به گزارش اطلاعات آنلاین، ایرج افشار در ۱۶ مهر ۱۳۰۴ در خانوادهای اصیل و اهل فرهنگ در تهران دیده به جهان گشود. پدرش، محمود افشار یزدی، بانی مجله ماندگار «آینده» بود. این محیط خانوادگی سبب شد که ایرج از همان دوران نوجوانی در میان کتابها و نشریات تنفس کند. او اگرچه در رشته حقوق دانشگاه تهران تحصیل کرد و درجه کارشناسی قضایی گرفت، اما عشقِ بیکران به ایران، او را به راهی دیگر کشاند؛ راهی که نزدیک به ۶۵ سال تکاپوی بیوقفهاش حاصلش تألیف، تصحیح و گردآوری بیش از ۳۰۰ عنوان کتاب و ۳۰۰۰ مقاله ارزشمند شد.
کارنامه شغلی و اجرایی افشار، فهرستی از اولینها و ماندگارترینهاست. او پایهگذار و رئیس کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران بود و با همت خود، این مرکز را به یکی از غنیترین گنجینههای پژوهشی کشور تبدیل کرد. مدتی کوتاه نیز مدیریت کتابخانه ملی ایران را بر عهده داشت و در همان فرصت اندک، «مرکز ایرانشناسی» را در آن نهاد بنا نهاد. تاسیس نشریاتی چون فرهنگ ایرانزمین (با همکاری دانشپژوه، ستوده، مقربی و زریاب خویی) و اداره مجلات معتبری مانند راهنمای کتاب و سخن، بخش دیگری از تلاشهای او برای ایجاد درگاهی آبرومند جهت انتشار تحقیقات پژوهشگران بود.
اما افشار فقط مردِ پشتمیزنشین و محصور در میان کتابخانهها نبود. او متون تاریخی و نسخ خطی را با ارض واقع پیوند میداد. افشار کوهها، کویرها و جادههای خاکی ایران را زیر پا میگذاشت تا از یک بنای گلی، یک سنگنوشته یا یک نسخه خطیِ دورافتاده عکاسی و یادداشتبرداری کند. همین عشق به سفر و ثبت جزئیات بود که اثر جاودانهای چون گلگشت در وطن را پدید آورد؛ سفرهایی که پیوند فرهنگی او را از دورافتادهترین روستاهای جیرفت و کوهپایه تا شهرهایی چون بروجن و زواره محکم میساخت.
بزرگان فرهنگ و ادب ایران هر یک از زاویهای به عظمت شخصیت او نگریستهاند. دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی درباره او میگوید: «با اطمینان خاطر میگویم که در جهان اسلام و در حوزه رجال فرهنگی، ایرج افشار منحصربهفرد بود. اگر بخواهیم یک نفر را انتخاب کنیم که به مجموعه فرهنگ ملی ما و موجودی جغرافیای تاریخی عصر حاضر ما اشراف داشته باشد، نفر اول ایرج افشار است. بزرگا مردا که او بود و دریغا که به پنجاه چهره ممتاز هم نمیتوان جای خالی آن یگانه را پر کرد.»
علی دهباشی، سردبیر مجله بخارا، فروتنی و عشق بیتوقع او را اینگونه توصیف میکند: «استاد افشار بدون هیچ توقعی و تنها از سر عشق به ایران و زبان فارسی کار میکرد؛ انگار در سرشت او نوشته شده بود که باید برای ایران کار کند. قرنی باید بگذرد تا ایرج افشار دیگری پدید آید.»
همچنین دکتر مهدی نوریان با اشاره به بنیانگذاری «کنگره تحقیقات ایرانی» توسط افشار، او را ستون استوار پژوهش دانسته و تأکید میکند که او زمینه را برای شناسانیدن ایرانشناسان بزرگ داخلی و خارجی فراهم کرد و نشان داد عشق به ایران تنها با شناخت عمیقِ تاریخ و ادب آن معنا پیدا میکند.
سرانجام، این جانِ شیفته و عاشق ایران در ۱۸ اسفند ۱۳۸۹ پس از دورهای بیماری درگذشت، اما میراثی که برجای گذاشت همچنان روشنیبخش مسیر ایرانپژوهان است.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: