به گزارش اطلاعات آنلاین، آثار خاکدان تنها بازسازی محض واقعیت نبودند، بلکه دعوتی شاعرانه و عمیق برای کشف حقیقت اشیا و زیست انسان در برزخ میان خاطره، فانتزی و تنهایی به شمار میرفتند.
شکلگیری جهان هنری واحد خاکدان را باید در نخستین سالهای کودکی و خانه پرشور و فرهنگدوست او جستوجو کرد. او درباره ریشه اصلی گرایش خود به نقاشی، به نیازی اصیل در دوران کودکی اشاره میکرد: تمایل به ثبت بصری هر آنچه دوستش میداشت.
یکی از خاطرات کلیدی خاکدان به ششسالگیاش بازمیگردد؛ زمانی که رفیع حالتی، از استادان و کارگردانان برجسته تئاتر و همکار پدرش، در بازگشت از سفر پاریس، آلبومی نفیس برای او هدیه آورد و در صفحه نخست آن نوشت: «تقدیم به خاکدان کوچولو، رفیع حالتی». خاکدان با همان شوق کودکانه، نخستین نقاشی دفتر را با کپی کردن امضای حالتی آغاز کرد و بعدها به توصیه پدر، صفحات را دو نیم میکرد تا فرصت کشیدن نقاشیهای بیشتری داشته باشد.علاوه بر این، حضور کتابهای گرانبهای تاریخ هنر به زبان اصلی در خانه، بازی روزمره او را شکل میداد. در میان این اثرپذیریها، نسخه چاپ سنگی «کمدی الهی دانته» با تصویرگریهای خیرهکننده گوستاو دوره، کلید اصلی ورود خاکدان به دنیای فانتزی و خیالی بود؛ عاملی که او را فراتر از جهان ملموس، به سمت بازنمایی تصویری فرامادی و پر از تعلیق سوق داد.
واحد خاکدان پس از فارغالتحصیلی از هنرستان هنرهای زیبا و تحصیل در رشته معماری داخلی دانشکده هنرهای تزیینی، راهی آلمان شد و سالها میان ایران و آلمان به خلق اثر پرداخت. نگاه او به هنر، پیوندی عمیق با تاریخ هنر پیش از مدرن داشت.
خاکدان بر خلاف نقاشان مدرنیست که فیگور را همردیف اشیا میدانستند، نگاهی الهامگرفته از رنسانس به انسان داشت. با این تفاوت که آدمهای او در تابلوها، بر خلاف قدیسان رنسانس که صعود میکردند، غالباً در حال سقوط یا معلق در فضا بودند. برخورد با نور در کارهای خاکدان، بار احساسی و سه بعدی تابلوها را به دوش میکشید. او خود بازگشت به عناصر مطرود مدرنیسم (مانند پرسپکتیو و نورپردازی) را دشوار میدانست و نورپردازیهایش را ترکیبی از سنت نقاشی باروک (همچون کارهای کاراواجو) و تجربه زیسته در آفتاب روحبخش اما ملانکولیک شهر تهران عنوان میکرد.
خاکدان دوران اخیر تجسمی ایران را «دوران طلایی» میدانست؛ چرا که ورود سرمایهگذاریها و حراجیها باعث رقابت سنگین میان گالریها و ارتقای کیفیت آثار شده بود. او حتی کپیبرداری از کارهای هنرمندان بزرگی چون بهمن محصص را نشانهای از تثبیت ارزش اقتصادی و تاریخی آن هنر قلمداد میکرد. با این حال، او چالش اصلی هنر معاصر ایران را گره خوردن با آموزههای غربی و درگیری با مدرنیته میدانست و معتقد بود زمان در نهایت سره را از ناسره جدا خواهد کرد و معیارهای واقعی هنر خلاقانه را مشخص میسازد.
واحد خاکدان، پس از سالها خلق آثاری ماندگار و پر از راز، در ۱ آبان ۱۴۰۴ پس از مبارزهای کوتاه با بیماری درگذشت. آثار او تا همواره یادآور این حقیقتند که اشیای فراموششده نیز حیات، داستان و شخصیتی بیبدیل دارند.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: