سریهای اصلی Metroid و Castlevania هر دو در پاییز امسال ۴۰ ساله میشوند. با توجه به اینکه این دو سری مسئولیت ایجاد «مترویدوانیا» را بر عهده دارند، در این مناسبت نگاهی جامع به این ژانر محبوب خواهیم داشت. این هفتهی «مترویدوانیا» در Gamespot است.
سریهای اصلی Metroid و Castlevania هر دو در پاییز امسال ۴۰ ساله میشوند. با توجه به اینکه این دو سری مسئولیت ایجاد «مترویدوانیا» را بر عهده دارند، در این مناسبت نگاهی جامع به این ژانر محبوب خواهیم داشت. این هفتهی «مترویدوانیا» در Gamespot است.
وقتی در مورد چیزی صحبت میکنیم، باید آن را به روشی بیان کنیم که مردم بتوانند آن را درک کنند. برای درک مفهوم «مترویدوانیا» باید در دنیای «گیمرها» عمیقاً فرو رفته باشید. شما باید با دو سری بازی قدیمی، نه تنها نام آنها را بدانید، بلکه با طراحی و نحوه بازی آنها نیز آشنا باشید.
و اگر با Metroid و Castlevania به خوبی آشنا هستید، میدانید که هیچکدام از این دو بازی در واقع این نوع بازی اکشن را اختراع نکردهاند. و میدانید که بازیهای Castlevania، اولین نسخه از آنها هیچکدام از ویژگیهای متمایز این ژانر را نداشتند و حتی آن را محبوب نکردند، همانطور که Metroid این کار را انجام داد. (بله، Vampire Killer و Simon's Quest هر دو دارای عناصری شبیه Metroid بودند، اما اولی به اندازه کافی جهانباز نبود و دومی بیش از حد جهانباز و مبهم بود؛ تا زمانی که Castlevania: Symphony of the Night بیش از یک دهه بعد، Castlevania واقعاً به قطار 'Troid پیوست.)

بنابراین یا شما هیچ ایدهای ندارید که «مترویدوانیا» به چه معناست، یا میدانید که این اصطلاح حتی دقیق نیست و در هر صورت، راه حل ساده است: استفاده از آن را متوقف کنید.
من در طول ۱۵ سالی که به عنوان سردبیر بخش بازی یک وبسایت سرگرمی رده دوم (که قبلاً یک مجله موسیقی رده سوم بود) کار میکردم، قوانین سخت و سریعی زیادی نداشتم، اما هر یک از دهها نویسندهای که برای من مینوشتند، یک قانون بزرگ را میدانستند: ما تا حد امکان سعی میکردیم از کلمه «مترویدوانیا» استفاده نکنیم. این یک ممنوعیت مطلق نبود و مطمئنم اگر به دنبال URLهایی باشید که این مقالات در حال حاضر در آنجا زندگی میکنند، بسیاری از مقالاتی را پیدا خواهید کرد که من آنها را ویرایش کردهام و شامل آن شدهاند. اما من قطعاً استفاده از آن را دلسرد میکردم، زیرا این نوع اصطلاحات نامفهوم تضمین میکند که نقد بازی هرگز توسط کسی جز گیمرهای حرفهای خوانده نخواهد شد. و اگرچه قطعاً جایی برای نوشتن بازی وجود دارد که منحصراً به متخصصان مشتاقی که عمیقاً در صحنه غرق شدهاند، هدایت میشود، اما بررسی بازی معمولی مصرفکننده اینطور نیست.
بازیها به عنوان یک رسانه مشکل بزرگتری در مورد برچسبهای ژانری دارند که در سایر رشتهها رایج نیست. توصیف دقیق عناصر زیباییشناختی و تعاملی یک بازی با یک توصیف کوتاه و مختصر دشوار است. حتی نمونههای زیربهینه دیگر بسیار بهتر از «مترویدوانیا» هستند. اگر با بازیها آشنایی ندارید و کلمه «پلتفرمر» را میشنوید، ممکن است ندانید که این پلتفرمها چرا وجود دارند و چگونه از آنها استفاده میکنید، اما میتوانید مطمئن باشید که در آن بازی پلتفرمهایی وجود دارد. «تیرانداز» و مشتقات مختلف آن کمی واضحتر هستند، اگرچه باید زبان اضافی اضافه کنید تا درک بهتری از نحوه تیراندازی داشته باشید. (شما هنوز نمیدانید به چه چیزی شلیک میکنید یا چرا، اما خب، این هدف از بازی کردن است.) «وحشت» ممکن است برای غیر گیمرها منسجمترین باشد، اما آنقدر گسترده است که هیچ ایدهای از نحوه تجربه یا تعامل با آن وحشت به شما نمیدهد. پاسخهای خوبی در اینجا وجود ندارد، اما چند پاسخ وحشتناک وجود دارد و «مترویدوانیا» در صدر این لیست قرار دارد.

حتی اگر Castlevania اصلی دقیقاً مانند Metroid ساخته شده بود، یک واقعیت ساده وجود دارد: اگر برای عموم مردم مینویسید، باید بخواهید که عموم شما را درک کنند. «مترویدوانیا» مانعی برای این درک است - و به تاریخچه این بازیها نیز دقیق نیست.
بیایید از اسم دیگری استفاده کنیم. و نه، من پیشنهادی ندارم.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: