سیدعلیرضا گلپایگانی در گفتوگو با خبرنگار ایلنا، درباره پیشینه تکنیک کاتاوت در پویانمایی گفت: ریشههای این تکنیک را حتی پیش از پیدایش سینمای انیمیشن میتوان در هنرهایی مانند نمایش سایه و نمایش عروسکی جستوجو کرد. در نمایشهای سایه، عروسکها از قطعات جدا از هم تشکیل میشدند و به صورت دوبعدی و تخت در برابر نور قرار میگرفتند و مخاطب بیشتر سایه آنها را روی پرده میدید. بنابراین میتوان این هنرها را از زمینههای شکلگیری و الهامبخشی تکنیک کاتاوت در سینمای انیمیشن دانست.
وی افزود: با پیدایش سینما در اواخر قرن نوزدهم و شکلگیری امکان فیلمبرداری فریمبهفریم، این ظرفیت ایجاد شد که قطعات کاغذی و عروسکهای دوبعدی نیز به تدریج به حرکت درآیند. جابهجا کردن این قطعات در برابر دوربین را میتوان از نخستین تجربههای کاتاوت در شکل سینمایی آن دانست.
گلپایگانی ادامه داد: یکی از چهرههای شاخصی که این تکنیک را به شکل جدی توسعه داد، «لوته راینیگر» در آلمان بود که در اوایل دهه ۱۹۱۰ انیمیشنهای کاتاوت سیلوئت یا ضدنور را تجربه کرد و نقش مهمی در گسترش این شیوه داشت. روش او نیز تا حد زیادی از نمایشهای سایه الهام گرفته بود؛ قطعات بسیار نازک مقوا برش داده و مفصلبندی میشدند و به دلیل نوع نورپردازی، مفصلها و محل اتصال قطعات دیده نمیشد.
این مدرس پویانمایی با اشاره به قابلیتهای بصری کاتاوت اظهار کرد: یکی از جذابیتهای این تکنیک، امکان استفاده از جزئیات و ظرافتهایی است که در بسیاری از تکنیکهای دیگر انیمیشن به سادگی امکانپذیر نیست. در کاتاوت میتوان قطعات را با ظرافت طراحی کرد و حتی از موادی مانند پارچه، بافتها و عناصر کلاژ در ساخت شخصیتها استفاده کرد. همین ویژگی به این تکنیک هویت بصری ویژهای میدهد.
وی گفت: در ادامه، برخی کشورها بهخصوص در اروپای شرقی و اتحاد جماهیر شوروی سابق، کاتاوت را به عنوان یک تکنیک هنری توسعه دادند و هنرمندان این حوزه نشان دادند که محدودیتهای ظاهری این تکنیک الزاماً مانعی برای روایت داستانهای پیچیده نیست. در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی نیز آثار شاخصی با این تکنیک ساخته شد که همچنان در تاریخ انیمیشن مورد توجه هستند.
گلپایگانی درباره ورود کاتاوت به ایران بیان کرد: در ایران نیز کاتاوت تقریباً همزمان با نخستین تجربههای جدی تولید انیمیشن در دهه ۱۳۴۰ وارد شد. در آن دوره، با توجه به محدود بودن تعداد طراحان و امکانات تولید، استفاده از تکنیکهای مختلف انیمیشن در حال تجربه بود. نصرت کریمی و تعدادی از هنرمندان آن دوره، با آشنایی با تجربههای انیمیشن در کشورهای اروپای شرقی، در شکلگیری نخستین تجربههای این حوزه در ایران نقش داشتند.
وی ادامه داد: کاتاوت در همان سالهای نخست در کنار انیمیشن دوبعدی در ایران تجربه شد و این روند، هرچند محدود و پراکنده، در سالهای بعد نیز ادامه پیدا کرد. حتی برخی تجربههای نقاشی متحرک آن دوره نیز از نظر تخت بودن فرمها و تفکیک قطعات، شباهتهایی با منطق کاتاوت داشتند.
این استاد دانشگاه نقطه عطف بعدی کاتاوت در ایران را ورود فناوری دیجیتال دانست و توضیح داد: کار کاتاوت به صورت کلاسیک، زیر دوربین، بسیار دشوار بود. ابزارها ساده به نظر میرسند، اما همین سادگی میتواند کار را پیچیده کند. یک هنرمند باید بتواند قطعات جدا از هم را به شکلی حرکت دهد که مخاطب آنها را به عنوان یک شخصیت زنده و باورپذیر بپذیرد و درگیر این مساله نشود که دست و پا یا اجزای شخصیت واقعاً به یکدیگر متصل نیستند.
گلپایگانی تأکید کرد: کاتاوت از مصادیق «سهل و ممتنع» است. ممکن است در نگاه اول به نظر برسد ابزارهای آن ساده و تولید آن آسان است، اما برای رسیدن به یک نتیجه حرفهای، متحرکساز و کارگردان باید مهارت بالایی داشته باشند. اتفاقاً به اعتقاد من، در برخی موارد متحرکسازی در کاتاوت میتواند حتی از انیمیشن دوبعدی دشوارتر باشد.
وی افزود: ورود نرمافزارها و فناوری دیجیتال، مرحله جدیدی را در تولید کاتاوت ایجاد کرد. دیگر لازم نبود قطعات از مقوا ساخته شوند یا برای اتصال آنها از نخ، سنجاق و ابزارهای فیزیکی استفاده شود. نرمافزارها امکان ساخت، تفکیک و حرکت دادن قطعات را بسیار سادهتر کردند و به تدریج کاتاوت دیجیتال شکل گرفت.
این مدرس انیمیشن درباره رواج کاتاوت دیجیتال در ایران گفت: در ایران، سرعت و هزینه پایینتر تولید باعث شد کاتاوت دیجیتال بهخصوص در تولیدات تلویزیونی و مجموعههای سریالی بسیار مورد استفاده قرار گیرد. حتی میتوان گفت ایران در زمینه تولید مجموعههای تلویزیونی با کاتاوت دیجیتال، تجربهای گسترده دارد که شاید در بسیاری از کشورها با چنین حجمی دیده نشود.
گلپایگانی با اشاره به ضرورت انتخاب تکنیک متناسب با روایت اظهار کرد: مسئله این است که تکنیک باید در خدمت داستان باشد. ما نمیتوانیم هر داستانی را با هر تکنیکی روایت کنیم. در واقع قصه و ویژگیهای آن باید به ما بگوید که چه تکنیکی برای بیانش مناسبتر است. در دو دهه اخیر گاهی شاهد بودیم که به دلیل سرعت و صرفه اقتصادی، داستانهایی که الزاماً برای کاتاوت مناسب نبودند نیز با این تکنیک ساخته شدند.
وی ادامه داد: با این حال، کاتاوت همچنان در فضای هنری و جشنوارهای جایگاه خود را حفظ کرده است. آثار کاتاوتی که به صورت فیزیکی و زیر دوربین ساخته میشوند و هنرمند در آنها قطعات را فریمبهفریم جابهجا میکند، در بسیاری از جشنوارههای داخلی و بینالمللی مورد توجه قرار میگیرند؛ چراکه حضور مستقیم دست و انتخابهای هنرمند در فرآیند تولید، بخشی از اصالت اثر را شکل میدهد.
گلپایگانی در بخش دیگری از این گفتوگو با اشاره به گسترش هوش مصنوعی در عرصه هنر گفت: چه موافق هوش مصنوعی باشیم و چه مخالف آن، این فناوری وارد عرصه تولید و هنر شده است. من لزوماً معتقد نیستم که اثر هنری باید حتماً با هوش مصنوعی تولید شود، اما توصیهام به همه هنرجویان و هنرمندان، چه افراد باتجربه و چه تازهکار، این است که حداقل با هوش مصنوعی آشنا شوند.
وی افزود: این مساله شبیه زمانی است که کامپیوتر و نرمافزار وارد عرصه هنر شدند. در آن زمان بسیاری از هنرمندان سنتی با ورود کامپیوتر به تولید آثار هنری مخالف بودند و معتقد بودند که با استفاده از کامپیوتر، حضور انسان در هنر کمرنگ میشود، اما در نهایت فناوری مسیر خودش را پیدا کرد و هنرمندان نیز به تدریج با آن همراه شدند.
این عضو هیات علمی دانشگاه هنر ایران با اشاره به نمونههای تاریخی ورود فناوری به هنر بیان کرد: در دوره ورود صدا به سینما نیز مخالفتهایی وجود داشت. چارلی چاپلین از جمله هنرمندانی بود که در ابتدا نسبت به ورود صدا به سینما موضع مثبتی نداشت، اما بعدها در فیلمهایش از صدا استفاده کرد. یا زمانی که عکاسی اختراع شد، برخی نقاشان تصور میکردند که نقاشی واقعگرا از بین خواهد رفت، اما اتفاق دیگری افتاد؛ عکاسی بخشی از کارکرد نقاشی واقعگرایانه را تغییر داد و در مقابل، نقاشی به سمت تجربه سبکها و بیانهای تازه حرکت کرد.
گلپایگانی ادامه داد: به اعتقاد من هوش مصنوعی نیز قرار نیست هنر را نابود کند، بلکه شکل هنر را تغییر خواهد داد. بسیاری از کارهای معمول و تکراری ممکن است به وسیله این فناوری انجام شوند، اما هنرمندانی که دانش، تجربه و سابقه ذهنی دارند، میتوانند از هوش مصنوعی برای خلق شکلهای تازه هنری استفاده کنند.
وی هوش مصنوعی را بیشتر یک «دستیار» برای هنرمند دانست و گفت: من هوش مصنوعی را بیشتر یک ابزار هوشافزا و یک دستیار میبینم تا یک ابزار مستقل. ممکن است امروز با نوشتن چند کلمه به یک تصویر یا خروجی برسیم، اما این دورهای از گذار و نوعی ذوقزدگی نسبت به راحتی ابزار است. در نهایت، هنرمندی که دانش زیباییشناسی، روایت، رنگ، طراحی و اصول هنر را میشناسد، میتواند استفاده مؤثرتری از این فناوری داشته باشد.
این مدرس تکنیک کاتاوت تأکید کرد: هوش مصنوعی چیزی را ارائه میدهد که در دادهها و تجربههای پیشین وجود داشته است. بنابراین نمیتوان تصور کرد که با آمدن هوش مصنوعی دیگر نیازی به شناخت زیباییشناسی، طراحی، روایت و اصول انیمیشن نداریم. خلاقیت همچنان به انسان وابسته است و هنرمند باید دانش و نگاه خودش را داشته باشد تا بتواند از ابزار جدید نتیجه متفاوتی بگیرد.
وی درباره اهمیت یادگیری کاتاوت در شرایط امروز گفت: حتی اگر هنرجویی علاقه اصلیاش به انیمیشن سهبعدی باشد، به عنوان یک هنرمند انیمیشن بهتر است تکنیکهای مختلف را بشناسد. کاتاوت یکی از این تکنیکهاست و باید جایگاه و قابلیتهای آن را شناخت تا بتوان در زمان مناسب و متناسب با قصه از آن استفاده کرد.
گلپایگانی افزود: من این تکنیکها را حتی به دانشجویان سینما نیز آموزش میدهم، با اینکه بسیاری از آنها قرار نیست به صورت تخصصی انیمیشن بسازند. یک فیلمساز ممکن است در تیتراژ، رویاها، خیالپردازیها یا بخشهایی از فیلم خود به انیمیشن نیاز پیدا کند. بنابراین آشنایی با تکنیکهایی مانند کاتاوت میتواند برای یک فیلمساز نیز الهامبخش باشد.
وی با تأکید بر اهمیت تجربه عملی ادامه داد: معتقدم کاری که با دست انجام میشود، در ذهن انسان ماندگار میشود. لمس ابزار و تجربه مستقیم فرآیند ساخت، نوعی شناخت ایجاد میکند که صرفاً از طریق نرمافزار به دست نمیآید. حتی امروز با یک گوشی موبایل و نرمافزارهای ساده میتوان تجربه کاتاوت زیر دوربین را انجام داد. مقوا و ابزارهای ساده همچنان برای آموزش این تکنیک بسیار مناسب هستند.
گلپایگانی تصریح کرد: این تجربه عملی باعث میشود هنرجو وقتی بعداً سراغ نرمافزار یا هوش مصنوعی میرود، درک دقیقتری از آنچه میخواهد داشته باشد. کسی که اصول تکنیک را نمیشناسد، صرفاً ابزار را در اختیار دارد؛ اما کسی که تکنیک و زیباییشناسی را میشناسد، میداند از ابزار چه میخواهد.
وی در پایان خاطرنشان کرد: انیمیشن صرفاً جابهجا کردن قطعات نیست. همانطور که روشن کردن دوربین، به تنهایی کسی را فیلمبردار نمیکند و حرکت دادن دست مقابل دوربین نیز به معنای بازیگر شدن نیست، حرکت دادن قطعات نیز به تنهایی انیمیشن ایجاد نمیکند. هر حرکت، میزانسن و انتخاب بصری پشتوانهای از دانش و شناخت دارد. هوش مصنوعی نیز نمیتواند این دانش را از هنرمند سلب کند؛ بلکه هرچه شناخت هنرمند از تکنیک، روایت و زیباییشناسی بیشتر باشد، میتواند از ابزارهای جدید، از جمله هوش مصنوعی، خروجی دقیقتر و خلاقانهتری دریافت کند.
گفتنی است ثبتنام دوره تخصصی «پویانمایی مقدماتی کاتاوت» به همت انجمن سینمای جوانان ایران با همکاری بنیاد ملی پویانمایی ایران و با هدف آموزش تخصصی پویانمایی در دفتر تهران ـ باغ فردوس انجمن سینمای جوانان ایران آغاز شده است و در برخی دیگر از دفاتر این نهاد سینمایی آعاز و اجرا خواهد شد.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: