به گزارش اطلاعات آنلاین، رشیدی در خانوادهای فرهنگدوست پرورش یافت؛ مادری که از بستگان ادیب بیضایی بود ذوق شعری را در جان او دمید و پدرش با پیشه کشاورزی، بستر زیست ساده او را فراهم کرد. سرنوشت اما او را از کاشان به تهران کشاند تا سالها در کنار سردفتری اسناد رسمی، دل در گرو آوای ساز و شعر ببخشد.
رشیدی هنرمندی بود که هنر را در معنای اصیل و خلاقانهاش میفهمید. او با تأکید بر اینکه «هنر یعنی خلاقیت و هنرمند یعنی خلاق و آفریننده»، معتقد بود به هر مجری چیرهدست یا خوانندهای نباید لقب هنرمند داد، بلکه هنرمند راستین کسی است که شیوهای نو و ابتکاری بیافریند. نگاه او به مقوله موسیقی، نگاهی ژرف و شاعرانه بود؛ چنانکه پس از سالها غوطهوری در دریای هنر، درباره ماهیت موسیقی چنین بیان میکرد: «موسیقی مویه و فریاد آدم رانده شده از بهشت و سرگشته و گمشده در برهوت ناکجاآباد است.»ورود او به رادیو در سال ۱۳۲۷ با آهنگ ماندگار «رنج جدایی» به آهنگسازی موسی معروفی رقم خورد. او از معدود خوانندگانی بود که خط بینالمللی موسیقی (نت) را میشناخت و نت قطعات را بدون نیاز به ساز روی کاغذ میآورد. با این حال، او هیچگاه از یادگیری و نواندیشی دست نکشید. ساختههای او که اغلب روی اشعار شاعران برجستهای چون فریدون مشیری، تورج نگهبان و مهرداد اوستا اجرا میشد، طراوتی تازه داشت.
قطعه معروف «دریا» که حاصل تماشای طوفان و زیباییهای شمال کشور در سال ۱۳۳۲ بود، نمونهای بارز از خلق سوژههای عمیق و نوآورانه در کارنامه اوست؛ قطعهای که خودش با حسرت یاد میکرد: «تا به امروز هیچکسی آنطور که باید توجهی به آن نکرده است، درصورتیکه همیشه از کاه، کوه میسازند ولی بیتفاوت از کنار کوه میگذرند.»شیوه خوانندگی و آهنگسازی رشیدی، حد وسط و اعتدال میان سنت و نوگرایی بود. او از آشفتگی و هرجومرج در بازار موسیقی گلایه داشت و معتقد بود موسیقی بیمارگونه، رنگی کدر و خاکستری دارد که تاریخ مصرفش کوتاه است، اما موسیقی اصیل و سالم ماندگار میماند.
او درباره وضعیت آشفته این هنر با صراحت میگفت: «موسیقی در کشور ما مانند یک آشفته بازار عجیب و غریب است و هرکس هرکاری که دوست دارد انجام میدهد... موسیقی سالم و فاخر مثل همان آثاری است که در دوران ما یعنی دهه ۳۰ و ۴۰ اجرا شده و ماندگار مانده است.»
این پیشکسوت موسیقی ایران در کنار خوانندگی، در نویسندگی و خاطرهنویسی نیز دستی توانا داشت و آثار ارزشمندی چون «خاطرهها و نغمهها - عطر گیسو» را به یادگار گذاشت؛ کتابی پربار که گنجینهای از تاریخ شفاهی موسیقی و ادبیات ایران به شمار میرود.
سرانجام، امینالله رشیدی بیستم مهرماه ۱۴۰۳ در ۹۹ سالگی چشم از جهان فروبست. اما داستان وداع با این هنرمند بزرگ، رنگ و بویی متفاوت و ستودنی داشت. برخلاف روال معمول، خانواده او تصمیم گرفتند هیچگونه مراسم تشییعی برگزار نکنند؛ پیکر این استاد فقید برای پیشبرد پژوهشهای علمی و پزشکی به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی اهدا شد تا کالبدی که روزگاری منشاء نواهای دلنشین و اصیل بود، حتی پس از مرگ نیز در خدمت اعتلای علم و آموزش این مرز و بوم قرار گیرد.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: