میانگین قیمت بنزین و گازوئیل در ایالت های آمریکا به ترتیب به 4.5 و 6.5 دلار به ازای هر گالن رسید.
به گزارش عصرایران، این رقم در قیمت سوخت معادل بازگشت به بالاترین نرخ بنزین در دوره جنگ 40 روزه علیه ایران و در گازوئیل بی سابقه ترین قیمت در تاریخ آمریکا محسوب می شود.
نشریه آمریکایی فوربس در این باره نوشت:
شاید هیچ شاخص اقتصادی وجود نداشته باشد که برای آمریکاییها به اندازه قیمت بنزین مهم و ملموس باشد.
شما آن را روی تابلوهای غولپیکر در مسیر رفتن به محل کار خود میبینید. هنگام پر کردن باک خودرو، شاهد افزایش اعداد و ارقام هستید. برخلاف آمار تورم یا گزارشهای تولید ناخالص داخلی، هیچ اقتصاددانی لازم نیست توضیح دهد که چه اتفاقی برای کیف پول شما افتاده است.
امروزه، تفاوت در آنچه آمریکاییها و ایرانیها برای سوخت میپردازند، قابل توجه است.
از 18 سپتامبر( روز جمعه گذشته) میانگین ملی، قیمت بنزین معمولی را تقریبا 4.47 دلار در هر گالن گزارش میدهد. دو روز قبل از شروع جنگ با ایران در 28 فوریه، میانگین قیمت بنزین معمولی در آمریکا تقریبا 2.98 دلار در هر گالن بود- افزایشی تقریبا 1.5 دلاری در هر گالن در کمتر از 7 ماه.
گازوئیل ممکن است داستان مهمتری باشد، زیرا به 6.45 دلار در هر گالن رسیده است - بالاترین میانگین ملی در تاریخ آمریکا که تاکنون با ورود کشاورزان به فصل برداشت ثبت شده است. این امر هزینههای تراکتور، کامیون و حمل بار را افزایش میدهد. این هزینهها لزوما در مزرعه باقی نمیمانند و در نهایت از طریق زنجیره تامین به قیمتی که مصرفکنندگان برای مواد غذایی و سایر کالاها میپردازند، منتقل میشوند.
در ایالت کالیفرنیا، قیمتها حتی چشمگیرتر هستند. میانگین بنزین معمولی در این ایالت به 6.11 دلار و گازوئیل 8.39 دلار رسیده است. در شهر سانفرانسیسکو، گازوئیل به طور متوسط 8.87 دلار در هر گالن شده است. برخی از جایگاههای سوخت کالیفرنیا اخیرا قیمت گازوئیل را 9.99 دلار در هر گالن اعلام کردهاند که حداکثر قیمتی است که برخی از پمپ بنزین ها میتوانند نمایش دهند.
در همین حال، در ایران - کشوری که کانون مناقشهای است که بازارهای جهانی انرژی را دچار اختلال کرده - قیمت هر گالن بنزین میتواند کمتر از یکچهارمِ یک دلار باشد؛ چون ایران از الگویی کاملا متفاوت با ایالات متحده پیروی میکند.
از ابتدای ماه جاری، ایرانیانی که بیش از 110 لیتر بنزین در ماه مصرف میکنند، برای هر لیتر 100 هزار ریال میپردازند؛ مبلغی که با احتساب نرخ ارز در بازار آزاد، معادل حدود چهار سنت آمریکا است. از آنجا که هر گالن آمریکایی تقریبا برابر با ۳٫۷۸۵ لیتر است، قیمت هر گالن -بسته به نرخ ارز - بهطور تقریبی بین ۱۵ تا ۱۷ سنت محاسبه میشود و این تازه نرخِ گرانترِ بنزین است.
رانندگان ایرانی 60 لیترِ نخستِ مصرف ماهانه خود را با قیمت 15 هزار ریال به ازای هر لیتر و 50 لیترِ بعدی را با قیمت 30 هزار ریال دریافت میکنند. دولت ایران برای سوخت داخلی یارانه سنگینی پرداخت میکند؛ امری که توضیح میدهد چرا مصرفکنندگان در این کشور، یکی از پایینترین قیمتهای بنزین در جهان را میپردازند.
این تفاوت فاحش، نشاندهنده دو رویکرد کاملا متفاوت در زمینه قیمتگذاری انرژی است.
ایران با پرداخت یارانه برای بنزین، بخش عمدهای از هزینههای اقتصادی آن را تقبل کرده و قیمت مصرفکننده را بهطور مصنوعی پایین نگه میدارد. این سیاست اگرچه به خانوارها و کسبوکارها کمک میکند، اما مشوق مصرف نیز هست و بار مالی سنگینی را بر دوش دولت میگذارد.
اما رویکرد دولت آمریکا تقریبا عکس آن است و آمریکاییها هنگام خرید سوخت نه تنها یارانه دریافت نمی کنند بلکه حتی مالیات هم میپردازند.
دولت فدرال آمریکا بر هر گالن بنزین 18.4 سنت و بر هر گالن گازوئیل 24.4 سنت مالیات و عوارض وضع میکند. بر اساس دادههای "اداره اطلاعات انرژی آمریکا" (EIA)، تا ماه ژانویه، میانگین مالیات و عوارض ایالتی بنزین نیز 33.27 سنت به ازای هر گالن بوده است.

این بدان معناست که یک شهروند آمریکایی هنگام خرید بنزین، بهطور میانگین بیش از 51 سنت در هر گالن صرفا بابت مالیاتها و عوارض فدرال و ایالتی میپردازد؛ رقمی که هنوز شامل برخی مالیاتهای محلی نمیشود. با این حال، مالیاتها دلیل اصلی عبور قیمت بنزین از مرز 4 دلار نیستند.
نفت خام همچنان بزرگترین جزء تشکیلدهنده قیمت بنزین است. دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) نشان میدهد که در ماه مه، نفت خام حدود 52 درصد از قیمت خردهفروشی بنزین معمولی را به خود اختصاص داده و هزینههای پالایش، توزیع، بازاریابی و مالیاتها، مابقی این قیمت را تشکیل دادهاند.
و این موضوع ما را دوباره به ایران بازمیگرداند.
ایران در زمره 5 کشور اصلی تامینکننده نفت ایالات متحده قرار ندارد. پس آمریکا بخش عمده نفت خود را از کجا تامین میکند؟ از خودِ آمریکا. در واقع، 88 درصد از نفت خام مصرفی در آمریکا از آمریکای شمالی تامین میشود و حدود 60 درصد از نفت خامی که در پالایشگاههای آمریکا فرآوری میشود، در داخل همین کشور استخراج شده است. (کشورهای عمده تامینکننده دیگر عبارتند از کانادا، مکزیک، عربستان سعودی، عراق و برزیل).
شاید جالبترین بخش این ماجرا، تفاوت هزینه بنزین میان ایالات متحده و ایران نباشد؛ بلکه آن چیزی است که این ارقام نشان میدهند.
ایران، ارزان نگه داشتن بنزین را به یکی از سیاستهای دولتی خود تبدیل کرده است. در مقابل، ایالات متحده تا حد زیادی اجازه میدهد تا بازارهای جهانی کالا، ظرفیت پالایش، هزینههای توزیع و مالیاتها تعیینکننده مبلغ نهایی پرداختی توسط مصرفکنندگان باشند.
هیچکدام از این مدلها سوخت را رایگان نمیکنند و همیشه کسی هزینه را متحمل میشود؛ در ایران دولت و در ایالات متحده آمریکا مصرف کننده نهایی.
آمریکاییها سالانه تقریبا 1.3 تریلیون دلار برای سوخت هزینه میکنند، اگرچه هزینهها با توجه به بازارهای جهانی نفت و رویدادهای ژئوپلیتیکی به شدت نوسان دارند. حال این سوال مطرح میشود. آیا آمریکا باید برای تحریک رشد اقتصادی، به سوخت یارانه دهد؟ با بدهی ملی بیش از 40 تریلیون دلاری، این 1.3 تریلیون دلار نزدیک به پرداخت سود سالانه این بدهی است. آیا زمان آن رسیده است که این مبلغ را به روشی جدید در زندگی روزمره آمریکاییها سرمایهگذاری کنند؟
برای کسانی که در ایالات متحده زندگی میکنند، اکنون سوال فراتر از آن چیزی است که روی تابلوی بیرون پمپ بنزین دیده میشود. نرخ گازوئیل، قیمت غذا و محصولات آمریکا را جابجا میکند و قیمت سوخت، نرخ محصولات مزارع، تجهیزات ساختمانی و بخشهای قابل توجهی از زنجیره تامین کشور را تغذیه میکند.
با نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای نوامبر، مقرونبهصرفه بودن باید ناگزیر بخشی از گفتگوی ملی باشد. با این حال، مصرف سوخت آمریکا شایسته چیزی بیش از یک موضوع بحث انتخاباتی است. زیرا چه ماشین داشته باشید چه نه، در نهایت تقریبا همه بهای انرژی را میپردازند.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: