جمعه 24 مهر 1405

ارز دیجیتال
ارزهای خارجی
بورس
طلا و سکه
انرژی و فلزات

زنان سرپرست خانوار در اقتصاد غیررسمی؛ از فروش آب تا دکۀ چای

08:41 - 1405/07/24 اقتصادی
1870کلمه 10 دقیقه
زنان سرپرست خانوار در اقتصاد غیررسمی؛ از فروش آب تا دکۀ چای
سازمان جهانی کار گزارش داد؛
روایت هاوا، زن سرپرست خانوار در سومالی، نشان می‌دهد ایجاد فرصت کسب‌وکار برای زنان شاغل در بخش غیررسمی، بدون حمایت‌های اجتماعی و درآمد پایدار، کافی نیست. بازسازی بازار محلی، گامی در جهت توانمندسازی اقتصادی این افراد است.

به گزارش ایلنا و به نقل از سازمان جهانی کار، بازسازی بازار «سیگاله» در شهر «بایدوآ» در سومالی، بخشی از پروژۀ «بازگشت پایدار و ادغام مجدد از طریق اجرای طرح‌های زیرساختی اشتغال‌محور» است؛ برنامه‌ای با بودجۀ بانک توسعۀ آلمان و همکاری وزارت فواید عمومی ایالت جنوب‌غربی سومالی که تا دسامبر ۲۰۲۶ ادامه دارد. این طرح با هدف بهسازی زیرساخت‌های محلی، از جمله جاده‌ها، مسیرهای پیاده‌روی، گذرگاه‌های آبی و بازارچه‌ها، به دنبال تقویت فعالیت‌های اقتصادی و بهبود شرایط زندگی گروه‌های آسیب‌پذیر و کارگران بخش غیررسمی است.

با این حال، پشت این برنامه‌های توسعه‌ای، زندگی کارگرانی قرار دارد که در نبود امنیت شغلی و حمایت‌های کافی، برای تأمین حداقل‌های زندگی ناچارند به کارهای سخت و کم‌درآمد تن بدهند. «هاوا علی محمد»، مادر پنج فرزند و تنها نان‌آور خانواده‌، یکی از همین افراد است. او پیش‌تر در کارگاه‌های ساختمانی کار می‌کرد و با حمل دبه‌های سنگین، در خیابان‌ها آب می‌فروخت؛ کارهایی دشوار که معاش خانواده‌اش به آن‌ها وابسته بود.

اکنون هاوا در بازار بازسازی‌شدۀ «سیگاله» دکه‌ای برای فروش چای و غذا دارد. حضور در این بازار و شرکت در دوره‌های آموزش کسب‌وکار به او کمک کرده است تا فعالیت اقتصادی خود را در فضای مناسب‌تری ادامه دهد و حساب‌وکتاب درآمد و بدهی‌هایش را دقیق‌تر مدیریت کند. این تغییر، برای زنی که به‌تنهایی مسئول تأمین مخارج پنج فرزند است، فرصتی برای بهبود وضعیت معیشتی فراهم کرده است.

تجربۀ هاوا نشان می‌دهد بهسازی زیرساخت‌ها، در صورت همراهی با ایجاد فرصت‌های واقعی کسب درآمد، می‌تواند بر زندگی گروه‌های کم‌برخوردار اثر بگذارد. با این حال، فراهم کردن امکان کسب‌وکار به‌تنهایی جایگزین امنیت درآمد، شرایط کاری ایمن و حمایت‌های اجتماعی نمی‌شود. ازاین‌رو، موفقیت چنین طرح‌هایی را باید نه‌فقط با تعداد بازارها و جاده‌های بازسازی‌شده، بلکه با میزان تأثیر آن‌ها بر بهبود پایدار معیشت و کاهش آسیب‌پذیری کارگران غیررسمی سنجید.

از فروش آب در خیابان تا دکۀ چای‌فروشی/ روایتی از زنان سرپرست خانوار در اقتصاد غیررسمی

از کارهای سنگین تا تأمین معاش پنج فرزند

هاوا در شهر «بایدوآ» زندگی می‌کند. او هیچ‌گاه فرصت تحصیل در مدرسه را پیدا نکرد و پس از جدایی از همسرش و در غیاب هرگونه حمایت دولتی، مسئولیت تأمین مخارج پنج فرزند خود را به‌تنهایی بر عهده گرفت. از آنجا که اعضای خانواده نیز امکان حمایت مالی از او را نداشتند، پیدا کردن راهی برای کسب درآمد به مهم‌ترین دغدغۀ زندگی‌اش تبدیل شد.

هاوا برای تأمین نیازهای فرزندانش به کارهای سنگین روی آورد؛ از کار در محل‌های ساختمانی گرفته تا فروش آب در خیابان‌ها با دبه‌هایی که حمل آن‌ها فشار جسمی زیادی به او وارد می‌کرد.

او دربارۀ روزهای سخت کارگری غیررسمی می‌گوید: پیش از این هیچ مهارتی نداشتم. تنها با اتکا به توان جسمی و اراده‌ام کار شاق می‌کردم؛ چراکه می‌دانستم فرزندانم هیچ پشتوانۀ دیگری در این دنیا ندارند.

تجربۀ هاوا بخشی از دشواری‌هایی را به تصویر می‌کشد که زنان سرپرست خانوار و کارگران فرودست، به‌ویژه در جوامع بحران‌زده، هنگام ورود به بازار کار با آن روبه‌رو هستند. پیدا کردن کار به‌تنهایی به معنای دستیابی به درآمد کافی یا شغل پایدار نیست. زنانی که بدون پشتوانۀ مالی یا حمایت خانوادگی، مسئول تأمین معاش خانواده‌اند، ممکن است برای کسب درآمد به مشاغل سخت، کم‌درآمد و بی‌ثبات روی بیاورند؛ مشاغلی که اغلب با دستمزد ناکافی، نبود امنیت شغلی و ضعف حمایت‌های قانونی و ایمنی همراه‌اند. در چنین شرایطی، دسترسی به فرصت‌های اقتصادی، آموزش مهارت‌های تازه و برخورداری از حقوق و حمایت‌های شغلی می‌تواند به کاهش فشار معیشتی این گروه کمک کند. با این حال، توانمندسازی اقتصادی زنان زمانی به بهبود پایدار زندگی آن‌ها منجر می‌شود که در کنار ایجاد فرصت‌های شغلی، دستمزد عادلانه، شرایط کار ایمن و حمایت‌های اجتماعی نیز تضمین شود.

از فروش آب در خیابان تا دکۀ چای‌فروشی/ روایتی از زنان سرپرست خانوار در اقتصاد غیررسمی

بازسازی بازار؛ فرصتی برای ادامۀ کسب‌وکار

هاوا پیش از پیوستن به برنامۀ سازمان جهانی کار تصمیم گرفته بود دکه‌ای برای فروش چای راه‌اندازی کند، اما نداشتن سرمایۀ اولیه مانع بزرگی بر سر راهش بود. او برای تهیه وسایل مورد نیاز به مغازه‌ها مراجعه کرد و خواست آن‌ها را نسیه بخرد، اما فروشندگان درخواستش را نپذیرفتند. سرانجام توانست تعدادی فنجان، فلاسک و وسایل ضروری دیگر را قرض بگیرد و کارش را آغاز کند.

او ابتدا در فضای باز کار می‌کرد و با آویزان کردن تکه‌ای پارچه، سایبانی موقت برای خود می‌ساخت. بارندگی گاهی فعالیتش را متوقف می‌کرد و درآمد او نیز به فروش روزانه بستگی داشت. بعضی روزها چیزی از فروش برایش باقی نمی‌ماند و فقط می‌توانست غذای فروش‌نرفته را به خانه ببرد تا فرزندانش از آن استفاده کنند.

در همین شرایط، یکی از رهبران محلی او را از برنامۀ بازسازی بازار «سیگاله» باخبر کرد. هاوا که برای ادامۀ کار با مشکلات متعددی دست‌وپنجه نرم می‌کرد، تصمیم گرفت در این برنامه شرکت کند.

پیش از اجرای طرح، بازار سیگاله با فرسودگی زیرساخت‌ها و کم‌توجهی روبه‌رو بود. بازسازی این بازار، شرایط فعالیت فروشندگان را بهبود بخشید و فضای مناسب‌تری برای دادوستد فراهم کرد. اکنون هاوا محل مشخصی برای کار دارد و می‌تواند چای و غذا بفروشد.

البته فراهم کردن فضای کار به‌تنهایی همۀ مشکلات یک کسب‌وکار کوچک را برطرف نمی‌کند. وضعیت زیرساخت‌های عمومی بر دسترسی فروشندگان به مشتریان، امکان ادامۀ فعالیت در شرایط نامساعد جوی و رونق بازار محلی تأثیر می‌گذارد. برای افرادی که توان اجارۀ فضای مستقل یا جبران زیان ناشی از تعطیلی‌های مکرر را ندارند، دسترسی به محیطی مناسب‌تر می‌تواند به حفظ فعالیت اقتصادی کمک کند.

«آموزش مدیریت کسب‌وکار» گامی برای ساماندهی مشاغل غیررسمی

برنامۀ سازمان جهانی کار برای هاوا تنها به فراهم کردن فضای مناسب‌تر در بازار محدود نماند. او در چارچوب این پروژه، در دوره‌های آموزش کارآفرینی و مدیریت مالی خرد شرکت کرد و آموخت چگونه درآمد، هزینه‌ها، فروش‌های نسیه و بدهی‌های کسب‌وکارش را ثبت کند. این آموزش‌ها به او کمک کرده‌اند تا حساب‌وکتاب دکۀ چای‌فروشی‌اش را با نظم بیشتری مدیریت کند و تصویر روشن‌تری از وضعیت مالی خود داشته باشد.

هاوا پیش از این، مبالغ فروش نسیه، پول‌های قرض‌گرفته‌شده و بدهی مشتریانش را ثبت نمی‌کرد؛ اما اکنون این اطلاعات را به‌دقت یادداشت می‌کند. او دربارۀ تأثیر این آموزش‌ها می‌گوید: حالا آنچه قرض می‌گیرم، درآمدی را که به دست می‌آورم و مبالغی را که دیگران به من بدهکارند، ثبت می‌کنم و از این کار نتیجه گرفته‌ام.

یادگیری روش‌های ساده حساب‌وکتاب برای صاحبان کسب‌وکارهای کوچکی مانند دکۀ چای‌فروشی هاوا اهمیت عملی دارد. این مشاغل معمولاً با سرمایۀ محدودی اداره می‌شوند و بخشی از معاملات آن‌ها به‌صورت نسیه انجام می‌گیرد. ثبت دقیق درآمدها، هزینه‌ها و بدهی‌ها می‌تواند به صاحبان این کسب‌وکارها کمک کند منابع محدود خود را بهتر مدیریت کنند، بازپرداخت بدهی‌ها را سامان دهند و برای هزینه‌های پیش رو تصمیم‌های دقیق‌تری بگیرند.

با این حال، تجربۀ هاوا نشان می‌دهد آموزش مالی، به‌تنهایی برای تضمین پایداری کسب‌وکارهای کوچک کافی نیست. آموزش زمانی اثربخش‌تر خواهد بود که با دسترسی به فضای مناسب کار، مشتریان و امکانات لازم برای ادامۀ فعالیت اقتصادی همراه شود. از سوی دیگر، بازسازی بازار نیز بدون تقویت مهارت‌های فروشندگان نمی‌تواند همۀ نیازهای آنان را برطرف کند. ترکیب این اقدامات می‌تواند به بهبود مدیریت کسب‌وکارهای کوچک و افزایش فرصت ادامۀ فعالیت آن‌ها کمک کند.

با وجود این، مشاغل غیررسمی همچنان در برابر نوسانات بازار و افزایش هزینه‌های زندگی آسیب‌پذیرند. آموزش حساب‌وکتاب، هرچند به مدیریت بهتر منابع مالی کمک می‌کند، جایگزین دسترسی به سرمایۀ در گردش، حمایت‌های مالی و سازوکارهای جمعی پشتیبان کسب‌وکارهای خرد نمی‌شود. بنابراین، برای بهبود پایدار وضعیت معیشتی افرادی مانند هاوا، لازم است آموزش‌های مهارتی در کنار حمایت‌های اقتصادی و ایجاد فرصت‌های باثبات‌تر برای کسب درآمد قرار گیرند.

از فروش آب در خیابان تا دکۀ چای‌فروشی/ روایتی از زنان سرپرست خانوار در اقتصاد غیررسمی

اشتغال زنان و مسئلۀ امنیت معیشتی

هاوا اکنون از اینکه می‌تواند در بازار فعالیت کند، غذاهای آماده بفروشد و بخشی از نیازهای خانواده‌اش را تأمین کند، رضایت دارد. او امیدوار است با جذب سرمایۀ بیشتر، کسب‌وکارش را گسترش دهد و شرایط زندگی بهتری برای فرزندانش فراهم کند.

با این حال، گزارش سازمان جهانی کار آمار مشخصی از درآمد هاوا پس از پیوستن به این طرح، میزان افزایش درآمد یا تغییر قدرت خرید او ارائه نمی‌دهد. همچنین اطلاعاتی دربارۀ وضعیت بیمه و برخورداری او از حمایت‌های اجتماعی و دیگر تضمین‌های شغلی در این گزارش وجود ندارد. بنابراین، فراهم شدن فضای کار و آموزش مدیریت کسب‌وکار را نمی‌توان به معنای تأمین امنیت شغلی و معیشتی پایدار برای او دانست.

این موضوع از منظر حقوق کار اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا بسیاری از شاغلان مشاغل خرد و بخش غیررسمی اقتصاد، با وجود تلاش مستمر برای تأمین معاش، در برابر نوسان فروش، بیماری، حوادث کاری و هزینه‌های پیش‌بینی‌نشده آسیب‌پذیرند. برای زنان سرپرست خانوار نیز قطع درآمد روزانه می‌تواند تأمین نیازهای اساسی فرزندان را با اختلال جدی روبه‌رو کند.

از این منظر، فراهم کردن فضای کار و فرصت راه‌اندازی یا گسترش کسب‌وکار، تنها یکی از گام‌های حمایت از معیشت است. دسترسی به سرمایۀ اولیه، امکان توسعۀ فعالیت اقتصادی و آموزش مستمر، در کنار برخورداری از خدمات درمانی، بیمۀ ازکارافتادگی و بازنشستگی و دیگر حمایت‌های اجتماعی، می‌تواند به کاهش ناامنی معیشتی کمک کند. بدون چنین پشتوانه‌هایی، کسب‌وکارهای خرد همچنان در برابر بحران‌های اقتصادی و فردی آسیب‌پذیر می‌مانند و حتی وقفه‌ای کوتاه در درآمد ممکن است توان تأمین نیازهای روزمرۀ خانواده را مختل کند.

در نتیجه، ارزیابی اثرگذاری چنین طرح‌هایی نباید تنها به ایجاد فضای کار یا آموزش مهارت‌های کسب‌وکار محدود شود. میزان بهبود درآمد و قدرت خرید، امکان تداوم فعالیت اقتصادی و دسترسی شاغلان به حمایت‌های اجتماعی نیز باید در سنجش نتایج این برنامه‌ها مورد توجه قرار گیرد.

از فروش آب در خیابان تا دکۀ چای‌فروشی/ روایتی از زنان سرپرست خانوار در اقتصاد غیررسمی

لزوم گذار از طرح‌های مقطعی به حمایت‌های پایدار از نیروی کار

تجربۀ هاوا نشان می‌دهد ایجاد فرصت‌های کسب درآمد و آموزش مهارت‌های مدیریتی می‌تواند به بهبود شرایط فعالیت اقتصادی زنان سرپرست خانوار کمک کند؛ اما برای سنجش اثرگذاری واقعی چنین برنامه‌هایی، باید فراتر از نتایج اولیه رفت. میزان ماندگاری کسب‌وکارها، تغییر درآمد و قدرت خرید خانوارها و امکان ادامۀ فعالیت اقتصادی پس از پایان حمایت‌ها، از جمله شاخص‌هایی هستند که می‌توانند تصویر دقیق‌تری از دستاوردهای این طرح‌ها ارائه دهند.

در عین حال، مسئولیت حمایت از اقشار کم‌درآمد به ایجاد فضای کار یا فراهم کردن فرصت‌های محدود درآمدزایی ختم نمی‌شود. رسمیت‌بخشیدن به مشاغل غیررسمی، تسهیل دسترسی به منابع مالی، فراهم کردن امکان توسعۀ کسب‌وکارهای خرد و گسترش پوشش بیمه‌ای و حمایت‌های اجتماعی، از جمله اقداماتی هستند که می‌توانند آسیب‌پذیری شاغلان این بخش را کاهش دهند. برای زنان سرپرست خانوار، برخورداری از چنین حمایت‌هایی اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا از دست رفتن درآمد روزانه می‌تواند مستقیماً زندگی و تأمین نیازهای اساسی فرزندانشان را تحت تأثیر قرار دهد.

از این منظر، آموزش کسب‌وکار را باید فرصتی برای بهبود شرایط فعالیت اقتصادی دانست، نه تضمینی برای دستیابی به امنیت معیشتی پایدار. تداوم چنین دستاوردهایی به سیاست‌هایی نیاز دارد که در کنار ایجاد فرصت‌های شغلی، از درآمد و حقوق شاغلان نیز حمایت کنند. تنها با در نظر گرفتن این ابعاد می‌توان ارزیابی کرد که طرح‌های توسعه‌ای تا چه اندازه توانسته‌اند از سطح بهبودهای مقطعی فراتر بروند و به کاهش پایدار آسیب‌پذیری اقتصادی گروه‌های کم‌درآمد کمک کنند.


📡منبـع خبـر: www.ilna.ir

ایلنا کارگری

🏹لـینـک کـوتـاه: halohava.top/lhKGPf



بـرچـسب هـا:


اخبار مرتبط:


شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.

🗩ثبـت نظر:


بازگشت به لیست اخبار