شنبه 18 مهر 1405

ارز دیجیتال
ارزهای خارجی
بورس
طلا و سکه
انرژی و فلزات

باتلاق یمن و ساعت شنی اقتصاد عربستان

09:07 - 1405/07/18 سیاسی
842کلمه 5 دقیقه
باتلاق یمن و ساعت شنی اقتصاد عربستان
به گزارش اطلاعات آنلاین
عربستان سعودی با چالش‌های متعددی در یمن روبرو است که اقتصاد این کشور را تحت تاثیر قرار می‌دهد. ادامه جنگ یمن، تهدیدی برای زیرساخت‌های حیاتی و امنیت سرمایه‌گذاری در عربستان محسوب می‌شود.

این تصویر متناقض، دقیقاً همان بحرانی است که عربستان امروز با آن روبه‌روست. انتشار گزارش‌های اخیر از حملات مجدد به فرودگاه‌های«ریاض» و «ابها» و ادعای هدف قرارگرفتن تأسیسات نفتی سعودی در میانه تحولات میدانی ساحل دریای سرخ، بار دیگریک پرسش راهبردی را روی میز قرار داده است: چرا عربستان با وجود به خطر افتادن شریان‌های حیاتی‌اش، همچنان در باتلاق جنگ یمن دست‌وپازدن را انتخاب کرده است؟

در ابتدا باید دانست که در مختصات جدید خاورمیانه، عربستان سعودی برای ادامه جنگ، زمان نامحدودی در اختیار ندارد و ساعت شنی این نبرد، مستقیماً علیه بلندپروازی‌های اقتصادی این کشور در حال حرکت است .برای درک این تناقض، باید به عقب بازگردیم. ماجرا از سال ۲۰۱۴ آغاز شد. زمانی که ائتلاف سعودی در بهار ۲۰۱۵ با ادعای تغییر سریع موازنه وارد یمن شد، گمان می‌کرد با برتری هوایی مطلق، کار را طی چند هفته یکسره خواهد کرد. اما این عملیات به یک جنگ فرساینده تبدیل شد. نقطه عطف این تغییر موازنه، حمله سال ۲۰۱۹ به تأسیسات نفتی «بقیق» و «خریص» بود که به استراتژیست‌های ریاض ثابت شد برتری تکنولوژیک در آسمان، لزوماً به معنای مصونیت زیرساخت‌های حیاتی در زمین نیست.

آتش‌بس شکننده سال ۲۰۲۲ با وساطت سازمان ملل، شعله‌های جنگ را کم‌فروغ کرد، اما ریشه‌های بحران بطور کامل خشک نشد. انصارالله یمن توان نظامی خود را حفظ کرد و ریاض نتوانست به یک کمربند امنیتی پایدار دست یابد. اما زلزله اصلی در سال ۲۰۲۳ رخ داد؛ زمانی که دریای سرخ و تنگه استراتژیک «باب‌المندب» به کانون جدید رویارویی تبدیل شد. ناگهان تهدیدی که پیش‌تر در مرزهای جنوبی عربستان محصور بود، با تجارت جهانی و مسیرهای انتقال انرژی گره خورد.در کنار این چالش، ریاض با یک بحران دیگر نیز مواجه شد.

در دو سال اخیر، تحرکات «شورای انتقالی جنوب» که از حمایت امارات متحده عربی برخوردار است، شکاف عمیق منافع میان ریاض و ابوظبی را آشکار کرد. عربستان در مخمصه‌ای سه‌گانه گرفتار است: باید با انصارالله بجنگد، با متحدان نافرمان خود در جنوب یمن مدارا کند و هم‌زمان مراقب باشد که ترکش‌های این درگیری، اقتصادش را فلج نکند.امروز، تعریف «امنیت» برای عربستان تغییر کرده است. امنیت دیگر صرفاً به معنای توانایی پمپاژ نفت نیست؛ بلکه به معنای اطمینان از عبور بی‌خطر محموله‌ها، ثبات مسیرهای تجاری و از همه مهم‌تر، تصویری است که از ثبات این کشور به سرمایه‌گذاران خارجی مخابره می‌شود.

حتی اگر حملات نیروهای یمنی خسارت فیزیکی گسترده‌ای به پالایشگاه‌های شرکت «آرامکو» وارد نکند، افزایش سرسام‌آور حق بیمه کشتی‌ها و مخدوش شدن برند امنیتی ریاض، ضرباتی است که با هیچ سامانه پدافندی قابل دفع نیست. برای کشوری که سند «چشم‌انداز ۲۰۳۰» را بر پایه توسعه گردشگری و سرمایه خارجی بنا کرده، تداوم ناامنی، یک چالش نظامی نیست، بلکه خودکشی اقتصادی است.در برابر این معمای پیچیده، استراتژیست‌های سعودی خود را بر سر یک سه‌راهی می‌بینند:

مسیر نخست: تشدید عملیات برای خلق دستاورد. ریاض تلاش می‌کند با تثبیت مناطق راهبردی در ساحل دریای سرخ، اهرم فشار خود را برای میز مذاکره تقویت کند. اما روی دیگر سکه، تاریک است؛ اگر این پیشروی‌ها به کنترل پایدار منجر نشود، عربستان رسماً وارد یک جنگ فرسایشی جدید می‌شود که در آن هزینه نظامی می‌پردازد، بی‌آنکه امنیت روانی لازم برای توسعه اقتصادی خود را تأمین کند.

مسیر دوم: صلح مصلحتی. این مسیر به معنای محدودسازی اهداف و تن دادن به توافقی است که صرفاً امنیت زیرساخت‌های سعودی را تأمین کند، حتی به قیمت تثبیت قدرت انصارالله. این گزینه، خون‌ریزی اقتصادی ریاض را متوقف می‌کند، اما اگر بدون تضمین‌های ساختاری باشد، به نیروهای یمنی فرصت بازسازی می‌دهد تا در آینده با اهرم‌های قدرتمندتری ریاض را تحت فشار قرار دهند.

مسیر سوم: قمار برای تغییر موازنه. گزینه گسترش همه‌جانبه جنگ با هدف نابودی کامل حریف، با توجه به توپوگرافی پیچیده و کوهستانی یمن و چنددستگی نیروهای نیابتی، یک توهم خطرناک است که تنها به ویرانی بیشتر و آوارگی صدها هزار نفر (چنانکه سازمان بین‌المللی مهاجرت به‌تازگی گزارش داده) منجر خواهد شد و عمق خاک عربستان را آماج حملات تلافی‌جویانه قرار می‌دهد.

در میان این سه مسیر، عامل تعیین‌کننده و قاضی نهایی، «زمان» است. عربستان سعودی شاید از نظر ذخایر ارزی بتواند زیر فشار هزینه‌های سرسام‌آور نظامی و افزایش حق بیمه‌های تجاری برای مدتی کوتاه تاب بیاورد؛ اما تداوم هم‌زمان تهدید علیه شریان‌های نفتی، تجارت دریایی و از همه مهم‌تر مخدوش شدن برند امنیتی عربستان، یک هزینه انباشته و غیرقابل جبران ایجاد می‌کند.

هر روزی که این منازعه طولانی‌تر می‌شود، احتمال اینکه دستاوردهای ناچیز میدانی زیر آوار خسارت‌های کلان اقتصادی و فرار سرمایه‌گذاران دفن شوند، افزایش می‌یابد. از سوی دیگر، شتاب‌زدگی محض برای خروج از باتلاق نیز به صلحی لرزان منتهی خواهد شد که صرفاً زمان انفجار بحران را به تعویق می‌اندازد.

مسئله امروز عربستان، فتح سنگرها در کوه‌های یمن نیست. مسئله حیاتی این است که آیا ریاض می‌تواند پیش از آنکه شعله‌های جنگ، نقشه راه اقتصادی و موقعیت منطقه‌ای‌اش را بسوزاند، به یک راهکار سیاسی جامع دست یابد یا خیر. ساختن یک اقتصاد شکوفا و متکی بر سرمایه‌گذاری خارجی، در سرزمینی که همسایگانش در آتش می‌سوزند، غیرممکن است. امنیت پایدار برای کاخ‌های شیشه‌ای توسعه، هرگز از لوله تفنگ و تداوم محاصره به دست نمی‌آید، بلکه نیازمند پذیرش واقعیت‌های میدانی و تن دادن به یک موازنه قدرت عادلانه در منطقه است.


📡منبـع خبـر: www.ettelaat.com

اطلاعات آنلاین

🏹لـینـک کـوتـاه: halohava.top/476AoY



بـرچـسب هـا:


اخبار مرتبط:


شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.

🗩ثبـت نظر:


بازگشت به لیست اخبار