وظیفه رینا این است که به چشمان بیوههای غمگین نگاه کند و به طور حرفهای توضیح دهد که چرا همسران متوفیشان واجد شرایط دریافت خسارت نیستند. و صادقانه بگویم، قهرمانان متوفی احتمالاً خودشان هم مقصر بودهاند. رینا شغلش را دوست دارد: بازسازی صحنه مرگ یک قهرمان، صحنه به صحنه، تا زمانی که لحظهای را پیدا کند که دیگر مشکل او نباشند، بهترین بخش روزش است. اما همه چیز زمانی تغییر میکند که کارفرمای رینا، Heroes United Life Group، ناگهان مجبور به پرداخت خسارتی بسیار بزرگ میشود که شرکت را ورشکست میکند. این نباید اتفاق بیفتد، زیرا رینا میخواهد رکورد خود را به عنوان کارمند ماه حفظ کند. راه حل او: پیدا کردن هر چیزی که قهرمانان نیازمند آن خسارت را کشته است، خود او آن را بکشد و از آن تجربه به عنوان مدرکی استفاده کند که قهرمانان اصلی فقط برای ورود به نبرد آماده نبودهاند. درخواست رد شد. دنیا به طور اتفاقی نجات یافت. صبر کنید، چی؟
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: