او روی پشتبام یک سازه در حال فرسایش در بخش Plaguelands روسیه قدیم در زمین ایستاده بود، در حالی که نامزدش، لیو، در فاصلهای کوتاه، روی ساختمانی در نزدیکی نشسته بود. از طریق ارتباط مشترک، لرد سالادین با ناراحتی از سقوط لردهای آهنین یاد کرد. در آنسوی ماجرا، لیو به مک دست تکان داد. او لبخند زد و دست تکان داد. در دنیای واقعی، آنها صدها مایل از هم فاصله داشتند و قلبشان در حال شکستن بود.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: