دوشنبه 27 مهر 1405

ارز دیجیتال
ارزهای خارجی
بورس
طلا و سکه
انرژی و فلزات

جنبش اعتراضی در فرانسه: از مدارس تا خیابان‌ها

10:01 - 1405/07/27 سیاسی
1553کلمه 8 دقیقه
جنبش اعتراضی در فرانسه: از مدارس تا خیابان‌ها
روزبه کردونی:
اعتراضات اخیر در فرانسه از نارضایتی از وضعیت مدارس آغاز شد و با پیوستن گروه‌های مختلف، به یکی از گسترده‌ترین اعتراض‌های سال‌های اخیر این کشور تبدیل شد. این جنبش ریشه در مسائل آموزشی، معیشتی و شکاف بین دولت و جامعه دارد.

آنچه در هفته‌های اخیر در فرانسه گذشت، بار دیگر سه پرسش مهم را پیش کشید: چرا خیابان هنوز در سیاست اهمیت دارد؟ چرا اعتراض خیابانی در جامعه فرانسه چنین جایگاه پایداری دارد؟ و چگونه چند روایت و چند جهان اجتماعی متفاوت می‌توانند درون یک جنبش اعتراضی به یکدیگر برسند؟

چه گذشت؟

اعتراض‌ها از مدارس و حومه پاریس آغاز شد؛ از کمبود معلم، کلاس‌های شلوغ، فرسودگی برخی مدارس و نارضایتی از مسیر ورود به دانشگاه. ابتدا دانش‌آموزان و معلمان به میدان آمدند. سپس دانشجویان، والدین، اتحادیه‌های کارگری، گروه‌هایی از جلیقه‌زردها و معترضان به افزایش هزینه زندگی به آنان پیوستند.

در ۱۷ اکتبر، این حرکت به یکی از گسترده‌ترین اعتراض‌های سال‌های اخیر فرانسه تبدیل شد. وزارت کشور شمار شرکت‌کنندگان را حدود ۵۵۰ هزار نفر اعلام کرد و برگزارکنندگان از حضور نزدیک به ۸۰۰ هزار نفر سخن گفتند. اختلاف میان این دو آمار قابل توجه است، اما هر دو از بسیجی گسترده حکایت دارند. رویترز و لوموند نیز از حضور گروه‌های متنوع و تلاش برای شکل‌دادن به نوعی «هم‌گرایی مبارزات» خبر داده‌اند.

حرکتی که از مدرسه آغاز شده بود، دیگر فقط درباره مدرسه نبود. هزینه زندگی، قیمت سوخت، دستمزدها، بازنشستگی، کیفیت خدمات عمومی و شیوه مواجهه دولت با جامعه، هرکدام راه خود را به درون اعتراض باز کرده بودند. دولت وعده داد شمار معلمان جایگزین را افزایش دهد و از افزایش برنامه‌ریزی‌شده شهریه دانشگاه‌ها صرف‌نظر کند؛ اما دامنه اعتراض نشان می‌داد که مسئله از چند مطالبه صنفی فراتر رفته است.

چند جهان در یک خیابان

برای فهم این جنبش می‌توان چهار روایت را از یکدیگر تفکیک کرد. نخست، روایت آموزشی؛ روایت مدرسه‌ای که دیگر نمی‌تواند وعده برابری و امکان پیشرفت را به یک اندازه برای همه محقق کند.

دوم، روایت معیشتی؛ زندگی‌ای که با افزایش هزینه مسکن، انرژی و کالاهای روزمره دشوارتر شده، بی‌آنکه درآمدها به همان نسبت افزایش یافته باشند.

سوم، روایت نسلی؛ جوانانی که از آنان خواسته می‌شود بیشتر درس بخوانند و سخت‌تر رقابت کنند، اما در پایان با بازار کار نامطمئن، مسکن گران و آینده‌ای پیش‌بینی‌ناپذیر روبه‌رو می‌شوند.

چهارم، روایت سیاسی؛ روایت گروه‌هایی که مسئله را نه فقط در یک تصمیم مشخص، بلکه در فاصله میان ساختار قدرت و تجربه روزمره جامعه می‌بینند.

این تقسیم‌بندی به معنای وجود چهار گروه کاملاً جدا از یکدیگر نیست. روایت‌ها در بسیاری از نقاط با هم تلاقی پیدا می‌کنند؛ دانش‌آموزی که به کمبود معلم معترض است، ممکن است هم‌زمان درباره آینده شغلی، هزینه مسکن و امکان شنیده‌شدن صدایش نیز نگران باشد. اهمیت جنبش فرانسه در همین تلاقی است. بررسی رقابتی که میان دولت، معترضان، رسانه‌ها و جریان‌های سیاسی برای تعریف معنای این اعتراض شکل گرفته، خود موضوع یادداشت مستقلی است.

چرا اعتراض شکل گرفت؟

بحران آموزش جرقه بود. اعتراض از مسئله‌ای روشن و ملموس آغاز شد: کمبود معلم، ازدحام کلاس‌ها و نگرانی از افت کیفیت آموزش عمومی.

فشار معیشتی، دامنه آن را گسترش داد. افزایش هزینه زندگی و جهش قیمت سوخت، گروه‌هایی را وارد میدان کرد که مطالبه اولیه‌شان ارتباط مستقیمی با مدرسه نداشت. گزارش‌های اروپایی نشان می‌دهد قیمت سوخت در پاییز ۲۰۲۶ به یکی از مهم‌ترین منابع فشار بر خانوارها و دولت‌های اروپایی تبدیل شده است.

ضعف نمایندگی نیز نارضایتی را به خیابان کشاند. بسیاری از مشکلات مدارس و خدمات عمومی پیش‌تر در آمارها و گزارش‌های رسمی ثبت شده بودند. مسئله فقدان اطلاعات نبود؛ بخشی از جامعه احساس می‌کرد میان دانستن دولت و اقدام‌کردن آن فاصله افتاده است.

شبکه‌های اجتماعی نیز در برقراری ارتباط میان مدارس، شهرها و مطالبات مختلف نقش داشته‌اند. آنچه روشن‌تر به نظر می‌رسد، فقدان رهبری وسخنگوی واحد است؛ ویژگی‌ای که از یک سو گسترش جنبش را آسان‌تر می‌کند و از سوی دیگر، مذاکره و رسیدن به خواسته‌هایی مشخص را دشوارتر می‌سازد.

در یک جمع‌بندی فشرده، بحران آموزش جرقه بود، فشار معیشتی سوخت آن را فراهم کرد، ضعف نمایندگی آن را به خیابان کشاند و ناتوانی در ارائه پاسخی سریع و قانع‌کننده، مسئله‌ای بخشی را به بحرانی ملی تبدیل کرد.

چرا خیابان هنوز مهم است؟

خیابان فقط محل بیان خشم نیست؛ جایی است که مشکلات پراکنده به مسئله‌ای عمومی تبدیل می‌شوند. کمبود معلم تا زمانی که در یک مدرسه باقی بماند، یک مشکل اداری است. هنگامی که مدارس متعدد، خانواده‌ها، اتحادیه‌ها و گروه‌های اجتماعی آن را تجربه‌ای مشترک بدانند، مسئله از سطح مدیریت آموزشی به سطح سیاست عمومی منتقل می‌شود.

خیابان همچنین فاصله میان دستور کار حکومت و اولویت‌های جامعه را آشکار می‌کند. در انتخابات، شهروند میان برنامه‌ها و نامزدهای موجود انتخاب می‌کند؛ اما در اعتراض، می‌تواند موضوعی را وارد عرصه عمومی کند که ساختار رسمی سیاست هنوز آن را به رسمیت نشناخته یا برایش پاسخ قانع‌کننده‌ای نیافته است.

در میانه همین اعتراض‌ها، شماری از صاحب‌نظران فرانسوی کوشیدند لایه‌های عمیق‌تر بحران را توضیح دهند. فرانسوا دوبه، جامعه‌شناس فرانسوی حوزه آموزش، در یادداشتی برای لوموند نوشت که دانش‌آموزان به‌درستی به وضعیت مدارس اعتراض دارند، اما نارضایتی آنان از کمبود امکانات فراتر رفته و به معنای خود تحصیل و نسبت آن با آینده بازمی‌گردد: جوانان همچنان مدرسه را مسیر اصلی آینده می‌بینند، درحالی‌که مدرسه دیگر نمی‌تواند آینده‌ای مطمئن را تضمین کندتوماس پیکتی، اقتصاددان فرانسوی، نیز در تحلیلی در لوموند تأکید کرد که بودجه واقعی آموزش عالی به‌ازای هر دانشجو از سال ۲۰۱۷ حدود ۲۰ درصد کاهش یافته است. به گفته او، صدها هزار دانش‌آموز برای ورود به دانشگاه تلاش می‌کنند، اما ظرفیت و منابع لازم برای پذیرش مناسب آنان فراهم نشده است. از این منظر، اعتراض فقط واکنشی به وضعیت چند مدرسه نیست؛ نشانه شکاف میان وعده پیشرفت از مسیر آموزش و امکاناتی است که عملاً در اختیار نسل جوان قرار گرفته است.

چرا فرانسه؟

خیابان در فرانسه بخشی از حافظه سیاسی جامعه است. از انقلاب ۱۷۸۹ و جنبش‌های کارگری تا مه ۱۹۶۸، اعتراض‌های بازنشستگی و جنبش جلیقه‌زردها، بارها دیده شده است که سیاست تنها در پارلمان، دولت و صندوق رأی جریان ندارد. اعتراض خیابانی نیز در مقاطع مختلف توانسته است تصمیم‌های حکومت را متوقف یا اصلاح کند.

اما تاریخ به‌تنهایی تکرار اعتراض‌ها را توضیح نمی‌دهد. فرانسه از شبکه‌های اتحادیه‌ای، دانشجویی و مدنی برخوردار است که می‌توانند نارضایتی پراکنده را به کنش جمعی تبدیل کنند. حتی اگر همه معترضان عضو این تشکل‌ها نباشند، تجربه، ارتباطات و توان سازمان‌دهی آنها امکان بسیج گسترده را فراهم می‌کند.

ساختار متمرکز قدرت نیز اهمیت دارد. هنگامی که بخش بزرگی از تصمیم‌ها به دولت مرکزی و شخص رئیس‌جمهور نسبت داده می‌شود، مسئولیت مشکلات محلی و بخشی نیز به‌سرعت متوجه مرکز قدرت می‌شود. در چنین ساختاری، اعتراض به وضعیت یک مدرسه می‌تواند خیلی زود به اعتراض به شیوه اداره کشور تبدیل شود.

به این عوامل باید مشروعیت تاریخی خیابان را نیز افزود. در فرانسه، حضور در خیابان الزاماً نشانه بریدن کامل از سیاست نیست؛ گاه تلاشی است برای واداشتن سیاست رسمی به شنیدن موضوعی که از مسیرهای معمول شنیده نشده است.

پیامدها و درس‌های سیاستی

نخستین درس، شناختن لحظه‌ای است که یک مطالبه محدود در حال تبدیل‌شدن به نارضایتی عمومی است. پاسخ به کمبود معلم، هنگامی که اعتراض هنوز در چند مدرسه جریان دارد، با زمانی که مسئله به معیشت، بی‌عدالتی و اعتماد سیاسی پیوند خورده، یکسان نیست. سیاست اگر این لحظه را دیر تشخیص دهد، ناچار خواهد شد برای حل مسئله‌ای بزرگ‌تر، هزینه بیشتری بپردازد.

درس دوم، فاصله میان وعده و اقدام است. وقتی نارضایتی از مدرسه به خیابان رسیده، دیگر نمی‌توان فقط از بررسی مشکلات سخن گفت. جامعه می‌خواهد بداند چه چیزی قرار است تغییر کند و این تغییر را چه زمانی در زندگی روزمره خود خواهد دید.

درس سوم، دشواری گفت‌وگو با جنبش‌های بدون رهبر است. دولت نمی‌تواند با دعوت از یک تشکل یا یک نماینده، گفت‌وگو با تمام معترضان را پایان‌یافته بداند. چنین جنبش‌هایی به مسیرهای متنوع‌تری برای شنیدن مطالبات نیاز دارند؛ مسیرهایی که فقط هنگام بحران فعال نشوند.

و سرانجام، برقراری نظم و پاسخ‌دادن به نارضایتی، دو وظیفه متفاوت‌اند. دولت ممکن است بتواند خیابان را آرام کند، اما آرام‌شدن خیابان به معنای حل‌شدن مسئله نیست. مشکلاتی که اعتراض را پدید آورده‌اند، پس از پایان تجمع نیز در مدرسه، خانه و زندگی روزمره مردم باقی می‌مانند.

این اعتراض‌ها احتمالاً بر رفتار سیاسی نسل جوان، جایگاه اتحادیه‌ها و سیاست‌های آموزشی و معیشتی دولت فرانسه اثر خواهد گذاشت. اهمیت یک جنبش اجتماعی تنها در نتیجه فوری آن نیست. جنبش می‌تواند موضوعی را که تا دیروز بخشی و کم‌اهمیت تلقی می‌شد، در مرکز گفت‌وگوی عمومی قرار دهد و دولت، احزاب و رسانه‌ها را وادار کند درباره آن موضع بگیرند.

فراتر از فرانسه

آنچه در فرانسه رخ داد، واقعه‌ای کاملاً منفرد نیست. هم‌زمان، ایتالیا، بلژیک، آلبانی، اسپانیا و پرتغال نیز، هر یک با مطالبات و زمینه‌های متفاوت، شاهد حضور معترضان در خیابان بوده‌اند. هنوز نمی‌توان این رخدادها را یک جنبش هماهنگ اروپایی دانست، اما هم‌زمانی و شباهت برخی زمینه‌های آنها ــ از فشار معیشتی و بحران مسکن تا نگرانی درباره آموزش و آینده جوانان ــ شایسته توجه و فهم دقیق‌تری است.

نسبت میان این اعتراض‌ها و آنچه از دل آنها درباره تحولات اجتماعی اروپا می‌توان دریافت، موضوع مستقلی است که در یادداشتی جداگانه به آن خواهم پرداخت.

سخن آخر

مهم‌ترین درس فرانسه چندان پیچیده نیست؛ درسی است که تقریباً همه دولت‌ها آن را می‌دانند، اما بارها در دام نادیده‌گرفتنش می‌افتند: اعتراض معمولاً در روزی که مردم به خیابان می‌آیند آغاز نمی‌شود. خیابان آخرین حلقه مسیری است که پیش‌تر در مدرسه، خانه، محل کار و تجربه روزمره شهروندان شکل گرفته است.

اگر اعتراض‌های اخیر فرانسه فقط از دریچه بی‌نظمی خیابانی دیده شوند و زمینه‌های طولانی شکل‌گیری نارضایتی نادیده گرفته شود، شاید بتوان خیابان را آرام کرد؛ اما از فهم آنچه جامعه فرانسه را به خیابان کشاند، بازخواهیم ماند.


📡منبـع خبـر: www.ilna.ir

ایلنا بین الملل

🏹لـینـک کـوتـاه: halohava.top/E7yEG5



بـرچـسب هـا:


اخبار مرتبط:


شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.

🗩ثبـت نظر:


بازگشت به لیست اخبار