"آیا در فضای باز هستی، یا پوششی داری؟" از نامزد همسرم پرسیدم، زمانی که او توسط یک تکتیرانداز در نزدیکی منطقه داغ مورد اصابت قرار گرفت. "کنار دیوار هستم، پس پوششی دارم، اما نه خیلی." او پاسخ داد. "یک دود پرتاب میکنم و بدنت را به گوشه میکشانم تا احیا کنم. مایک، میتوانی مرا پوشش دهی؟" از دوستم پرسیدم. "مطمئناً" او گفت. "یک AK دارم، اما میتوانم آتش سنگین ایجاد کنم." دو دود پرتاب کردم، سپس بدن ارین را به گوشه کشیدم، به طوری که تنها کسانی که میتوانستند احیا را ببینند، همتیمیهای سبز ما بودند که به طور منظم به سمت هدف پیشروی میکردند.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: