عصر ایران - گزارش انجام نخستین عمل پیوند نخاع انسان در روسیه، توجه جامعه علمی و رسانه ها را به یکی از دشوارترین چالش های پزشکی بازگردانده است: آیا می توان ارتباط قطع شده میان مغز و بدن را پس از یک آسیب شدید نخاعی دوباره برقرار کرد؟
بر اساس گزارش های منتشرشده در اکتبر 2026، گروهی از جراحان روس و چینی در موسسه پژوهشی پزشکی اورژانس اسکلیفوسوفسکی در مسکو، عملی حدود 12 ساعته را روی بیماری انجام داده اند که سه سال پیش دچار آسیب شدید نخاعی شده بود. به گفته شیائوپینگ رن، جراح چینی حاضر در این پروژه، در این عمل بخش آسیب دیده نخاع با قسمتی از نخاع یک اهداکننده دچار مرگ مغزی جایگزین شد.
با وجود اهمیت بالقوه این اقدام، هنوز مشخص نیست که این روش تا چه اندازه می تواند عملکرد عصبی بیمار را بازگرداند. برخی پژوهشگران نیز درباره ایمنی عمل، امکان اتصال موثر بافت های عصبی و اعتبار شواهد علمی موجود تردید دارند. به همین دلیل، باید میان انجام یک جراحی کم سابقه و اثبات موفقیت آن در درمان فلج تفاوت قائل شد.

طبق توضیحات رن، این جراحی در روزهای 14 و 15 اکتبر 2026 در مسکو انجام شد و حدود 12 ساعت طول کشید. بیمار بزرگسالی بود که سه سال پیش در پی یک حادثه دچار آسیب کامل نخاعی شده بود. با این حال، جزئیات دقیقی درباره محل آسیب، وضعیت عصبی بیمار پیش از عمل و میزان عملکرد باقی مانده نخاع منتشر نشده است.
در این روش، جراحان از تکنیک های میکروجراحی برای اتصال بخش پیوندی به نخاع بیمار استفاده کردند. یکی از مواد به کاررفته در این فرایند، پلی اتیلن گلیکول (PEG) بود؛ ماده ای که در برخی پژوهش های زیست پزشکی برای کمک به اتصال غشاهای سلولی و کاهش گسستگی آن ها بررسی شده است.
هدف این روش آن است که رشته های عصبی در دو سوی محل آسیب بتوانند دوباره به یکدیگر متصل شوند و ارتباط میان مغز و مدارهای عصبی پایین تر از محل آسیب تا حدی برقرار شود. با این حال، استفاده از PEG به تنهایی تضمین نمی کند که اتصال ایجاد شده بتواند پیام های عصبی را به طور موثر منتقل کند.
رن اعلام کرده است که وضعیت عمومی بیمار پس از عمل خوب بوده و تیم پزشکی قرار است اطلاعات بیشتری درباره جزئیات جراحی منتشر کند. سرگئی سوبیانین، شهردار مسکو، نیز انجام این عمل را تایید کرده و گفته است بیمار اکنون فرصتی برای بازیابی توانایی های حرکتی دارد. با این وجود، تاکنون اطلاعات کافی درباره نتایج عصب شناختی و میزان بهبود عملکرد بیمار منتشر نشده است.
نخاع بخشی از دستگاه عصبی مرکزی است که ارتباط میان مغز و بخش بزرگی از بدن را برقرار می کند. پیام های عصبی مربوط به حرکت، حس و برخی عملکردهای حیاتی از مسیر این ساختار عبور می کنند. هنگامی که نخاع به شدت آسیب می بیند، این ارتباط ممکن است مختل یا کاملا قطع شود و در نتیجه، فرد در بخش هایی از بدن خود دچار فلج یا از دست دادن حس شود.
مشکل اصلی این است که سلول های عصبی دستگاه عصبی مرکزی توانایی محدودی برای بازسازی پس از آسیب شدید دارند. پس از صدمه، افزون بر تخریب مستقیم رشته های عصبی، تغییرات بافتی و مولکول هایی ایجاد می شوند که رشد مجدد آکسون ها، یعنی رشته های انتقال دهنده پیام عصبی، را محدود می کنند.
در نتیجه، ترمیم نخاع تنها به کنار هم قرار دادن دو انتهای آسیب دیده محدود نمی شود. اتصال باید به اندازه کافی پایدار باشد و رشته های عصبی نیز باید بتوانند پیام ها را به درستی منتقل کنند. حتی اگر ارتباطی میان دو بخش ایجاد شود، بازگشت حرکت و حس به هماهنگی پیچیده مدارهای عصبی وابسته است.
این چالش در آسیب هایی که چند سال از وقوع آن ها گذشته است، پیچیده تر می شود؛ زیرا در این مدت ممکن است تغییرات ساختاری و تخریب بافتی بیشتری در محل آسیب رخ داده باشد.
یکی از بخش های مهم این جراحی، استفاده از پلی اتیلن گلیکول (PEG) است. این ماده در پژوهش های مربوط به اتصال غشاهای سلولی و ترمیم آسیب های عصبی مورد بررسی قرار گرفته است و در برخی روش های آزمایشی، با هدف کمک به اتصال دوباره رشته های عصبی به کار می رود.
ایده اصلی این است که با آماده سازی دقیق سطوح آسیب دیده و استفاده از ماده ای با قابلیت همجوشی غشایی، بتوان برخی از رشته های عصبی قطع شده را به یکدیگر متصل کرد. پژوهشگران امیدوارند که این فرایند، همراه با سازوکارهای طبیعی ترمیم و بازسازمان دهی عصبی، به بازگشت بخشی از عملکرد منجر شود.
با این وجود، این رویکرد با بازسازی کامل نخاع تفاوت دارد. اتصال غشاهای سلولی به معنای ایجاد ارتباط عصبی پایدار و کاربردی نیست. افزون بر این، در پیوند یک قطعه نخاع از اهداکننده، مسئله پیچیده تری نیز مطرح می شود: رشته های عصبی و مدارهای موجود در بافت پیوندی باید بتوانند با ساختار عصبی بدن گیرنده ارتباط برقرار کنند.
از این رو، موفقیت این روش به عوامل متعددی وابسته است؛ از جمله کیفیت بافت پیوندی، نحوه اتصال آن، میزان آسیب اولیه و توانایی مدارهای عصبی برای ایجاد ارتباطات عملکردی جدید.
پیش از انجام این عمل انسانی، رن و گروهی از پژوهشگران دیگر روی روش های اتصال مجدد نخاع در مدل های حیوانی کار کرده بودند. در برخی مطالعات، از ترکیب PEG با مواد دیگر و روش های کمکی برای بررسی امکان بازیابی حرکت پس از آسیب شدید نخاعی استفاده شده است.
گزارش هایی از بازیابی برخی حرکات در حیواناتی مانند موش، سگ و خوک منتشر شده اند. در برخی پروتکل های آزمایشی نیز داروهایی برای کاهش التهاب یا حمایت از سلامت عصبی و تحریک الکتریکی مدارهای نخاعی به کار رفته اند.
با این وجود، نتایج مطالعات حیوانی را نمی توان به طور مستقیم به انسان تعمیم داد. شرایط ایجاد آسیب، نحوه اجرای آزمایش، میزان بهبود مشاهده شده و کیفیت طراحی پژوهش ها در تفسیر نتایج اهمیت زیادی دارند.
از سوی دیگر، اتصال یک نخاع که به تازگی قطع شده است، با ترمیم آسیبی که سه سال از آن گذشته یا جایگزینی یک قطعه از نخاع با بافت اهداکننده تفاوت دارد. به همین دلیل، حتی اگر یک روش در مدل حیوانی نتایج امیدوارکننده ای نشان دهد، اثربخشی آن در چنین جراحی پیچیده ای باید به طور مستقل بررسی شود.
اعلام انجام این عمل با واکنش محتاطانه برخی متخصصان همراه بوده است. دکتر ملیسا اندروز، پژوهشگر دانشگاه ساوتهمپتون، درباره نسبت احتمالی خطر به فایده این روش ابراز نگرانی کرده است. از نظر او، بیمار ممکن است با خطرهای قابل توجه یک جراحی سنگین، از جمله عفونت، رو به رو شود؛ در حالی که هنوز شواهد قانع کننده ای درباره احتمال بازیابی عملکرد عصبی وجود ندارد.
اندروز همچنین معتقد است که برای یکپارچه شدن عملکردی بافت پیوندی، صرف اتصال دو بخش نخاع کافی نیست. به گفته او، باید شرایطی فراهم شود که رشد رشته های عصبی تقویت شود و موانع زیستی موجود در محل آسیب کاهش یابند. او حتی درباره اعتبار و استحکام برخی از شواهد حیوانی مورد استناد این رویکرد تردید دارد.
پروفسور اندرو جکسون از دانشگاه نیوکاسل نیز می گوید شواهدی وجود دارد که نشان می دهد PEG ممکن است در اتصال مجدد برخی رشته های عصبی قطع شده کمک کننده باشد. با این وجود، او تاکید می کند که اتصال عملکردی دو بخش از دستگاه عصبی بالغ بسیار دشوار است.
جکسون ابراز امیدواری کرده است که شواهد مربوط به این جراحی در اسرع وقت برای بررسی علمی مستقل و داوری همتا منتشر شوند. به باور او، افرادی که با آسیب نخاعی زندگی می کنند، به اطلاعات روشن، شفاف و قابل اعتماد درباره مزایا و خطرهای درمان های آزمایشی نیاز دارند.
در حال حاضر، چنین نتیجه ای قابل اثبات نیست. خوب بودن وضعیت عمومی بیمار پس از جراحی، به تنهایی نشان نمی دهد که ارتباط عصبی میان مغز و بخش های پایین تر نخاع برقرار شده یا توانایی حرکت و حس بازگشته است.
برای ارزیابی واقعی نتیجه این عمل، به اطلاعات دقیق تری نیاز است؛ از جمله معاینات عصبی پیش و پس از جراحی، سنجش عملکرد حرکتی و حسی، بررسی عوارض احتمالی و پیگیری وضعیت بیمار در ماه های آینده. انتشار گزارش کامل عمل و بررسی آن توسط متخصصان مستقل نیز برای ارزیابی اعتبار این ادعا اهمیت دارد.
اگر این روش بتواند در مطالعات دقیق و قابل تکرار، ارتباط عصبی عملکردی را در بیماران مبتلا به آسیب شدید نخاعی بازگرداند، می تواند نقطه عطفی در درمان این آسیب ها باشد. اما تا آن زمان، توصیف آن به عنوان درمان اثبات شده فلج یا راهی قطعی برای بازگرداندن حرکت، زودهنگام است.
جراحی گزارش شده در روسیه، پرسش مهمی را درباره مرزهای کنونی پزشکی مطرح می کند: آیا می توان با ترکیب پیوند بافت، میکروجراحی و فناوری های همجوشی عصبی، مسیرهای ارتباطی آسیب دیده نخاع را دوباره برقرار کرد؟
پاسخ به این پرسش هنوز روشن نیست. انجام این عمل نشان دهنده تلاش برای آزمودن یک رویکرد بسیار پیچیده است، اما میزان موفقیت آن به شواهدی وابسته خواهد بود که در بررسی های بعدی به دست می آیند.
در شرایطی که آسیب های شدید نخاعی می توانند پیامدهای بلندمدتی برای حرکت، حس و استقلال فرد داشته باشند، هر پیشرفت معتبر در این حوزه اهمیت زیادی دارد. با این وجود، امید به درمان های نوین باید با ارزیابی علمی دقیق همراه باشد؛ زیرا برای بیمارانی که به دنبال بازگشت توانایی های ازدست رفته خود هستند، تفاوت میان یک ایده امیدوارکننده و درمانی اثبات شده، تفاوتی اساسی است.
تنظیم و ترجمه: محمدمهدی حیدرپور
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: