شنبه 04 مهر 1405

ارز دیجیتال
ارزهای خارجی
بورس
طلا و سکه
انرژی و فلزات

لامین یامال: من برای لذت بازی می‌کنم، نه پول/ هدفم بهترین بازیکن جهان شدن است

18:07 - 1405/07/04 ورزشی
2929کلمه 15 دقیقه
لامین یامال: من برای لذت بازی می‌کنم، نه پول/ هدفم بهترین بازیکن جهان شدن است
لامین یامال در گفت‌وگو با نشریه «گاردین»؛
ستاره ۱۹ ساله اسپانیا، لامین یامال در مصاحبه‌ای با گاردین از عشق به فوتبال، رویارویی با مسی و آرزوی قهرمانی در جام جهانی صحبت کرد و تاکید کرد که هدفش تبدیل شدن به بهترین بازیکن جهان است.

لامین یامال، درست مثل همان بچه‌ای که هنوز هست، فقط می‌خواست بازی کند و بازی ادامه داشته باشد. اینجا دیگر «پلاسا خوان بیست‌وسوم» نبود؛ پارک روکا فوندا هم نبود؛ محله‌ای در ماتارو که همه‌چیز از آنجا شروع شده بود. اما شاید می‌توانست همان‌جا باشد.


یامال در مصاحبه با نشریه «گاردین» می‌گوید: «ما در فینال جام جهانی بودیم و من می‌خواستم بازی را ادامه بدهم.» و دوباره همان لبخند همیشگی روی صورتش می‌نشیند؛ همان لبخندی که سیم‌های ارتودنسی‌اش را نمایان می‌کند.


واقعاً؟ «بله.» استرس نداشتی؟ «نه. حتی یک لحظه هم با خودم نگفتم: فقط سوت پایان را بزن. داشتم از بازی لذت می‌بردم.»


نه ترسی در کار بود و نه اضطرابی؛ فقط لذت. ۱۹ جولای، نیوجرسی. و او، این پسر ۱۹ ساله، پیش از بزرگ‌ترین مسابقه زندگی‌اش، با خیال راحت در اتوبوس خوابیده بود.


حالا اما در دفتر طبقه اول فدراسیون فوتبال اسپانیا در لاس‌روساس نشسته؛ اطرافش پر است از تخته‌های تاکتیکی و برگه‌های آمار. یک جاکلیدی تیم ملی اسپانیا از در آویزان است و روی پیراهنش ستاره دوم قهرمانی جهان دیده می‌شود. در راهرو، جعبه‌هایی برای ارسال به لندن آماده شده‌اند.


پسرِ منیر و شیلا؛ کودکی که نامش را به یاد دوستان خانوادگی‌ای گذاشتند که در روزهای سخت به خانواده‌شان کمک کرده بودند. مربی‌ای که دفترش درست کنار دفتر یامال قرار دارد، درباره او می‌گوید: «انگار چوب جادوی خدا به او خورده است.»


در مورد لامین یامال واقعاً چیز متفاوتی وجود دارد. او یک روز پیش از فینال یورو ۲۰۲۴، در حالی که هنوز دانش‌آموز بود و امتحان می‌داد، ۱۷ ساله شد. دو سال بعد، یک روز پیش از نیمه‌نهایی جام جهانی، ۱۹ ساله شد. وقتی از او پرسیدند چه چیزی می‌خواهد، جوابش یک سفر به نیویورک بود. و حالا در آستانه قهرمانی دوباره جهان، در نیویورک بود.


از نگاه لامین یامال، اسپانیا حتی قبل از اینکه گل بزند، می‌دانست قهرمان جهان خواهد شد؛ درست در همان لحظه‌ای که انزو فرناندس از زمین اخراج شد. دقیقه سوم وقت‌های تلف‌شده نیمه دوم بود. هنوز بازی ۰-۰ بود، اما حالا آرژانتین ۱۰ نفره شده بود. یامال می‌گوید: «ما می‌دانستیم دیگر امکان ندارد آنها گل بزنند. وقتی هم توپ دست ما باشد و آنها ۱۰ نفره باشند، خیلی سخت است که ما نتوانیم گل بزنیم.»


تعجب اصلی این بود که اسپانیا تا آن لحظه هنوز گل نزده بود. اما در دقیقه ۱۰۶، توپ به پای یامال رسید. او مدتی بود که به چنین لحظه‌ای فکر می‌کرد. یامال درباره رویارویی با یک، دو یا حتی سه بازیکن مقابل خودش می‌گوید: «این مسئله خیلی روانی است. مدافع کناری حتماً مربی‌ای دارد که به او می‌گوید: خب، لامین این کارها را انجام می‌دهد... من به مدافعی که مقابلم قرار می‌گیرد مثل یک ربات نگاه می‌کنم؛ رباتی که مأمور شده من را متوقف کند. ربات‌ها می‌توانند تقریباً بی‌نقص باشند، اما یک انسان چیزی دارد که ربات ندارد. فوتبال دارد مکانیکی می‌شود، اما بازیکنانی مثل من، پدری و خیلی‌های دیگر، یک جرقه خاص دارند. یک حرکت معروف نیمار هست؛ وقتی ناگهان می‌ایستد، بدنش را فریب می‌دهد و بعد به سمت دیگر می‌رود. من ویدئوهای خیلی زیادی از او دیده‌ام. من هم سعی می‌کنم با مدافع بازی کنم؛ کاری کنم نتواند حرکت بعدی‌ام را پیش‌بینی کند و نداند قرار است به کدام سمت بروم.»


لامین یامال و جام قهرمانی جام جهانی


یامال سپس به چند صحنه از همان فینال اشاره می‌کند: «یادم هست در دقایق ۶۰، ۷۰ و ۸۰، تقریباً هر بار که به مدافع کناری حمله می‌کردم، مک‌آلیستر خودش را به آنجا می‌رساند. اگر واقعاً می‌خواستم مستقیم به مدافع حمله کنم، خیلی سریع این کار را انجام می‌دادم. اما این بار آرام‌تر حرکت کردم و توپ را با خودم بردم؛ طوری که مک‌آلیستر فرصت کند خودش را به من برساند، پدرو پورو هم از پشت سرم اضافه شود و من بتوانم توپ را به عقب برگردانم.»


همین حرکت، فضای کوچکی ایجاد کرد. سانتر پدرو پورو را نیکو ویلیامز با ضربه سر به عقب فرستاد و فران تورس، بازیکنی که در طول مسابقات چندان موفق ظاهر نشده بود، توپ را وارد دروازه کرد.


یامال می‌گوید: «می‌دانستیم فران به این گل نیاز داشت.» بعد می‌خندد و اضافه می‌کند: «البته همه در فینال جام جهانی به یک گل نیاز دارند! اگر اونای سیمون هم گل می‌زد، عالی بود! وقتی توپ وارد دروازه شد، فوق‌العاده بود. احساس می‌کنی قهرمان شده‌ای. واقعاً نمی‌توانی آن احساس را توضیح بدهی. تمام چیزی که می‌خواستم این بود که بازی را ادامه بدهم. حتی یک لحظه هم فکر نکردم: ممکن است آنها مساوی کنند. یک فشار کوچک روی ما بود، یک موقعیت هم داشتند که پائو کوبارسی آن را دفع کرد، اما من فقط داشتم از بازی لذت می‌بردم.»


جام کوچک قهرمانی حالا در خانه مادر لامین یامال است. او جام لگویی را هم به پدرش داده بود، اما برادر کوچکش، کِین، آن را شکست!


بعد از سوت پایان، یامال به سمت لیونل مسی رفت و او را در آغوش گرفت. یامال می‌گوید: «به او گفتم ممنونم برای تمام چیزهایی که به فوتبال هدیه دادی. من این کار را برای گرفتن یک عکس زیبا یا اینکه جلوی دوربین خوب به نظر برسم انجام ندادم؛ واقعاً از ته دلم بود.»


اما این صحنه معنای بسیار بیشتری داشت؛ انگار یک مراسم نمادین برای انتقال مشعل از یک نسل به نسل بعد بود. لامین ۱۹ ساله، در آغوش مسی ۳۹ ساله؛ همان مسی‌ای که سال‌ها پیش، وقتی لامین هنوز یک نوزاد بود، او را در وان حمام شسته بود. انگار یک جور غسل تعمید بود؛ لحظه‌ای نمادین که می‌گفت یک نسل تازه از راه رسیده است.


انگار خودش باعث شده بود این اتفاق بیفتد. داستان عجیب و تقریباً باورنکردنیِ آن عکس در وان حمام، سؤال‌های زیادی ایجاد می‌کند. اما یکی از آنها واقعاً عجیب است: چرا پدر لامین این عکس را ۱۷ سال تمام منتشر نکرد؟


یامال جواب می‌دهد: «چون خودم از او خواسته بودم این کار را نکند. یک بار آن را در فیس‌بوک گذاشته بود و من به او گفتم پاکش کند. مقایسه کردن من با مسی خیلی راحت بود و می‌دانستم مردم فقط درباره همین موضوع حرف خواهند زد. من می‌خواستم خودِ لامین باشم؛ نمی‌خواستم مسی باشم. فقط می‌خواستم ببینم خودم تا کجا می‌توانم پیش بروم. از پدرم خواستم صبر کند. به او گفتم وقتی من خودم تبدیل به لامین شدم، هر کاری خواستی با آن عکس بکن.»


لامین یامال و لیونل مسی


خب، حالا دیگر کاملاً مشخص است که او «لامین» شده. و جایی که رسیده، هیچ‌کس قبل از او به آنجا نرسیده است. او به یک پدیده جهانی تبدیل شده؛ تصویرش همه‌جا در جام جهانی دیده می‌شد، تمام استادیوم‌ها منتظر بودند توپ به او برسد و مقایسه‌هایی که همیشه سعی داشت از آنها فرار کند، اجتناب‌ناپذیر شده‌اند. و عجیب اینکه این مقایسه‌ها فعلاً بیشتر به نفع او بوده‌اند. هیچ‌کس در تاریخ، در سن کمتر از او قهرمان یورو و جام جهانی نشده است: ۱۹ سال و ۶ روز.


مسی وقتی قهرمان جهان شد ۳۵ سال داشت. مارادونا ۲۵ ساله بود. کریستیانو رونالدو هیچ‌وقت قهرمان جام جهانی نشده است. حالا واقعاً چه کسی می‌داند لامین در آینده به چه چیزهایی دست پیدا خواهد کرد؟ او یکی از گزینه‌های اسپانیا برای بردن توپ طلاست؛ حتی اگر کیلیان امباپه در مادرید هواداران خودش را داشته باشد. اگر یامال توپ طلا را ببرد، جوان‌ترین برنده تاریخ این جایزه خواهد شد. اما ماجرا فقط جام‌ها و افتخارات نیست.


مسئله، سبک بازی و شخصیت اوست؛ چیزی متفاوت که حتی در همین دفتر هم کاملاً به چشم می‌آید. لوئیس دلافوئنته، سرمربی اسپانیا، لامین یامال را به سالوادور دالی و میکل‌آنژ تشبیه کرده و او را یک نابغه خوانده است. خود یامال هم این را می‌داند و از گفتنش ابایی ندارد. او حتی مشکلی ندارد که بگوید بله، به نظر خودش باید به عنوان بهترین فوتبالیست جهان انتخاب شود. چون از نگاه خودش، واقعاً بهترین است. حتی در ۱۹ سالگی. و شاید همین سن کم تنها چیزی باشد که می‌تواند علیه او باشد.


یامال می‌گوید: «اگر کاملاً صادق باشم، فقط امسال نبود که در سطح بردن توپ طلا بازی کردم؛ مدت‌هاست در این سطح هستم. همه این را می‌دانند. می‌دانند که من یک بازیکن متفاوت هستم. فکر می‌کنم بعضی‌ها با خودشان می‌گویند: لامین فقط ۱۹ سالش است، سرانجام یک روز توپ طلا را می‌برد؛ پس فعلاً بگذاریم یک نفر دیگر برنده شود... من فقط باید ببرم. دوباره ببرم. و باز هم ببرم. تا سرانجام روزی برسد که دیگر هیچ بحثی وجود نداشته باشد.»


بعد ادامه می‌دهد: «یک عده من را دوست خواهند داشت و یک عده هم خواهند گفت: وای، چه روی اعصابی است!» و با خنده اضافه می‌کند: «برای من مشکلی ندارد.» یامال درباره واکنش خانواده‌اش بعد از قهرمانی جهان می‌گوید: «بعد از فینال، خانواده‌ام خیلی خوشحال بودند.» و دوباره می‌خندد: «مشکل اینجاست که آنها دیگر نمی‌دانند شکست خوردن یعنی چه! من به یورو می‌روم و قهرمان می‌شوم. به جام جهانی می‌روم و قهرمان می‌شوم. برای آنها انگار همه‌چیز خیلی راحت است. یک لحظه با خودم فکر کردم: وقتی سرانجام یک جام را نبرم، آنها فکر می‌کنند من بازیکن افتضاحی هستم! به آنها گفتم:"آرام باشید، جام‌های جهانی زیادی در پیش است. من باید بیشتر بازی کنم و بیشتر برنده شوم.»


یامال درباره تجربه‌اش در یورو ۲۰۲۴ می‌گوید: «در یورو حتی نمی‌دانستم دقیقاً چه کسی هستم، کجا هستم و اصلاً اهمیت اتفاقی که دارد می‌افتد چیست.می‌توانستم یک امتحان بدهم و روز بعد مقابل فرانسه بازی کنم، چون واقعاً متوجه تفاوت این دو اتفاق نبودم. قهرمان شدم و با خودم گفتم: خب، خوبه... اما جام جهانی که بهتره، نه؟»


حالا اما او می‌گوید معنای قهرمانی در یورو و جام جهانی را بهتر درک می‌کند. «الان می‌دانم یورو یعنی چه. می‌دانم جام جهانی یعنی چه. هرچند فکر می‌کنم وقتی واقعاً معنای آن را درک می‌کنی که به جام جهانی بعدی بروی و شکست بخوری. هنوز کارهای زیادی برای انجام دادن وجود دارد. چرا نتوانیم بهترین تیم ملی تاریخ شویم؟ چرا بهترین بارسلونا نباشیم؟ و اگر کسی در دنیا باشد که بعد از موفقیت به خودش اجازه استراحت ندهد، کسی که استانداردهای معمولی نداشته باشد، آن آدم من هستم.»


فشار کمی نیست، پسر!


لامین یامال و برادرش پس از قهرمانی در جام جهانی


لامین یامال از همان ابتدا با چنین شرایطی زندگی کرده است. او فقط ۱۳ سال داشت که برای اولین بار طعم نوعی شهرت را چشید. یک روز سرانجام از سن او حرف نخواهیم زد، اما فعلاً یک لحظه مکث کنید و به این موضوع فکر کنید؛ هنوز هم باورنکردنی است: او در ۱۶ سالگی به یورو رفت؛ یک بچه واقعی. بعد در ۱۸ سالگی به جام جهانی رفت و قهرمان شد. او حالا سه قهرمانی در لیگ هم دارد. پول، شهرت، توجه رسانه‌ها و زندگی در مرکز توجه. واقعاً شگفت‌انگیز است که با تمام این‌ها، اگر بخواهیم خیلی صریح بگوییم، «بچه بدی از آب درنیامده»!


یامال با خنده می‌گوید: «خب... بستگی دارد چطور بزرگت کنند. من هیچ‌وقت نمی‌گویم: تو کی هستی؟ من جام جهانی برده‌ام! فقط آدم‌های احمق چنین حرفی می‌زنند. من می‌دانم فوتبال فقط ۰.۰۰۰۰۰۱ درصد از زندگی است.»


و اینجاست که دوباره آن بلوغ عجیب او خودش را نشان می‌دهد. یک نوجوان که در سن بسیار پایین مجبور شده مسئولیت یک خانواده را به دوش بکشد، حالا خیلی روشن درباره فشارها، شهرت و توجهی که متوجه اوست صحبت می‌کند؛ و حتی می‌گوید یاد گرفته این شرایط را بپذیرد. گاهی به نظر می‌رسد حتی از توجه و فشاری که روی اوست لذت می‌برد؛ عمداً آن را بیشتر می‌کند و با همه این ماجرا مثل یک بازی برخورد می‌کند.


می‌توان به او ایراد گرفت که زیاد حرف می‌زند. و جوابش این است: «خب، تا وقتی دارم برنده می‌شوم... ورزش جدی است، اما من یک نمایش و کمی سرگرمی هم می‌خواهم.» یادتان هست آدرین رابیو را؟ یامال یادش هست. با لبخند می‌گوید: «آن روز همه دیدید که چقدر از این چیزها لذت می‌برم.» در جام جهانی، روی هدبندش نوشته بود: «Ego Yamal»


یک شیطنت خاص در رفتارش وجود دارد؛ یک بازیگوشی و کمی شرارت. خودش هم قبول دارد: «دارم با شما بازی می‌کنم.» انگار همه این ماجراها برایش یک بازی کودکانه و بامزه است. البته نه همیشه. او می‌گوید: «یک بازی بد از لامین برای بقیه می‌شود ۴۰۰ بازی بد. من یک بازی ۹ از ۱۰ انجام می‌دهم و مردم می‌گویند ۷ از ۱۰ بود.»


در جام جهانی به نشویل رفت. با لبخند از «کابوی‌ها و فضای آنجا» یاد می‌کند. اما چیزی که بیشتر از همه برایش جالب بود، ناشناس بودنش بود. یک عکس از او در فروشگاه والمارت منتشر شد؛ تصویری ساده و شاید بی‌اهمیت، اما برای خودش معنای زیادی داشت. می‌گوید: «اگر در یک پمپ بنزین توقف می‌کردیم، می‌توانستم از ماشین پیاده شوم و بروم چیزی بخرم.»


او روی چیزهایی که منتشر می‌کند و حرف‌هایی که می‌زند کنترل دارد؛ البته این به این معنا نیست که همیشه همه‌چیز را درست انجام می‌دهد یا همیشه از خودش راضی است. یکی از پست‌هایش در فصل گذشته فقط یک عنوان داشت:«پرتگاه درونی من»آیا ما واقعاً تو را می‌شناسیم؟ یامال بدون مکث جواب می‌دهد: «نه. اصلاً. هیچ‌کس من را نمی‌شناسد.» بعد تأکید می‌کند: «فقط آدم‌های نزدیک به من می‌دانند واقعاً چه فکری می‌کنم و چه جور آدمی هستم. مردم هیچ تصوری ندارند. هیچ تصوری. هیچ. اطلاعی. ندارند.»


لامین یامال


چرا؟ یامال توضیح می‌دهد: «من در محله‌ای بزرگ شدم که هرچه مردم کمتر درباره تو بدانند، زندگی‌ات آرام‌تر است. هرچه کمتر درباره‌ات حرف بزنند، زندگی‌ات راحت‌تر و بی‌دردسرتر خواهد بود. البته که زندگی یک فوتبالیست را دوست دارم، اما در عین حال دوست دارم آرامش داشته باشم؛ یک زندگی معمولی. نزدیک‌ترین چیزی که می‌توانم به آن برسم این است که مردم تا حد ممکن چیز کمی درباره من بدانند. اگر چیزی منتشر کنم، باید مطمئن باشم که می‌توانم با اتفاقاتی که بعد از آن می‌افتد کنار بیایم. اوایل، خواندن بعضی چیزها واقعاً اذیتم می‌کرد، چون نمی‌فهمیدم چرا چنین چیزهایی نوشته می‌شود. مادرم چیزی می‌خواند، با من تماس می‌گرفت و می‌گفت: پسرم، این دیگه چیه؟! این موضوع روی من تأثیر می‌گذاشت، اما حالا دیگر نه.»


یامال درباره فشارهایی که تحمل می‌کند، تفاوت جالبی قائل می‌شود: «گاهی از فشار لذت می‌برم. وقتی وارد زمین می‌شوم و می‌دانم انتظارات زیادی از من وجود دارد، از آن لذت می‌برم. اما نوع دیگری از فشار وجود دارد که اصلاً ربطی به حرف مردم یا فوتبال ندارد؛ مربوط به زندگی است. من در فوتبال احساس فشار نمی‌کنم. هیچ‌وقت شب در خانه دراز نمی‌کشم و با خودم نمی‌گویم: امروز خیلی بد بازی کردم، توپ طلا را نبردم یا لیگ را قهرمان نشدیم. این برای من مسئولیت است. من خانواده دارم. با آنها سختی کشیده‌ام، دوران دشواری داشته‌ایم و حالا که داریم از زندگی لذت می‌بریم، باید همچنان مراقب آنها باشم. اگر این همه سال فوتبال بازی کرده‌ام، دلیلش این است که عاشق فوتبال هستم؛ اما یک دلیل دیگرش هم خانواده‌ام هستند. می‌دانم زندگی خیلی طولانی‌تر از فوتبال است. باید مراقب خانواده‌ام باشم، مخصوصاً برادر کوچکم.»


بعد اضافه می‌کند: «در فوتبال هیچ ترسی وجود ندارد. من مادرم را دیدم که برای اینکه من بتوانم فوتبال بازی کنم، چطور زحمت می‌کشید. پدرم را دیدم که در خیابان‌ها می‌گشت و ضایعات فلزی جمع می‌کرد تا بتوانم غذا داشته باشم. این‌ها ترس واقعی هستند. حالا اگر روزی پسر داشته باشم، می‌توانم از او مراقبت کنم. اگر مادرم یا پدرم به چیزی نیاز داشته باشند، می‌توانم کمکشان کنم. دیگر آن ترس را ندارم. و تنها ترسی که ممکن است در زندگی داشته باشم، همین است.»


پس بازی را ادامه بده. به سبک خودت. همان‌طور که همیشه بوده‌ای؛ ساخته‌شده در روکا فوندا، آن محله سختی که لامین یامال با هر گلش نام و ریشه‌اش را به همه یادآوری می‌کند. او معتقد است فوتبال بیش از حد جدی گرفته می‌شود و چیزی که کم داریم، لذت بردن است. «بارسلونا چیزهای خیلی خوبی به تو می‌دهد، اما باید چیزی هم از خودت داشته باشی؛ چیزی از ریشه‌هایت. بارسلونا به من کنترل توپ، درک بازی و هوش فوتبالی داد. اما در پارک خبری از هوش تاکتیکی نیست. آنجا فقط می‌روی سراغ حریفت، از او رد می‌شوی و دوباره برمی‌گردی. من آن را هم در خودم دارم. اگر از جایی که آمده بودم و از لاماسیا عبور نکرده بودم، احتمالاً بازیکنی مثل الان نمی‌شدم.»


بعد مکثی می‌کند و می‌گوید: «مسئله این است که من عاشق فوتبال هستم. برای پول بازی نمی‌کنم. چون فوتبال را دوست دارم بازی می‌کنم. بازیکنانی که بیش از حد درگیر گل و پاس گل هستند، لذت نمی‌برند. من برای لذت بازی می‌کنم؛ برای دریبل زدن، برای یک‌ضرب و دوضرب بازی کردن، برای اینکه به هم‌تیمی‌ای که هنوز گل نزده کمک کنم گل بزند. برای خوشحال کردن هواداران. برای شنیدن صدای تشویق تماشاگران. برای همین بازی می‌کنم. از فوتبال لذت می‌برم. به خانه می‌رسم و می‌گویم: امروز خیلی خوش گذشت. اگر همه بازیکنان همین کار را می‌کردند، فوتبال برای همه ما لذت‌بخش‌تر می‌شد.»


یامال سپس از حسی می‌گوید که در جام جهانی تجربه کرده است: «در جام جهانی می‌توانستی آن را بشنوی و احساسش کنی. هر وقت توپ به من می‌رسید، تماشاگران یکی‌یکی از جای خود بلند می‌شدند؛ انگار همه می‌گفتند: خب، ببینیم این پسر واقعاً همان چیزی هست که درباره‌اش می‌گویند یا نه. در نوکمپ، مردم می‌دانند که قرار است مقابل یک نفر بروم. این حس، این انتظار، چیزی است که فقط در ورزش می‌توانی تجربه‌اش کنی؛ وقتی بازیکنی مثل من هستی. انگار چیزی درونت وجود دارد که باعث می‌شود احساس کنی از همه قدرتمندتری. و امیدوارم این حس تا روزی که بازنشسته شوم، درونم باقی بماند.»


«یک موج انرژی اطرافت شکل می‌گیرد و احساس می‌کنی سوپرمن هستی. احساس می‌کنی اسپایدرمن هستی.»


و بعد، با همان اعتمادبه‌نفس همیشگی‌اش، می‌گوید:«احساس می‌کنی فوق‌العاده‌ای.»


گفت‌وگوی دیگری از لامین یامال با نشریه «اکیپ» را بخوانید:توپ طلا فقط برای گلزن‌ها نیست؛ می‌خواهم در جمع بزرگان باشم/ نمی‌خواهم از مسی بهتر باشم


📡منبـع خبـر: www.khabarvarzeshi.com

خبر ورزشی

🏹لـینـک کـوتـاه: halohava.top/p8kqE6



بـرچـسب هـا:


اخبار مرتبط:


شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.

🗩ثبـت نظر:


بازگشت به لیست اخبار