زنی که کارفرمایان را به پذیرش حق بیمه و قراردادهای جمعی واداشت/ شعاری برای تمام فصول: بله ما میتوانیم!
به گزارش ایلنا و به نقل از آسوشیتدپرس، خانوادۀ دولورس هوئرتا روز چهارشنبه بیستوهشتم اکتبر خبر درگذشت او را در خانهاش اعلام کردند. هوئرتا از چهرههای برجستۀ جنبش کارگری و حقوق مدنی آمریکا بود. او حتی در دهۀ نود زندگی خود نیز با شرکت در راهپیماییهای اعتراضی در شهرهای مختلف آمریکا، از حقوق کارگران، زنان، مهاجران و اقلیتها دفاع میکرد.
هوئرتا برای بهبود شرایط زیست در مزارع میوه و سبزیجات، «تشکل کارگران کشاورزی» را پایهگذاری کرد و پشت میز مذاکراتی نشست که ثمرهاش امضای قراردادهای جمعی، راهاندازی نخستین طرحهای بیمه درمانی و کسب مزایای رفاهی برای کارگران مزارع شد. کارنامۀ چنددهساله او افتخارات فراوانی آفرید؛ از جمله کسب نشان آزادی ریاستجمهوری که بالاترین مدال غیرنظامی ایالات متحده به شمار میرود.
عبارت اسپانیاییزبان «Sí، se puede!» برابر با «بله، ما میتوانیم!» از یادگارهای بزرگ هوئرتاست. این واژگان بر قدرت تودهها برای زیر و رو کردن شرایط نامطلوب از طریق سازماندهی و میدانداری جمعی تکیه داشتند. باراک اوباما، رئیسجمهور وقت آمریکا، هنگام اهدا کردن نشان آزادی ریاستجمهوری در سال ۲۰۱۲، پشتکار و فرماندهی او را در میدان مبارزه ستود و به طنز اعتراف کرد شعار مبار انتخاباتی خود را در سال ۲۰۰۸ از زبان او وام گرفته است.

سازماندهی کارگران کشاورزی و شکلگیری قدرت چانهزنی جمعی
«دولورس کلارا فرناندز» که بعدها با نام «دولورس هوئرتا» شناخته شد، در سال ۱۹۳۰ در داوسون ایالت نیومکزیکو چشم به جهان گشود. پدرش معدنچی، فعال سندیکایی و نماینده بعدی مجلس قانونگذاری ایالت بود. طلاق والدین، مسیر زندگی او را با مادر و خواهران و برادرانش به سوی کالیفرنیا کشاند؛ جایی میان جوامع چندفرهنگی کارگران مکزیکی، فیلیپینی، آفریقاییآمریکایی، ژاپنی و چینی بزرگ شد.
هوئرتا ابتدا در کسوت معلم دبستان در درۀ سرسبز و پرمزرعه «سنواکین» کالیفرنیا مشغول به کار شد. مشاهدات عینی او از وضعیت رقتبار زندگی دانشآموزان، از سایۀ سنگین گرسنگی تا پابرهنگی، او را قانع ساخت که تغییر وضعیت نیازمند خروج از کلاس درس و ورود به میدان سازماندهی کارگران مزارع است.
او سال ۲۰۱۷ طی گفتوگو با مستند «لنز مستقل» شبکه پیبیاس اظهار داشت: «تماشای بچههای گرسنه و پابرهنه روی نیمکت کلاس غیرقابل تحمل بود. به این نتیجه رسیدم که سازماندهی کارگران مزارع اثرگذارتر از تلاش فردی برای آموزش فرزندان گرسنه آنهاست.»
همکاری هوئرتا با یک تشکل حقوق مدنی در شهر استاکتون، آشنایی او را با «سزار چاوز» رقم زد. این دو سال ۱۹۶۲ انجمن ملی کارگران کشاورزی را بنا نهادند؛ نهادی که چند سال پس از آن زیر نام «اتحادیه کارگران متحد کشاورزی آمریکا» شناخته شد. سالهای متمادی، هدایت این تشکل و پیشبرد سختترین دور میزهای مذاکره با مالکان بزرگ مزارع بر عهده هوئرتا قرار داشت.

پیوستن او به صف اعتصاب کارگران فیلیپینی برداشت انگور، جرقه اعتصاب تاریخی و پنجساله انگور در «دلانو» را شعلهور ساخت. هوئرتا و چاوز در بطن این نبرد سخت، کارفرمایان بزرگ مزارع را زیر فشار گذاشتند و آنها را وادار به پذیرش پیمانهای دستهجمعی، تامین امنیت کار و برقراری خدمات درمانی و رفاهی ساختند.

آن روزها کارگران کشاورزی از پشتوانههای قانونی و حق چانهزنی جمعی محروم بودند. صاحبان مزارع با تکیه بر ثروت کلان، کفه ترازو را به سود خود سنگین میکردند. تودههای کارگر با پناه بردن به ابزار اعتصاب، تحریم محصولات و سازماندهی میدانی، مطالبات پراکنده خویش را به نیرویی هولناک بدل ساختند و مالکان را به تسلیم کشاندند.
اوایل دهه هفتاد، هدایت تحریمهای سراسری انگور و کاهو به دست هوئرتا سپری شد؛ رخدادی که پمپاژ فشار سنگین اقتصادی و سیاسی، کالیفرنیا را ناچار به تصویب قانونی حامی کارگران مزارع ساخت تا حق چانهزنی جمعی آنان به رسمیت شناخته شود. این پیروزی، نقطه عطفی در تاریخ مبارزات سازمانیافته نیروی کار ایالات متحده بود.

از سرکوب پلیس تا مبارزه برای حقوق زنان و مهاجران
یورش مأموران پلیس و دستگیریهای مکرر، هزینه پایداریهای هوئرتا بود. ثبت ۲۲ فقره بازداشت در پرونده مبارزاتی او دیده میشود. سال ۱۹۸۸ هنگام اعتراض به مخالفت «جورج اچ. دبلیو. بوش» نامزد جمهوریخواه وقت با تحریم انگور اتحادیه، در سانفرانسیسکو هدف ضربه هولناکی قرار گرفت.
فرود آمدن باتوم نیروی انتظامی بر پیکر هوئرتا، شکستن سه دنده و جراحت شدید طحال را به دنبال داشت. تزریق خون در بیش از دوازده نوبت، او را از مرز مرگ گذراند و در نهایت، پرونده شکایت او با توافق مالی شهرداری سانفرانسیسکو بسته شد.
دامنه رزمخواهی هوئرتا پس از آن دوران، مسائل زنان و ارتقای جایگاه سیاسی بانوان لاتینتبار را نیز پوشش داد. تلاش برای بهرهمندی کارگران کشاورزی کالیفرنیا از بیمه بیکاری و ازکارافتادگی، افشاگری علیه سموم دفع آفات نباتی، مطالبه اقامت قانونی برای مهاجران فاقد مدرک و مخالفت آشکار با طرحهای بهرهکشی از کارگران مهمان خارجی، از دیگر سنگرهای فعالیت او بود.
سال ۱۹۶۸، سفر «رابرت کندی» سناتور ماساچوست و نامزد ریاستجمهوری به دلانو، پیوند او را با کارزار انتخاباتی کندی رقم زد. هوئرتا ثبتنام مکزیکیتبارها را در رایگیریهای کالیفرنیا مدیریت کرد. روز پیروزی کندی در مقدماتی کالیفرنیا، او دوشادوش این نامزد روی صحنه حضور داشت و کندی چند قدم پیش از ترور مرگبارش، از زحمات او قدردانی کرد. داغ این ترور سنگین بود، ولی گامهای هوئرتا در مسیر دفاع از کارگران کند نگردید.
کارزارهای انتخاباتی بیل کلینتون، باراک اوباما و جو بایدن نیز شاهد حضور حمایتی او بود. دریافت نشان آزادی ریاستجمهوری در سال ۲۰۱۲، عنوان نخستین زن لاتینتبار راهیافته به تالار ملی مشاهیر زنان، اعطای ۹ دکترای افتخاری از دانشگاههای مختلف و نقش بستن نام او روی دیوار نگارهها، مدارس و خیابانها، گواهی بر عظمت جایگاه اجتماعی اوست.

افشای آزار جنسی و بار سنگین سکوتی شصتساله
سال ۲۰۲۶، افشاگری هوئرتا جنجال برپا کرد؛ او پرده از رازی برداشت و اعلام نمود سزار چاوز، از بنیانگذاران جنبش، دهه شصت میلادی به او تعرض جنسی روا داشته و حاصل این فاجعه تولد دو فرزند بوده است. او شش دهه این درد را در سینه حبس کرد و حتی پس از مرگ چاوز در سال ۱۹۹۳ زبان به افشا نگشود.
مصاحبه او با رسانه «لاتینو یواسای» در سال ۲۰۲۶ ابعاد این سکوت را نمایان ساخت؛ ترسی ریشهدار از اینکه رسانهای شدن این فاجعه، رنج سالیان متمادی مبارزه را بر باد دهد و دستاوردهای تاریخی کارگران مزارع را قربانی کند. او این رنج را بار شخصی خویش میدانست که باید به تنهایی به دوش میکشید.
این اعتراف تکاندهنده، موجی از پرسشها را پیرامون میراث چاوز، تقاطع میان تقدس رهبران جنبشها و لزوم پاسخگویی در برابر آزار جنسی، و بهای سنگین سکوت قربانیان در محافل سیاسی و مدنی به راه انداخت.
هوئرتا از سالهای نخستین دهه هفتاد، شریک زندگی «ریچارد چاوز» برادر سزار چاوز شد و چهار فرزند از این پیوند به یادگار گذاشت. حاصل دو ازدواج پیشین او نیز هفت فرزند بود و شمار فرزندانش در مجموع به عدد ۱۳ رسید.

میراثی فراتر از تندیسها و افتخارات فردی
مستند «بذرهای تغییر: زندگی و میراث دولورس هوئرتا» محصول سال ۲۰۲۵، راوی مسیر پرفرازونشیب مبارزاتی اوست. او در این اثر به تاثیر جریانهای فمنیستی دهه هفتاد بر باورمندی زنان به رهبری صفوف کارگری اشاره میکند.
کلام ماندگار او در این مستند چنین است: «آرزو دارم میراث من به عنوان سازماندهندهای بماند که تودهها را برای درهمشکستن بیعدالتی متحد میکرد. هدف ما به جای اندوختن ملک و ثروت -که بر سر آن جنگ به پا میشود- انتقال روحیه عدالتخواهی به فرزندانمان است و این ارزشمندترین هدیه به نسلهای آینده محسوب میشود.»
تاریخسازی هوئرتا با ضربآهنگ اعتصابها، تحریمهای اقتصادی، سنگر مذاکرات و پیکار برای اصلاح قوانین گره خورده است. او به مدد سازماندهی تودهها، مطالبات صنفی را به خواستهای عمومی بدل ساخت تا مناسبات ظالمانه مزارع را درهم بشکند. گشودن پرونده آزار جنسی پس از دههها سکوت، ابعاد دیگری از زندگی او را آشکار ساخت؛ رویکردی که ضرورت پاسخگویی رهبران و شنیده شدن صدای قربانیان را در بطن نهادهای دادخواه فریاد میزند.

بـرچـسب هـا:
اخبار مرتبط:
- سرگذشت گریگوری نوا، کارگردان، و دولورس هورته، نماد حقوق مدنی، که او را به همسرش معرفی کرد و به آنها باور داشت تا داستان زندگی او را به یادگار بسپارند
- زمان واریز حقوق بازنشستگان لشکری/ معوقات فوقالعاده خاص پرداخت میشود؟
- مرگ سه کارگر بر اثر گاز گرفتگی در چاه روستای قرهحسنلو ارومیه/ دو نفر برای نجات جان همکارشان قربانی شدند
- نقدی بر طرحی جدید به نام «بیمه زرین»/ چرا صفر تا صد درمان بازنشستگان را به بخش خصوصی سپردهاید؟!
- رانندگان بخوانند: تمدید اعتبار کارت هوشمند غیرحضوری شد +مراحل
- دو ماه انتظار برای حقوق روزمزدی!
- دومین حادثه مشابه در عرض ۲۴ ساعت: دوباره دست یک کارگر در دستگاه میکسر گیر کرد
- آخرین مهلت بازنشستگان کشوری برای تحویل مدارک بیمه تکمیلی
- تصویرسازی جنبشهای جهانی: نگاهی به فعالیتهای اجتماعی از دریچه دوربین میسان هریمن
- ۱۴۴ مصدوم حوادث گردوچینی در همدان/ ۳ فوتی در پی سقوط از درخت
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: