یکشنبه 19 مهر 1405

ارز دیجیتال
ارزهای خارجی
بورس
طلا و سکه
انرژی و فلزات

«مرد سه‌هزار چهره» و انتقاد به تکراری شدن مهران مدیری

12:47 - 1405/07/19 فرهنگی
2161کلمه 11 دقیقه
«مرد سه‌هزار چهره» و انتقاد به تکراری شدن مهران مدیری
به گزارش اطلاعات آنلاین
سریال «مرد سه‌هزار چهره» با وجود بازگشت مهران مدیری، نتوانسته است موفقیت آثار گذشته او را تکرار کند و انتقاداتی به تکراری بودن شخصیت و عدم تحول در سبک کمدی او وارد است.

عصر ایران نوشت: بازگشت مهران مدیری یکی از شناخته‌شده‌ترین شخصیت‌های کمدی تلویزیون، به جای آنکه نشانه‌ای از پوست‌اندازی و مواجهه با مخاطب امروز باشد، در پنج قسمت نخست «مرد سه‌هزار چهره» بیشتر به یک سفر اجباری به دهه ۸۰ شبیه است؛ سریالی که ظاهراً ۱۸ سال از زندگی شخصیتش گذشته، اما نه خود مسعود شصت‌چی تغییر کرده، نه زبان کمدی‌اش و نه مناسباتی که قرار است مخاطب امروز را بخنداند.

مهران مدیری سال‌هاست از روزهای اوج فاصله گرفته است. در کارنامه سال‌های اخیر او، چه در حوزه سریال و چه سینما و چه در آثار کمدی و غیرکمدی، نمونه‌های متعددی دیده شده که نتوانسته‌اند خاطره آثار موفق گذشته را تکرار کنند. حالا پس از حدود ۱۸ سال، مدیری با نامی آشنا برگشته است؛ نامی که خود به‌تنهایی برای بخشی از مخاطبان یادآور دوره‌ای خاص از تلویزیون و یکی از محبوب‌ترین شخصیت‌های ساخته‌شده توسط اوست.اما پرسش اساسی اینجاست: آیا بازگشت یک شخصیت محبوب، بدون بازسازی و تحول آن شخصیت، می‌تواند دوباره همان اثرگذاری گذشته را داشته باشد؟

پنج قسمت نخست «مرد سه‌هزار چهره» دست‌کم در حال حاضر پاسخ چندان امیدوارکننده‌ای به این پرسش نمی‌دهند. در یک واقع‌بینی امروزی، مهران مدیری نیز از سند تحول «جلیلی – جبلی » عبور کرده و شصت‌چی هم به همان عروسک خیمه‌ شب بازی دوران من درآوردی تحولات 5 سال اخیر سیما تبدیل شده است و رویکردهای انتقادی – اجتماعی او در غیاب بال‌های اساسی تالیف این مجموعه در کنار عدم حضور برادران قاسم‌خانی از دست رفته است.

موفقیت مهران مدیری هرگز محصول نبوغ انفرادی او نبود؛ محصول یک تقسیم کار دقیق بود. برادران قاسم‌خانی «ساختار» می‌ساختند و مدیری «اجرا» می‌کرد. با فروپاشی این تقسیم کار، مدیری در مقام نویسنده‌ ـ کارگردان‌ ـ بازیگر قرار گرفت؛ جایگاهی که نه ابزارش را داشت و نه تجربه‌اش را. «مرد سه‌هزار چهره» نه شکست یک ایده، که افشای یک توهم بود: توهم اینکه یک کمدین می‌تواند جای یک نظام تولید را بگیرد.

تقسیم کاری که کسی به آن توجه نکرد

واقعیت این است که در اغلب محصولات موفق مدیری از «پاورچین»، «نقطه‌چین»، «شب‌های برره» و نام برادران قاسم‌خانی به عنوان نویسنده و طراح ساختار حضور دارد.

فیلمنامه برادران قاسم‌خانی اما آن چیزی نبود که معمولاً «نویسندگی کمدی» نامیده می‌شود. آن‌ها شوخی نمی‌نوشتند؛ موقعیت می‌ساختند و موقعیت‌ها را از نمونه‌های و سریال‌های خارجی (بر اساس مصاحبه‌های برمی‌داشتند و آن را در بستر تلویزیون «صدا و سیماییزه» می‌کردند. در کل فرآیند خلاقیتی در کار نبود، اما مدیری و قاسم‌خانی در شرایط همواره انحصاری صدا و سیما برند شدند.

مدیری در این معادله نه نویسنده بود و نه صرفاً کارگردان. او یک اپراتور بازیگر بود، تعبیری که دقیق‌تر از هر عنوان رسمی دیگری کار او را توصیف می‌کند. تسلط او بر کمدی آیتمی که ریشه در «ساعت خوش» و تجربه‌های دهه هفتاد داشت، به او این توانایی را می‌داد که یک موقعیت مکتوب و متوسط کپی شده را با ریتم، مکث، نگاه، لحن و بدن، به لحظه‌ای خنده‌دار تبدیل کند.

مدیری هنوز نتوانسته از گذشته عبور کند

یکی از مهم‌ترین انتقادهایی که درباره مرد سه هزار چهره مطرح می‌شود، باورپذیر نبودن شخصیت مسعود شصت‌چی پس از گذشت ۱۸ سال است. اتفاق عجیب ماجرا این نیست که مدیری همان شخصیت را دوباره بازی کرده؛ مسئله این است که تقریباً هیچ تغییر معناداری در این شخصیت ایجاد نشده است.همان اکت‌ها، همان لحن، همان زبان بدن و همان الگوی رفتاری دوباره تکرار شده‌اند؛ گویی نه ۱۸ سال، بلکه چند ماه از آخرین حضور مسعود گذشته است.

در حالی که خود داستان بر گذشت ۱۸ سال تأکید می‌کند، شخصیت اصلی تقریباً همان آدم سابق باقی مانده است. مگر می‌شود ۱۸ سال از زندگی یک انسان بگذرد و در شخصیت، رفتار، نگاه، تجربه و مناسبات اجتماعی او هیچ نشانی از این زمان باقی نماند؟

این پرسش زمانی جدی‌تر می‌شود که بدانیم مسعود شصت‌چی قرار است همچنان نماینده همان آدم ساده‌لوح و گرفتار موقعیت‌های عجیب باشد؛ شخصیتی که در گذشته در برخورد با جامعه و موقعیت‌های مختلف می‌توانست برای مخاطب باورپذیر و خنده‌دار باشد، اما امروز بخش قابل توجهی از همان موقعیت‌ها دیگر نه باورپذیرند و نه الزاماً خنده‌دار.

به نظر می‌رسد انتخاب دوباره مسعود شصت‌چی، برای سازندگان یک میانبر شخصیت‌پردازانه بوده است. به جای آنکه شخصیت جدیدی ساخته شود یا شخصیت قدیمی از نو طراحی شود، همان کاراکتری که مخاطب می‌شناسد، دوباره وارد میدان شده است.بخشی از مخاطبان، به‌خصوص نسل‌های قدیمی‌تر، مسعود شصت‌چی را می‌شناسند.

«مرد هزار چهره» و «مرد دوهزار چهره» برای آنها خاطره‌انگیزند و همین شناخت قبلی می‌تواند بخشی از بار شخصیت‌پردازی را از دوش سازندگان بردارد،اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که سریال حتی برای مخاطب قدیمی نیز چیز تازه‌ای از این شخصیت ندارد.

در مجموعه‌هایی مانند «پایتخت»، سازندگان هر فصل ویژگی‌های تازه‌ای به شخصیت‌های قدیمی اضافه کرده‌اند. پایه شخصیت نقی، ارسطو و دیگران حفظ شده، اما شغل، موقعیت، تجربه و مناسبات تازه به آنها اضافه شده است. این تغییرات باعث می‌شود شخصیت‌ها با وجود حفظ هویت اصلی، در گذر زمان زنده بمانند.، در«مرد سه‌هزار چهره» چنین اتفاقی نیفتاده است.

شصت‌چی هنوز همان شصت‌چی است؛ حتی در برخی موقعیت‌ها ساده‌لوح‌تر از گذشته به نظر می‌رسد. گاهی به دیوار می‌خورد و همان الگوهای رفتاری قدیمی تکرار می‌شوند. تنها تغییر قابل توجه، ازدواج او با زنی است که شباهت‌هایی با خودش دارد؛ زنی ساده، علاقه‌مند به کار و بایگانی.اما این تغییر، به تحول شخصیت منجر نشده و بیشتر شبیه وصله‌ای است که به همان شخصیت قدیمی اضافه شده است.

۱۸ سال گذشته، اما سریال هنوز در دهه ۸۰ زندگی می‌کند

مشکل فقط مسعود شصت‌چی نیست؛ خود کمدی نیز در دهه ۸۰ متوقف مانده است.«مرد سه‌هزار چهره» در پنج قسمت نخست بیش از آنکه به جامعه امروز تعلق داشته باشد، به مناسبات اجتماعی ۱۸ سال قبل تعلق دارد. بسیاری از شوخی‌ها و موقعیت‌هایی که قرار است خنده ایجاد کنند، متعلق به فضای اجتماعی همان دوران هستند.

برای مثال، موقعیت‌هایی درباره زن و مردی که تازه عقد کرده‌اند و با ورود فرد سوم به اتاق از یکدیگر فاصله می‌گیرند یا از رفتارهای عاشقانه خود خجالت می‌کشند، شاید زمانی قابلیت ایجاد موقعیت کمیک داشته‌اند، اما امروز بسیاری از مخاطبان چنین موقعیت‌هایی را نه‌تنها خنده‌دار، بلکه غیرواقعی و مصنوعی می‌بینند.

مسئله کمدی این است که باید از دل جامعه و تجربه زیسته مخاطب بیرون بیاید. وقتی مناسبات اجتماعی تغییر کرده‌اند، شوخی نیز باید تغییر کند.

سریال نمی‌تواند در سال ۱۴۰۵ ساخته شود اما طوری رفتار کند که انگار جامعه هنوز در دهه ۸۰ زندگی می‌کند.

مخاطب امروز در این سریال جایی ندارد

یکی از ایرادات جدی به آثار اخیر مهران مدیری، فاصله گرفتن از نسل جدید مخاطبان است. مسئله این نیست که هر سریال باید الزاماً برای نوجوانان یا جوانان ساخته شود؛ مسئله این است که سازنده باید تغییر سلیقه و تجربه مخاطب را ببیند.

حتی مخاطبانی که از نظر سنی متعلق به نسل جدید نیستند، امروز تحت تأثیر فضای رسانه‌ای جدید، سلیقه متفاوتی پیدا کرده‌اند.

نمونه‌ای مانند حامد همایون نشان می‌دهد که می‌توان محصولی با زبان نسل جدید ارائه کرد و همزمان بخشی از مخاطبان نسل‌های قدیمی‌تر را نیز جذب کرد. این اتفاق درباره آثار مهران مدیری و به‌خصوص «مرد سه‌هزار چهره» به‌وضوح دیده نمی‌شود.

سریال انگار تصمیم گرفته فقط برای کسانی ساخته شود که ۱۸ سال پیش «مرد هزار چهره» را دیده‌اند.این همان جایی است که نوستالژی تبدیل به شمشیر دولبه می‌شود.

نوستالژی؛ موتور محرک یا عصای دست سریال؟

نوستالژی می‌تواند مخاطب را پای یک اثر بنشاند، اما نمی‌تواند به‌تنهایی جایگزین ایده و خلاقیت شود.«مرد سه‌هزار چهره» در پنج قسمت ابتدایی به‌شدت روی خاطره مخاطب از «مرد هزار چهره» حساب باز کرده است؛ خاطره‌ای از دورانی که برای بسیاری از مخاطبان، بی‌دغدغه‌تر و متفاوت‌تر از امروز بود.

مخاطب امروز عوض شده، جامعه عوض شده ، رسانه عوض شده است و مهم‌تر از همه، تجربه زیسته مردم تغییر کرده است.

«مرد سه‌هزار چهره» اما ظاهراً هنوز این تغییر را جدی نگرفته است.

مهران مدیری امروز با مسعود شصت‌چی ۱۸ سال قبل فاصله دارد

یک مسئله دیگر که در تحلیل شخصیت مسعود شصت‌چی نمی‌توان نادیده گرفت، فاصله میان تصویری است که مهران مدیری امروز از خود ساخته و تصویری که ۱۸ سال پیش داشت.

در طول این سال‌ها، مدیری در برنامه‌ها و مصاحبه‌های مختلف حضور داشته و اظهارنظرهای گوناگونی مطرح کرده است. تصویری که امروز بخشی از مخاطبان از او دارند، تصویری از هنرمندی است که فاصله بیشتری با جامعه پیرامون خود پیدا کرده است.

این مسئله حتی در نحوه نگاه مخاطب به بازی او نیز تأثیر می‌گذارد.

وقتی بازیگری با تصویر اجتماعی امروز خود دوباره وارد کالبد شخصیتی مانند مسعود شصت‌چی می‌شود، مخاطب ناخودآگاه میان بازیگر و شخصیت فاصله می‌بیند.همان اکت، همان لحن و همان زبان بدن، الزاماً همان شخصیت سابق را بازتولید نمی‌کند؛ چون بازیگر و جامعه‌ای که قرار است شخصیت در آن باورپذیر باشد، تغییر کرده‌اند.پرسش بزرگ اینجاست: آیا خود مهران مدیری هنوز مسعود شصت‌چی را باور دارد؟

پاسخ این پرسش را نمی‌توان از بیرون داد، اما آنچه روی پرده دیده می‌شود نشان می‌دهد این فاصله برای مخاطب قابل احساس است.

ازدواجی که قرار بود شخصیت را تغییر دهد، اما نداد

ازدواج مسعود با زنی شبیه خودش، روی کاغذ می‌توانست ایده مناسبی باشد. شخصیتی ساده که عاشق کار و بایگانی است و از جهاتی شباهت‌هایی با مسعود دارد.اما این تغییر به تحول واقعی شخصیت منجر نمی‌شود.

از سوی دیگر، سن مهران مدیری نیز باعث می‌شود برخی موقعیت‌های عاشقانه و نامزدی که در فیلم‌نامه طراحی شده‌اند، مصنوعی به نظر برسند. نمی‌توان یک بازیگر نزدیک به ۶۰ سال را بدون تغییر در مناسبات شخصیتی، همچنان در همان موقعیت‌های عاشقانه‌ای قرار داد که در گذشته کارکرد داشتند.شوخی‌های مربوط به خجالت از رفتار عاشقانه، هزینه عروسی یا تعجب از قیمت‌ها نیز در همین چارچوب قرار می‌گیرند.

مخاطب امروز در رستوران با قیمت‌های بسیار بالاتر مواجه است. بنابراین وقتی یک شخصیت از قیمت‌هایی تعجب می‌کند که در جهان امروز دیگر عجیب نیستند، موقعیت به جای خنده‌دار بودن، فانتزی به نظر می‌رسد.

مدیری که زمانی شوخی تولید می‌کرد، حالا از اینستاگرام شوخی قرض می‌گیرد

شاید یکی از تلخ‌ترین تغییرات در مسیر کمدی مهران مدیری همین باشد.مدیری زمانی شوخی‌هایی تولید می‌کرد که بعد از پخش سریال وارد جامعه می‌شدند و حتی به بخشی از فرهنگ عمومی تبدیل می‌شدند. امروز اما در «مرد سه‌هزار چهره» بخشی از شوخی‌ها از فضای اینستاگرام وام گرفته شده‌اند.نتیجه نیز روشن است: شوخی‌ها در سطح می‌مانند، پخته نمی‌شوند، انسجام پیدا نمی‌کنند و گاهی حتی با فضای کلی سریال همخوان نیستند.نمونه آن شوخی مربوط به تعداد مهمان‌هاست؛ جایی که تعداد افراد ابتدا چند نفر است، سپس به تعداد بیشتری می‌رسد و در نهایت تعداد بسیار زیادی مهمان وارد ماجرا می‌شوند.این شوخی بیش از آنکه محصول خلاقیت موقعیت باشد، تکرار یک الگوی آشناست.وقتی مدیری که زمانی شوخی‌هایش به جامعه راه پیدا می‌کرد، امروز برای شوخی به جامعه مجازی موجود مراجعه می‌کند، می‌توان از تغییر جایگاه تولیدکننده و مصرف‌کننده طنز سخن گفت.

قسمت ششم؛ فاجعه

بیش از یک‌سوم از قسمت‌های مجموعه «مرد سه‌هزارچهره» گذشته است، اما سریال همچنان در جا می‌زند و هنوز نتوانسته است مسیر مشخصی برای پیشبرد داستان و خلق موقعیت‌های طنز پیدا کند.

در قسمت ششم، شوخی‌های تکراری و موقعیت‌هایی که قرار است خنده‌دار باشند، بیش از آن‌که مخاطب را سرگرم کنند، به عاملی برای خستگی او تبدیل می‌شوند. برای نمونه، مزه‌پرانی‌های مسعود شصت‌چی درباره رنگ سیم‌های متصل به بمب و پیوند دادن آن‌ها به خاطراتش با همسرش، نه‌تنها به خلق طنز مؤثری منجر نمی‌شود، بلکه با کش‌دار شدن، ریتم روایت را نیز مختل می‌کند. به نظر می‌رسد سازندگان بیش از آن‌که به کیفیت شوخی‌ها و تناسب آن‌ها با موقعیت داستانی توجه داشته باشند، بر تکرار موقعیت‌های کم‌رمق برای خنداندن مخاطب تکیه کرده‌اند.

از سوی دیگر، مطرح کردن رکورد منگنه‌زنی به‌عنوان دستاوردی که قرار است نام ایران را سربلند کند، بیش از آن‌که طنزی هوشمندانه درباره افتخارات ملی باشد، به تمسخر مفهوم افتخار ملی شباهت دارد. طنز زمانی می‌تواند تأثیرگذار باشد که با نگاهی دقیق و انتقادی، تناقض‌های موجود در جامعه را آشکار کند؛ اما در اینجا فاصله میان ایده اولیه و پرداخت نهایی آن‌قدر زیاد است که شوخی به‌جای ایجاد موقعیتی بامزه و تأمل‌برانگیز، به تکرار یک موقعیت کم‌مایه محدود می‌شود.

بازی نصرالله رادش و حرکات اغراق‌آمیز او نیز در این قسمت بیش از گذشته به چشم می‌آید؛ با این تفاوت که این اغراق نه در خدمت شخصیت‌پردازی است و نه به تقویت موقعیت‌های کمیک کمک می‌کند. وقتی بازیگر برای خنداندن مخاطب بیش از اندازه بر حرکات بدن، تغییرات چهره و رفتارهای تصنعی تکیه می‌کند، نتیجه ممکن است به‌جای خنده، احساس تحمیل شوخی به تماشاگر باشد. مشکل اینجاست که سریال به‌جای ساختن طنز از دل موقعیت و رفتار شخصیت‌ها، گاهی به اجرای اغراق‌آمیز و شوخی‌های مستقیم پناه می‌برد؛ رویکردی که در این قسمت نیز نه‌تنها به بهبود کیفیت کمدی کمک نمی‌کند، بلکه مخاطب را از آن فاصله می‌دهد.

در مجموع، قسمت ششم همچنان نشانه‌ای جدی از تغییر در مسیر مجموعه به دست نمی‌دهد. با گذشت بیش از یک‌سوم از سریال، انتظار می‌رود موقعیت‌های داستانی پیچیده‌تر شوند، شوخی‌ها تنوع پیدا کنند و شخصیت‌ها در بستر روایت به ظرفیت‌های تازه‌ای برسند؛ اما آنچه فعلاً دیده می‌شود، تکرار الگوهایی است که نه تازگی دارند و نه توان لازم برای پیشبرد داستان. اگر قرار است «مرد سه‌هزارچهره» مخاطب را با خود همراه کند، صرف حضور شخصیت‌های آشنا و تکیه بر حرکات اغراق‌آمیز و شوخی‌های کلامی کافی نیست؛ سریال به ایده‌های تازه‌تر، پرداخت دقیق‌تر و طنزی نیاز دارد که به‌جای اصرار بر خنداندن مخاطب، واقعاً موقعیت خنده‌داری خلق کند.


📡منبـع خبـر: www.ettelaat.com

اطلاعات آنلاین

🏹لـینـک کـوتـاه: halohava.top/aHwDC6



بـرچـسب هـا:


اخبار مرتبط:


شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.

🗩ثبـت نظر:


بازگشت به لیست اخبار