عصر ایران؛ سجاد بهزادی - مسعود پزشکیان، رئیسجمهور کشورمان به تازگی در مجمع عمومی سازمان مل متحد تاکید کرد که ایران خواهان استفاده از انرژی برای توسعه و مشارکت در امنیت است. به راستی چرا انرژی این قدر برای توسعه و امنیت ما مهم است؟
انرژی یکی از زیرساختهای اصلی توسعه اقتصادی و اجتماعی تمام کشورهای جهان است؛. بر اساس گزارش آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، در سال ۲۰۲۴ تقاضای جهانی انرژی بیش از2 رشد را نشان می دهد. در همین سال، مصرف برق جهان نیز نزدیک ۴ و نیم درصد افزایش یافته است که تقریباً دو برابر میانگین رشد سالانه آن در دهه گذشته بود.
این آمار نشان میدهد که چرا رئیس جمهور در یکی از مهم ترین مجامع بین المللی، خواهان"استفاده از انرژی برای توسعه و مشارکت در امنیت است."انرژی مطمئن، علاوه بر پشتیبانی از تولید وبهره وری، یکی از مولفه های مهم امنیت نیز به شمار می رود و کمبود آن در جهان، کشورها را با چالش های بزرگی روبرو کرده است.
بر اساس گزارش مشترک بانک جهانی و نهادهای بینالمللی در سال ۲۰۲۵، در سال ۲۰۲۳ حدود ۶۶۶ میلیون نفر در جهان به برق دسترسی نداشتند و نزدیک به بیش از ۲ میلیارد نفر همچنان از سوختها و فناوریهای آلاینده برای پختوپز استفاده میکردند.
از سوی دیگر، آژانس بینالمللی انرژی گزارش داده است که در سال ۲۰۲۴، سرمایهگذاری جهانی در بخش انرژی از ۳ هزار میلیارد دلار فراتر رفت و حدود ۲ هزار میلیارد دلار آن به انرژی پاک اختصاص داشته است.
بنابراین، توسعه کشورها رابطه بسیار مهمی با انرژی دارد و برای تکمیل این یادداشت نظر مخاطبان را به مرور بخش هایی از سلسله یادداشت هایی جلب می کنم که با نام " توسعه و انرژی " از دکتر حمید خدری از صاحبنظران این حوزه در عصر ایران منتشر می شود. (با کلیک بر هر عنوان به متن یادداشت دسترسی دارید)
"... عوامل زیادی دستبه دست هم دادهاند تا جایگاه ممتاز ایران در حوزه انرژی، به جای آنکه موتور محرک توسعه باشد، به یکی از گرههای کور اقتصادی و اجتماعی بدل شود. بهنظر میرسد در ایران کنونی مباحث مرتبط با توسعه پایدار و نسبت آن با انرژی در اولویت نیست. اقدامات خوبی هم در برخی زمینهها طی سالهای گذشته صورت گرفته است اما این اقدامات نتوانسته است معنادار باشد، آن چنان که انرژی کشور در خدمت توسعه پایدار قرار گیرد. واکاوی ریشههای این ناترازی و یافتن راهکارهای برونرفت از آن، نیازمند تأملهایی عمیقتر است."
"... تا وقتی شدت انرژی در ایران به سطح میانگین جهانی نزدیک نشود، هرگونه راهکار فقط بهطور موقت مشکل را پنهان میکند و نه درمان. راه حل پایدار، در "بهرهوری" نهفته است؛ بهرهوری که نیازمند ارادهٔ جدی در نظام حکم رانی، اصلاحات ساختاری، سرمایهگذاری در فناوری و مشارکت همگانی است.ما باید بتوانیم انرژی را مانند بسیاری از کشورهای پیشرفته، به موتور توسعه تبدیل کنیم؛ پیش از آن که خود به گرهای کور در مسیر پیشرفت بدل شود."
"... تجربه استفاده از مدل ESCO بدون اینکه به تولید لطمه بزند، هزینهها را نیز کاهش می دهد، آلودگی را کم میکنند و شرکت را برای قوانین سختگیرانهتر زیستمحیطی فردا، آماده میسازند. به همین دلیل است که در چشمانداز توسعه پایدار، ESCO ها نه یک هزینه، که یک سرمایهگذاری حیاتی برای بقای صنعت نفت وگاز در دهههای آینده محسوب میشوند. اما در عین حال تجربه نشان داده که این مدل در ایران، با موانعی جدی روبرو است."
"... این گونه به نظر می رسد که نمی توانیم با قوانین دهههای گذشته، پروژههایی با مدلهای مالی نوین را اجرا کنیم. این ناهماهنگی، سرعت تحول را کند کرده است. مدلهای نوین قراردادی، عصای جادویی نیستند؛ اما ابزاری هستند که در صورت اصلاح بستر حقوقی، میتوانند بخشی از بار مالی اصلاحات صنعتی را از دوش دولت بردارند و به بخشِ خصوصی منتقل کنند. تا زمانی که قراردادهای ما «انعطاف لازم برای ریسکهای نوین» را نداشته باشند، ناترازی همچنان به قوت خود باقی خواهد ماند. در عین حال اصلاح مدلهای قراردادی و حقوقی، تنها بخشی از پازل ناترازی انرژی در کشور می باشد ."
"... ما نیازمند کیفیت حکمرانی انرژی در کشور هستیم که امکان مداخله بههنگام، هوشمند، هدفمند و کمهزینه را فراهم میکند. در نهایت باید بپذیریم که در این مسیر، دادهمحوری در مدیریت تقاضا فقط یک انتخاب فناورانه و محدود نیست، بلکه شرط بلوغ سیاستگذاری در حوزه انرژی میباشد."
"... تنها راه نجات شبکه برق کشور، صرفاً ساخت نیروگاههای حرارتی نیست. مسیر پیش رو، نیازمند یک بسته ترکیبی شامل افزایش ظرفیت با محاسبات دقیق هزینه-منفعت، تقویت صادرات انرژی، اصلاح ساختار برای ایجاد بازار انعطافپذیر، دیجیتالیسازی شبکه و سرمایهگذاری هوشمندانه در ذخیرهسازی می باشد. رکوردهای افزایش تقاضا و مصرف میتوانند لحظه آغاز این مرحله گذار باشند یا عاملی برای تکرار و اصرار بر روش های پیشین. فرصت برای جلوگیری از هدررفت میلیاردها دلار در زیرساختهای کمبازده، رو به پایان است."
"... بحران برق ایران را دیگر نمیتوان با محصور ماندن در نیروگاهها و در چارچوب اختیارات وزارت نیرو مهار کرد. اگر حاکمیت موفق به ایجاد یک همگرایی چندنهادی میان نهادهای سیاستگذار، پولی و نظارتی نشود، هر توسعهای در بخش عرضه، نهایتا تسکینی موقت برای بیماری مزمن تقاضا محسوب می شود."
"... ما برای حفظ جایگاه رقابتی خود، ناگزیریم دیوار نامرئی کربن را نه به عنوان یک تهدید خارجی، بلکه به عنوان آینهای بشناسیم که کارایی واقعی صنعت ما را بازتاب میدهد. آنچه مکانیسم CBAM انجام میدهد، تبدیل این معضلِ فردایِ انرژی به صورتحساب نقد امروز است. بی تفاوتی راهکار نیست ؛ یا باید صنعت را از پایبست نوسازی کرد و به سمت بهرهوری کربنی حرکت نمود، یا شاهد حذف تدریجی از بازارهای پرارزش جهان بود."
"... صنعتیشدن پایدار نیازمند صداقت در برابر دادههاست .اگر صنعت را با زور در کویر بنشانیم، نه صنعت میماند و نه کویر. وقتی دادهها، تجربه جهانی و محاسبات اقتصادی همه به یک نقطه اشاره میکنند، تأخیر دیگر تصمیمگیری نیست و فقط هزینه است. جغرافیا محدودیت نیست؛ نقشه راه است."
در حقیقت آنچه در هشتاد و یکمین نشست سالانه مجمع عمومی سازمان ملل از سوی ایران و برخی کشورهای دیگر، پیرامون مسئله " انرژی و توسعه" مطرح شد بیش از هر زمان دیگری برای جوامع در حال توسعه و توسعه یافته اهمیت دارد.
مرور یادداشت های دکتر حمید خدری در عصر ایران نشان می دهد که انرژی زمانی میتواند به موتور محرک توسعه و پشتوانه امنیت اقتصادی و اجتماعی کشور تبدیل شود که از نگاه صرفاً تولیدمحور فاصله بگیریم و آن را در پیوند با بهرهوری و حکم رانی کارآمد و پایدار ببینیم.
از نگاه نویسنده سلسله یادداشت های توسعه و انرژی در عصر ایران، عبور از ناترازی انرژی، صرفاً با افزایش ظرفیت تولید امکانپذیر نیست؛ بلکه به مجموعهای از اصلاحات ساختاری، از بهبود بهرهوری و اصلاح الگوی مصرف گرفته تا نوسازی فناوری، توسعه انرژیهای پاک، اصلاح مدلهای قراردادی، تقویت بازار انرژی، دیجیتالیسازی شبکهها و هماهنگی میان نهادهای تصمیمگیر نیاز دارد. در این میان، نقش نظام حکم رانی در ایجاد بستر حقوقی و اقتصادی مناسب، تصمیمگیری دادهمحور و فراهمکردن زمینه مشارکت بخش خصوصی، اهمیتی تعیینکننده دارد.
اگر انرژی قرار است به جای تبدیلشدن به گره ای در مسیر پیشرفت، زمینهساز توسعه پایدار ایران باشد، باید از سیاستهای مقطعی و راهحلهای کوتاهمدت عبور کنیم و اصلاحات بنیادین را در اولویت قرار دهیم؛ زیرا آینده توسعه کشور، بیش از هر زمان دیگری، به کیفیت تصمیمگیری و نحوه مدیریت منابع انرژی گره خورده است.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: