یکشنبه 05 مهر 1405

ارز دیجیتال
ارزهای خارجی
بورس
طلا و سکه
انرژی و فلزات

هپکو؛ شکاف ارزش‌گذاری و مسئله حکمرانی شرکتی

14:33 - 1405/07/05 اقتصادی
1137کلمه 6 دقیقه
هپکو؛ شکاف ارزش‌گذاری و مسئله حکمرانی شرکتی
به گزارش عصر ایران
ارزش جایگزینی هپکو با ارزش بازار آن تفاوت فاحشی دارد. این شکاف، حکمرانی شرکتی را به یکی از چالش‌های اصلی پیش روی این شرکت تبدیل کرده است.

عصر ایران؛ اکبر ابراهیمی* - شرکت تولید تجهیزات سنگین هپکو در حالی از ظرفیت‌های گسترده صنعتی، زیرساختی و دارایی‌های ارزشمند برخوردار است که فاصله قابل‌توجه میان ارزش جایگزینی دارایی‌ها و ارزش بازار آن، پرسش‌هایی جدی درباره وضعیت مدیریتی و حکمرانی شرکتی این بنگاه قدیمی صنعت ایران ایجاد کرده است. بررسی این شکاف و موانعی که بر سر راه استفاده از ظرفیت‌های هپکو قرار گرفته، موضوع تحلیل پیش‌رو است.



پیش‌گفتار: سکوتِ سنگینِ یک میراث


این نوشته، نه حاصلِ یک مأموریت اداری، که تراوشِ ذهنی است که مدتی را در میان غبارِ «هپکو» پرسه زده است. ماجرا از یک تماسِ دوستانه آغاز شد؛ دوستی قدیمی، دریچه‌ای را گشود تا چند ماهی به‌عنوان مشاور در کنارِ سرپرستِ این شرکت باشم.


در آن چند ماه، چند باری به اراک رفتم. آنجا، در میانِ سالن‌های وسیعی که روزگاری نبضِ صنعت ایران در آن‌ها می‌تپید، با واقعیتی تلخ اما باشکوه روبرو شدم. من آنجا شاهدِ «کالا» یا «ماشین‌آلاتِ فرسوده» نبودم؛ من گنجینه‌هایی را دیدم که در محاصره‌ی سکوت، در حالِ خاموشی بودند. آن ماشین‌های عظیم، آن خطوطِ تولیدِ درهم‌تنیده و آن مهندسیِ دقیق، شناسنامه‌ی صنعتیِ این سرزمین‌اند؛ میراثی که نه فقط داراییِ یک شرکت، که «ثروتِ بین‌نسلیِ» این ملت است.


در تمامِ آن روزها، آنچه بیش از همه قلبم را می‌فشرد، تضادِ عجیبی بود که در فضا موج می‌زد: عظمتِ زیرساخت‌ها در برابرِ حقارتِ مدیریتِ بحران‌ها. من به عنوانِ یک مشاور، هر بار که در آن سالن‌ها قدم می‌زدم، بیش از آنکه به «صورت‌های مالی» بیندیشم، به «رسالت» می‌اندیشیدم. برای آن همکاری، آورد مالی انتظار نداشتم. ولی آنچه برایم باقی ماند، باری بود بر دوش؛ باری از جنسِ مسئولیتِ اخلاقی برای نوشتنِ این کلمات.


این مقاله، پاسخی است به آن سکوت. تلاشی است کوچک برای برگرداندنِ صدا به این تالارهای خاموش. اگر این کلمات، حتی یک قدم، راه را برای احیای این گنجینه‌ ملی هموار کند، من به بزرگ‌ترین پاداشِ آن ماه‌های حضور، دست یافته‌ام. این نوشته، ادایِ دِینِ من است به خاکی که در آن، صنعت‌گرانِ بزرگی ریشه دواندند و فرزندانی که چشم‌انتظارِ فردایی بهتر برای صنعتِ ایران‌اند.



کالبدشکافی زوال ارزش و قفل استراتژیک در سایه خلأ حکمرانی شرکتی حرفه ای


مقدمه: گسست میان ارزش جایگزینی و ارزش بازار


در دانش مالی و اقتصاد شرکت‌ها، شکاف عمیق میان «ارزش جایگزینی خالص دارایی‌ها (Net Asset Replacement Value)» و «ارزش بازار (Market Capitalization)» بارزترین نشانه «تخفیف حکمرانی (Governance Discount)» و ناکارآمدی ساختار مالکیت و کنترل است.


شرکت تولید تجهیزات سنگین (هپکو) با برخورداری از بیش از ۹۰ هکتار اراضی صنعتی در استراتژیک‌ترین نقطه لجستیکی کشور، ده‌ها هزار مترمربع سوله مجهز به کرین‌های فوق‌سنگین، خطوط ماشین‌کاری و جوشکاری سازه‌های سنگین کم‌نظیر در منطقه، برند تاریخی و مجوزهای انحصاری ساخت، اگر امروز بخواهد از نقطه صفر بازآفرینی شود، به سرمایه‌گذاری شناور بالغ بر ۴۰ تا ۵۰ هزار میلیارد تومان (۵۰ همت) نیاز دارد. با این حال، تابلوی بازار سرمایه این دارایی عظیم ملی را با مارکت‌کپی در حدود ۵ هزار میلیارد تومان (۵ همت) ارزش‌گذاری می‌کند.


سؤال محوری این است: چرا بازار دارایی‌های هپکو را با ضریب تخفیف ۹۰ درصدی نسبت به ارزش ذاتی تنزیل می‌کند؟


پاسخ نه در تکنولوژی نهفته است و نه در نبود بازار تقاضا؛ بلکه ریشه در یک ابرچالش سیستماتیک دارد: انجماد تصمیم‌گیری و سقوط ساختار حکمرانی شرکتی


تلاش خواهم کرد این پدیده را در چند بند زیر رمزگشایی کنم:


۱. اکوسیستم تقاضا در اوج؛ بنگاه در بلاتکلیفی


صنعت معدن و راه‌سازی کشور امروز در بحرانی‌ترین و در عین حال فرصت‌سازترین وضعیت تاریخی خود قرار دارد:



  • ناوگان ماشین‌آلات معدنی کشور با فرسودگی بالای ۷۰ درصد مواجه است.

  • سالانه صدها میلیون دلار ارز بابت واردات یا اورهال اضطراری ماشین‌آلات سنگین از کشور خارج می‌شود.

  • بازار تشنه قراردادهای بزرگ تأمین لودر، دامپتراک، بیل سنگین و اورهال سازه‌های عظیم است.


در چنین شرایطی که هپکو باید پیشران و برنده اصلی این بازار چند ده‌همتی باشد، بنگاه به‌دلیل ناتوانی در تعهدپذیری حقوقی و قراردادی از بازی حذف می‌شود. چرا؟ زیرا بنگاه فاقد رکن قانونی و حقوقی برای امضای قراردادهای بلندمدت تأمین مالی، پارتنرشیپ‌های بین‌المللی و حتی مذاکرات حرفه ای است.


۲. آناتومی بحران: اداره بنگاه ۵۰ همتی با مدل سرپرستی


اداره شرکتی در مقیاس هپکو با حالت «سرپرستی فاقد اختیارات تام و بلاتکلیفی هیئت‌مدیره»، فراتر از یک سهل‌انگاری اداری، وعملا «تخریب ارزش سهامداران و منافع ملی» است. زیرا:



  1. پارادوکس سرپرستی در تصمیمات استراتژیک: سرپرست موقت ذاتا نه حق امضای عقود کلان تجاری را دارد، نه می‌تواند ساختار سرمایه (Capital Structure) را بازآرایی کند و نه صلاحیت تصویب مدل‌های نوین بیزینس (مانند پلتفرم‌های لجستیک قطعات، بازمهندسی خطوط یا جوینت‌ونچرهای فناورانه) را داراست.

  2. عدم اعتماد شرکای تجاری و بانکی: هیچ نهاد مالی یا پیمانکار بزرگ معدنی، قرارداد چند هزار میلیارد تومانی را با شرکتی که هیئت‌مدیره قانونی مستقر و مدیرعامل قانونی ندارد، منعقد نمی‌کند.

  3. ریسک‌های عدم انطباق قانونی: بر اساس قانون تجارت و دستورالعمل‌های حاکمیت شرکتی سازمان بورس، طولانی‌شدن خلأ هیئت‌مدیره ناقض حقوق تمامی سهامداران خرد و نهادی است و ارزش ریسک شرکت (Risk Premium) را به اوج می‌رساند.


۳. تله اقتصاد سیاسی و تضاد منافع ذی‌نفعان غیرسهامداری


عامل اصلی این تعلیق مرگبار، تبدیل شدن صندلی مدیریت هپکو به میدان منازعه قدرت و مداخله ذی‌نفعان غیرپاسخگو است به گونه ای که تضاد منافع و چانه‌زنی فرسایشی میان نهادهای استانی (استانداری و نمایندگان مجلس)، صندوق مالک (سازمان تأمین اجتماعی) و برخی بخش‌های اجرایی دولت، هپکو را به گروگان سیاسی بدل کرده است.


جمع‌بندی و مانیفست نجات: خروج از برزخ اداری


هپکو نیازمند تزریق وام‌های موقت دولتی یا شوهای رسانه‌ای نیست؛ هپکو نیازمند «آزادسازی از تله اقتصاد سیاسی معیوب و استقرار حکمرانی شرکتی حرفه‌ای» است.


برای بازگرداندن این بنگاه از مارکت‌کپ ۵ همتی به ارزش واقعی ۵۰ همتی، چند اقدام فوری مورد نیاز است:



  1. پایان مداخلات غیررسمی: نهاد مالک (تأمین اجتماعی) باید اقتدار سهامداری خود را بازپس گرفته و فشارهای محلی و سیاسی برای تحمیل گزینه‌های مدیریتی را متوقف کند

  2. انتصاب فوری هیئت‌مدیره تخصصی و مستقل: تشکیل هیئت‌مدیره‌ای حرفه ای و متعاقبا انتخاب مدیرعاملی با سابقه و عملکرد درخشان .

  3. ارائه برنامه شفاف توسعه به بازار سرمایه: تدوین نقشه راه و برنامه عملیاتی ۳ ساله برای تسخیر بازار ماشین‌آلات معدنی، جذب پروژه های عظیم نفتی،گازی ... و همچنین اورهال ناوگان معدنی و راهسازی کشور از طریق پلتفرم‌های خدمات تخصصی هپکو

  4. شفاف‌سازی و مولد سازی دارایی‌ها و ظرفیت های پیدا و پنهان : هپکو ظرفیت ها و دارایی های بی نظیری دارد که متاسفانه یا مغفول مانده اند و یا به دلیل فقدان مدیریت حرفه ای زمین گیر شده و یا بلاتکلیف هستند (هپکو اویل،سمن خودرو،معدن مس طارم و...)


سخن پایانی:


هپکو نماد ورشکستگی صنعت ایران نیست، بلکه نماد ورشکستگی مدل حکمرانی سنتی و دولتی-استانی است. اگر امروز قفل مدیریتی این غول خفته شکسته شود، تابلوی بازار سرمایه نخستین جایی خواهد بود که جهش ارزش از ۵ همت به ۵۰ همت را جشن خواهد گرفت.




*اکبر ابراهیمی
تحلیل گر و مشاور مدیریت استراتژیک شرکت های صنعتی و تولیدی


📡منبـع خبـر: www.asriran.com

عصر ایران

🏹لـینـک کـوتـاه: halohava.top/qQwtYy



بـرچـسب هـا:


اخبار مرتبط:


شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.

🗩ثبـت نظر:


بازگشت به لیست اخبار