هر بار که پای یک شکست بزرگ در بازیهای ملی به میان میآید، عدهای که تحلیلهای عجیبوغریب خود را به خورد این و آن میدهند، بیدرنگ انگشت اتهام را به سوی بازیکنان میگیرند و از «خیانت» حرف میزنند!
نمونه تازه این ماجرا، شکست ۴ بر یک تیم امید ایران مقابل کره شمالی است؛ جایی که بعضیها مدعی شدهاند بازیکنان به حسین عبدی و کادر فنی خیانت کردهاند وگرنه کره شمالی در خواب هم نمیدید چهار گل به ایران بزند.
ای دل غافل! پس در تمام این سالها که شاهد ناکامیهای پیدرپی تیمهای ملی در تورنمنتهای مختلف بودهایم، فوتبال ایران هیچ ایراد اساسی نداشته و مشکل فقط خیانت بوده است؟!
اگر تیم امید حدود نیمقرن است از رسیدن به المپیک بازمانده، قرار نیست درباره عملکرد فدراسیون، برنامهریزی، امکانات و مسیر آمادهسازی بازیکنان سؤال کنیم؛ لابد بازیکنان خیانت کردهاند!
اگر دهههاست در جام ملتهای آسیا به قهرمانی نمیرسیم، نیازی به بررسی تصمیمهای فنی و مدیریتی نیست؛ باز هم پای خیانت در میان است!
اگر در رقابتهای مختلف شکست میخوریم و ناکامی پشت ناکامی در کارنامه فوتبالمان ثبت میشود، چه نیازی به آسیبشناسی داریم؟ کافی است چند نفر بگویند بازیکنان کمکاری کردند تا پرونده بسته شود!
حتی وقتی در جام جهانی ۴۸ تیمی هم از صعود به مرحله حذفی بازمیمانیم، میتوانیم بهجای بررسی کیفیت فوتبال، مدیریت و برنامهریزی، همهچیز را به گردن بازیکنان بیندازیم و خیال خودمان را راحت کنیم!
اگر قرار باشد هر شکست سنگین را با چنین ادعایی توضیح بدهیم، دیگر چه نیازی به مربی، مدیر، کارشناس و برنامهریزی داریم؟ کافی است بعد از هر ناکامی، چند بازیکن را متهم کنیم و منتظر مسابقه بعدی بمانیم تا همان داستان دوباره تکرار شود.
مشکل فوتبال ایران دقیقاً همینجاست؛ بهجای آنکه از هر شکست درس بگیریم، گاهی دنبال توضیحی میگردیم که مسئولیت را از دوش همه بردارد و آن را بر گردن چند نفر بیندازد.
با این شیوه تحلیل، نه ۵۰ سال دیگر که حتی ۱۰۰ سال دیگر هم نباید انتظار پیشرفت داشته باشیم. فوتبالی که بهجای بررسی ریشههای ناکامی، برای هر شکست یک مقصر آماده دارد، محکوم به تکرار همان اشتباهات است.
شاید وقت آن رسیده که بعد از هر شکست، بهجای پرسیدن «چه کسی خیانت کرد؟»، بپرسیم «چه چیزی در فوتبال ما درست کار نمیکند؟»
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: