کارنامه محمدرضا بهرامن؛ آیا صدای معدن میتواند صدای کل بخش خصوصی باشد؟
عصر ایران - رئیس خانه معدن ایران سالهاست با مسائل و دغدغههای این صنعت شناخته میشود، اما حضور در جایگاه نایبرئیس اول اتاق بازرگانی ایران از او چهرهای با مسئولیتی فراتر از یک صنف ساخته است. آیا اعتبار تخصصی او توانسته به اعتباری گستردهتر در کلیت اقتصاد تبدیل شود؟
در نخستین روز نمایشگاه ایرانکانماین ۲۰۲۶، محمدرضا بهرامن همراه با سفیران عربستان و اندونزی و نماینده سفارت روسیه از غرفه شرکت ملی مس بازدید کرد. این تصویر در نگاه نخست، صحنهای متعارف از یک رویداد اقتصادی با حضور مدیران و مهمانان خارجی برای معرفی ظرفیتهای یک صنعت به نظر میرسد، اما برای شناخت جایگاه امروز بهرامن معنای دیگری هم دارد. او در سخنان اخیرش تاکید کرده است که معرفی ظرفیتهای معدنی نباید به تشریفات خلاصه شود، بلکه باید به همکاریهای واقعی با سرمایهگذاران و شرکای تجاری منجر شود.
بهرامن رئیس خانه معدن ایران است و از خرداد ۱۴۰۲ نیز کرسی نایبرئیس اول اتاق بازرگانی ایران را در اختیار دارد. سالها فعالیت مستمر در تشکلهای معدنی باعث شده است تا نام او با چالشهای این صنعت گره بخورد. این پیوند دیرینه برای برند شخصی او یک امتیاز روشن محسوب میشود، زیرا در میان چهرههایی که درباره همه موضوعات اقتصادی اظهارنظر میکنند، او حوزهای مشخص دارد و جزئیات آن را به خوبی میشناسد. با این حال، مسئولیت کلان در اتاق ایران این پرسش تازه را پیش روی او میگذارد که آیا اعتبار صنفی برای نمایندگی طیف گسترده و متنوع بخش خصوصی کافی است؟
اعتباری که از شناخت دقیق مسئله میآید
در نشست خبری سوم آبان، بهرامن تنها به بیان مشکلات عمومی اقتصاد بسنده نکرد. او به طور مشخص از کمبود مواد ناریه مورد نیاز معادن، دشواری تامین سوخت، کاهش تقاضا و فشار نقدینگی سخن گفت و حتی تاکید کرد که همه معادن کشور مشکلات یکسانی ندارند و مسئله برخی از آنها بیش از انرژی، رکود در بازار فروش است. درک این تمایز اهمیت زیادی دارد، چرا که وقتی یک مدیر صنفی تفاوت مشکلات بنگاهها را به درستی میبیند، میتواند مطالبهای دقیقتر از یک درخواست کلی برای حمایت دولتی مطرح کند.
طی ماههای گذشته، حقوق دولتی معادن به عنوان مبلغی که بهرهبردار در قبال استخراج به خزانه میپردازد، یکی از محورهای اصلی پیگیری خانه معدن بوده است. بهرامن در این پرونده خواستار محاسبه این حقوق بر مبنای استخراج واقعی به جای ظرفیت اسمی شده بود. شورای عالی معادن نیز در شهریورماه تصویب کرد که برای ششماهه نخست ۱۴۰۵، معادن واجد شرایط بتوانند از مبنای استخراج واقعی استفاده کنند. هرچند این مصوبه یک تغییر مشخص و مثبت است، اما نباید تمام آن را به نام یک فرد نوشت، زیرا این دستاورد حاصل مطالبه مشترک چند تشکل، مکاتبات اداری و در نهایت تصمیم نهاد دولتی بوده است.
همین نمونه، هم نقطه قوت بهرامن را نشان میدهد و هم معیاری برای سنجش عملکرد او به دست میدهد. قوت او در پیگیری متمرکز یک مسئله روشن از مسیر تشکل تخصصی و نهاد تصمیمگیر نهفته است. با وجود این، برای ارزیابی میزان اثرگذاری واقعی باید دانست چه تعداد معدن در عمل مشمول مصوبه شدهاند، اجرای آن چه میزان از فشار مالی بنگاهها کاسته و نقش خانه معدن در رفع موانع اجرایی چه بوده است. اعتبار پایدار در نهایت از کنار هم قرار گرفتن مطالبه، اقدام پیگیرانه و نتیجه ملموس شکل میگیرد.
گذار از جایگاه صنفی به مسئولیت ملی
بهرامن تلاش کرده است تا تصویرش به مسائل روزمره معدن محدود نماند. او در نشست اتاق اهواز در دی ۱۴۰۴ از ضرورت حذف رانت، تکنرخی شدن ارز و انسجام بخش خصوصی سخن گفت که همگی به تمام بنگاههای اقتصادی مربوط میشوند. در دیدارهای مرتبط با نمایشگاه ایرانکانماین نیز بر تبدیل ارتباطات خارجی به پروژههای واقعی به جای امضای تفاهمنامههای نمادین تاکید کرده است.
این گسترش دایره موضوعات برای مدیری که نایبرئیس اتاق ایران است، طبیعی و ضروری به نظر میرسد، اما یک تفاوت مهم در این میان وجود دارد. شناخته شدن به عنوان مدافع معدنکاران نتیجه سالها فعالیت متمرکز در یک حوزه تخصصی است، در حالی که تثبیت شدن به عنوان نماینده موثر کل بخش خصوصی نیازمند کارنامهای قابل دفاع در موضوعات مشترک صنعت، تجارت، کشاورزی و خدمات است. صرف حضور در جلسات ملی یا همراهی با هیئتهای خارجی، هنوز نشان نمیدهد که این جایگاه تازه در ذهن سایر ذینفعان تثبیت شده است.
برای نمونه، خود بهرامن گفته است که نمایشگاه باید فرصتی برای اتصال فناوری، سرمایه و بازار باشد. این هدف کاملاً قابل دفاع است، اما پس از پایان نمایشگاه باید خروجی کار را سنجید و بررسی کرد که چه تعداد قرارداد به مرحله اجرا رسیده، کدام همکاریها از مرحله گفتگو فراتر رفته یا چه راهحلهایی برای تامین تجهیزات و سرمایه به دست آمده است. پاسخ به این پرسشهاست که تصویر او را از یک سخنگوی پرحضور به مدیری با دستاوردهای قابل پیگیری نزدیک میکند.
مسئولیتی فراتر از منافع صاحبان معدن
در ارزیابی برند یک چهره معدنی، فقط نظر بهرهبرداران ملاک نیست و کارگران، خانوادههای آنان و ساکنان مناطق معدنخیز نیز به طور مستقیم از تصمیمهای این صنعت اثر میپذیرند. پس از حادثه تلخ معدن طبس در سال ۱۴۰۳، بهرامن درباره ضعف ایمنی معادن زغالسنگ هشدار داد و یادآور شد که از سالها پیش این خطرات را گوشزد کرده است. او در سال ۱۴۰۴ نیز بار دیگر بر ضرورت رعایت قواعد ایمنی تاکید کرد.
این مواضع برای وجهه عمومی او اهمیت دارند، اما پرسش اصلی در گام بعدی مطرح میشود که خانه معدن چه برنامههای عملیاتی را برای آموزش، پیگیری اصلاح تجهیزات و توجه به سلامت کارگران پیش برده و چه نتیجهای گرفته است؟ همچنین درباره تاثیر فعالیت معادن بر محیطزیست و زندگی جوامع محلی، چه سازوکاری برای شنیدن و پاسخ دادن به نگرانیها وجود دارد؟ نبود اطلاعات کافی در گزارشهای بررسیشده، مجوز قضاوت منفی درباره عملکرد او نیست، با این حال نشان میدهد که این بخش از کارنامه او به توضیحات مستندتری نیاز دارد.
در همین نقطه، یکی از آسیبپذیریهای برند بهرامن آشکار میشود. تصویری که بیشتر از مواضع او در رسانهها بازتاب مییابد، چهره مدافع تولیدکنندگان و بهرهبرداران است. این هویت از منظر صنفی ارزش دارد، ولی اگر قرار باشد او نماینده منافع عمومیتر و چهرهای معتبر در کلیت اقتصاد کشور شناخته شود، باید صدای ذینفعان دیگر نیز در روایت و عملکردش دیده شود. دفاع از تولید زمانی اعتماد گستردهتری میسازد که ایمنی کار و آثار اجتماعی تولید هم در متن آن جای داشته باشد.
جایگاهی که باید با دستاوردهای ملموس تثبیت شود
بهرامن برای ساختن اعتبار حرفهای از نقطه صفر آغاز نمیکند. شناخت عمیق صنعت، حضور مستمر در تشکلها، ارتباط موثر با تصمیمگیران و توان طرح مسائل مشخص، پشتوانههای قابل مشاهده او هستند. در مقابل، دو ابهام پیش روی برند شخصی او قرار دارد که شامل میزان دستاوردهای قابل سنجش و گستره نمایندگی او بیرون از جامعه معدنی است.
انتشار گزارشهایی روشن از نتیجه پیگیریها، معرفی پروژههای به ثمر نشسته و تشریح اقدامات خانه معدن درباره ایمنی و مسئولیت اجتماعی میتواند به هر دو ابهام پاسخ دهد. این اقدام صرفاً برای بهتر شدن تصویر رسانهای نیست، بلکه به اعضا و جامعه امکان میدهد میان حضور یک مدیر در صحنه و اثر واقعی فعالیتهای او تفاوت بگذارند.
اکنون که بهرامن هم رئیس خانه معدن است و هم در هیئترئیسه اتاق ایران حضور دارد، مسئله اصلی افزایش شهرت او نیست. پرسش کلیدی این است که آیا او میتواند اعتباری را که طی سالها در دفاع از یک صنعت ساخته است، به اعتمادی فراتر از مرزهای همان صنعت تبدیل کند. پاسخ این پرسش را نه شمار مصاحبهها و نمایشگاهها، بلکه نتیجه تصمیمها و تجربه ملموس کسانی خواهد داد که انتظار دارند صدایشان در اقتصاد شنیده شود.
بـرچـسب هـا:
اخبار مرتبط:
- بحران ۱۸ هزار کانتینر ایرانی در بنادر پاکستان
- بحران ۱۸ هزار کانتینر ایرانی در پاکستان و هزینههای ترخیص
- تأمین سوخت و مواد ناریه؛ دو مطالبه اصلی معدنکاران
- شناسایی ۲۰ میلیارد تن ذخیره مواد معدنی در آذربایجانغربی/ ۱۰۸ معدن در انتظار سرمایهگذاری
- استاندار مازندران: مسیر توسعه از اعتماد به بخش خصوصی میگذرد
- نقش اتاق بازرگانی ایران در تسهیل صادرات و رفع موانع تجاری
- لزوم حمایت دولت از بخش خصوصی دریایی برای جلوگیری از خسارت
- تاکید بر صلح و توسعه دریامحور با مشارکت بخش خصوصی
- نیاز دولت به بخش خصوصی برای اداره کشور؛ اقتصاد دولتی کارساز نیست
- نقش تشکلهای اقتصادی در بهبود دیپلماسی و تجارت خارجی
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: