در یک صبح آفتابی در ماه ژوئن، در کنار یک ربات چهارپا به سمت محل کارم قدم زدم. من هرگز اینقدر از غریبهها توجه نکرده بودم.
افراد زیادی از سگ رباتیک من عکس گرفتند. چندین نفر از من سوالاتی پرسیدند. آیا مال من بود؟ (بله.) آیا آن را ساخته بودم؟ (نه.) آیا برای نظارت استفاده میشد؟ (نه.)
سگهای واقعی فاصله ایمنی را از همراه مکانیکی من حفظ کردند. برخی از آنها غرغر کردند یا به آن پارس کردند.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: