پنجشنبه ۱۶ مهر ماه، ساعت ۱۷ در تبریز، سوت آغاز دیداری خواهد خورد که چشم تمام فوتبالیها به آن است. حدود یک ماه از تعطیلی لیگ برتر گذشته و در این فاصله فوتبال ایران نصیبی جز شکست و ناکامی نداشت. بازیهای آسیایی و حضور تیم امید، فیفادی و حضور تیم بزرگسالان، بهانههایی برای تعطیلی لیگی بود که تازه داشت جذاب میشد و راه میافتاد. هرچه بود، گذشت و حالا دوباره از صفر، فوتبال شروع میشود تا بشورد و ببرد!
پنجشنبه ۱۶ مهر، هفته هشتم با برگزاری ۶ مسابقه استارت خواهد خورد که جشن تولد دوباره فوتبال در سطح اول برای فوتبال دوستان است. شور و حرارت و تنور داغ در آغاز پاییز، همه جای خود اما یک بازی این وسط. حال و هوای دیگری دارد. یک مسابقه که در طول تاریخ، همواره جدالی بین مدعیان قهرمانی بوده و خیلی ربطی به بازی قبلی و بعدی، یا جایگاه دو تیم در جدول یا نفرات حاضر درون و بیرون زمین، در دو باشگاه نداشته و ندارد.
دست بر قضا این بازی همه آن دلایل حساسیت را یکجا دارد! تقابل تیمهای اول و دوم صدر جدول، تراکتور و استقلال هر کدام از ۷ مسابقه قبلی ۱۶ و ۱۵ امتیاز جمع کرده و در پلههای اول و دوم نشستهاند و خطر پرسپولیس ۱۳ امتیازی -با یک بازی کمتر- را بطور مشترک احساس می کنند. بازی بزرگ که در فصول گذشته ثابت شد نتیجهاش، حتی به اندازه گرفتن یک جام در سرنوشت مربیان تاثیر دارد!
تقابل قرمز و آبی، دو رنگ ابدی برای برگزاری دربی در ایران و بالاخره رویارویی دو مدعی از چهار مدعی همیشگی جام، دو مدعی "مدافع عنوان قهرمانی"! تراکتور قهرمان لیگ بیست و چهارم، آخرین تیمی است که در لیگ برتر جام بالای سر برده و استقلال که از لیگ نیمه کاره بیست و پنجم، دنبال جام بود!
اما این بازی سوای پیشینه و تاریخ، شرایط جدول و بازیکنان مشترک بین دو تیم درون زمین، یک حساسیت جداگانه دارد. تسویه حساب دو مربی، دو ملی پوش ایران در جام جهانی ۲۰۰۶ و دو بازیکن سابق استقلال که ناخواسته سرنوشت فوتبالی آنها در این تیم به هم گره خورد! جواد نکونام در ابتدای لیگ بیست و سوم به استقلال آمد، به پشتوانه جام هایی که در تیم سرخپوش زادگاه سهراب بختیاریزاده گرفته بود.
جام لیگ بیست و سوم در قدم آخر به قرمزهای پایتخت رسید و تغییرات مدیریتی باعث شد نکونام لیگ بیست و چهارم را متزلزل آغاز کند. کسی همه کاره استقلال شده بود که میگفتند دوست صمیمی سهراب بختیاریزاده است! سهراب که سابقه مربیگری و بازی ملی به اندازه نکونام نداشت، وقتی جواد را کنار گذاشتند هدایت آبیها را بر عهده گرفت. در فصل بیست و چهارم که استقلال ۷ بار سرمربی عوض کرد، سهراب تنها کسی بود که دو بار روی کار آمد!
در شروع لیگ بیست و پنجم ساپینتو آمد و وقتی برکنار شد، دوباره سهراب به نیمکت آبیها رسید. فصلی که نکونام بیرون گود بود و همیشه و همه جا میگفت نگذاشتند در استقلال کار کند. کیست که نداند رویای او بازگشت به این صندلی است که اکنون سهراب روی آن نشسته و این فصل خوب هم نتیجه گرفته! پس چه فرصتی بهتر از اولین تقابل رودررو که دو مدعی نیمکت استقلال، ثابت کنند کدام یک بهترند؟!
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: