به گزارش عصر ایران
سینمای ایران در حال حاضر بیشتر با حاشیهها و اخبار مربوط به فیلمها شناخته میشود تا خود آثار. کمبود فیلمهای اثرگذار و فاصله بین انتظار و نتیجه، از جمله چالشهای اصلی این حوزه است.
عصر ایران ؛ نهال موسوی - سینمای ایران در پاییز ۱۴۰۵ بیش از آنکه با فیلمهایش خبرساز باشد، با خبرهای مربوط به فیلمها دیده میشود. هر روز نامی تازه مطرح میشود، فیلمی در آستانه اکران است، پروژهای کلید خورده، بازیگری به گروهی پیوسته، جشنوارهای آغاز شده یا مدیر و مسئولی درباره آینده سینما سخن گفته است.
اما پشت این حجم از رفت و آمد خبری، یک خلأ بزرگتر دیده میشود: کمبود آثاری که بتوانند واقعا یک اتفاق باشند.
شاید پربیراه نیست اگر بگوییم مشکل امروز سینمای ایران کمبود تولید نیست، کمبود اثرگذاری است. فیلم ساخته میشود، اما کمتر فیلمی میتواند از مرز انتشار خبر عبور کند و به یک تجربه جمعی تبدیل شود.
سینما زمانی فقط با تعداد فیلمهای تولیدشده سنجیده نمیشد، با میزان تاثیری که بر جامعه میگذاشت، با بحثهایی که ایجاد میکرد و با تصویری که از زمانه خود ثبت میکرد شناخته میشد. امروز اما بسیاری از آثار پیش از آنکه فرصت دیده شدن پیدا کنند، در چرخه سریع اخبار گم میشوند.
بخشی از این مسئله به تغییر رفتار رسانهها و شبکههای اجتماعی بازمیگردد، اما همه تقصیر را نمیتوان به گردن فضای مجازی انداخت.
سینمای ایران خود نیز گرفتار نوعی «خبرزدگی» شده است، وضعیتی که در آن معرفی پروژه، انتشار عکس پشت صحنه، اعلام حضور بازیگران و وعدههای تبلیغاتی گاهی جای گفتوگو درباره خود فیلم را میگیرد.
گاهی احساس میشود فیلمها نه برای آنکه دیده و ماندگار شوند، بلکه برای آنکه در مقطعی از زمان خبرساز شوند، وارد میدان میشوند.
موجی کوتاه در شبکههای اجتماعی ایجاد میشود، چند روزی توجهها را جلب میکند و سپس ناپدید میشود. این چرخه شاید برای تولیدکنندگان خبر موفق باشد، اما برای خود سینما نشانه چندان خوبی نیست.
یکی از نشانههای این وضعیت، فاصله میان انتظار و نتیجه است. هر سال با معرفی پروژههای جدید، نامهای بزرگ و ترکیبهای جذاب، امیدهای زیادی شکل میگیرد، اما در نهایت تعداد کمی از این آثار میتوانند به نقطهای برسند که مخاطب احساس کند با یک فیلم ضروری روبهرو شده است.
فیلمی که نبودنش یک خلأ ایجاد کند، نه فقط اثری که چند هفته روی پرده باشد و سپس جای خود را به خبر بعدی بدهد.
بحران دیگر، تبدیل شدن حاشیه به متن است. در سالهای اخیر گاهی بیش از آنکه درباره میزانسن، فیلمنامه، بازی یا نگاه سینمایی یک اثر صحبت شود، درباره مسائل پیرامونی آن بحث میشود.
طبیعی است که سینما در خلأ اجتماعی ساخته نمیشود و حواشی بخشی از واقعیت این حوزه هستند، اما وقتی داستان تولید یک فیلم از خود فیلم جذابتر میشود، باید پرسید آیا مسئله از رسانههاست یا از خود آثاری که توان ایجاد بحث مستقل را از دست دادهاند؟
از سوی دیگر، رابطه سینمای ایران با مخاطب نیز دچار تغییر شده است. مخاطبی که زمانی برای دیدن یک فیلم مشخص منتظر میماند، امروز با انبوهی از انتخابها روبهرو است.
امروزه یک تغییر سلیقه ناشی از شبکههای اجتماعی رخ داده است، فیلم باید در مدت کوتاهی بتواند توجه او را جلب کنداما جلب توجه با ماندگاری تفاوت دارد. بسیاری از آثار ممکن است دیده شوند، اما تعداد کمی در ذهن باقی میمانند.
سینمای ایران زمانی توانست در داخل و خارج از کشور جایگاهی ویژه پیدا کند که فیلمسازانش به جای دنبال کردن موجهای کوتاه مدت، به سراغ روایتهایی رفتند که از دل زندگی و دغدغههای واقعی جامعه میآمد.
آن آثار الزاما پرهزینه یا پرزرقوبرق نبودند، اما نگاه مشخصی داشتند. امروز شاید بیش از هر چیز، سینمای ایران به همین «نگاه» نیاز دارد،ّ نه صرفا پروژههای بیشتر، نه تیترهای بیشتر و نه وعدههای بیشتر.
البته نباید این تصویر را به معنای پایان سینمای ایران دانست. همچنان فیلمسازان و هنرمندانی وجود دارند که تلاش میکنند مسیرهای تازهای پیدا کنند.
اما واقعیت این است که یک سینمای زنده را نمیتوان فقط با تعداد تولیدات یا میزان اخبار سنجید. سینمای زنده، سینمایی است که بتواند همگام با جامعه باشد، پرسش ایجاد کند، مخاطب را غافلگیر کند و بعد از تمام شدن فیلم نیز در ذهن او ادامه پیدا کند.
پاییز ۱۴۰۵ شاید برای سینمای ایران فصل کمبود خبر نباشد، برعکس، شاید یکی از پرخبرترین دورهها باشد. اما مسئله اصلی این است که از میان این همه خبر، چند اثر واقعاً به یاد خواهند ماند؟
چند فیلم خواهند توانست تصویری از زمانه ما ثبت کنند؟ و چند سال بعد، کسی از آنها نه به عنوان یک خبر، بلکه به عنوان یک لحظه مهم در تاریخ سینمای ایران یاد خواهد کرد؟
یادمان باشد سال گذشته فیلم پیرپسر ساخته اکتای براهنی توانست بسیاری از این اتفاقات را رقم بزند، پس اگر فیلم خوب وجود داشته باشد سینما همچنان در میان مخاطبان جایگاه خود را دراد.
سینما با تعداد تیترهایی که تولید میکند زنده نمیماند، با لحظههایی زنده میماند که دیگر قابل تکرار نیستند.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: