به گزارش ایلنا به نقل از ستاد خبری چهل و سومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران، بهروز غریبپور در ابتدای این نشست با ابراز خرسندی از حضور در جمع فیلمسازان جوان گفت: توجه به فیلم کوتاه، چه در حوزه انیمیشن و چه در گونههای دیگر سینمایی، ضروری و مهم است.
وی با انتقاد از نگاهی که ساخت فیلم بلند را هدف نهایی فیلمسازان فیلم کوتاه میداند، اظهار کرد: بسیار مضحک است که گفته میشود امیدواریم در آینده فیلم بلند بسازید، این تعبیر بسیار غلط است. درحالیکه گفته نمیشود امیدواریم همچنان فیلم کوتاه خوب بسازید.
کوتاهگویی؛ هنری فراتر از محدودیت
این هنرمند با اشاره به اهمیت ایجاز در روایت و بیان هنری، تأکید کرد: کوتاهگویی را نباید نشانه محدودیت دانست. برداشت نادرست از مفهوم کوتاهگویی، درک ما از ظرفیتهای فیلم کوتاه و دیگر قالبهای هنری را تحت تأثیر قرار داده است.
غریبپور با اشاره به گسترش قلمرو انیمیشن افزود: انیمیشن چنان گسترده شده است که دیگر نمیتوان آن را صرفاً در دایره آثار کودک محدود کرد؛ بااینحال، درک ما از این هنر همچنان با کاستیهایی همراه است و این نگاه نادرست در دانشکدهها و تلویزیون نیز دیده میشود.
وی همچنین با انتقاد از کمتوجهی به فیلم کوتاه در رسانه ملی و مراکز آموزشی گفت: در تلویزیون، برنامه ویژهای برای فیلم کوتاه نداریم که به اهمیت این قالب بپردازد. در دانشکدهها نیز آموزش و رواج کوتاهنویسی بهاندازه کافی مورد توجه قرار نمیگیرد.
حذف؛ مهمترین اصل در نویسندگی
غریبپور در ادامه، با تأکید بر اهمیت انتخاب واژگان و تصاویر در روایت هنری، خاطرنشان کرد: نکته اصلی این است که بتوان با واژگان، تصویر و یک داستان، بسیاری از معناهای انسانی را بیان کرد.
وی با بیان علاقه خود به کوتاهگویی، درباره اهمیت ایجاز در نویسندگی گفت: من عاشق کوتاهگوییام. در قواعد نوشتن، قاعدهای به نام حذف و اضافه وجود دارد، اما حذف مهمترین کاری است که یک نویسنده باید انجام دهد.
او بر ضرورت توجه به ظرفیتهای بیانی فیلم کوتاه و پویانمایی تأکید و اظهار کرد: آثار کوتاه قالبهایی هستند که میتوانند با بهرهگیری از روایت موجز و انتخاب دقیق عناصر داستانی و تصویری، مفاهیم عمیق انسانی را به مخاطب منتقل کنند.
سپس رامک امینکاظمی با تأکید بر اهمیت ایجاز و تفکر روایی در تولید فیلم کوتاه پویانمایی گفت: آنچه یک انیمیشن کوتاه را متمایز میکند، صرفاً تکنیک نیست، بلکه برخورداری از تفکر روایی و توانایی بیان آن از طریق تصویر است.
رامک امینکاظمی اظهار کرد: مهمترین نکته در تولید یک اثر کوتاه، ایجاز است؛ اینکه بتوانیم دغدغه و اندیشه خود را در کوتاهترین شکل ممکن و در قالب یک فیلم کوتاه ارائه کنیم.
وی ادامه داد: از نگاه من، تکنیک بهتنهایی ملاک نیست، بلکه آنچه یک انیمیشن کوتاه را جذاب میکند، داشتن تفکر روایی است. برخی تصور میکنند ارائه تصویری زیبا اهمیت اصلی را دارد، درحالیکه انیمیشن، هنر اندیشیدن و بیان آن از طریق تصویر است. به اعتقاد من، ویژگی یک اثر خوب، به تصویر کشیدن یک فکر خوب است.
امینکاظمی همچنین بر ضرورت هماهنگی میان داستان، فیلمنامه، اجرا و تکنیک تأکید کرد و این هماهنگی را از عوامل مؤثر در شکلگیری یک اثر موفق دانست.
عباس جلالییکتا نیز در این نشست، با اشاره به ویژگیهای یک داستان خوب در انیمیشن، بیان شخصی را از مهمترین مؤلفههای تمایز یک اثر هنری دانست.
وی گفت: بیان شخصی چیزی است که یک اثر را ویژه میکند. وقتی با یک اثر مواجه میشویم، باید عمق داشته باشد و ردپای شخصی و زیستی خالق آن در آن دیده شود. همچنین باید فرایند شکلگیری و موضوع اثر در آن تهنشین شده باشد و ارزش افزودهای ایجاد کند؛ این یکی از ویژگیهایی است که من شخصاً همواره به دنبال آن بودهام.
این هنرمند با اشاره به اهمیت داستان و شخصیتپردازی در انیمیشن اظهار کرد: یکی از نکاتی که در برخی آثار کمرنگ است، نبود داستان و شخصیت است؛ درحالیکه در داستان کوتاه میتوان این روند را بهخوبی تعریف کرد. انیمیشن بهخودیخود واجد نوعی فاصلهگذاری است و اگر این ویژگی بهدرستی به کار گرفته شود، میتواند به خلق جهان مستقل اثر و درگیر کردن مخاطب کمک کند.
جلالییکتا در بخش دیگری از صحبتهای خود، با اشاره به تجربه تماشای آثار انیمیشن ایرانی و مقایسه آنها با آثار ارائهشده در جشنواره بابل، از سطح کیفی آثار فیلمسازان ایرانی ابراز رضایت کرد.
وی گفت: ما آثار فیلمسازان ایران را بهطور مستمر میبینیم و با ممیزیهای سختگیرانه هم مواجه هستیم؛ اما تجربهای که در بخش انیمیشن جشنواره بابل داشتم، برایم قابلتوجه بود. به نظرم، در بخش دانشجویی، آثار چندان قابلتوجه نبودند و در بخش آثار حرفهای نیز سطح کیفی آثار ضعیف بود.
تولید اثار قابل توجه فیلمسازان ایرانی با امکانات محدود
او ادامه داد: احساس کردم فیلمسازان ایران با وجود امکانات محدود، توانستهاند آثار قابلتوجهی تولید کنند و در این جشنواره نیز آثار ایرانی جزو کارهای شاخص بودند. حتی در حوزه هوش مصنوعی نیز آثار ایرانی یک سر و گردن بالاتر بودند.
جلالییکتا با اشاره به تفاوت شرایط آموزشی و امکانات تولید در ایران و دیگر کشورها افزود: البته نمیتوانیم آموزش آنها را بهصورت مستقیم با شرایط خودمان مقایسه کنیم، اما خوشحالم که فیلمسازان جوان ما از نظر فکری عملکرد خوبی دارند و سطحی با انیمیشن برخورد نمیکنند. حتی در سادهترین آثار نیز میتوان ردپای یک فکر، نگاه شخصی و هویت مستقل را مشاهده کرد.
سپس، غریبپور با اشاره به ظرفیتهای ادبیات کلاسیک ایران برای خلق آثار هنری گفت: در داستان «شیخ صنعان»، خوابی که شیخ میبیند و جهانی که در خواب و سپس در بیداری تجربه میکند، به سطح رابطه با یک معشوق تنزل پیدا میکند و بعد روندی معکوس را طی میکند. تا جایی که من با ادبیات جهان آشنایی دارم، نظیر چنین روایتی را نمیتوان یافت.
وی با اشاره به داستان «رستم و سهراب» اظهار کرد: در این داستان، تهمینه به خواستگاری رستم میرود. نکته های شگفتانگیزی در این داستان وجود دارد که این جزئیات نشان میدهد که در داستانهای ایرانی با ظرفیتهای روایی و انسانی قابلتوجهی روبهرو هستیم.
این هنرمند همچنین با اشاره به منظومه «ویس و رامین» اثر فخرالدین اسعد گرگانی، بر جسارت ادبیات کلاسیک ایران در پرداختن به روابط انسانی و عاطفی تأکید کرد و گفت: در این اثر، صحنههایی وجود دارد که مرزهای اخلاقی رایج را به چالش میکشد و ظرفیتهای ویژهای برای اقتباس هنری دارد.
غریبپور با تأکید بر ضرورت بازشناسی داستانها و زندگی ایرانی افزود: ما به دلیل شرایط دشواری که در ادوار مختلف تاریخی تجربه کردهایم، حرفهای زیادی برای گفتن داریم. خانم امینکاظمی نیز بهدرستی به این نکته اشاره کردند. ما گنجینهای پربار در اختیار داریم که از آن استفاده نکردهایم؛ چراکه همواره میخواستیم در عرصه جهانی، خودمان را با معیارهای روز معرفی کنیم.
انتقاد از کم توجهی به میراث عرفانی ایرانی
وی با انتقاد از کمتوجهی به میراث عرفانی ایران اظهار کرد: امروز جهان به سمت نوعی عرفان سطحی حرکت میکند. پائولو کوئیلو از نظر عمق اندیشه عرفانی با مولوی قابل مقایسه نیست، اما مخاطبان ما به سراغ آثار او میروند تا از آنها درس عرفان بگیرند؛ درحالیکه میراثی بسیار غنیتر در اختیار داریم.
غریبپور با اشاره به رابطه مولانا و شمس تبریزی ادامه داد: ما عشقی داریم که در جهان بینظیر است؛ عشق میان مولانا و شمس. شگفتی این رابطه در این است که کمتر کسی جرئت میکند آن را بهدرستی تحلیل کند و توضیح دهد که چرا این دو به یکدیگر دل میبندند.
وی با اشاره به تجربه شخصی خود در پرداختن به آثار بزرگان ادبیات ایران گفت: افتخار میکنم که درباره مولوی، عطار، سعدی و خیام کار کردهام و پس از صرف سالها وقت برای این آثار، بههیچوجه پشیمان نیستم؛ زیرا در ویرانهها گنج پیدا کردم.
غریبپور با انتقاد از کمتوجهی رسانه ملی به معرفی بزرگان ادبیات ایران گفت: ما مدام درباره ایرانی بودن و هویت فرهنگی صحبت میکنیم، اما باید یک شبکه تلویزیونی داشته باشیم که فردوسی، مولوی، سعدی، خیام، خواجوی کرمانی، فخرالدین اسعد گرگانی، صائب تبریزی و دیگر بزرگان ادبیات ایران را معرفی کند.
وی با اشاره به جایگاه شعر در زندگی روزمره ایرانیان افزود: زمانی در کاشان این تعبیر رایج بود که اگر کسی در خیابان راه میرود و شاعر نیست، جای تعجب دارد؛ یعنی شعر تا این اندازه در زندگی مردم حضور داشته است. ما از معدود کشورهایی هستیم که برای بیان بسیاری از مفاهیم روزمره از شعر استفاده میکنیم؛ برای مثال، میگوییم «پایان شب سیه سپید است».
غریبپور با ابراز تأسف از فاصله گرفتن نسلهای جدید از این میراث ادبی ادامه داد: حتی نسل خود ما نیز گاهی با این گنجینه بیگانه بوده است. باید آشنایی عمیقتری با آثار کلاسیک ایران پیدا کرد.
این هنرمند با اشاره به حضور پررنگ آثار برتولت برشت و اوژن یونسکو در نمایشهای روی صحنه گفت: ما همواره از این بزرگان در تئاتر جهان نام میبریم، اما انگار از گنجینه خودمان غافل شدهایم؛ درحالیکه ادبیات ایران سرشار از داستانها و اندیشههایی است که میتوانند الهامبخش خلق آثار نمایشی و پویانمایی باشند.
جلالییکتا در ادامه، درباره ظرفیت داستانپردازی ایرانی برای تولید آثار پویانمایی گفت: من مدت مدیدی روی مجموعه «شکرستان» کار کردم. یکی از ابعاد مهمی که امروز کمتر به آن توجه میشود، ظرفیت روایت تصویری است. تصویر به شما نشان میدهد که چگونه باید انیمیشن را بسازید و دکوپاژ کنید؛ درواقع، بسیاری از این عناصر در خود روایت تصویری قصه ها وجود دارند.
وی با اشاره به ظرفیتهای کتاب «عجایبالمخلوقات» برای اقتباس در حوزه پویانمایی اظهار کرد: به نظر من، یکی از آثاری که مغفول مانده، کتاب «عجایبالمخلوقات» است؛ زیرا هم داستان دارد، هم معجزه و هم شخصیتپردازی. وقتی انیمههای ژاپنی را تماشا میکنیم، با موجوداتی مواجه میشویم که برای مثال، سر انسان دارند یا از ویژگیهای عجیب و متفاوتی برخوردارند. این کتاب نیز سرشار از چنین ظرفیتهایی برای طراحی شخصیت است.
او ادامه داد: منظورم این نیست که صرفاً به سراغ تصاویر و موجوداتی برویم که از قبل دیدهایم و آنها را طراحی کنیم؛ بلکه باید ظرفیتهای این آثار را دریافت و آنها را بهطور کامل بازآفرینی کنیم. بسیاری از این ایدهها هنوز در انیمیشن مورد استفاده قرار نگرفتهاند، درحالیکه داستانهای این کتاب نیز جذابیتهای خاص خود را دارند.
جلالییکتا در ادامه با اشاره به تجربه تولید اثر «هزار افسان» گفت: نکته جالب درباره «هزار افسان» این بود که تصویر و موسیقی داشتیم، اما اصلاً دیالوگی در کار نبود. تصور کنید پنجاه بیت در اختیار دارید، اما نمیخواهید حتی یکی از آنها را بیان کنید و حتی یک کلمه هم نمیخواهید بگویید؛ بااینحال، همچنان میتوانید داستان را روایت کنید.
وی افزود: عناصر این اثر بهاندازهای قدرتمند و درست در کنار یکدیگر قرار گرفته بودند که اثر توانست در جشنوارههای مختلف حضور پیدا کند. در برخی از این جشنوارهها، مخاطبان معتقد بودند که اثر از نظر درک مفاهیم بسیار سنگین است؛ اما نکته اینجاست که عناصر موجود در شاهنامه، به دلیل پیشینه فلسفی و اسطورهای خود، چنان درست در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند که حتی اگر بخشی از آنها را درک کنیم و در اثر به کار ببریم، میتوانند تأثیر خود را بگذارند.
این هنرمند با اشاره به گستردگی روایتهای مرتبط با فردوسی و شاهنامه ادامه داد: در کنار شاهنامه، آثار فراوان دیگری نیز پیش و پس از آن نوشته شدهاند که بسیاری از آنها را نمیشناسیم. مثلا یک شرکت کرهای کتابی را پیدا کرده است که بخشی از آن به ادامه داستان ضحاک مربوط میشود و روایتی درباره رابطه یک دختر کرهای با شخصیتی ایرانی دارد. آنها قصد داشتند این داستان را به ایران بیاورند و بر اساس آن اثری مشترک تولید کنند.
وی با ابراز تعجب از ناشناخته ماندن چنین روایتهایی در ایران گفت: جالب بود که آنها این داستان را پیدا کرده بودند، درحالیکه ما از وجود آن بیخبر بودیم. از آنجا که بخشی از داستان به ایران مربوط میشد، قصد داشتند طراحی لباس و فضای آن را به متخصصان ایرانی بسپارند. این موضوع نشان میدهد که غفلت از میراث داستانی ما تا چه اندازه گسترده است؛ حتی در حوزههایی که تصور میکنیم در آنها مشغول فعالیت هستیم.
جلالییکتا در بخش دیگری از صحبتهای خود به ظرفیتهای هنر نگارگری ایران برای طراحی فضا در پویانمایی اشاره کرد و گفت: به نظر من، تجربه «هزار افسان» و همچنین هنر نگارگری ایران میتوانند در این زمینه بسیار الهامبخش باشند. نگارگری ایرانی، هم شکست پرسپکتیو دارد و هم از پرسپکتیو مقامی بهره میبرد و به همین دلیل، سبک بصری ویژهای را شکل میدهد. شاید یکی از نمونههای نزدیک به این ویژگیها را بتوان در برخی شیوههای انیمیشن کاتاوت مشاهده کرد.
او ادامه داد: در یک نگاره ایرانی ممکن است همزمان بهار و پاییز را ببینید؛ هم شهر پیش چشم شما باشد، هم میدان جنگ و هم بخشهایی از پشت صحنه. این نوع چیدمان تصویری شگفتانگیز است، اما گاهی آنقدر به آن عادت کردهایم که دیگر ارزش و ظرفیتهایش را نمیبینیم.
وی با اشاره به صحبتهای بهروز غریبپور درباره اهمیت توجه به میراث ادبی ایران اظهار کرد: همانطور که آقای غریبپور اشاره کردند، به اعتقاد من، گاهی جانمایه یک اثر یا داستانی که میخوانیم، بهتنهایی میتواند برای خلق یک اثر تازه کافی باشد. اگر بتوانیم آن جانمایه را بهدرستی دریافت کنیم و در اثر خود به کار ببریم، بخش مهمی از ظرفیت داستان را نیز همراه خواهیم داشت.
جلالییکتا تأکید کرد: ما باید به این فکر کنیم که چگونه میتوان یک انیمیشن ایرانی با دکوپاژ و شخصیتپردازی ایرانی و برگرفته از داستانهای خودمان تولید کرد؛ اثری که تکرار کلیشههایی نباشد که همیشه در نمونههای مختلف میبینیم، بلکه بتواند از دل میراث فرهنگی و تصویری ایران بیرون بیاید.
این کارگردان در پایان با اشاره به تجربه خود در مجموعه «شکرستان» گفت: من خالق اصلی «شکرستان» نبودم و تنها چندین سال کارگردانی آن را بر عهده داشتم، اما یکی از ویژگیهای مهم این مجموعه، بنیانی بود که از ابتدا برای آن در نظر گرفته شده بود. این مجموعه حدود ۱۴ تا ۱۵ سال تولید شد و در آن، حتی رنگگذاری نیز بر اساس قواعد مشخصی انجام میگرفت.
وی افزود: در «شکرستان» از زمینههای رنگی مشخص و رنگهای درخشان استفاده میشد؛ ترکیبی که مخاطب میتوانست ساعتها و سالها آن را ببیند و بهتدریج با قواعد بصری آن ارتباط برقرار کند. به نظر من، این انسجام در طراحی شخصیتها نیز اهمیت داشت و یکی از عوامل شکلگیری هویت بصری مجموعه بود.
امینکاظمی درباره ظرفیتها و چالشهای هوش مصنوعی در تولید انیمیشن گفت: هوش مصنوعی موضوع بسیار مهمی است، بهویژه برای نسل جوانی که بهتازگی وارد عرصه انیمیشن شدهاند. حتی در سینما نیز میتوان گفت آثاری که با هوش مصنوعی تولید میشوند، بهنوعی در حوزه انیمیشن قرار میگیرند. سهولت دسترسی، سرعت تولید و هزینه پایینتر باعث شده است که این ابزار در اولویت بسیاری از هنرمندان قرار بگیرد؛ اما نکتهای که برخی از آن غافل هستند، ضرورت وجود تفکر و ایده مستقل در پس استفاده از این فناوری است.
وی با تأکید بر اینکه نه درصدد تقبیح هوش مصنوعی است و نه قصد تمجید بیقیدوشرط از آن را دارد، اظهار کرد: از نگاه من، ابزارهای فناورانه به ما کمک میکنند تا هویت مستقل، افکار شخصی و دغدغههای خود را به تصویر تبدیل کنیم. اگر بتوانیم از هوش مصنوعی بهگونهای استفاده کنیم که خروجی آن تحت کنترل ما باشد و اندیشه، بیان شخصی و استقلال فکریمان بهدرستی در اثر منعکس شود، استفاده از این ابزار بسیار مفید خواهد بود.
این هنرمند ادامه داد: مسئله این است که ما نباید تحت کنترل هوش مصنوعی قرار بگیریم و اجازه دهیم خروجی آن از اختیارمان خارج شود. اینکه تصاویر آمادهای در اختیار ما قرار بگیرند که جذاب باشند و در مدت کوتاهی تولید شوند، بهتنهایی کافی نیست؛ زیرا هوش مصنوعی فلسفه و تفکر مستقل ندارد و صرفاً یک ابزار است.
امینکاظمی با تأکید بر ضرورت شکلگیری هویت مستقل در میان فیلمسازان جوان گفت: دغدغه شما بهعنوان کسانی که وارد عرصه فیلمسازی شدهاید، نباید صرفاً ابزار یا تکنیک باشد. تمام تمرکزتان باید بر این باشد که فیلمساز خوبی شوید، هویت مستقل پیدا کنید، زبان شخصی خود را بشناسید و به یک مؤلف تبدیل شوید.
وی خاطرنشان کرد: این مسیر ممکن است از دریچه هوش مصنوعی بگذرد یا با استفاده از تکنیکهای دیگر طی شود. من با خود هوش مصنوعی مشکلی ندارم؛ مسئله این است که هنرمند بتواند استقلال شخصیتی و فکری خود را بهطور کامل در اثرش پیاده کند و از فناوریای که روزبهروز در حال پیشرفت است، بهدرستی بهره بگیرد.
غریبپور درباره تحولات فناوری و تأثیر آن بر هنر گفت: اعتقاد من این است که هوش مصنوعی پدیدهای دیرینه است و ما تازه ابزار تحقق آن را پیدا کردهایم. برای مثال، ضحاک و موجوداتی که از شانههای او بیرون میآیند یا رخش رستم، همگی ظرفیتهایی در جهان تخیل هستند که انیمیشن و فناوریهای جدید میتوانند به تجسم آنها کمک کنند.
این هنرمند با اشاره به تجربه خود در زمینه اپرا و نمایش عروسکی گفت: زمانی به من پیشنهاد شد که برای احیای اپرا به سراغ اجرای زنده بروم، اما با این پیشنهاد مخالفت کردم. به اعتقاد من، فردوسی شخصیتی به نام رخش را در شاهنامه خلق کرده است که بدون حضور این اسب، روایت رستم و سهراب معنای کاملی پیدا نمیکند. نمیتوان یک اسب تربیتشده را روی صحنه آورد و از آن انتظار داشت احساسات رخش، بهویژه در صحنه مرگ سهراب، را منتقل کند. به همین دلیل معتقد بودم که باید از نمایش عروسکی استفاده کنیم.
غریبپور ادامه داد: زمانی که به سراغ نمایش عروسکی رفتم، اهمیت این انتخاب روشنتر شد. بسیاری از نمایشنامههایی که در دوره رضاشاه با موضوع شاهنامه نوشته شده بودند، از ظرفیت حضور شخصیت رخش برخوردار نبودند؛ زیرا امکان اجرایی مناسبی برای نمایش این شخصیت وجود نداشت.
غریبپور با تأکید بر قابلیتهای انیمیشن در بازآفرینی جهان تخیلی ادبیات ایران گفت: یکی از کارهایی که انیمیشن انجام میدهد، تجسم تخیلاتی است که هیچ مدیوم دیگری نمیتواند به همان شکل بیان کند. برای مثال، فردوسی در داستان هفتخان رستم، اژدهایی را توصیف میکند که با معیارهای امروزی، طول آن حدود ۵۰ متر است. چه رسانهای بهتر از انیمیشن میتواند چنین موجودی را به شکلی باورپذیر به تصویر بکشد؟
غریبپور در ادامه با اشاره به تجربه فعالیت خود در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و دشواریهای تولید انیمیشن به شیوههای سنتی گفت: در آن دوران، تولید یک فیلم انیمیشن فرایندی بسیار طولانی بود. بارها به ما گفته میشد که در چه مرحلهای از کار هستیم و پاسخ این بود که همچنان مشغول نقاشی هستیم و کار پیش میرود. گاهی تولید چند دقیقه فیلم، دو تا سه سال زمان میبرد.
وی با اشاره به نقش فناوریهای جدید در کاهش محدودیتهای تولید آثار هنری اظهار کرد: هوش مصنوعی میتواند بخشی از این دشواریها را برطرف کند. همانطور که انسان از گذشته آرزوی پرواز داشته و سرانجام توانسته است با اختراع هواپیما به آن دست پیدا کند، امروز نیز فناوری امکان تحقق بسیاری از آرزوهای تصویری و نمایشی بشر را فراهم کرده است.
غریبپور با تأکید بر اینکه هوش مصنوعی در آینده سینما نقشی فراگیر خواهد داشت، گفت: من باور دارم که هوش مصنوعی چنان در سینمای جهان فراگیر خواهد شد که در آینده هیچ فیلمی بدون استفاده از آن ساخته نخواهد شد؛ اما این موضوع یک شرط اساسی دارد و آن، اهمیت اندیشه و تفکر هنرمند است.
وی در توضیح این موضوع افزود: همانطور که با یک خودکار میتوان فحش نوشت، میتوان غزل یا رباعی نیز نوشت. ابزار بهتنهایی تعیینکننده نیست؛ بلکه اندیشهای که پشت استفاده از آن قرار دارد، اهمیت دارد. البته ابزار نیز فوقالعاده مهم است، زیرا میتواند بیان یک ایده یا آرزو را آسانتر کند و امکان تحقق آن را فراهم آورد.
غریبپور در پایان تأکید کرد: به اعتقاد من، آینده سینما و تئاتر بهشدت تحت تأثیر هوش مصنوعی قرار خواهد گرفت. این فناوری میتواند به بشر امکان دهد آنچه را پیشتر تنها با قلم و در قالب نوشته بیان میکرد، با تأثیرگذاری بیشتر و در قالب تصویر و اجرا به مخاطب منتقل کند؛ بااینحال، آنچه همچنان اهمیت اساسی دارد، اندیشه و خلاقیت انسانی است.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: