به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل ازگاردین، این نویسنده ۶۷ ساله که این روزها در خانهاش در حومه سانتا کروز روزگار میگذراند، همچنان با همان صراحت و روحیه منتقدانه خود درباره فرهنگ، ادبیات و سینما سخن میگوید؛ از جمله داستان مواجهه با اقتباسهای تصویری از رمانهایش.
او تعریف میکند هنگامی که شبکه اچبیاو در سال ۲۰۱۲ پروژه ساخت سریال بر اساس رمان پرفروش «اصلاحات» را لغو کرد، فرانزن چنان احساس سبکی کرد که میگوید روی چمنهای خانهاش پشتک زده است. او اعتراف میکند که در آن دوران به دلیل نداشتن تلویزیون و عدم شناخت از سازوکار ساخت سریال، به همراه نوآ بامباک یکی از بدترین قسمتهای آزمایشی (پایلوت) تاریخ تلویزیون را خلق کرده بودند؛ تجربهای که خودش آن را افتضاح مینامد. اما با گذشت زمان و تماشای آثار تلویزیونی فاخر، نگاه فرانزن به این رسانه تغییر کرد. حالا پس از سالها، رمان ماندگار «اصلاحات» بالاخره در قالب یک سریال هشتقسمتی از سوی نتفلیکس در حال ساخت است؛ پروژهای که حضور مریل استریپ در نقش اصلی آن، یعنی انید لمبرت، امیدواری این نویسنده را برای به سرانجام رسیدن آن به بیش از ۵۰ درصد رسانده است. فرانزن اعلام کرده که تنها یک ماه با اتمام فیلمنامه این اثر فاصله دارد.
ریشههای خشم
فرانزن که رمان «اصلاحات» را یک «کمدی خشمگین» میداند، درباره منشأ خشمهای سالهای دور خود صحبت میکند. او با اشاره به سالها زندگی در یک ازدواج ناموفق و همچنین عصبانیتش از افول توجه عمومی به رمانهای جدی در دهه ۹۰ میلادی، اذعان میکند که روزگار پرتردیدی را پشت سر گذاشته است. با این حال، او تأکید میکند که این خشمها سالهاست فروکش کرده است.
این نویسنده به یادآوری جنجال معروف خود با اپرا وینفری میپردازد؛ زمانی که اپرا کتاب او را برای باشگاه کتابخوانیاش انتخاب کرد، اظهارات تند فرانزن درباره انتخابهای پیشین او، به لغو دعوتش انجامید. اگرچه این دو بعدها در تلویزیون زنده با یکدیگر آشتی کردند، اما فرانزن میآموزد که در مصاحبهها محتاطتر باشد و پیش از بیان هر اندیشهای، بلافاصله آن را با یک تفکر متضاد تعدیل نکند. او همچنین از تجربههای جنجالی دیگرش، از جمله انتقادهایش به سازمانهای محیطزیستی و اظهارنظرهایی که گاهی دردسرساز میشدند، با خونسردی یاد میکند.
فرانزن برخلاف بسیاری از منتقدان فرهنگی که از مرگ رمان سخن میگویند، دیدگاه واقعبینانهتری دارد. او معتقد است کسانی که از زوال کتابخوانی نوحه سر میدهند، دچار توهم درباره وجود یک «عصر طلایی خیالی» هستند که در آن همه افراد جامعه آثار کلاسیک فلوبر را میخواندند. اگرچه فناوریهای نوین و ابزارهای صوتی تمایل به خواندن را کاهش دادهاند، اما او این پدیده را یک فاجعه بزرگ تاریخی برای بشر نمیداند.
در حوزه سیاست و مسائل اجتماعی نیز، فرانزن ترجیح میدهد احتیاط پیشه کند، اما با یادآوری رمان «حرکت قوی» در دهه ۹۰، تأکید میکند که او خیلی زودتر از دیگران متوجه چهره و سویههای ناشیانه و خودشیفته سیاستمدارانی چون دونالد ترامپ شده بود. او بیشتر وقت خود را صرف دغدغههای زیستمحیطی، حفاظت از پرندگان و البته نواختن گیتار در یک گروه موسیقی خصوصی به همراه برادران شریک زندگیاش میکند.
فرانزن که این روزها مشغول نگارش دنبالهای بر رمان «چهارراه» است، فرآیند نوشتن یک کتاب جدید را بسیار طاقتفرسا توصیف میکند. او میگوید سالهایی که میان پروژهها سپری میشود وحشتناکاست و او بارها و بارها سر خود را به دیوار سخت نوشتن میکوبد. به باور او، بزرگترین چالش نوشتن این است که نویسنده ناچار است برای خلق هر اثر، از نظر شخصیتی تغییر کند و به انسان دیگری بدل شود.
او هدف از نویسندگی را نه خودسازی یا اعتلای روح، بلکه تلاش برای رسیدن به «حقیقت» و «درست انجام دادن کار» میداند؛ مسیری سخت و پرتلاطم که آثار او را به یکی از ارکان ماندگار ادبیات داستانی جهان تبدیل کرده است.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: