زهره شریفی
انسان اولیه یا همان انسانی که برای اولین بار آتش را کشف کرد، انگار میدانست که این انرژی مفید اگر کنترل نشود میتواند تمام زندگی او را در هر محیطی که باشد، نابود کند. او یاد گرفته بود که با چه روشهایی آتش را مهار کند تا بتواند از آن برای گرم شدن، دور کردن حیوانات درنده، روشنایی در شب، ساخت ابزار و سلاح، پخت غذا، خلق آثار هنری و... بهره ببرد. برای یک لحظه تصور کنید چنین آگاهی و مهارتی برای استفاده درست از آتش با آن همه خطراتی که دارد، در میان انسانهای آن زمان وجود نداشت! آیا تا به امروز تمدنی باقی میماند؟ طبیعت و جنگل و دشت و... چطور؟
آتشسوزیهای بزرگ تاریخ
اگر از داستانها و اسطورهها و افسانههایی که درباره آتش روایت شده است و همه نشان از اهمیت و جایگاه مادی و معنوی این عنصر در زندگی بشر داشته بگذریم، اتفاقات مهمی بعد از ورود این انرژی در زندگی انسان رخ داده که هم بسیار مفید و مثبت و هم در مواقعی -آن هم به خاطر سهلانگاری یا خودخواهی خود انسانها- دردناک و به معنای واقعی سوزنده بوده است. جدا از اختراعات و ساختههایی که بشر با کمک گرفتن از آتش آنها را خلق کرده و زمینه و وسیلهای برای آسیب رساندن به همنوع و غیر از آن مانند حیوانات و حتی طبیعت شده، آتشسوزیهای بزرگ و گسترده، یکی از همان اثرات نادرست استفاده از آتش است؛ آتشسوزیهایی که گاهی آثار مخرب و آسیبزننده آن تا چندین نسل زندگی بشر را درگیر خود کرده است.
متأسفانه بیشتر این آتشسوزیها توسط خود انسانها به صورت عمدی یا غیرعمدی پیش آمده که یکی از معروفترین آنها در تاریخ، آتشسوزی شهر «رم» است. این حادثه وحشتناک نزدیک به دو هزار سال پیش در زمان امپراتوری «نرون» معروف رخ میدهد که در نتیجه آن دوسوم شهر رم تخریب میشود. ابتدا آتشسوزی در مغازههای بازرگانان اطراف استادیوم ارابههای شهر رم آغاز میشود. پس از شش روز، آتش کنترل میشود اما قبل از ارزیابی خسارت، دوباره شعله میگیرد و سه روز دیگر شهر را میسوزاند. طبق نظر برخی مورخین، این آتشسوزی عمدا و به دستور «نرون» که آن زمان دچار بیماری روانی شده بود، انجام گرفت تا با تهمتزدن به مسیحیان که آنان شهر را آتش زدهاند، بهانه ای برای نابود کردن آنها داشته باشند.
اما قبلتر از آن، سرزمین خودمان همزمان با پایان حکومت هخامنشیان مورد حمله و غارت وحشیانه اسکندر مقدونی و سپاهیانش قرار گرفت و به دستور او تختجمشید به آتش کشیده شد. در مورد آتش زدن تخت جمشید دو روایت وجود دارد، اول آن که اسکندر آگاهانه تختجمشید را به تلافی آتش زدن شهر «آتن» به دست ایرانیان به آتش کشید. به دیگر روایت، اسکندر پس از فتح تخت جمشید، جشنی برپا کرد که در آن معشوقه او در حالت مستی با مشعلی که در دست داشته، پرده کاخ را آتش میزند که باعث آتش گرفتن کل بنا میشود. البته گفته شده چون اسکندر بعدا متوجه شد که آتش زدن عمدی تختجمشید کار درستی نبوده است، اطرافیانش روایت دوم را ساختهاند و آتش زدن تختجمشید را به معشوقه او نسبت دادهاند!
نزدیکتر که میآییم باز شاهد آتشسوزیهای بزرگتری هستیم که بیشتر آنان در محیط شهری و گاه به دلیل سهلانگاری یک شخص شکل گرفته است؛ از جمله انفجار گسترده یک انبار باروت در یکی از شهرهای هلند نزدیک به ۳۰۰ سال پیش که علت آن فانوسی بود که بازرس انبار آن را همراه خود وارد انبار میکند. انفجار انبار باروت و آتشسوزی بعد از آن، حدود یکچهارم شهر را نابود میکند و حدود یکصد کشته و هزاران زخمی برجای میگذارد.
نمونه دیگر، آتشسوزی مهیبی در ژاپن است که همزمان با شیوع بیماری سل رخ میدهد. در آن زمان به نظر میرسید یک کیمونو (نوعی لباس در ژاپن) خاص انتقالدهنده بیماری بوده، چرا که سه نفر از کسانی که آن را به تن کرده بودند، جان خود را بر اثر سل از دست دادند. با این باور، یک راهب بودایی این لباس را آتش میزند اما باد شعلههای آتش را پخش میکند. به همین سادگی بخش گستردهای از شهر دچار آتشسوزی شدیدی به مدت دو روز میشود که در اثر آن حدود ۶۰ درصد شهر از بین میرود و صد هزار نفر یعنی حدود یکسوم جمعیت آن جان خود را از دست میدهند.
قدیمیترین روشهای مهار آتش
در حاشیه تمامی این آتشسوزیها چه آنهایی که نتیجه تغییرات و تأثیرات آب و هوایی بوده و چه آنهایی که به دست انسان شکل گرفته، موضوعی نهفته است که نمیتوان آن را نادیده گرفت: چگونگی خاموش شدن و به قولی مهار آتش. مطمئنا این آتشسوزیها به غیر از مواردی که بارش باران و خود طبیعت آن را مهار کرده، خود بهخود خاموش نشده و پایان نیافتهاند و اینجاست که انسان خود دست بهکار میشود و با هر وسیلهای -که بر اساس سطح آگاهیهایش در هر دوره از تاریخ تغییر کرده است- پا به میدان میگذارد و آتشسوزی را مهار میکند.
استفاده از آب یا خاک، شن، ماسه و ریختن آن روی آتش، یکی از قدیمیترین روشهای مهار آتش بود که البته باید به صورت دستهجمعی انجام میگرفت، چرا که در این نبرد یک نفر تا چند نفر کافی نبوده و نیست و نیاز به یک جمعیت وجود دارد؛ جمعیتی که در ابتدا از مردمی بودند که یا خانه و کاشانهشان درگیر آتشسوزی بود یا اطرافیانشان و ناخودآگاه دست در دست هم به همان شیوه سنتی، آتش را مهار میکردند.
اما کمکم با توجه به گسترده شدن جوامع شهری و بالا رفتن هوش اجتماعی، نیاز به وجود گروهی منسجم و متخصص در چنین مواقع بحرانی حس شد و نتیجه آن شکلگیری یک گروه از اشخاص معروف به «آتشنشان»ها بود. طبق برخی نوشتهها -که البته باید بررسی دقیقتری صورت گیرد- اولین دسته تعلیمدیده برای کار آتشنشانی در «رم» توسط فردی از یک خانواده بسیار ثروتمند رومی حدود ۱۱۵ سال قبل از میلاد مسیح شکل گرفته است. این دسته بزرگ متشکل از چندین مرد تنومند برای مبارزه با آتش بود که به محض شنیدن اولین پیغام از وقوع آتش برای مهار آن به محل آتشسوزی میرفتند.
با گذشت زمان، گذر از تجربههای تلخی که برخی کشورهای اروپایی از آتشسوزیهای گسترده در شهرهایشان داشتند باعث شد چند شرکت تحت عنوان شرکتهای بیمه آتشسوزی متشکل از دستههایی برای مبارزه با آتش تشکیل شوند اما این شرکتها فقط برای مهار آتش منازلی که پول بسیار زیادی بابت هزینه بیمه آتشسوزی میپرداختند، میرفتند.
آتشنشانی در ایران
تاریخچه آتشنشانی در ایران به حدود ۱۵۰ سال پیش بازمیگردد. اولین واحد آتشنشانی در سال ۱۲۲۱ شمسی در شهر تبریز که آن زمان با حضور ولیعهد، پایتخت دوم به حساب میآمد، به وسیله روسها احداث شد و بعد از آن، آتشنشانها در تهران و دیگر شهرهای ایران نهتنها به شکل یک واحد که به صورت سازمانی زیر نظر «بلدیه» یا همان شهرداری شروع به کار کردند.
این که آتشنشانها در آن دوران از چه روش و ابزاری برای مهار آتش استفاده میکردند و از چه زمانی گروههای کوچک تبدیل به سازمان شدند، بحثی مفصل است که نیاز به پرداختن جداگانهای دارد، اما در کنار تمام این تحولات ساختاری، مهم وجود نیروی انسانی است که همیشه در سختترین شرایط چه به صورت استخدامی و چه داوطلبانه در تمامی عملیات آتشنشانی و دیگر عملیات امداد و نجاتی که بهمرور زمان به فهرست مسئولیتهای این گروه اضافه شده است، تا به امروز حضور داشتهاند.
در همین ایران خودمان میتوان از آتشنشانانی یاد کرد که با وجود کمترین امکانات در وحشتناکترین شرایط دل به آتش زده و برای ادامه زندگی دیگر همنوعان خود، آن شعلههای سوزنده را سرد کرده و خود سوختند؛ چنان که همزمان با همین روزهای مهر ماه البته ۴۶ سال پیش، زمانی که پالایشگاه آبادان مورد حمله هوایی قرار گرفت آتشنشانان برای مهار آتش وارد عمل شدند اما هنگام عملیات، بار دیگر این پالایشگاه توسط عراقیهای بعثی بمباران شد و ۱۸ نفر از آتشنشانان مظلومانه به شهادت رسیدند.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: