بعد از دو نمایش ناامیدکننده مقابل ازبکستان و روسیه و افزایش انتقادات از عملکرد تیم ملی، امیر قلعهنویی این بار با ادبیاتی متفاوت مقابل دوربینها نشست و از «شروع یک بازسازی» حرف زد؛ از اینکه انتقادات را میپذیرد، خودش را مسئول اول نتایج اخیر میداند و قصد دارد با برطرف کردن ضعفهای موجود، تیمی قدرتمند و مدعی برای جام ملتهای عربستان بسازد. حرفهایی که در ظاهر میتواند امیدوارکننده باشد، اما برای فوتبالیها یک سؤال بزرگتر ایجاد میکند: چرا این تغییرات باید حالا آغاز شود؟
قلعهنویی نزدیک به چهار سال است که روی نیمکت تیم ملی حضور دارد و در تمام این مدت فرصت کافی برای ساختن تیمی با هویت مشخص، جوانسازی تدریجی، اصلاح ساختار دفاعی و ایجاد خلاقیت در خط میانی و حمله را داشته است. با این حال، حاصل این پروژه بعد از حضور در جام ملتها و جام جهانی، تیمی است که نهتنها از نظر سنی پیر و فرسوده شده، بلکه از نظر تاکتیکی هم چشمانداز روشنی ندارد. شکستهای اخیر برابر ازبکستان و روسیه فقط نتیجه دو مسابقه نیستند؛ آنها دوباره همان مشکلاتی را مقابل چشم گذاشتند که مدتهاست دربارهشان هشدار داده میشود.
حالا سرمربی تیم ملی از فرصت دوباره و انجام اصلاحات صحبت میکند. فرض کنیم واقعاً این فرصت را هم در اختیارش بگذاریم؛ سؤال بعدی این است که دقیقاً چه چیزی قرار است در این مدت ساخته شود؟ این مدت حضور روی نیمکت فرصت کمی بوده است؟ حتی اگر تمام انتقادات را کنار بگذاریم و بپذیریم که مردم یک فرصت دیگر هم به قلعهنویی و کادرش دادهاند، زمان باقیمانده تا جام ملتها چقدر است؟ کمتر از ۱۰۰ روز و در این فاصله، تنها یک فیفادی دیگر در اختیار تیم ملی قرار دارد.
با یک اردو قرار است جوانگرایی جدی اتفاق بیفتد؟ قرار است ساختار دفاعی تیمی که در بازیهای اخیر بارها دچار مشکل شده، یکباره اصلاح شود؟ قرار است در همان فرصت محدود، خط میانی و حمله صاحب ایده، خلاقیت و راهکارهای تازه شوند؟ ساختن یک تیم ملی با این حجم از مشکلات، پروژهای نیست که با یک اردو یا چند جلسه تمرین قابل انجام باشد.شاید هم قلعه نویی چوب جادویی دارد و در این مدت کم می خواهد معجزه کند.
برای پروژه قلعهنویی هزینه و زمان قابل توجهی صرف شده و انتظار میرفت بعد از این مدت، حداقل تصویری روشن از تیم آینده وجود داشته باشد. اما امروز، درست در فاصله کمتر از صد روز تا جام ملتها، نهتنها چنین تصویری وجود ندارد، بلکه تیم ملی با مجموعهای از ابهامهای فنی، میانگین سنی بالا و بلاتکلیفی تاکتیکی مواجه است.
بنابراین مسئله اصلی حتی وعدههای جدید قلعهنویی نیست؛ مسئله این است که فرصتی که او امروز از آن حرف میزند، همان فرصتی است که طی این چهار سال در اختیارش بوده است. حالا دیگر زمان ساختن یک پروژه بلندمدت نیست؛ زمان نتیجه گرفتن در مهمترین تورنمنت قاره است. قرار نیست تیم ملی تازه در عربستان ساخته شود؛ آنجا باید محصول یک پروژه چهار ساله را تحویل بدهد.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: