چه کسی از اولا کالنیوس، که وظیفه دارد غول مرسدس بنز را از میان گردبادی سخت عبور دهد، حسادت خواهد کرد؟ مطمئناً هیچ کس. اما اگر کسی بتواند به این مدیرعامل اطمینان خاطر دهد، یواخیم زان، یکی از جانشینان او خواهد بود. تحت رهبری زان، سازنده آلمانی از طوفان مشابه دهه 1970 نه تنها سالم بلکه در شرایط بهتری نسبت به گذشته بیرون آمد.
اتومبیل در ژوئن 1972 برای اولین بار با زان مصاحبه کرد، یک سال پس از انتصاب او به عنوان رئیس شرکت مادر مرسدس بنز، دایملر-بنز، پس از 13 سال به عنوان مدیر مالی آن.
او با اشاره به نمودارها و جداول مختلف روی میزش گفت: «فقط به آنچه در 10 سال گذشته اتفاق افتاده نگاه کنید. ما اکنون به نقطه اشباع در اروپا رسیدهایم. آنچه مرا در این زمینه نگران میکند این است که بسیاری از تولیدکنندگان همچنان به افزایش پتانسیل تولید خود ادامه میدهند. ما در حال حرکت به سمت یک وضعیت غیرضروری و به طور قطع خطرناک از تجهیزات بیش از حد هستیم.»
با بازسازی موفقیتآمیز اقتصادهای اروپای غربی پس از جنگ، تقاضا برای خودرو از عرضه پیشی گرفته بود، زیرا اکثر مردم قبلاً هرگز توانایی خرید آن را نداشتند - که باعث رشد سریع شرکتهای خودروی بریتانیا، فرانسه، ایتالیا و آلمان غربی شد. با این حال، تا سال 1965، نشانههایی از اینکه دموکراتیزه شدن خودرو در منطقه تقریباً کامل شده است، شروع به ظهور کرد.

تورم سپس از دستمزد کارگران پیشی گرفت و اتحادیهها را به سازماندهی اعتصابات مکرر در کارخانههای خودرو سوق داد. و اوضاع حتی پیچیدهتر شد زمانی که ایالات متحده سعی کرد با لغو پیوند دلار با طلا از مشکلات اقتصادی خود فرار کند، زیرا این امر باعث بهم ریختگی نرخ ارز شد.
زان در سال 1972 تصدیق کرد: «محیط روانی و قدرت تظاهرات ضد استقرار به تهدیدات دیگری که بر صنعت وارد میشود، میافزاید. نتایج مالی ما برای سال گذشته ضعیفتر از قبل است. اعتصابات در پاییز به تنهایی 23000 خودرو - حدود 7 درصد از تولید - و 10 درصد از کامیونها را به مرسدس تحمیل کرد.
«هزینه سیاست غیرواقعی ارز شناور و بعداً تعدیل پولی به صنعت آلمان آسیب رسانده است. هزینههای ما به طور قابل توجهی افزایش یافته است، در حالی که ما [به مدت یک سال] قیمتهای خود را افزایش ندادیم زیرا میخواستیم به جلوگیری از تورم کمک کنیم.»
تولیدکنندگان خودرو همچنین تحت فشار بودند تا تلفات جادهای را کاهش دهند، اما زان معتقد بود که مرسدس با برگزاری کنفرانس ایمنی و افشای «وسیله نقلیه ایمنی آزمایشی»، «به مردان مسئول [در ایالات متحده] نشان داده است که ما پر از حسن نیت هستیم، حتی اگر هنوز راه حل نهایی پیدا نشده باشد».
با این حال، به نظر او بزرگترین مشکل صنعت این بود که «بیطرفی دولت نسبت به خودرو به خصومت تبدیل شده و اغلب بر اساس تهمتزنی استوار است. شما آن را در همه جا به درجات مختلف پیدا میکنید: محدودیت سرعت، محدودیت ترافیک، محدودیت پارکینگ، قوانین ایمنی و آلودگی، قوانین مالی...»
در واقع، چیزی بدتر در راه بود: بحران نفت (اتومبیل، 29 آوریل). دفاتر سفارش مرسدس در آلمان در دسامبر 1973 نسبت به سطوح عادی 60 درصد کاهش یافته بود، اتوبانها به 62 مایل در ساعت محدود شده بودند و حتی چهار یکشنبه رانندگی ممنوع بود.
بسیاری پیشبینی پایان خودروهای بزرگ، لوکس و اسپرت را کردند، زیرا قیمت نفت حتی پس از پایان درگیری در خاورمیانه بالا ماند و بسیاری از تولیدکنندگان را به ایجاد خودروهای کوچک سوق داد - اما مرسدس در این میان نبود، زان معتقد بود که «کوچک» مترادف با «اقتصادی» نیست و قدرت دیزلی شرطبندی عاقلانهتری بود.
در هر صورت، او هنوز درگیر مشکل ظرفیت بیش از حد بود و پیشبینی کرد: «ما به زودی متوجه خواهیم شد که اشتباهات سرمایهگذاری توسط کسانی که پیشبینیهای آینده خود را بر اساس نرخهای رشد دهه 60 بنا کردهاند، انجام شده است.»
این بدان معنا نبود که او با رشد مخالف بود، بلکه معتقد بود که «رشد برای رشد بدون هیچ گونه ملاحظه دیگری یک فلسفه خطرناک است، اما سیاستمداران و روشنفکرانی که رشد صفر را ترویج میکنند، هیچ تصوری از تنشهای اجتماعی و سیاسی که توقف تمام گسترش و تمام تغییرات چشمگیری که به دنیای ما تحمیل میکند، ندارند.»

در ملاقات سوم با زان در سال 1977، او را «یکی از رهبران صنعت که بیشترین نتایج درخشان را داشته است» خواندیم، واقعگرایی منطقی او تولید مرسدس را دو برابر کرده و آن را به بزرگترین خودروساز غیرآمریکایی تبدیل کرده بود. این شرکت در سال 1976 حدود 370000 خودرو (158000 دستگاه دیزلی که به این شرکت امکان داد با مقررات زیست محیطی ایالات متحده مطابقت داشته باشد) و 248000 کامیون و اتوبوس ساخته بود که حاشیه سود 1.7 درصدی معادل 98 میلیون پوند (680 میلیون پوند امروز) بود.
او دوباره به سرگرمی خود بازگشت: «همه وارد یک مسابقه دیوانهوار برای گسترش شدند. به همین دلیل است که من در مورد آینده صنعت خود تردید دارم. ما قبلاً یک نبرد بزرگ را در سالهای 1974-1975 پشت سر گذاشتهایم، اما نبردهای دیگری نیز در راه است. چندین شرکت به اخراج دست زدند. ما یکی از معدود شرکتهایی هستیم که هرگز با ظرفیت بیش از حد مواجه نشدهایم.»
زان در سال 1979 بازنشسته شد و شرکت سابقش او را به یاد میآورد که «به طور یکسان مسئولیت سهامداران و کارکنان را احساس میکرد».
اگر او میتوانست صنعت را در حال حاضر ببیند، دقیقاً میدانیم چه میگفت!
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: