من یک رینگ خودرو را آسیب زدم. به طور قابل توجهی. این مسئله من را از نظر غرور حرفهای آزار میدهد و شرمنده میکند: نمیخواهم خودستایی کنم، اما من در پارک کردن خودروها نسبتاً خوب هستم. احتمالاً شما هم همینطور هستید، یا حداقل اگر مجبور باشید خودروها را در یک پارکینگ شلوغ جابجا کنید، همینطور خواهید بود.
با این حال، من در آن صبح خوب نبودم - نه دو و نیم ساعت پس از شروع رانندگی چهار ساعته، زمانی که به یک استراحت کوتاه نیاز داشتم.
برای درک بهتر، جاده مورد نظر دارای فضاهای پارک مشخص در یک طرف است که خالی بودند، بنابراین من فقط در حین حرکت به جلو به آرامی در حال پارک کردن بودم. اما این یک جاده باریک است، بنابراین یک خودرو پارک شده فضای کافی برای عبور یک خودرو را باقی میگذارد و نه بیشتر.
این جاده در هر دو طرف با سنگفرشهای قدیمی، خشن و به شکل آجر پوشیده شده است - جذاب و روستایی اما بیرحم.
من نیاز داشتم که به سنگفرش نزدیک باشم تا به جاده بیرون نزند و آینههایم مورد اصابت خودروی عبوری قرار نگیرند یا خودروی مقابل را بیش از حد به سنگفرش نزدیک نکنم. من نمیخواستم مزاحمتی ایجاد کنم.
اسکودا کودیاک VRS من 1864 میلیمتر عرض بدنه و 2133 میلیمتر عرض آینهها (در حالت باز شده) دارد، بنابراین یک خودرو باریک نیست. به همین دلیل میخواستم تا حد امکان به سنگفرش نزدیک پارک کنم. اینها بهانههای من هستند.
نه بد بود، کمی نزدیکتر، کمی، کمی نزدیکتر... خراش. اوه. این یک دردسر و پرهزینه خواهد بود. این سنگفرشها واقعاً بیرحم هستند. و من احساس بدی دارم.
اما آیا واقعاً باید این احساس را داشته باشم؟
قبلاً وقتی شیر دوش حمام در اتاق هتل من نشتی داشت، مثلاً اگر در یا پرده آن به درستی بسته نمیشد یا در جای اشتباهی قرار گرفته بود، احساس گناه میکردم، به طوری که وقتی از حمام بیرون میآمدم، متوجه استخری از آب روی کف حمام میشدم. من با حوله آن را تمیز میکردم در حالی که احساس میکردم طرف را ناامید کردهام، البته. خیلی انگلیسی: متاسفم، آقایان.
اما در واقع به این نتیجه رسیدهام که اصلاً تقصیر من نیست. دوش حمام من در خانه آب را روی کف حمام نمیریزد، در حالی که توسط من تزئین و نگهداری میشود و من متخصص حمام نیستم. حمامهای هتل توسط افرادی طراحی و ساخته میشوند که شغل آنها به طور خاص و به معنای واقعی کلمه این است، اما برخی از آنها هنوز هم در همه جا نشتی دارند. آن را درست کنید، مردم حمام هتل. (همچنین اگر میتوانید آن را طوری طراحی کنید که بتوانم آب را از بیرون روشن کنم بدون اینکه به بازویم بپاشد، عالی خواهد بود، متشکرم.)
به هر حال، به همین ترتیب، آیا باید از احساس بد بودن برای خراشیدن یک رینگ آلیاژی خسته شوم وقتی که بیاحتیاط نبودم؟ من خودرو را طوری طراحی نکردم که دو متر عرض داشته باشد. من آن را با رینگهای آلیاژی سیاه و صیقلی 20 اینچی طراحی نکردم که از لاستیکهای کمنمونه بیرون زدهاند. و آیا واقعبینانه است که انتظار داشته باشم افرادی که مسیر اصلی را در دوران قرون وسطی ساختهاند، بتوانند پیشبینی و طراحی کنند که آن را به یک جاده دو طرفه تبدیل کنند و سپس، بعد از 600 سال، ورود خودروهای دو متری با رینگهای آلیاژی الماستراش را پیشبینی کنند؟
و آیا باید بهتر بدانم که رینگ من کجاست، وقتی که شاید دو و نیم متر از من دور باشد و نتوانم آن را ببینم؟
فکر میکنم حدودی برای احساس گناه وجود دارد. آنچه میتوانستم (و قبول دارم که باید) انجام میدادم این بود که قبل از محوطه پارک کنم و برای چند لحظه با آینه جانبی پایین شده به عقب برگردم، اما دید کاملی از کودیاک به دست نمیآورید، فاصله کانونی شاید شش متر بود و باز هم نمیتوانستم رینگ جلو را ببینم (که در حالت قفل بیشتر از رینگ عقب بیرون زده بود). خطر همچنان وجود داشت.
نمیخواهم اسکودا را مورد هدف قرار دهم، به هر حال. میتوانست - و میشد - هر چیزی در آن روز باشد. همانطور که قبلاً در مورد بدنه خودروهای سوپر اسپرت، رینگها به طور فزایندهای به طور غیرضروری در معرض خطر قرار میگیرند. من هنوز هم احساس بدی میکنم، اما طراحی مدرن خودرو باید پاسخگو باشد.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: