یکشنبه 19 مهر 1405

ارز دیجیتال
ارزهای خارجی
بورس
طلا و سکه
انرژی و فلزات

قمار پوتین با ایران؛ آیا تهران ابزار چانه‌زنی مسکو شده است؟

12:48 - 1405/07/19 سیاسی
809کلمه 5 دقیقه
قمار پوتین با ایران؛ آیا تهران ابزار چانه‌زنی مسکو شده است؟
به گزارش آفتاب نیوز
تحلیل تلاش‌های اخیر پوتین برای میانجیگری میان تهران و واشنگتن و بررسی این فرضیه که مسکو ممکن است از پرونده ایران به عنوان اهرمی برای چانه‌زنی با آمریکا استفاده کند.
به گزارش آفتاب نیوز،

فاطمه رحیمی در روزنامه جهان صنعت نوشت: ایران امروز بیش از هرزمان دیگری به صلح نیاز دارد اما صلحی که بهای آن، چشم‌پوشی از منافع ملی و سپردن سرنوشت کشور به محاسبات قدرت‌های بزرگ باشد، نمی‌تواند صلحی پایدار و قابل‌اتکا تلقی شود.

گفت‌وگوی پوتین با دونالد ترامپ، ساعاتی پس از دیدار او با مسعود پزشکیان و همزمانی این تحرکات با بحث همکاری‌های انرژی، پرسشی جدی را پیش‌روی تهران قرار می‌دهد: آیا کرملین واقعا در پی مهار بحرانی است که می‌تواند منطقه و بازارهای جهانی انرژی را بی‌ثبات‌تر کند، یا می‌کوشد از پرونده ایران به‌عنوان اهرمی برای چانه‌زنی با واشنگتن بهره ببرد؟

پاسخ این پرسش را نه باید در لبخندهای دیپلماتیک جست‌وجو کرد و نه در بیانیه‌های امیدوارکننده، پاسخ در نتایج عملی نهفته است. میانجی واقعی کسی است که راه جنگ را ببندد و زمینه توافقی متوازن را فراهم کند، نه بازیگری که از شعله‌های بحران برای افزایش قدرت معامله خود استفاده کند.

روابط تهران و مسکو، با همه همکاری‌های سیاسی، نظامی و اقتصادی، هرگز داستان یک اتحاد بی‌قیدوشرط نبوده است. روسیه نه متحدی متعهد به تامین همیشگی منافع ایران بلکه قدرتی مستقل است که در بزنگاه‌ها، منافع خود را بر ملاحظات دیگر ترجیح می‌دهد. نادیده‌گرفتن این واقعیت، نه نشانه واقع‌گرایی بلکه چشم‌بستن بر تجربه است.

پرونده سامانه پدافندی اس‌ـ۳۰۰ هنوز یکی از روشن‌ترین یادآوری‌های این حقیقت است. روسیه در سال۲۰۱۰ به قطعنامه۱۹۲۹ شورای امنیت علیه ایران رای مثبت داد و در همان سال تحویل این سامانه را متوقف کرد. تهران در سال۲۰۱۱ از مسکو شکایت کرد و سرانجام، پس از سال‌ها تاخیر، تحویل سامانه در سال۲۰۱۶ انجام شد.

پیام این ماجرا روشن بود؛ حتی قراردادهای رسمی نیز ممکن است در محاسبات سیاسی کرملین به ابزار چانه‌زنی یا قربانی ملاحظات گسترده‌تر تبدیل شوند. کشوری که در پی امنیت ملی است، نمی‌تواند حافظه تاریخی خود را به امید چند تماس تلفنی و وعده میانجیگری کنار بگذارد.

دریای خزر نیز روایت دیگری از همین واقعیت است. توافق‌های روسیه با قزاقستان در سال۱۹۹۸ و جمهوری آذربایجان در سال۲۰۰۲ درباره تحدید حدود بستر دریا، در مسیری پیش رفت که لزوما با دیدگاه ایران درباره حقوق و سهم کشورهای ساحلی همسو نبود. مسکو در این پرونده نیز مطابق منافع خود عمل کرد؛ نه مطابق انتظاری که تهران ممکن بود از همسایگی یا همکاری سیاسی داشته باشد.

البته نمی‌توان نقش روسیه در مذاکرات هسته‌ای و شکل‌گیری برجام در سال۲۰۱۵ را انکار کرد اما مشارکت در یک توافق، به معنای تعهد دائمی به دفاع از منافع ایران نیست. کرملین هرگاه فرصتی برای تقویت جایگاه بین‌المللی خود بیابد، آن را در چارچوب منافعش ارزیابی می‌کند حتی اگر این محاسبات با اولویت‌های تهران هم‌جهت نباشد.

در عین حال همزمانی تحرکات دیپلماتیک با گفت‌وگوهای مربوط به انرژی، حساسیت موضوع را دوچندان می‌کند. انرژی برای روسیه فقط یک کالای اقتصادی نیست، ابزاری راهبردی برای حفظ نفوذ و تاثیرگذاری بر معادلات جهانی است. اگر همکاری‌های انرژی بتواند بخشی از فشارهای اقتصادی واشنگتن را کاهش دهد، طبیعی است که مسکو نیز در پی بهره‌برداری از آن باشد اما پرسش اصلی این است که سهم ایران از این معادله چیست؟ آیا تلاش‌های کرملین به کاهش خطر جنگ و شکل‌گیری توافقی عادلانه کمک می‌کند، یا پرونده ایران به برگ دیگری در بازی بزرگ‌تر روسیه با آمریکا تبدیل می‌شود؟ صرف همزمانی مذاکرات، دلیلی بر وجود معامله‌ای پنهانی نیست اما همین احتمال کافی است تا تهران با چشمانی باز، جزئیات و پیامدهای این تحرکات را ارزیابی کند.

بزرگ‌ترین خطا آن است که ایران در حالی که برای کاهش فشارهای اقتصادی و جلوگیری از جنگ تلاش می‌کند، به ابزاری در رقابت قدرت‌هایی بدل شود که هرکدام دستور کار و منافع خاص خود را دارند. امروز، اولویت ایران باید توقف جنگ، کاهش رنج مردم و بازگرداندن ثبات به زندگی و اقتصاد کشور باشد اما ضرورت صلح، مجوز ساده‌انگاری نیست. تهران می‌تواند از ظرفیت میانجیگری روسیه استفاده کند، بی‌آنکه ابتکار عمل خود را به کرملین واگذار کند. حفظ مسیر ارتباط مستقیم با واشنگتن و بهره‌گیری از میانجی‌های دیگر، نه نشانه بی‌اعتمادی افراطی بلکه بخشی از یک سیاست خارجی سنجیده است. هر توافق احتمالی نیز باید بر تعهدات روشن، سازوکارهای راستی‌آزمایی و تضمین‌های اجرایی استوار باشد.

از طرفی مسوولیت پایان دادن به جنگ را نیز نمی‌توان به دوش میانجی‌ها انداخت. تهران و واشنگتن باید درباره اختلافات خود تصمیم بگیرند و مسوولیت پیامدهای تصمیم‌هایشان را بپذیرند. روسیه ممکن است در گشودن مسیر گفت‌وگو نقش داشته باشد اما آنچه مسلم است ضامن بی‌طرف منافع ایران نیست.

اگر میانجیگری مسکو به توقف جنگ و توافقی متوازن بینجامد، باید از آن استقبال کرد اما اگر ایران در حاشیه معامله قدرت‌های بزرگ قرار گیرد، هیچ ملاحظه سیاسی نباید مانع بازنگری در مسیر شود.

مردم ایران به صلحی نیاز دارند که امنیت، آرامش و امکان بازسازی اقتصاد را به زندگی‌شان بازگرداند، نه صلحی که تنها در محاسبات قدرت‌های بزرگ سودمند باشد. کرملین را باید با کارنامه‌اش سنجید، نه با وعده‌هایش. روسیه می‌تواند شریک یک مسیر دیپلماتیک باشد اما نباید به صاحب اختیار سرنوشت ایران تبدیل شود.


📡منبـع خبـر: aftabnews.ir

آفتاب نیوز بین الملل

🏹لـینـک کـوتـاه: halohava.top/Zk4RkU



بـرچـسب هـا:


اخبار مرتبط:


شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.

🗩ثبـت نظر:


بازگشت به لیست اخبار