جمعه 01 آبان 1405

ارز دیجیتال
ارزهای خارجی
بورس
طلا و سکه
انرژی و فلزات

بحران‌های اشتغال و پژوهشی باستان‌شناسی در ایران

08:21 - 1405/08/01 فناوری
1458کلمه 8 دقیقه
بحران‌های اشتغال و پژوهشی باستان‌شناسی در ایران
خبرگزاری ایلنا
باستان‌شناسی ایران با مشکلاتی در اشتغال، کمبود آزمایشگاه‌ها و محدودیت‌ها در همکاری علمی بین‌المللی مواجه است.

به گزارش خبرنگار ایلنا، فریدون بیگلری و کامیار عبدی، دو باستان‌شناس ایرانی با انتقاد از ساختار آموزش دانشگاهی و وضعیت پژوهش در کشور نسبت به هدر رفت سرمایه انسانی و محدود شدن توان علمی این رشته هشدار می‌دهند. علیرضا عسکری چاوردی دیگر باستان شناس ایرانی و استاد دانشگاه نیز یادآوری می‌کند که همین دانش و پژوهش باستان‌شناسی طی یک قرن گذشته بخش بزرگی از تاریخ مدون ایران را آشکار کرد و محوطه‌هایی همچون تخت جمشید، چغازنبیل و پاسارگاد را به سرمایه‌های ملی و مقصدهای مهم گردشگری تبدیل کرد.

انبوه دانش‌آموختگان در برابر بازار کار محدود

کامیار عبدی، باستان‌شناس و استاد دانشگاه، با انتقاد از وضعیت پژوهش‌های باستان‌شناسی ایران به ایلنا گفت: این حوزه از نبود برنامه‌های پژوهشی هدفمند و بلندمدت رنج می‌برد و بخش مهمی از فعالیت باستان‌شناسان به بررسی‌های مرتبط با پروژه‌های عمرانی، تعیین عرصه و حریم محوطه‌ها و اقدامات حفاظتی محدود شده است؛ فعالیت‌هایی که با وجود اهمیت فراوان، نباید جایگزین پژوهش‌های بنیادی و مستمر شوند.

او با اشاره به وضعیت آموزش دانشگاهی افزود: سالانه حدود ۵۰ نفر با مدرک دکتری باستان‌شناسی از دانشگاه‌های ایران فارغ‌التحصیل می‌شوند، اما ظرفیت جذب این تعداد متخصص در نهادهای مسئول میراث فرهنگی و بازار کار کشور وجود ندارد.

به گفته او، افزایش شمار دانش‌آموختگان بدون پیش‌بینی فرصت‌های شغلی، بسیاری از نیروهای متخصص را پس از سال‌ها تحصیل در موقعیتی قرار داده است که امکان فعالیت حرفه‌ای متناسب با دانش خود را ندارند.

عبدی همچنین از نقش روابط غیرتخصصی در برخی فرایندهای استخدامی انتقاد کرده و گفت: بی‌توجهی به شایستگی‌های حرفه‌ای، در کنار محدود بودن فرصت‌های جذب، به تشدید مشکلات اشتغال باستان‌شناسان منجر شده است.

محوطه‌های باستانی زیر فشار توسعه عمرانی

فریدون بیگلری، باستان‌شناس دوره پارینه‌سنگی نیز ریشه بخش مهمی از مشکلات را در گسترش شتاب‌زده گروه‌های دانشگاهی در دهه‌های ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰ می‌داند.

به گفته او، در این دوره شمار زیادی از دانشجویان در رشته باستان‌شناسی پذیرفته شدند بی‌آنکه ظرفیت واقعی بازار کار، کیفیت آموزش و چشم‌انداز حرفه‌ای دانش‌آموختگان به اندازه کافی مورد توجه قرار گیرد.

بیگلری به ایلنا گفت: باستان‌شناسی در ایران عمدتاً به نهادهای دولتی وابسته است و برخلاف کشورهایی که سازوکارهای قانونی مشخصی برای تأمین هزینه مطالعات میراث فرهنگی در پروژه‌های عمرانی دارند، در ایران هنوز بازار کار پایدار و متناسبی برای این رشته شکل نگرفته است.

او با تأکید بر ضرورت توسعه باستان‌شناسی نجات‌بخشی گفت: سدسازی، راه‌سازی، فعالیت معادن و گسترش شهرها شمار زیادی از محوطه‌های باستانی ایران را در معرض تخریب جدی قرار داده‌اند. در حالی که تأمین اعتبار و اجرای مطالعات باستان‌شناسی در بسیاری از پروژه‌های بزرگ عمرانی با تأخیر انجام می‌شود.

به گفته بیگلری، اگرچه آیین‌نامه‌ها و مصوبات قانونی برای حفاظت از میراث فرهنگی وجود دارند، ناپیوستگی اعتبارات دستگاه‌های اجرایی و نبود سازوکارهای مؤثر برای الزام به انجام مطالعات باستان‌شناسی پیش از مکان‌یابی و آغاز عملیات عمرانی، این فعالیت‌ها را به اقداماتی مقطعی و شتاب‌زده تبدیل کرده است.

این باستان شناس افزود: مطالعات باستان‌شناسی باید از مراحل ابتدایی برنامه‌ریزی پروژه‌های عمرانی در دستور کار قرار گیرد تا فرصت کافی برای شناسایی محوطه‌ها، بررسی علمی و اجرای کاوش‌های نجات‌بخشی فراهم شود. چنین رویکردی، علاوه بر حفاظت از میراث فرهنگی، می‌تواند زمینه اشتغال تخصصی باستان‌شناسان را نیز گسترش دهد.

او بر ضرورت هماهنگی وزارت علوم و وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی برای بازنگری در ظرفیت پذیرش دانشجو و به‌روزرسانی برنامه‌های آموزشی تأکید کرد و گفت: آموزش دانشگاهی باید علاوه بر مباحث نظری، مهارت‌های فنی و عملی مورد نیاز در کاوش‌ها، مطالعات میدانی و حفاظت از آثار را تقویت کند.

کامیار عبدی نیز با انتقاد از غلبه فعالیت‌های روزمره بر پژوهش‌های هدفمند، گفت: تعیین عرصه و حریم محوطه‌ها و بررسی آثار در معرض تهدید پروژه‌های عمرانی، با وجود اهمیت حفاظتی، نباید به بخش غالب فعالیت‌های باستان‌شناسی کشور تبدیل شود.

او همچنین از وضعیت پژوهش در دانشگاه‌ها و پژوهشکده باستان‌شناسی انتقاد کرده و گفت: مطالعات منسجم و بلندمدتی که بتوانند به شناخت عمیق‌تر دوره‌های تاریخی و باستانی ایران منجر شوند، جایگاه کافی در ساختار پژوهشی کشور ندارند.

کمبود آزمایشگاه‌ها؛ یافته‌هایی که به پاسخ نمی‌رسند

یکی از جدی‌ترین موانعی که بیگلری برای پیشرفت باستان‌شناسی ایران برمی‌شمارد، کمبود زیرساخت‌های آزمایشگاهی و متخصصان میان‌رشته‌ای است. به گفته او، باستان‌شناسی معاصر در جهان به دانشی متکی بر همکاری گسترده میان رشته‌های مختلف تبدیل شده و بررسی دقیق یافته‌ها به دانش‌هایی مانند باستان‌گیاه‌شناسی، باستان‌جانورشناسی، زمین‌باستان‌شناسی و انسان‌شناسی زیستی نیاز دارد.

به اعتقاد او، باستان‌شناسی ایران با کمبود متخصصان این حوزه‌ها مواجه است و فقدان آزمایشگاه‌های مجهز، به‌ویژه برای گاه‌نگاری مطلق و سال‌یابی‌های نوین رادیومتریک، توان پژوهشی کشور را محدود کرده است.

بیگلری با اشاره به امکانات محدود موجود در حوزه سال‌یابی، از آزمایشگاه‌های گرمالیان و لومینسانس نوری تحریک‌شده (OSL) نام برده و گفت: تجهیزات موجود در این حوزه‌ها قدیمی و محدودند. این کمبود سبب شده است بخشی از نمونه‌های ارزشمند حاصل از کاوش‌ها امکان بررسی آزمایشگاهی مناسب را پیدا نکنند و شمار زیادی از محوطه‌های باستانی فاقد گاه‌نگاری مطلق باشند.

او گفت: اهمیت این مسئله فراتر از یک کمبود فنی است. تعیین سن دقیق لایه‌ها و یافته‌های باستانی می‌تواند ترتیب زمانی استقرارها، تحولات فرهنگی و ارتباط میان جوامع گذشته را روشن کند. بدون چنین داده‌هایی، پژوهشگر ممکن است بتواند آثار را توصیف کند، اما پاسخ دادن به بسیاری از پرسش‌های بنیادین درباره زمان و چگونگی تحولات تاریخی دشوارتر خواهد شد.

بیگلری هشدار داد: انباشت نمونه‌های مطالعه‌نشده و انتشار گزارش‌هایی که عمدتاً به توصیف یافته‌ها محدود می‌شوند و از داده‌های دقیق گاه‌نگاری و دیرین‌محیطی برخوردار نیستند، در بلندمدت به تضعیف بنیان علمی باستان‌شناسی ایران منجر می‌شود.

از نگاه این باستان‌شناس، سرمایه‌گذاری متمرکز برای ایجاد آزمایشگاه‌های مرجع، تربیت متخصصان میان‌رشته‌ای و فراهم کردن امکان انجام تحلیل‌های پیشرفته، از ضرورت‌های اصلی ارتقای کیفیت پژوهش در کشور است.

پژوهش در انزوای علمی

بیگلری گفت: پیچیدگی‌های سیاسی، تنش‌های ژئوپولیتیک، تحریم‌های بین‌المللی، موانع اداری و برخی محدودیت‌های داخلی، امکان اجرای پروژه‌های مشترک با دانشگاه‌ها و مؤسسات معتبر جهانی را کاهش داده است. به گفته او، این شرایط تبادل دانش فنی، انتقال روش‌های نوین آزمایشگاهی، مشارکت در طرح‌های منطقه‌ای و دسترسی پژوهشگران ایرانی به فرصت‌های مطالعاتی روزآمد را دشوار می‌کند.

او گفت: کاهش ارتباطات علمی می‌تواند پژوهش‌های داخلی را به سمت درون‌گرایی سوق دهد و مانع از حضور متناسب باستان‌شناسی ایران در مباحث علمی مربوط به غرب آسیا و جهان شود؛ منطقه‌ای که ایران به دلیل تنوع محوطه‌ها و توالی‌های فرهنگی خود، ظرفیت مهمی برای مشارکت در پژوهش‌های بین‌المللی دارد.

کامیار عبدی نیز با اشاره به محدود بودن امکانات فنی و آزمایشگاهی گفت: در گذشته بخشی از نیازهای تخصصی باستان‌شناسان از طریق همکاری با مراکز علمی خارج از کشور تأمین می‌شد. اما محدودیت ارتباط با دانشگاه‌های خارجی و دشوارتر شدن اجرای پژوهش‌های مشترک، دامنه این همکاری‌ها را کاهش داده است.

او از محدودیت حضور باستان‌شناسان خارجی در ایران و مشکلات مرتبط با انتشار مقالات در مجلات بین‌المللی انتقاد کرد و گفت: پژوهش باستان‌شناسی را نمی‌توان در انزوا پیش برد.

یک قرن کاوش؛ باستان‌شناسی چگونه تاریخ ایران را دگرگون کرد؟

در کنار انتقادهای مطرح‌ شده درباره وضعیت امروز باستان شناسی در ایران، علیرضا عسکری چاوردی، باستان‌شناس بر نقش تاریخی باستان‌شناسان در شناخت تمدن ایران و تبدیل محوطه‌های باستانی به سرمایه‌های فرهنگی و گردشگری کشور تأکید کرد.

او به ایلنا گفت: طی حدود یک قرن کاوش و پژوهش علمی، باستان‌شناسان توانسته‌اند بخش بزرگی از تاریخ و تمدن ایران را از زیر خاک بیرون آورند، آثار را شناسایی و مستند کنند و یافته‌های خود را در قالب پژوهش‌های علمی به جامعه ایران و جهان معرفی کنند.

عسکری چاوردی با اشاره به محوطه‌هایی چون تخت جمشید، پاسارگاد، چغازنبیل، شوش، تخت سلیمان، بیشاپور، فیروزآباد، هگمتانه، حسنلو و شهر سوخته گفت: شناخت امروز جامعه از بسیاری از این محوطه‌ها حاصل کاوش‌های علمی و مطالعات باستان‌شناختی است.

او افزود: تخت جمشید که در گذشته با نام محلی چهل ‌منار شناخته می‌شد، چغازنبیل که بخش‌های مدفون آن به تپه‌ای طبیعی شباهت داشت و تل آجری که پیش از کاوش در بستر زمین‌های کشاورزی قرار گرفته بود، نمونه‌هایی از محوطه‌هایی هستند که مطالعات باستان‌شناسی به شناخت و معرفی علمی آنها کمک کرد.

به گفته عسکری چاوردی، پژوهش باستان‌شناسی فقط به کشف اشیای تاریخی یا آشکار کردن بقایای معماری محدود نمی‌شود. بلکه این دانش با بررسی لایه‌های تاریخی، تحلیل آثار و انتشار نتایج علمی، امکان بازسازی بخش‌هایی از تاریخ فرهنگی و هنری ایران را فراهم کرده است.

او همچنین نقش باستان‌شناسان را در شکل‌گیری موزه ملی و موزه‌های استانی، ایجاد سایت‌ موزه‌ها و معرفی آثار تاریخی ایران به مخاطبان داخلی و خارجی برجسته دانست و افزود: بسیاری از ظرفیت‌های گردشگری فرهنگی ایران بر پایه شناخت و معرفی علمی محوطه‌هایی شکل گرفته‌اند که پیش از کاوش، بخش‌هایی از تاریخ آنها ناشناخته بود.

عسکری چاوردی تأکید کرد: ثبت جهانی محوطه‌های تاریخی ایران و شناخته شدن جایگاه تمدن‌های باستانی کشور در سطح بین‌المللی، بدون پژوهش‌های علمی و مستندسازی باستان‌شناسان امکان‌پذیر نبود.

او گفت: این فعالیت‌ها نه ‌تنها شناخت تاریخی جامعه را گسترش داده‌اند، بلکه زمینه معرفی میراث فرهنگی ایران در عرصه جهانی را نیز فراهم کرد.


📡منبـع خبـر: www.ilna.ir

ایلنا هنری

🏹لـینـک کـوتـاه: halohava.top/ALPWsB



بـرچـسب هـا:


اخبار مرتبط:


شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.

🗩ثبـت نظر:


بازگشت به لیست اخبار