روزنامه هفت صبح نوشت:سال ۲۰۰۰ را میتوان یکی از عجیبترین اتفاقهای دیپلماسی ایران و آمریکا در سازمان ملل رخ داد. بیل کلینتون، رئیسجمهور وقت آمریکا، برای نزدیک شدن به محمد خاتمی، رئیسجمهور وقت ایران در نیویورک تلاش کرد. قرار بود برخوردی در راهروهای سازمان ملل شکل بگیرد. برخوردی کوتاه، شاید یک احوالپرسی و دست دادن. تماس مستقیم در نهایت اتفاق نیفتاد.
روایت مشهور بعدها این بود که خاتمی برای روبهرو نشدن با کلینتون در دستشویی پنهان شد. اما محمدعلی ابطحی، رئیس دفتر وقت خاتمی، بعدها روایت دیگری از ماجرا ارائه کرد و گفت: خانم آلبرایت وزیر خارجه آمریکا میخواست پای صحبتهای خاتمی بنشیند. قبل از شروع جلسه، خرازی به خاتمی گفت که خانم آلبرایت در راهرو است و به سمت آنها میآید.
چارهای نبود که خاتمی باید با آلبرایت احوالپرسی میکرد که خاتمی مجوزش را نداشت. خاتمی ملتهب که باید چه کاری انجام دهد. امیر وقت قطر کنار خاتمی ایستاده بود که در گوشش ماجرا را گفتم و او لطف کرد همراه خاتمی شروع به راه رفتن کرد. ما رفتیم پشت پردهای ایستادیم و خانم آلبرایت وقتی دید خاتمی نیست با دیگران احوالپرسی کرد و رفت. این ماجرا تبدیل شد به دستشویی رفتن خاتمی!
به هر حال روایتهای تاریخی درباره جزئیات این ماجرا یکسان نیستند، اما اصل فضای سیاسی آن دوره قابل انکار نیست. تماس مستقیم با مقام آمریکایی برای رئیسجمهور ایران هزینه سیاسی داشت. حالا پس از ۲۶ سال، دوباره نیویورک و سازمان ملل به صحنه یک احتمال مشابه تبدیل شدهاند. دونالد ترامپ گفته است برای دیدار با مسعود پزشکیان آمادگی دارد. همزمان، تنش میان تهران و واشنگتن بالاست و ترامپ مواضع سختی درباره ایران مطرح کرده است. اگر ترامپ ناگهان در راهروی سازمان ملل مقابل پزشکیان قرار بگیرد و بگوید «Let’s talk»، پاسخ چه باید باشد؟
تهران باید پیش از ورود پزشکیان به ساختمان سازمان ملل، تکلیف چنین صحنهای را روشن کرده باشد. در درجه اول این دیدار انجام بشود یا نه؟ به هر حال موضوع گفتوگوی ترامپ و پزشکیان یک مسئله بسیار جدی است. اگر ترامپ خواست با پزشکیان دیدار کند، قطعا خود دیدار به هدف تبدیل میشود. عکس گرفته میشود، تیترها منتشر میشوند و هیجان چند ساعت فضای سیاسی را پر میکند.
فرض محال که محال نیست. پس اگر این دیدار قرار به انجام باشد، به چه صورت انجام میشود. دیدار رسمی است یا یک گفتوگوی کوتاه؟ قرار است دوربینها حضور داشته باشند؟ عراقچی یا مقام دیگری کنار رئیسجمهور باشد؟ چه موضوعاتی قابل طرح است؟ چه کسی درباره ادامه تماس تصمیم میگیرد؟ مهمتر از همه، اگر ترامپ پیشنهاد مذاکره داد، پاسخ آماده ایران چیست؟ باید همه این موارد روشن و شفاف باشد. ایران از این دیدار چه میخواهد؟ اما بعد از دیدار چه چیز به نقطه اول بازمیگردد. ایران باید فهرست مشخصی از خواستههای خود داشته باشد.
اهش تنش و توقف تهدیدهای نظامی میتواند یکی از محورهای آن باشد. مسئله تحریمها و امکان ایجاد مسیر واقعی برای تجارت و مبادلات اقتصادی، موضوع دیگری است. پرونده هستهای، امنیت تأسیسات هستهای، تضمینهای لازم برای جلوگیری از تکرار حمله به این تأسیسات و شکل مذاکرات آینده نیز میتواند روی میز قرار گیرد. یعنی این کار باید با اولویتبندی، مسئول مشخص و مسیر اجرایی انجام شود. البته یک مسئله مهم دیگر هم وجود دارد. چنین آمادگی به معنای پذیرش مذاکره یا رد آن نیست. معنایش این است که تهران میداند چرا وارد گفتوگو میشود و چه چیزی را قرار است دنبال کند.
خاطره خاتمی نیز از همین منظر اهمیت پیدا میکند. میتوان آن ماجرا را به یک شوخی تاریخی درباره «دستشویی رفتن رئیسجمهور» تقلیل داد. اما چنین روایتی بخش مهم ماجرا را حذف میکند. در آن سالها تماس با مقام آمریکایی موضوعی حساس بود و حتی یک احوالپرسی میتوانست پیام سیاسی بزرگی داشته باشد. گزارشهای همان دوره نیز از تلاشهای تدریجی دولت کلینتون برای نزدیک شدن به دولت خاتمی و حساسیتهای سیاسی تهران و واشنگتن خبر میدهند. اما شرایط ایران، منطقه، جهان و همین طور ایران و آمریکا کاملا متفاوت است.
لذا پزشکیان نباید تصمیم خاتمی را تکرار کند. همانطور که تغییر شرایط، تصمیم گذشته را هم بهطور خودکار نادرست نمیکند. تاریخ میتواند تجربه بدهد، اما برای تصمیم زمان حاضر نسخه آماده ندارد. درعین حال یک تفاوت مهم دیگر هم وجود دارد. در سال ۲۰۰۰، مسئله تماس میان دو رئیسجمهور در فضای تلاش برای کاهش تنش مطرح بود. امروز احتمال چنین دیداری در شرایطی مطرح شده که روابط تهران و واشنگتن با جنگ، تهدیدهای نظامی، تحریم و بحرانهای منطقهای گره خورده است.
از این منظر «بله» یا «خیر» گفتن به یک دیدار، همه سیاست خارجی ایران به شمار نمیرود. احتمال دارد پزشکیان با ترامپ روبهرو شود و گفتوگو کند. ممکن است تصمیم گرفته شود ملاقات رسمی شکل نگیرد. هر دو مسیر نیازمند محاسبهاند. اهمیت کار در این است که تصمیم از قبل چارچوب داشته باشد. اگر ترامپ گفت «بیایید حرف بزنیم»، پاسخ مناسب میتواند این باشد که گفتوگو زمانی معنا دارد که درباره موضوعات مشخص و قابل حل صحبت کنیم. تهدید و فشار نمیتواند جای مذاکره را بگیرد. این سیاست، مسیر را باز میگذارد و در عین حال اختیار دستورکار را حفظ میکند.
پزشکیان و عباس عراقچی قرار است در فضایی حضور داشته باشند که رسانههای بینالمللی، دولتها و افکار عمومی جهان همزمان روایتهای خود را عرضه میکنند. بنابر این فارغ از این احتمال که دیدار با ترامپ انجام بشود یا نشود، پس از بازگشت هیئت ایرانی، باید معلوم باشد چه کانال ارتباطی ایجاد شده، کدام ریسکها کاهش یافته و چه گره اقتصادی قابلیت باز شدن پیدا کرده و حتی چه ابتکار تازهای روی میز بوده است. یعنی این که در پایان این سفر از آقای رئیس جمهور سوال کنیم دستاورد سفر به نیویورک چه بود و چه چیزهایی پس از این سفر تغییر کرده است.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: