، صیانت از اسناد و حافظه آن، توجه به ابعاد انسانی و اجتماعی جنگ، تقویت روایتهای دقیق و چندلایه و انتقال این میراث به نسلهای آینده تأکید میکند؛ میراثی که اگر درست فهم و بازخوانی شود، میتواند همچنان در شناخت ظرفیتهای جامعه ایرانی، تقویت آمادگی ملی، توسعه توان دفاعی، تحکیم پیوندهای اجتماعی و طراحی آینده ایران نقشآفرین باشد.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: