شاید این همان وضعیتی است که اکنون در آن قرار داریم: یک حلقه بیپایان از راهاندازی مجدد شرکتهای خودروسازی، مانند جهانهای سینمایی ابرقهرمانی، اما بدون بازگشت سرمایه مشابه.
در زمان نگارش این مطلب، بریستول اعلام کرده که بازگشته است و تا زمانی که شما این را میخوانید، جنسن نیز این خبر را اعلام خواهد کرد.
حداقل اینکه آنها با جاهطلبیهای کمتری نسبت به TVR در اواسط دهه 2010 بازگشتهاند: طرح بزرگ آن برای افتتاح کارخانهای به اندازه یک سوپرمارکت بزرگ در ولز در نهایت شکست خورد و این برند توسط شرکت دیگری جذب شد.
با وجود اینکه احساس میکنم قبلاً این وضعیت را در مورد راهاندازی مجدد تجربه کردهایم (در مورد S-V8 در جنسن و Bullet در بریستول)، من از هر دوی آنها کنجکاو هستم.
جنسن در حال حاضر یک نمونه اولیه Interceptor جدید دارد، اگرچه میگوید که میتواند فردا نمونه دیگری بسازد. به هر حال، آنها به دنبال پیشنهاد هستند. اما اگر هیچ پیشنهادی در طول چرخه توسعهای که نمونه اولیه آنها به آن وارد شده است، ارائه نشود، حامیان آنها حداقل چیزی منحصر به فرد برای بردن به گردهماییهای «ماشین و قهوه» خواهند داشت.
به نظر من، Interceptor جدید خوب به نظر میرسد، صدای فوقالعادهای دارد و جذابیت ذاتی برای من دارد: یک سدان جلوموتور، دیفرانسیل عقب براق، اگرچه به وضوح جذابیت کافی برای صنعت اصلی برای ساخت آنها بیشتر وجود ندارد.
و اگرچه برای یک خودروی مسابقه بسیار بزرگ است (بیش از پنج متر طول)، هدف آن قطعاً خودروی مسابقه نیست. از نظر ساختار و فلسفه، این خودرو در قالبی مشابه Aston Martin Rapide قرار دارد.
جنسن اعتراف میکند که در حال حاضر سختافزار شاسی خریداری شده در زیر پوستهی منحصربهفرد آن وجود دارد (آنها با افرادی که معماریهای آلومینیومی Aston Martin و Lotus را ساختهاند در تماس هستند)، اما در حال حاضر فکر نمیکنم این چیز بدی باشد.
بریستول نیز باید امیدوار باشد که بازار به جایی رسیده است که 20 سال پیش نبود، زمانی که برای اولین بار سعی کرد Fighter را بفروشد و تا حد زیادی شکست خورد. اگرچه - چطور بگویم - روش عجیب و غریب اداره این شرکت در آن زمان احتمالاً کمک نکرده است.

برنامههای اولیه این است که تنها پنج Fighter را تکمیل کرده و به فروش برسانند، شاسیهای آن پس از انحلال شرکت از زیرزمینی در Windlesham نجات داده شدهاند - جایی که Gordon Murray Automotive، که به نوعی در حال احیای McLaren F1 است، مستقر است.
من اخیراً نیم ساعت سرگرمکنندهای را در کنار Paul King، حامی جدید بریستول گذراندم که در مورد «بستن کتاب بریستول قدیمی قبل از راهاندازی یک بریستول جدید» صحبت کرد. او گفت که همکاریها و مشارکتهایی در این زمینه وجود خواهد داشت و این خودرو «بسیار لوکس و بسیار سطح بالا» خواهد بود، اما فراتر از آن، او نمیداند بریستول جدید چه خواهد بود.
با این حال، من میتوانم ببینم که Fighter سفارشی، به خصوص یکی که به خوبی مانند نمونهای که در Salon Privé به نمایش گذاشته شده بود، به همان اندازه که در گذشته جذابیت داشت، جذاب است، حتی اگر صحبت از هزینه 700000 پوند باشد.
در همین حال، برنامههایی برای نه تنها یک بازگشت Marcos وجود دارد، بلکه - همانطور که هفته گذشته متوجه شدم - دو بازگشت جداگانه وجود دارد.

Marcos Motor Company ادعا میکند که حقوق نام و لوگو، ساخت خودروهای جدید و مراقبت از قطعات میراث را در اختیار دارد و در حال توسعه یک خودروی اسپرت کوچک به نام Mosquito (در بالا) است. در جای دیگر، Marcos Cars Ltd میگوید که Manticore آینده آن قرار است «فراری و مکلارن را نابود کند».
همانطور که در میم اینترنتی دو مرد عنکبوتی که به یکدیگر اشاره میکنند، به نظر میرسد که حل این معما کاملاً ساده نخواهد بود.
اما من منحرف شدم. چرا این راهاندازیهای مجدد مداوم؟ من درک میکنم که اعتبار داشتن یک نام تجاری موجود چقدر مهم است. پس از همه، همانطور که Gerry McGovern، رئیس طراحی سابق JLR اخیراً در پادکست Autocar به ما گفت، «میراث همیشه برای یک برند لوکس مهم است». اما شما به چیزی بیش از میراث نیاز دارید. Aston، Lotus، McLaren یا حتی Morgan را در نظر بگیرید: تمام میراث در دنیای خودرو، اما هنوز سود نمیکنند.
شاید این به این معنی باشد که من از شرکتهای خودروسازی راهاندازی مجدد یا کسانی که سعی در استفاده از اعتبار برندهای قبلی دارند، متنفرم. اصلاً اینطور نیست. چه کسی آنقدر بیاحساس است که از یک V8 6.8 لیتری Jensen یا یک V10 Bristol یا یک Marcos کوچک جدید شکایت کند؟ من دوست دارم که همه آنها موفق شوند. من فقط مطمئن نیستم که خوشبینی داشته باشم.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: