چهارشنبه 08 مهر 1405

ارز دیجیتال
ارزهای خارجی
بورس
طلا و سکه
انرژی و فلزات

تضمین آزادی رسانه، راهکاری برای شناسایی فسادهای گسترده

12:17 - 1405/07/08 اجتماعی
1851کلمه 10 دقیقه
تضمین آزادی رسانه، راهکاری برای شناسایی فسادهای گسترده
به گزارش عصر ایران
بررسی ارتباط بین آزادی رسانه‌ها و شناسایی فسادهای گسترده. پیشنهاد تصویب قانون حمایت از حقوق حرفه‌ای روزنامه‌نگاران و اشاره به تغییرات تکنولوژی و اینترنت.


عصرایران-محمد مهدی فرقانی روزنامه نگار پیشکسوت و استاد بازنشسته علوم ارتباطات در مصاحبه با عصرایران ضمن مرور دوره های مختلف فعالیت حرفه ای رسانه ای خود، درباره وضعیت مطبوعات و رسانه ها و مهمترین موانع و موارد مرتبط با تحولات روزنامه نگاری سخن گفت.


دکتر محمدمهدی فرقانی، روزنامه‌نگار پیشکسوت و استاد علوم ارتباطات، متولد 1331 در یزد است. او سال‌ها در دانشگاه ها تدریس کرده و ریاست دو دانشکده علوم اجتماعی و علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی و همچنین دفتر مطالعات رسانه را بر عهده داشته است. با این حال، بخش مهمی از سابقه حرفه‌ای او به روزنامه کیهان بازمی‌گردد؛ جایی که روزنامه‌نگاری را از حدود ۲۰ سالگی و زمانی که دانشجوی سال دوم دانشکده علوم ارتباطات بود آغاز کرد.


ورود او به کیهان ساده نبود. چند مرحله آزمون برای معرفی نیروهای جوان به تحریریه. فرقانی اما از همان ابتدا به گزارش علاقه بیشتری داشت. او گزارش را «مردمی‌ترین ژانر روزنامه‌نگاری» می‌داند؛ ژانری که به روزنامه‌نگار امکان می‌دهد صدای بی‌صدایان و حاشیه‌نشینان باشد. به گفته خودش، اگر امروز هم قرار بود روزنامه‌نگاری را از ابتدا شروع کند باز هم گزارش‌نویسی را انتخاب می‌کرد.


حدود یک سال و نیم پس از ورود به کیهان، او به سرویس گزارش رفت؛ سرویسی که آن زمان با سرویس حوادث در یک مجموعه بود و محمد بلوری دبیری آن را بر عهده داشت. فرقانی پیش از انقلاب تا معاونت سرویس گزارش پیش رفت و علاوه بر گزارش‌هایی که خودش می‌نوشت، نوشته‌های خبرنگاران جوان‌تر را هم بازنویسی و ویرایش می‌کرد.


پس از انقلاب، تحولات گسترده‌ای در تحریریه کیهان رخ داد؛ برخی نیروها از روزنامه رفتند و برای برخی دیگر امکان ادامه فعالیت فراهم نشد. در این دوره، با تغییر ساختار تحریریه و تقسیم‌بندی جدید سرویس‌ها، فرقانی به دبیری سرویس گزارش و اجتماعی رسید و مسئولیت حوزه‌هایی از اخبار و گزارش‌های صفحه پنج کیهان را بر عهده گرفت؛ مسئولیتی که تا سال ۱۳۷۵ ادامه داشت.


او امروز اما نگاه چندان مثبتی به وضعیت مطبوعات ایران ندارد. به اعتقاد فرقانی، وضعیت مطبوعات، اگر نگوییم فاجعه‌بار، دست‌کم خوب نیست؛ چه از نظر تیراژ، چه از نظر جذب مخاطب و چه از نظر اعتماد عمومی. او ریشه بخشی از این وضعیت را در محدودیت‌هایی می‌داند که بر آزادی مطبوعات و آزادی بیان اعمال می‌شود.


از نگاه او، ایران هنوز قانون جامعی برای حمایت از حقوق حرفه‌ای روزنامه‌نگاران، آزادی مطبوعات و آزادی روزنامه‌نگاران در انجام مسئولیت‌های حرفه‌ای و اجتماعی‌شان ندارد. در مقابل، محدودیت‌ها و حتی محدودیت‌های فراقانونی متعددی وجود دارد که فعالیت رسانه‌ای را دشوار می‌کند.


فرقانی در عین حال کاهش تیراژ مطبوعات را فقط به محدودیت‌های سیاسی مربوط نمی‌داند. به اعتقاد او، فرهنگ مطالعه هم تغییر کرده است؛ به‌ویژه در میان نسل جوان که بیش از گذشته با فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی زندگی می‌کند. سرعت و تنوع محتوا جای مطالعه عمیق را گرفته و مخاطب به دریافت اطلاعات سریع و سطحی عادت کرده است. این وضعیت، به گفته او، حتی حافظه مخاطبان جوان را هم تحت تأثیر قرار داده است.


او البته منکر کارکردهای مثبت فضای مجازی نیست. به باور فرقانی، شبکه‌های اجتماعی یک تحول و انقلاب بزرگ در نظام ارتباطی جهان ایجاد کرده‌اند و حتی برای روزنامه‌نگاری هم فرصت‌هایی به وجود آورده‌اند. بسیاری از موضوعاتی که ابتدا در فضای مجازی مطرح می‌شوند، می‌توانند جرقه‌ای برای روزنامه‌نگاران باشند تا درباره فساد، اختلاس، سوءاستفاده و دیگر مسائل اجتماعی تحقیق کنند.


با این حال، او معتقد است روزنامه‌نگاری امروز از نظر تکنیک‌های حرفه‌ای با ضعف‌هایی مواجه است. فرقانی که سابقه داوری در جشنواره‌های مختلف رسانه‌ای را دارد می‌گوید در بسیاری از آثار ارسالی، ضعف‌های جدی در ساختار، محتوا، چینش مطالب و فن گزارش‌نویسی، خبرنویسی و مصاحبه دیده می‌شود.


به اعتقاد این استاد رسانه و روزنامه نگاری، در فضای سیاسی و اجتماعی امروز، گاهی محتوا بر فرم و تکنیک غلبه پیدا کرده، در حالی که پیوند درست این دو می‌تواند یک اثر رسانه‌ای را تأثیرگذارتر و جذاب‌تر کند.


اگر قرار باشد فقط یک تصمیم برای بهبود وضعیت روزنامه‌نگاری ایران گرفته شود، فرقانی تصویب قانون حمایت از حقوق حرفه‌ای روزنامه‌نگاران را پیشنهاد می‌کند؛ قانونی که به گفته او باید آزادی بیان، حق جست‌وجو، جمع‌آوری و انتشار آزاد اطلاعات، مصونیت شغلی و حرفه‌ای روزنامه‌نگاران و آزادی ایجاد تشکل‌ها و انجمن‌های صنفی را تضمین کند.


او همچنین پیشنهاد ایجاد شورای عالی مطبوعات یا رسانه‌ها را مطرح می‌کند؛ نهادی که بتواند هم از حقوق حرفه‌ای روزنامه‌نگاران و آزادی رسانه‌ها صیانت کند و هم به تخلف‌های احتمالی رسیدگی کند.

فرقانی معتقد است چنین خلأیی از دوره مشروطه تاکنون وجود داشته است. او به قانون مطبوعات فرانسه اشاره می‌کند و می‌گوید ایران نخستین قانون مطبوعات خود را از قانون ۱۸۸۸ فرانسه اقتباس کرد اما هیچ‌گاه به سراغ قانون ۱۹۳۵ فرانسه که به حمایت از حقوق حرفه‌ای روزنامه‌نگاران مربوط بود، نرفت؛ مسئله‌ای که به اعتقاد وی ریشه در شرایط سیاسی و ساختار قدرت در ایران دارد.


فرقانی در همین چارچوب، یکی از مشکلات اساسی فضای رسانه‌ای ایران را گسترش رسانه‌های وابسته به دولت و نهادهای حکومتی می‌داند. به گفته این روزنامه نگار پیشکسوت، قرار بود با صدور مجوز برای خبرگزاری‌های غیردولتی، رقابتی میان بخش خصوصی و خبرگزاری‌های رسمی ایجاد شود، اما در عمل بسیاری از وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها و نهادها خود صاحب خبرگزاری، پایگاه خبری یا رسانه شدند. به اعتقاد او، بخش بزرگی از این رسانه‌ها بیش از آنکه در خدمت افزایش آگاهی عمومی باشند، کارکرد تبلیغاتی و پروپاگاندا پیدا کرده‌اند.


فرقانی با اصل وجود رسانه‌های ارگان مخالف نیست اما تأکید می‌کند که این رسانه‌ها نباید جای رسانه‌های مستقل و آزاد را بگیرند. از نگاه او، در شرایط عادی می‌توانند فعالیت کنند، مشروط بر اینکه رسانه‌های مستقل و خصوصی هم امکان فعالیت واقعی داشته باشند.


وی درباره صداوسیما هم همین نگاه را دنبال می‌کند. به اعتقاد فرقانی، اگر رسانه‌ای قرار است «ملی» باشد، باید متعلق به عموم مردم باشد و صدای گروه‌ها، اقشار و لایه‌های مختلف اجتماعی را بازتاب دهد. در حالی که صداوسیما به باور او بیشتر بازتاب‌دهنده و تکثیرکننده صداهای رسمی است.


فرقانی استقلال رسانه را هم با منبع تأمین مالی آن مرتبط می‌داند. از نظر او، روزنامه‌نگاری مستقل مستلزم استقلال از دولت و حکومت است و رسانه باید بتواند از منابع غیردولتی تأمین شود تا استقلال حرفه‌ای خود را حفظ کند. البته او تأکید می‌کند که میان منافع عمومی و عملکرد دولت همیشه تضاد وجود ندارد؛ رسانه می‌تواند زمانی که دولت در خدمت مردم است از برنامه‌هایش حمایت کند و هرجا عملکرد دولت برخلاف منافع عمومی است، آن را نقد و از مسئولان حساب‌کشی کند.


او یکی از مهم‌ترین کارکردهای رسانه آزاد را مبارزه با فساد می‌داند. به اعتقاد فرقانی، اگر آزادی مطبوعات و حقوق روزنامه‌نگاران تضمین شده بود، بسیاری از فسادهای گسترده پیش از آنکه به ابعاد فعلی برسند، شناسایی می‌شدند. او روزنامه‌نگاری تحقیقی و روزنامه‌نگاری سوت‌زن را از ابزارهایی می‌داند که می‌توانند فساد و سوءاستفاده را پیش از گسترش، آشکار کنند و رسانه‌ها را به ابزار کمکی دستگاه‌های رسمی نظارتی تبدیل کنند.


فرقانی در مقایسه روزنامه‌نگاری امروز با دهه‌های گذشته هم از کاهش بخشی از مهارت‌های حرفه‌ای سخن می‌گوید. او دهه‌های ۵۰، ۶۰ و ۷۰ را دوره‌ هایی می‌داند که روزنامه‌نگاری خلاقانه‌تر بود. آن زمان خبرنگار به پایگاه‌های اطلاعاتی گسترده، اینترنت و هوش مصنوعی دسترسی نداشت و برای به دست آوردن هر داده‌ای باید شخصاً جست‌وجو و پیگیری می‌کرد. در عین حال، برای نحوه ارائه مطلب حساسیت زیادی وجود داشت و حتی انتخاب یک تیتر ممکن بود ساعت‌ها در شورای تیتر مورد بحث قرار گیرد.


به گفته او، فناوری از یک سو دسترسی به اطلاعات را آسان کرده، اما از سوی دیگر روزنامه‌نگاری را به سمت پشت‌میزنشینی و تولید محتوای فردی سوق داده است. امروز ممکن است یک روزنامه یا مجله بدون داشتن یک تحریریه واقعی و سرویس‌های تخصصی، با استفاده از محتوای تولیدشده در نقاط مختلف منتشر شود. این وضعیت، به اعتقاد فرقانی، اصالت روزنامه‌نگاری را تهدید می‌کند.


او درباره هوش مصنوعی هم نگران است. به باور فرقانی، این فناوری در کنار فرصت‌های تازه‌ای که ایجاد کرده، تشخیص محتوای واقعی از جعلی را دشوارتر کرده است. روزنامه‌نگاری اما بیش از هر چیز با مسئولیت اجتماعی و وجدان حرفه‌ای معنا پیدا می‌کند و اگر روزنامه‌نگار نتواند صحت داده‌هایی را که از ابزارهای جدید دریافت می‌کند ارزیابی کند، سطح مسئولیت حرفه‌ای او با یک چالش جدی مواجه خواهد شد.


یکی از خاطرات ماندگار فرقانی از دوران روزنامه‌نگاری، گزارش معروف او درباره بشاگرد است که در سال‌های ۶۱ یا ۶۲ منتشر شد. او از طریق یکی از همکارانش با گروهی از نیروهای جهاد سازندگی آشنا شد که از وضعیت بسیار محروم بشاگرد روایت می‌کردند؛ منطقه‌ای که دسترسی به آن دشوار بود و مردمش بدون آب و برق و امکانات اولیه زندگی می‌کردند.


فرقانی به جای اعزام خبرنگار، این افراد را به تحریریه کیهان دعوت کرد و از آنها خواست مشاهدات خود را بی‌کم‌وکاست روایت کنند. او با استفاده از توضیحات آنها و عکس‌هایی که از منطقه آورده بودند، گزارش را از زبان یکی از جهادگران نوشت. تیتر گزارش هم «حصیر می‌دهند و آرد می‌گیرند؛ جم می‌گیرند و به کوه می‌زنند» بود. نگرانی فرقانی این بود که مبادا روایت او از واقعیت فاصله گرفته باشد. اما چند روز بعد، همان جهادگران به تحریریه بازگشتند؛ نه برای اعتراض، بلکه برای تشکر. آنها به او گفتند گزارش، وضعیت بشاگرد را حتی عینی‌تر و ملموس‌تر از روایت خودشان منتقل کرده است.


مدتی بعد، خبر رسید که دولت برای حفر چاه، تأمین آب آشامیدنی و کشاورزی و آبرسانی به بشاگرد بودجه اختصاص داده است. سال بعد هم مردم بشاگرد با صنایع دستی و دست‌بافته‌های خود در نمایشگاه مردم‌شناسی حاضر شدند. برای فرقانی، این تجربه نمونه‌ای روشن از قدرت گزارش بود؛ گزارشی که توانست یک منطقه فراموش‌شده را در معرض دید افکار عمومی قرار دهد و خیلی زود اثر خود را نشان دهد.


او درباره کیهان دهه‌های پس از انقلاب هم دوره اوایل دهه ۶۰ تا اوایل دهه ۷۰ را یکی از بهترین دوره‌های روزنامه می‌داند. در میان سردبیرانی که با آنها کار کرده، از امیر طاهری و رحمان عاطفی به عنوان روزنامه‌نگارانی توانمند یاد می‌کند. طاهری را روزنامه‌نگاری تمام‌عیار می‌داند که خبر، گزارش، مقاله و مصاحبه را به خوبی انجام می‌داد.


فرقانی همچنین خاطراتی از حضور سیدمحمد خاتمی در شورای تیتر کیهان دارد؛ دوره‌ای که به گفته او، خاتمی با پختگی و اطلاعات خود در انتخاب تیترها و بررسی پیامدهای احتمالی آنها نقش مؤثری داشت.


از نظر فرقانی، یکی از تفاوت‌های مهم روزنامه‌نگاری آن دوره با امروز این بود که روزنامه‌نگار مسئولیت بیشتری برای تولید و راستی‌آزمایی محتوا بر عهده داشت. امروز فناوری بسیاری از این مراحل را آسان کرده، اما همین سهولت می‌تواند روزنامه‌نگار را از تلاش، جست‌وجو و خلاقیت فردی دور کند.


او در پایان درباره اینترنت و فیلترینگ هم می‌گوید تکنولوژی مسیری برگشت‌ناپذیر را طی می‌کند و نمی‌توان برای همیشه از تحولات آن گریخت. فیلترینگ، به اعتقاد وی ، به کسب‌وکارها، ارتباطات علمی و حوزه رسانه آسیب زده و دسترسی به اطلاعات و ارتباطات سریع و گسترده را محدود کرده است.


با این حال، فرقانی با اختصاص اینترنت بدون فیلتر به گروهی از روزنامه‌نگاران هم موافق نیست. دلیل او بیش از آنکه فنی باشد، اجتماعی است: چنین امتیازهایی می‌تواند احساس تبعیض و فاصله طبقاتی ایجاد کند و در شرایطی که جامعه با بحران اعتماد عمومی مواجه است، سرمایه اجتماعی را بیش از پیش کاهش دهد. از نگاه او، اگر امتیازی برای انجام وظایف حرفه‌ای ضروری است، باید شفاف، محدود، قابل کنترل و قابل پاسخگویی باشد؛ وگرنه به جای کمک به روزنامه‌نگاری، به بی‌اعتمادی عمومی دامن خواهد زد.


📡منبـع خبـر: www.asriran.com

عصر ایران

🏹لـینـک کـوتـاه: halohava.top/2hVnBO



بـرچـسب هـا:


اخبار مرتبط:


شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.

🗩ثبـت نظر:


بازگشت به لیست اخبار