عصر ایران؛ امیر صدرا صیام- روز جهانی مجری، بیش از آنکه فرصتی برای تبریک گفتن به چهرههای آشنای تلویزیون باشد، بهانهای است برای بازاندیشی در ماهیت حرفهای که میتواند نقشی تعیینکننده در ارتقای آگاهی عمومی و شکلگیری فرهنگ جامعه داشته باشد.
در چنین روزی، نام اسماعیل میرفخرایی را باید بهعنوان یکی از حرفهایترین و باسوادترین مجریان تاریخ رسانه ایران به یاد آورد؛ چهرهای که اجرای او فراتر از حضور مقابل دوربین، بر دانش، دقت، کنجکاوی و احترام به شعور مخاطب استوار بود.
اهمیت میرفخرایی در این است که اجرا را به خواندن متن، طرح چند پرسش معمولی یا مدیریت ظاهری یک گفتوگو تقلیل نمیداد.
او یادآور نسلی از مجریان است که پیش از سخن گفتن، به دانستن اهمیت میدادند و پیش از پرسیدن، برای شناخت موضوع وقت میگذاشتند. در این نگاه، مجری صرفاً واسطهای میان مهمان و مخاطب نیست؛ او باید بتواند مسئله را بفهمد، پرسش درست را طرح کند و مفاهیم پیچیده را به زبانی روشن و قابلفهم انتقال دهد.
میرفخرایی، بهویژه در عرصه برنامههای علمی، نمونهای ارزشمند از پیوند دانش و رسانه است. او نشان داد ترویج علم، تنها به حضور متخصصان در تلویزیون وابسته نیست؛ بلکه به مجرییی نیاز دارد که بتواند میان زبان تخصصی کارشناسان و نیازهای مخاطبان ارتباط برقرار کند. چنین مجرییی نه با خودنمایی و نمایش دانایی، بلکه با پرسشگری دقیق، شنیدن فعالانه و تشخیص نکات مهم، به گفتوگو عمق میبخشد. کارنامه چنددههای او گواه اهمیت این رویکرد در برنامهسازی و ارتباط با مخاطب است.
البته باسواد بودن مجری صرفاً به تحصیلات دانشگاهی یا استفاده از واژگان تخصصی محدود نمیشود. مطالعه مستمر، قدرت تحلیل، شناخت موضوع، آشنایی با روش تحقیق، تسلط بر زبان، توانایی گفتوگو و صداقت در مواجهه با نادانستهها، از مؤلفههای اصلی اجرای حرفهای هستند. مجری آگاه میداند
هر پرسشی ارزشمند نیست، هر پاسخی حقیقت ندارد و هر موضوعی را نمیتوان با چند جمله کلیشهای توضیح داد. او بهجای پنهان کردن خلأهای دانشی خود، میپرسد، بررسی میکند و برای روشن شدن موضوع به متخصصان رجوع میکند.
در روزگار گسترش شبکههای اجتماعی و افزایش چهرههای پرمخاطب، ضرورت بازگشت به چنین معیارهایی بیش از گذشته احساس میشود. شهرت، صدای مناسب، چهره جذاب و توانایی بداههگویی، بهتنهایی تضمینکننده کیفیت اجرا نیستند. رسانه برای ایفای مسئولیت فرهنگی خود به مجریانی نیاز دارد که علاوه بر مهارتهای ارتباطی، از دانش عمومی و تخصصی کافی برخوردار باشند و بتوانند در برابر اطلاعات نادرست، گفتوگوهای سطحی و سادهسازیهای گمراهکننده ایستادگی کنند.
از همین رو، تربیت مجری حرفهای باید به یکی از اولویتهای جدی رسانههای ایران تبدیل شود. آموزش تخصصی فن بیان، اصول مصاحبه، سواد رسانهای، شناخت مخاطب، اخلاق حرفهای و روشهای تحقیق باید در کنار تمرین عملی و تجربه میدانی قرار گیرد. مجریان جوان باید فرصت داشته باشند اجرای چهرههای برجسته را تحلیل کنند، مهارت پرسشگری بیاموزند و بهجای تقلید از سبک دیگران، هویت حرفهای خود را بر پایه مطالعه و تفکر مستقل بسازند.
نکته مهم آن است که مجری باسواد الزاماً کسی نیست که بیشتر حرف میزند؛ گاهی یک پرسش دقیق یا سکوتی بهموقع، ارزشی بیش از دهها جمله دارد. احترام به مخاطب نیز اقتضا میکند که زمان او صرف گفتوگوهای کممایه و پرسشهای نمایشی نشود. مجری باید بداند که هر حضور رسانهای فرصتی برای افزایش آگاهی است و هر گفتوگوی خوب میتواند مخاطب را به تفکر، مطالعه و کشف بیشتر ترغیب کند.
روز جهانی مجری، فرصتی برای ستایش اسماعیل میرفخرایی و در عین حال یادآوری یک ضرورت اساسی است: رسانه برای پرورش مخاطبی آگاه، به مجریانی آگاه نیاز دارد. بزرگداشت واقعی چهرهای چون میرفخرایی، تنها در تجلیل از گذشته خلاصه نمیشود؛ بلکه در تلاش برای تربیت نسل تازهای از مجریان معنا پیدا میکند. نسلی که در آن، دانش بر شهرت، کیفیت بر کمیت و مسئولیتپذیری بر خودنمایی مقدم باشد. اجرای حرفهای، پیش از آنکه راهی برای دیده شدن باشد، مسئولیتی در برابر آگاهی جامعه است. آنچه از اسماعیل میرفخرایی میتوان آموخت، فراتر از شیوه سخن گفتن یا اجرای یک برنامه تلویزیونی است؛ او نمادی از این باور است که رسانه زمانی اثرگذار خواهد بود که دانش را جدی بگیرد و مخاطب را شایسته فهمیدن بداند.
امروز بیش از هر زمان دیگری به چنین نگاهی نیاز داریم، نگاهی که در آن، مجری نه ستارهای خودبسنده، بلکه تسهیلگر دانایی و گفتوگو باشد. شاید بهترین ادای احترام به میرفخرایی این باشد که بار دیگر از خود بپرسیم که مجری در برابر جامعه چه مسئولیتی دارد و برای پاسخگویی به این مسئولیت، تا چه اندازه باید بیاموزد، بخواند و بیندیشد؟
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: