نقد ابتذال در هنر و اهمیت داوری دقیق
مسأله از جایی آغاز میشود که نامتعارفبودن، جای خلاقیت را میگیرد و هر حرکت عجیب یا ماده نامعمول، صرفاً بهدلیل تفاوت، هنر جدی تلقی میشود. ابتذال در خود تفاوت نیست؛ در فاصله میان ادعای هنری اثر و دستاورد واقعی آن است.
پنجمین اکسپو آرت تهران، برگزارشده از ۲۸ مهر تا اول آبان ۱۴۰۵ در ایرانمال، فرصتی برای عرضه آثار و ارتباط هنرمندان با مخاطبان و بازار فراهم کرد. پرسش اصلی درباره این رویداد این است: چه چیزی بهعنوان اثر عرضه شد و ارزش آن را بر چه اساسی سنجیدند؟ نمایشگاه زمانی از بازار صرف فراتر میرود که میان اثر قابلدفاع و محصولی که فقط ظاهر هنر را دارد، تمایز بگذارد.
ابتذال را نباید با سادگی، مواد نامتعارف یا فاصلهگرفتن از مهارتهای سنتی یکی دانست. اثری ساده میتواند از نظر فکری پیچیده باشد؛ همانطور که اثری ماهرانه ممکن است از نظر هنری کممایه بماند. استفاده از چای کیسهای، قهوه یا اشیای روزمره در خلق اثر، بهخودیخود نه ابتذال است و نه نوآوری. پرسش این است که این انتخاب چه ضرورتی در ساختار اثر دارد و چه معنایی میآفریند. اگر تنها اتفاق، جایگزینی مادهای نامعمول با ابزار متعارف باشد، تازگی ماده الزاماً به تازگی اندیشه منجر نشدهاست. تکنیک هنگامی ارزش هنری مییابد که در خدمت تجربهای معنادار قرار گیرد.
مسئولیت خود هنرمند در خلق اثر نیز بسیار مهم است. ابتذال همیشه محصول ضعف برگزارکننده یا فشار بازار نیست؛ گاهی از کمبود دانش و ناآگاهی هنرمند از مبانی هنر سرچشمه میگیرد. هنرمندی که تاریخ تحولات هنری و منطق انتخابهای خود را نمیشناسد، ممکن است ظاهر جریانهای معاصر را تقلید کند، بیآنکه مسأله فکری آنها را فهمیده باشد. حاصل، اثری است که ظاهری شورشی دارد، اما کلیشههایی را تکرار میکند که گمان میرود نشانه پیشرو بودنند.
پسامدرنیسم در این زمینه بهآسانی بد فهمیده میشود. نقد معیارهای تثبیتشده، استفاده از اشیای روزمره، اقتباس و برهمزدن مرزهای رسانهها، مجوزی برای بیاعتنایی به دانش یا تبدیل هر کنش دلخواه به هنر نیستند. شکستن قاعده زمانی معنا دارد که هنرمند بداند کدام قاعده را، چرا و با چه پیامدی به چالش میکشد. کسی که قواعد را نمیشناسد، الزاماً آنها را نقض نکردهاست؛ شاید از شناختنشان درمانده است. واژگانی مانند آزادی، مقاومت، بدن و مرزشکنی نیز جای ساختن اثر را نمیگیرند و اصطلاحات نظری، پوششی برای خلأ هنری نیستند.
این مسأله در هنر اجرا اهمیت بیشتری دارد. بدن، حرکت، زمان، فضا و حضور مخاطب میتوانند اجزای بنیادین اجرا باشند؛ اما حضور بدن یا ایجاد شوک، بهخودیخود ارزش هنری تولید نمیکند. باید پرسید کنش اجراشده چه نسبتی با ایده دارد، چرا در همین شکل و موقعیت رخ میدهد و چگونه تجربه مخاطب را دگرگون میکند. اگر حرکت صرفاً برای جلب توجه تکرار شود و شوک، جای معنا را بگیرد؛ اجرا ممکن است هیجانانگیز باشد، اما این هیجان با دستاورد هنری یکی نیست.
مسئولیت برگزارکننده و بازار نیز انکارناشدنی است. حضور در رویدادی معتبر یا امکان فروش، نباید خودبهخود نشانه ارزش هنری تلقی شود. نقد صنعت فرهنگِ آدورنو و هورکهایمر (فیلسوفان آلمانی)، یادآور میشود که تنوع ظاهری میتواند در کنار تکرار الگوهای قابل فروش گسترش یابد.
حتی اعتراض به قواعد هنر ممکن است به فرمولی تجاری بدل شود: اثری عجیب برای جلب توجه، مبهم برای گریز از داوری و آراسته به اصطلاحات روز برای معاصر جلوهکردن.
با این حال، سرزنش بازار نباید هنرمند را از مسئولیت مبرا کند. آزادی خلاقانه بهمعنای رهایی از پاسخگویی نیست. هنرمند باید آماده باشد انتخابهایش را در برابر نقد، توضیح دهد و در برابر نقد بایستد. برگزارکننده نیز باید درباره معیارهای انتخاب و معرفی آثار پاسخگو باشد. نقد جدی، دشمن هنر نیست؛ شرط تمایز نوآوری واقعی از تکراری است که ظاهر نوآوری به خود گرفتهاست.
مسأله این اکسپو را باید فراتر از اختلاف سلیقه دید. بحث بر سر الزام همه آثار بهزیبایی یا بازگشت به معیارهای گذشته نیست؛ بحث بر سر تفاوت تجربهگری با سهلانگاری، سادگی با کممایگی، و ایدهای است که در صورت اثر، تحقق یافته با ایدهای که فقط در توضیحات پیرامون آن وجود دارد.
به بیان دیگر، هیچ مادهای بهتنهایی هنر نیست؛ هیچ اصطلاحی عمق نمیآفریند و هیچ نمایشگاهی نمیتواند ضعف اثر را با اعتبار خود جبران کند. ابتذال هم از جایی آغاز میشود که هنرمند نمیپرسد چرا اثرش را ساخته، برگزارکننده درباره معیار عرضه آن تأمل نمیکند و مخاطب میپندارد هرچه در قاب هنر قرار گرفت، سزاوار اعتبار هنری است.
هنر به تقدیس نیاز ندارد؛ به داوری دقیق نیاز دارد. اگر هر انتخابی با چند واژه پرطمطراق توجیه شود و هر نقدی به نفهمیدن مخاطب نسبت داده شود، معیاری برای سنجش باقی نمیماند. خطر اصلی شکستن مرزهای هنر نیست؛ از میان رفتن امکان تمایز میان خلاقیت و ابتذال است. هیچ نمایشگاهی، هرقدر بزرگ و پرزرقوبرق، نمیتواند این فقدان را با تبلیغات و ازدحام تماشاگران جبران کند.
بـرچـسب هـا:
اخبار مرتبط:
- گزارشی از اولین کنسرت همایون شجریان در اصفهان/ ادای احترام به حسن کسایی و جلیل شهناز
- روایت جالب استاد جلیل ضیاءپور، پدر نقاشی مدرن ایران
- فاطمه حمامی، هنرمند توانیاب، نقاشی جدید از یاسر آسانی
- درخشش هنرمند نوجوان خوزستانی در المپیاد بینالمللی هنر، میراثفرهنگی و خلاقیت دایا
- کارهای زیبا و شگفتانگیز هنرمند هدا افشار: ‘من آزادی بیان را فراموش نمیکنم’
- آیین تجلیل از چهرههای فرهنگ، هنر و رسانه خراسان رضوی
- آبنماهای هنری با الهام از تاریخ و ادبیات ایرانی
- لیلی گلستان، روایت عجیب پیوند نقاشی با رؤیای مردی
- نشست خبری نخستین دوره جشنواره کبودان برگزار شد
- احمد آرام: نویسنده، بازیگر و کارگردان، تجربیات کمتر شنیده شده
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: