محمدصادق فتحاللهی
دکترای جامعهشناسی توسعه اجتماعی
حضور اخیر رئیسجمهور در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، فراتر از یک سخنرانی معمول و پروتکلی، بازتابدهنده صدای رسا، غرورآمیز و عاری از ترس ملتی بود که دهههاست آماج سنگینترین تحریمها و استانداردهای دوگانه غرب قرار دارد. خطابه مسعود پزشکیان در حمله مستقیم به نهادهای بینالمللی که چشم بر انباشت زرادخانههای هستهای رژیم صهیونیستی و جنایات جاری علیه ملتهای منطقه بستهاند، نشان داد که زبان دستگاه اجرایی کشور در تریبونهای جهانی، دقیقاً برآمده از عمق تمدنی و عدالتخواهانه ملت ایران است.
با عبور از ابعاد عاطفی و بازتابهای گسترده بینالمللی، نطق رئیسجمهور حامل سه چرخش بنیادین و راهبردی است که پیوند عمیق میان جامعه، میدان و دیپلماسی را آشکار میسازد:
بالا بردن تصاویر قائد شهید و دانشآموزان مظلوم میناب و لامرد در صحن سازمان ملل، صرفاً یک کنش احساسی نبود؛ بلکه تجلی هوشمندانه مقاومت نزدیک به نیمقرنی ملت ایران و ایستادگی همهجانبه مردم در کنار نیروهای مسلح اعم از ارتش، سپاه، فراجا و ارکان امنیتی بود. این حضور نمادین ثابت کرد که طراحیهای پردامنه بوقهای تبلیغاتی در جنگ ادراکی و فضای مجازی، نتوانسته شکافی در یکپارچگی ملی و وفاداری به ارکان حاکمیت ذیل راهبری حکیمانه رهبر معظم انقلاب ایجاد کند. رئیسجمهور نشان داد که سرمایه اجتماعی دولت از بستر همین غیرت و مقاومت تاریخی تغذیه میشود.
همزمانی معنادار مواضع قاطع دبیر شورای عالی امنیت ملی پیرامون شروط راهبردی ایران با بیانات صریح رئیسجمهور، پالس بسیار روشنی به اتاقهای فکر غرب ارسال کرد. این همپوشانی دقیق میان تصمیمگیریهای میدان و زبان تریبون نیویورک، خط بطلانی بر توهم دیرینه تعارض دیپلماسی و میدان بود. این هماهنگی راهبردی اثبات کرد که سخنان لحظهای و برآمده از شجاعت شخصی رئیسجمهور نیز در همان چارچوب یکپارچه نظام تصمیمگیری کلان کشور جریان دارد و دیپلماسی نه ابزار انفعال، بلکه امتداد منطقی اراده دفاعی و بازدارندگی ملی است.
مواضع استوار هیئت ایرانی، آب سردی بر پیکر توهمات جریانهای افراطی در داخل و خارج ریخت. از یکسو، جریانهایی که با سادهلوحی و شیفتگی مفرط، چشمانتظار پخش شیرینی برای دیدارهای تصادفی با ترامپ در راهروهای سازمان ملل بودند، با هوشیاری تیم مذاکرهکننده و اتکا به مذاکرات اصولی با واسطه، ناکام ماندند. از سوی دیگر، افراطیونی که با عینکهای سیاستزده و کینههای پساانتخاباتی، تیغهای تخریب خود را برای متهم کردن رئیسجمهور تیز کرده بودند، در برابر صلابت، صراحت و غیرت ملی نهفته در نطق نیویورک خلع سلاح شدند. پزشکیان منافع ملی را بر منافع هر دو قطب افراط مسلط ساخت.
صریحترین پیام رئیسجمهور، تغییر موازنه در جغرافیای پیرامونی بود. ایران رسماً اعلام کرد که دوران "سواری مجانی" بر بستر امنیت حیاتی تنگه هرمز به سر آمده است. در منطق راهبردی جدید تهران، امنیت خلیج فارس یک خیابان یکطرفه نیست؛ کشورهای منطقه نمیتوانند با اتکا به امنیت ترانزیتی تأمینشده از سوی ایران به رونق برسند، اما همزمان در فشارهای هوایی، تحریمهای فرودگاهی و کریدورهای تحدید اقتصادی با واشنگتن همپیمان شوند. یا نظم نوین امنیتی بدون مداخله بیگانه و به سود همه شکل میگیرد، یا تداوم تسلیم در برابر آمریکا، هزینههای سنگین ناامنی را برای همگان تحمیل خواهد کرد.
منطق دیپلماسی جدید جمهوری اسلامی در مواجهه با آمریکا و پدیده ترامپیسم، عبور از تعارفات پروتکلی و ورود به "دیپلماسی نامتقارن و گزنده" است. تهران زبان قدرت را با زبان هزینه پاسخ میدهد؛ واشنگتن یا باید واقعیت قدرت ایران را به رسمیت بشناسد و به یک توازن باقاعده تن دهد، یا در یک نبرد فرسایشی ژئوپلیتیک، تبعات ناامنی انرژی و شکست سیاست مهار را بپذیرد. این یک بازی با زمان است؛ ساعتشماری که با نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا در نوامبر ۲۰۲۶، هیئت حاکمه واشنگتن را به دلیل آسیبپذیریهای حاد اقتصادی و سبد رأی متزلزل، در موقعیت استیصال راهبردی قرار خواهد داد.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: