شنبه 11 مهر 1405

ارز دیجیتال
ارزهای خارجی
بورس
طلا و سکه
انرژی و فلزات

سرنوشت غم‌انگیز کلنل محمدتقی خان پسیان، قهرمان آزادی‌خواه

21:53 - 1405/07/11 سیاسی
1856کلمه 10 دقیقه
سرنوشت غم‌انگیز کلنل محمدتقی خان پسیان، قهرمان آزادی‌خواه
به گزارش اطلاعات آنلاین
کلنل محمدتقی خان پسیان، از قهرمانان جنبش مشروطه و آزادی‌خواه ایران، زندگی پرفراز و نشیبی داشت که با مرگ تراژیک او در تاریخ معاصر ثبت شد. عارف قزوینی نیز در غم او سروده‌هایی ماندگار خلق کرد.

محمد محمودهاشمی


روزی که سر بریده کلنل را به مشهد آوردند و با پیکرش روی یک عراده توپ گذاشتند و تشییع کردند، عارف با حالتی آشفته و اشکبار خطاب به سر بریده کلنل سرود:

این سر که نشان سرپرستی است

امروز رها ز قید هستی است

با دیده عبرتش ببینید

کاین عاقبت وطن‌پرستی است

وتصنیف جانگدازی برای شهادت کلنل پسیان سرود که بعدها با صدای استاد غلامحسین بنان ماندگار شد:

گریه کن که گر سیل خون گری ثمر ندارد

ناله‌ای که ناید ز نای دل اثر ندارد

هرکسی که نیست اهل دل، ز دل خبر ندارد

دل ز دست غم مفر ندارد

دیده غیر اشک تر ندارد

این محرم و صفر ندارد

گر زنیم چاک

جیب جان چه باک

مَرد و جز هلاک

هیچ چاره دگر ندارد

زندگی دگر ثمر ندارد

پسیان که بود که این چنین بزرگان شعر و فرهنگ آن زمان؛ چون عارف قزوینی داغدار او شدند و چه سرگذشتی داشت که با گذشت بیش از یک قرن از شهادتش هنوز سرگذشتش یکی از تراژیک‌ترین زندگی‌ و مرگ‌های تاریخ معاصر است؟

زندگی‌نامه پسیان به قلم خودش

پسیان در قسمتی از زندگینامه‌ای که از خود به یادگار گذشته، چنین از اجداد و دوره ابتدایی زندگانی خود سخن گفته است:

« من مهاجر هستم؛ یعنی اجداد من پس از جنگ ۱۲۴۳ قمری(جنگ دوم ایران و روس) و مجزا شدن قفقاز از ایران زیر بار رعیتی خارجی نرفته از همه چیز خودشان صرف‌نظر کرده و خود را به آغوش وطن آباء و اجدادی انداخته‌اند.

پدر و پدربزرگان من همه سوگلی‌های رجال نامی ایران؛ یعنی میرزا تقی خان امیرکبیر، حسینعلی خان امیرنظام و غیره بوده‌اند. من خود در ۱۳۰۹ قمری در تبریز متولد شده و از سنه ۱۳۱۷ الی ۱۳۲۳ در آن شهر ابتدا در منزل و مکتب و سپس چند ماهی در اولین مدرسه آن شهر که به لقمانیه معروف بود به تحصیلات فارسی و عربی و منطق و مقداری از علوم جدید و السنه خارجه اشتغال داشتم. در ششم جمادی‌الاولی ۱۳۲۴ قمری برای تکمیل تحصیلات به تهران آمده در هجدهم جمادی‌الثانی همان سال داخل مدرسه نظامی شدم و مدت ۵ سال در آن مدرسه تحصیل کردم...

در چهاردهم ذی‌القعده‌الحرام ۱۳۳۱ قمری داخل مدرسه صاحب‌منصبان ژاندارمری شده تا پانزدهم ربیع‌الثانی ۱۳۳۲ در مدرسه مزبور مشغول تعلیم و تعلم بودم. در جریان دوره مدرسه در ازاء خدمات راه همدان به اعطای یک قطعه مدال طلای نظامی از طرف وزارت جلیله جنگ مفتخر شدم. هنوز یک ماه به اتمام دوره مدرسه مانده بود که مأموریت بروجرد پیش آمد.»

آنچه پسیان تحت عنوان «واقعه بروجرد» در این زندگینامه به آن اشاره کرده، مربوط به اتفاقات مربوط به مهاجرت آزادیخواهان ایران از تهران به خاطر اشغال خاک ایران از سوی روس و انگلیس در جنگ جهانی اول و پیوستن کلنل پسیان و نظامیان مخالف اشغال ایران به آنهاست.

در برابر اشغالگران

وقتی آتش جنگ جهانی اول زبانه کشید، با وجود اعلان بی‌طرفی دولت ایران، شعله‌های جنگ به جان و مال ایرانیان افتاد و روس، انگلیس و عثمانی به خاک ایران وارد شدند و نبرد بین طرفینِ جنگ، در خاک ایران جریان یافت.

آزادیخواهان ایران از دموکرات تا اعتدالی شامل طیفی که از سلیمان میرزا تا مدرس را در بر می‌گرفت، خواهان حمایت از آلمان و عثمانی در برابر روسیه و بریتانیا بودند. فعالیت اعتراضی آنها سبب شد تا قوای روس که تا قزوین پیش آمده بود تهدید کند که پایتخت را اشغال خواهد کرد.

آزادیخواهان از تهران راهی اصفهان شدند و از آنجا به کرمانشاه رفتند و در آنجا به ریاست نظام‌السلطنه مافی دولت ملی تشکیل دادند. کلنل پسیان هم به این جریان پیوست و در نبرد با قزاق‌هایی که حامی متفقین بودند به پیروزی دست یافت. جالب آن است که قزاق ها تحت امر روس های تزاری بودند و به نفع بریتانیا و روسیه وارد نبرد با آزادیخواهان شدند. پسیان در نبردی توانست با شکست قزاق ها موقعیت بهتری برای آزادیخواهان فراهم کند.

پسیان و گروهی از همفکرانش چون میرزاده عشقی، ابوالقاسم لاهوتی، کاظم شاهرخی و میرزا احمدخان عمّارلویی حزب دموکرات همدان را تشکیل دادند و فعالیت میهنی خود را در ذیل این حزب پیش بردند.

پسیان پس از پیروزی بر عوامل متفقین، نماینده‌ای از حزب خود را به گیلان فرستاد تا در زمینه نهضت جنگل تحقیق کند تا در صورت هم‌جهت بودن با آنها متحد شود. فرستاده دریافت که میرزاکوچک خان در عین میهن‌پرستی درک روشنی از آنچه می‌خواهد ندارد. به همین سبب، کلنل پسیان از اتحاد با جنگلیان منصرف شد. همچنین در غرب ایران اختلاف بین آزادیخواهان شدت گرفت. گروهی به رهبری مدرس طرفدار عثمانی و گروه دیگر به رهبری سلیمان میرزا طرفدار آلمان بودند. سرانجام دولت نظام‌السلطنه از هم پاشید و آزادیخواهان متفرق شدند. پسیان که از پیوستن به جنگلیان منصرف شده بود، راهی آلمان شد.

نخستین خلبان نظامی

پسیان در آلمان به درمان جراحات و بیماری‌های ناشی از ایام نبردهای با اشغالگران و عوامل آنها پرداخت و در کنار آن تلاش کرد تا زبان آلمانی خود را تقویت کند. پسیان در قالب دو اثر «سرگذشت یک جوان وطن‌دوست» که سرگذشت خودش بود و «جنگ مقدس از بغداد تا ایران» تجربیاتش را از روزهای سخت اشغال میهن بیان کرد.

همچنین اقامت در آلمان فرصتی برای پسیان بود تا آموزش نظامی خود را بر اساس پیشرفته‌ترین دستاوردهای نظامی آن زمان تکمیل کند. او در نیروی هوایی آلمان مشغول کار شد و تعلیمات نظامی لازم را به دست آورد. وی نخستین ایرانی بود که آموزش هوانوردی را طی کرد و خلبان نظامی شد. این امر باعث نشد تا از تحصیل سایر علوم غافل شود. در کنار آموزش نظامی، پسیان به یادگیری ریاضیات و موسیقی هم پرداخت. در کنار این فعالیت‌ها، با محافل آزادیخواه ایرانی ساکن آلمان هم پیوند برقرار کرد و در نشریه «کاوه» سید حسن تقی‌زاده مقاله می‌نوشت.

کودتای سیاه

جنگ جهانی اول با پیروزی متفقین به پایان رسید. آلمان، اتریش و عثمانی شکست خوردند. روسیه با انقلاب کمونیستی از مدار جنگ خارج شد و فرانسه و بریتانیا به همراه آمریکا در جنگ پیروز شدند. گویا همه چیز دست به دست هم داده بود تا بریتانیا یکه‌تاز عرصه سیاسی ایران شود و آرزوهای آزادیخواهانی چون پسیان یک‌سره بر باد رود.

بریتانیا که بر نفت جنوب چنبره زده بود، هر آن، این احتمال را جدی می‌دانست که کمونیست‌های روسی در پیوند با جنگلی‌ها در ایران منافع نفتی‌اش در جنوب را به خطر بیندازند. به همین خاطر، در پی انداختن طرحی جدید در ایران برآمد که بر اساس آن، حکومتی مقتدر و وابسته به خود بر سر کار بیاورد. پس از شکست طرح قرارداد ۱۹۱۹ و کنار رفتن وثوق‌الدوله از عرصه سیاسی ایران، کارگزار مطبوعاتی انگلستان؛ یعنی سیدضیاءالدین طباطبایی، مدیر روزنامه رعد، به همراه رضاخان میرپنج طرح کودتایی انگلیسی را در سوم اسفند ۱۲۹۹ شمسی در ایران به ثمر رساندند و دولت «کودتای سیاه» در تهران بر سر کار آمد.

تراژدی پایان کلنل

پایان جنگ، فرصتی برای میهن‌دوستی چون کلنل پسیان بود تا برای خدمت به ایران بازگردد. کلنل در ژاندارمری دوباره مشغول به کار شد. مقارن با وقوع کودتای سیاه، وی در مقام فرماندهی ژاندارمری خراسان و در خدمت قوام‌السلطنه حاکم خراسان بود.

روابط بین این دو با وجود برخی مسائل، در مجموع، بر پایه اعتماد متقابل شکل گرفته بود. قوام‌السلطنه با کودتا از در مخالفت درآمد و به گمان این‌ بود که کلنل پسیان با او همراه خواهد بود. در حالی که کلنل پسیان که از فساد اداری عوامل حکومت نارضایتی بسیاری داشت، تحت تأثیر القائات فرستاده سیدضیاء، معتصم‌السلطنه فرخ، و شعارهای فساد ستیز کابینه کودتا؛ همانند افراد احساساتی و ایران‌دوستی چون عارف قزوینی و میرزاده عشقی دل به سید ضیاء و اقدامات تندروانه دولت کودتا بست.

گروهی از آزادیخواهان گمان می‌کردند که با به زندان افتادن رجال قاجاری و الغای قرارداد۱۹۱۹ و برخی شعارهای تند و تیز سیدضیاء، دوره جدیدی از تاریخ ایران رقم خورده است و باید به هر وسیله‌ای با دولت کودتا همراهی و همکاری کنند. کلنل پسیان یکی از این افراد بود.روز سیزدهم نوروز که قوام‌السلطنه برای گردش رفته بود، ژاندارم‌هایی که محافظ او بودند، بنا به دستور دولت کودتا و تأیید کلنل پسیان، قوام‌السلطنه را به شکل خفت‌باری دستگیر کردند. حاکم معزول خراسان، به فرمان کلنل پسیان تحت‌الحفظ به تهران فرستاده شد.اما روزگار سرنوشت دیگری را رقم زده بود. چند هفته‌ای نگذشت که سیدضیاء از یک طرف با رضاخان و از طرف دیگر با احمدشاه درگیر شد و همین امر همکاری مستقیم شاه و رضاخان را برای برکناری سیدضیاء از نخست‌وزیری رقم زد. در روزهای ابتدایی خرداد ۱۳۰۰ سیدضیاء از نخست‌وزیری برکنار و به خارج تبعید شد. زندانیان از زندان آزاد شدند و احمدشاه فرمان نخست‌وزیری قوام‌السلطنه را صادر کرد. بدیهی است که با این رویداد، یکباره کاخ آرزوهای افرادی چون کلنل پسیان چگونه فرو بریزد. قوام‌السلطنه کسی نبود که از توهین‌هایی که کلنل پسیان به او کرده بود صرف‌نظر کند. ابتدا حاکمی برای خراسان تعیین و اختیارات پسیان را به فرماندهی ژاندارمری محدود کرد.

پسیان حاکم جدید را پذیرفت، اما هنوز یک روز از ورود حاکم جدید نگذشته بود که کلنل دریافت حاکم جدید در پی پرونده‌سازی و برخورد با اوست. به همین سبب، او را از کار کنار گذاشت و خود اداره امور را به دست گرفت. عده‌ای بین قوام‌السلطنه و پسیان میانجیگری کردند؛ به ویژه صمصام‌السلطنه بختیاری، که قرار بود حاکم جدید خراسان شود، در این راه تلاش بسیاری کرد و پسیان حاضر شد تا او را به عنوان حاکم خراسان بپذیرد.

اما در تهران گویا عده‌ای صمصام‌السلطنه را از پذیرفتن حکومت خراسان منصرف کردند و به جای او وستداهل( تبعه سوئد)؛ فرمانده کل قوای ژاندارمری ایران به مشهد رفت. پسیان آمدن فرمانده کل ژاندارمری را به مشهد در جهت منصرف کردن زیردستانش از تبعیت از خود دانست و وستداهل را از مشهد اخراج و علیه حکومت مرکزی قیام کرد.

این بار قوام‌السلطنه، خوانین متعدد خراسان را در شمال و جنوب مشهد علیه پسیان برانگیخت.

او با زدن تلگراف به خان های خراسا ن پسیان را شورشی معرفی کرد و رضا خان ، وزیر جنگ، نیز عده ای را برای سرکوب قیام پسیان گسیل کرد.

بنا بر اسناد و نامه‌هایی که به دست مهرداد بهار رسید و در مقاله‌ای درباره قیام کلنل پسیان منتشر کرد، شوکت‌الملک علم، امیر قائنات، در عین همراهی با قوام‌السلطنه تلاش کرد تا کلنل را به دست کشیدن از قیام و خروج از کشور وادارد.

پسیان که نمی خواست فردی تجزیه طلب و خیانتکار به میهن جلوه داده شود حاضر شد با شوکت الملک علم ملاقات کند.ولی خبر شورش امیر معزز بجنوردی و گروهی از کردهای شمال خراسان و به دام افتادن بخشی از نیروهای ژاندارمری سبب شد تا پسیان به جای ملاقات با امیر قائنات برای نجات نیروهای تحت امرش راهی قوچان شود.

در نبردی که در آنجا درگرفت کلنل پسیان در محاصره افتاد و تا آخرین لحظه شجاعانه نبرد کرد و کشته شد. دشمنان وقتی بالای جنازه او رسیدند، سرش را بریدند و به قوچان بردند و عکس گرفته برای مقامات مملکتی فرستادند. نیروهای ژاندارمری مشهد پس از شنیدن خبر کشته شدن کلنل پسیان، در نهایت، به این نتیجه رسیدند که با حکومت مرکزی سازش کنند. آنها پیکر و سر کلنل را از شورشیان تحویل گرفتند و در یک مراسم باشکوه و در میان اندوه مردم مشهد به خاطر از دست رفتن فرماندهی جوان، ایران دوست، پاک دست و پاک سرشت، پیکرش را تشییع و در مشهد به خاک سپردند. اکنون آرمگاه کلنل پسیان در مقبره نادرشاه افشار در مشهد محل حضور و ادای احترام مردم ایران به افسری است که برای ایران جانبازی کرد و پایان زندگی او به شکلی غم‌بار رقم خورد.


📡منبـع خبـر: www.ettelaat.com

اطلاعات آنلاین

🏹لـینـک کـوتـاه: halohava.top/K5X0li



بـرچـسب هـا:


اخبار مرتبط:


شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.

🗩ثبـت نظر:


بازگشت به لیست اخبار