احمد آرام: نویسنده، بازیگر و کارگردان، تجربیات کمتر شنیده شده
احمد آرام گرچه به عنوان نویسنده شناخته میشد اما تجربیات متعددی در زمینه بازیگری و کارگردانی نیز داشت؛ تجربیاتی که شاید کمتر درباره آنها صحبت شده باشد.
جهانشیر یاراحمدی، نویسنده، پژوهشگر و فعال تئاتر بوشهری و رییس انجمن هنرهای نمایشی بوشهر با نگارش مقالهای کوشیده به زوایای گوناگون کارنامه هنری احمد آرام بپردازد.
او در این مقاله که آن را در اختیار ایسنا قرار داده، نوشته است:
«مروری بر کارنامه فرهنگی و هنری استاد احمد آرام
احمد آرام، نویسنده و کارگردان و نقاش سرشناس بوشهری در سن ۷۵ سالگی پس از مدتی مبارزه با بیماری سرطان چشم از جهان فروبست و به دیار باقی شتافت. با توجه به گسترهی فعالیت این هنرمند در حوزههای مختلف فرهنگی و هنری، در این مقاله مروری کردهایم بر شش دهه فعالیت مستمر او در ادبیات و هنر.
احمد آرام زاده ۱۳۳۰ هجری شمسی است؛ محله کوتی بندر بوشهر.
پدرش زندهیاد محمد علی آرام از خوشنامان اداره فرهنگ(آموزش و پرورش) بود و نیز از فوتبالیستهای قابل بوشهر.
احمد آرام را تا همین دو دهه پیش در زادگاهش صرفاً به عنوان یک هنرمند تئاتری میشناختند؛ وقتی در سال ۱۳۸۰ زادگاهش را ترک کرد، دور تئاتر را خط کشید و داستانها و رمانهایش را منتشر کرد و در دهه ۸۰ به عنوان یکی از نویسندگان برجسته کشور خود را مطرح کرد. آرام در ۶ دهه از روزگار گذراندهاش در حوزههای مختلف ادبی و هنری کارهای درخوری از خود بهجا گذاشته که در این مبحث این حوزهها را واکاوی خواهیم کرد تا کارنامهی این نویسنده را با هم تورقی کرده باشیم.
نقاشی، طراحی و گرافیک
احمد آرام از همان ایام جوانی دستی در نقاشی، طراحی و گرافیک داشته است. آرام علاقهمندی خودش به هنر نقاشی و یادگیری فنون نقاشی و آشنایی با گرافیک را مدیون دوستی است که خلیل توکلی نام دارد.
از همان آغاز کار، آرام به «طنز سیاه» علاقهمند شد و با آشنایی با آثار گورمه لن، براد هلند، اشر و دیگران این استعداد را در خود تقویت کرد.
نخستین حضور رسمی آرام در عرصه نقاشی و گرافیک با برگزاری نمایشگاهی در نگارخانه دریسی شیراز در سال ۱۳۵۶ ه.ش رخ داد. نمایشگاهی که به مدت یک ماه برقرار بود. این نمایشگاه به همت جمشید کریمی برگزار شد.
اولین حضور رسمی آرام در نمایشگاه دستهجمعی نقاشان فارس در سال ۱۳۵۷ هجری شمسی رخ داد. نمایشگاهی که در نگارخانه وصال شیراز برگزار شد.
استعداد احمد آرام در نقاشی و گرافیک و ارزش آثار وی را وقتی درمییابیم که بدانیم:
۱. مسعود مهرابی مدیرمسئول مجله فیلم نقد مفصلی بر آثار گرافیکی وی نوشته که جالب توجه است. لازم به یادآوری است که آرام از سال ۱۳۶۰ با مجله فیلم در زمینه کاریکاتورهای سینمایی همکاری کرده است.
۲. زنده یاد احمد شاملو تعدادی از آثار گرافیکی آرام را در «کتاب جمعه» کار کرد. احمد شاملو پس از دیدن آثار آرام و انتخاب برخی از آنها برای کتاب جمعه با واسطه جمشید کریمی از آرام دعوت کرد تا از نزدیک او را ببیند ولی این دیدار هرگز اتفاق نیفتاد.
۳. برخی از طرحهای گرافیکی آرام در حوزه بهداشت در مجلات بینالمللی منتشر شده است. نمونه آن پوستر شیر مادر است که در نشریات نیویورک چاپ شد و برخی دیگر در کشورهای عربی حوزه خلیجفارس به صورت بیلبورد در معرض دید عموم قرار گرفته است.
روزنامهنگاری
فعالیتهای روزنامهنگاری احمد آرام در دو بخش قابل بررسی است:
الف) دبیر سرویس هنری آیینه جنوب
ب) نویسندگی برای نشریات مختلف
الف) آرام در سالهای میانی دههی ۷۰ دبیر سرویس هنری هفتهنامه آیینه جنوب بود. تورق آرشیو این نشریه نشان میدهد که در آن روزگار این صفحهی هنری،صفحهای درخور و شایسته بود. نگارش نقدهای سینمایی و تئاتری، معرفی فیلمهای ایرانی و خارجی و مهمتر از همه مکث بر جوانان پراستعداد استان در این صفحه نمود ویژهای داشت. آرام در این صفحه هنرمندان جوان با استعداد را که گاهی در جشنوارههای ادبی و هنری خود را نشان میدادند معرفی می کرد و با آنان به گفتگو مینشست. تعداد زیادی از آن جوانان امروز از سرآمدان هنر استان هستند.
ب) بخش دیگری از فعالیتهای مطبوعاتی احمد آرام نگارش مقالات ادبی و هنری برای نشریات مختلف است. در این مبحث وی ضمن نگارش چند مقالهی مهم پژوهشی در حوزه فرهنگ، هنر و آیینهای بوشهر، نقدهایی نیز بر آثار تئاتری برجسته که در دهه ی ۷۰ در بوشهر اجرا میشدند نوشته است. در دهه هشتاد نیز مقالات متعددی از وی که بیشتر در حوزه ادبیات بوده در نشریات سراسری منتشر شده است.(درباره قصه نویسی جنوب ، بررسی آثار چوبک و ... از آن جملهاند.)
بازیگری
اگر چه احمد آرام را امروزه به عنوان یک نویسنده میشناسیم اما در کارنامه هنریاش بازیهای متعددی دیده میشود. بازی در نمایشهای مختلف و نیز در چند مجموعه تلویزیونی.
بازی در نمایشهای «خشم آقای ابر این» (۱۳۴۶)، «کهزاد» (۱۳۴۷) نوشته و کار منوچهر آتشی، «داش اکل» (۱۳۴۸)، «نظارت عالیه» (۱۳۵۰)، «کوهولین »به کارگردانی اسماعیل بیگی (۱۳۵۲)، «چرخ و فلک» (۱۳۵۱)، «ما را مس کنید» (۱۳۵۲)، «محپلنگ» از ایرج صغیری (۱۳۵۶)، «جلیقه نجات زیر صندلی شماست» (۱۳۷۰)، «قلب الاسد» (۱۳۷۱) و ...
و نیز بازی در سریال «دلیران تنگستان»، فیلم کوتاه «پیاده هفت»، سریال «سرزمین من و نقابداران»، «ماهیگیران کوچک».
نقطه عطف فعالیتهای هنری آرام و به ویژه بازیگری در سال ۱۳۵۱ رخ داد. آرام در این سال در کارگاه نمایش وابسته به تلویزیون ملی ایران حضور یافت و زیر نظر «آشور بانی پال بابلا» از کارگردانان بنام آن روزگار و در کنار بازیگرانی همچون شهره آغداشلو، میترا قمصری، اسماعیل پوررضا، رضا قاسمی، بازیگری آموخت و در نمایش «چرخ و فلک» نوشته «آرتور شنیتسلر» و کار «آشور بانی پال بابلا» بازی کرد.
آرام در دهه ۸۰ با برگزاری کارگاههای بازیگری در بوشهر و شیراز تجربیات خود را به نسل جوان منتقل کرده است.
تهیه کننده برنامهی رادیویی
در سالهای نخست دهة ۷۰، احمد آرام به رادیو بوشهر رفت و برنامهای تهیه کرد که «رنگینکمان» نام داشت. آرام در این برنامه هم نویسنده بود هم تهیهکننده و هم یکی از گویندگان برنامه. برنامه رنگینکمان ضمن اطلاعرسانی اتفاقات و حوادث فرهنگی هنری استان با هنرمندان نخبه کشور نیز ارتباط تلفنی مستقیم برقرار کرده و هر بار بخشی از برنامه گفتگوی تلفنی بود با یکی از بزرگان. رنگینکمان برای سالهای نخست دهه ی ۷۰ در رادیو بوشهر برنامهای نو بود.
نمایشنامهنویسی
احمد آرام در سالهای آغازین دهه ۴۰ با تشویقهای منوچهر نجابت، دبیر آن روزگار مدارس بوشهر به تئاتر علاقهمند شد و پنج دهه آن را رها نکرد. او در این عرصه هم بازی کرده و کارگردانی و هم نمایشنامه نوشته است.
برخی از نمایشنامههای آرام عبارتند از:سقوط (۴۸)، ما نمیتوانیم (۴۹)، حکایت آن شب سرد طوفانی (۴۹)، سخنران (۴۹)، شب قادر و دیگران (۵۳)، وهچیره (۵۶)، نیمکت، دریا طوفانی شد، جلیقه نجات زیر صندلی شماست (۱۳۶۸)، شرح ماوقع یک بازینویس (۷۰)، قلب الاسد (۷۱) خانه تلخ (۷۲)، صداهای دور و در عین حال نزدیک از صفدر و صفورا، دوچرخه و سینما (۷۳)، ماهزده (۷۹)، خاکسپاری زن زنده (۷۹)، کلهها در بارانداز (۷۹)، مراسم ویژه برای صرف پیتزا (۸۰)، تخممرغ فلزی (۸۲)، اسم شب:ویرجیینا وولف (۸۳)، دو برداشت از یک زندگی کوتاه (۸۱)، پرورشدهنده سگ ماهی(راحیل دختر شملون) (۸۳)، این یارو آنتیگونه (۸۶) و روایت دیرهنگام یک گلوله به وقت عبور از مغز الخاندرو گونزالس(۱۴۰۲)، پوتزو و مرد ژنده پوش(۱۴۰۳) که از میان اینها نُه نمایشنامه خانه ی تلخ، صفدر و صفورا و این یارو آنتیگونه، به خاکسپاری زن زنده، اسم شب:ویرجینا ولف، تخم مرغ فلزی روایت دیرهنگام یک گلوله و پوتزو و مرد ژنده پوش به شکل کتاب منتشر شدهاند.
احمد آرام در نمایشنامهنویسی دو رویکرد را دنبال کرده است:
۱. رویکرد بومی
۲. رویکرد مدرن
آرام خودش معتقد است که خیلی میانهی خوبی با نمایشنامههای بومی ندارد.
اما با این حال دو اثر بومی در کارنامهاش دیده میشود: «وهچیره» ـ «قلب الاسد».
البته نوع نگاه آرام به مسائل بومی و اقلیمی با دیگران متفاوت است. او تلاش میکند تا با نگاهی نو سنتهای بومی را مورد توجه قرار دهد و به همین دلیل است که همین دو اثر بومی وی آثار قابل توجهی در ادبیات نمایش بوشهر به شمار میروند.
«وهچیره» از آثار شاخص قبل از انقلاب است و «قلب الاسد» نیز مهمترین جایزه نمایشنامهنویسی را در جشنواره تئاتر فجر در سال ۱۳۷۲ نصیب نویسندهاش کرده است.
بیشتر آثار آرام در حوزه نمایشنامهنویسی آثاری هستند که با دغدغههای مدرن و پیش مدرن نوشته شدهاند همه آثار مدرن آرام در یک کلیت چند پشتوانه مهم دارند:
الف) توجه به جریان سیال ذهن
ب) توجه به رئالیسم جادویی
ج) توجه به ادبیات گروتسک
مجموعه نمایشنامههای آرام نشان میدهد که:
- وی ریختها، ساختارها و فرمهای نمایشنامهنویسی را به خوبی میشناسد.
- با مقولهی نشانه شناسی آشناست و این آثار سرشار از نشانههای قابل فهماند و بر خلاف دیگران که نشانههای شخصی در آثارشان سود میجویند و بر ابهام کارهایشان میافزایند از نشانههای قابل درک استفاده می کند.
- آشنایی با گرافیک، رنگ، طراحی و موسیقی سبب شده تأثیرات غیرمستقیمشان را بر بالندگی متن بگذارند.
آرام (ضمن دریافت جوایز متعدد در جشنوارههای استانی و منطقهای) مهمترین جوایز ادبیات نمایشی را برای بوشهر در عرصهی ملی به ارمغان آورده است:
- جایزه دریافت بهترین نمایشنامه برای قلب الاسد در جشنواره بینالمللی تئاتر فجر (۷۲)
- جایزه دریافت بهترین نمایشنامه برای خانه تلخ در جشنواره بینالمللی تئاتر فجر (۷۳)
- جایزه دریافت بهترین نمایشنامه برای تخممرغ فلزی در مسابقه ادبیات نمایشی ایران (۸۲)
- جایزه دریافت بهترین نمایشنامه برای صفدر و صفورا در دومین جشنواره سراسری دانشجویان کشور (۷۳)
- جایزه دریافت نمایشنامه دوم برای خانه تلخ در اولین جشنواره سراسری دانشجویان کشور (۷۲)
کارگردانی
آرام از دهه ۴۰ تا امروز علاوه بر بازیگری و نمایشنامهنویسی کارگردانی را نیز تجربه کرد. او در پنج دهه گذشته اگرچه آثار اندکی را کارگردانی کرد اما همه آثار وی آثاری قابل توجه بودهاند. مهمتر آنکه او در همه آثارش از دغدغههای مدرنش کوتاه نیامده است و خط سیر اندیشهاش را میتوان در مجموعه این آثار دید:
- کارگردانی نمایش «فاندو و لیز» اثر فرناندو آرابال (۱۳۵۲)
- کارگردانی نمایش «جلیقه ی نجات زیر صندلی شماست» (۱۳۶۸)، حضور در جشنواره استانی
- کارگردانی نمایش «قلب الاسد» (۱۳۷۱)، حضور در جشنواره ی استانی، منطقهای، بینالمللی فجر و اولین جشنواره سراسری دانشجویان کشور
- کارگردانی نمایش «خانه تلخ» (۱۳۷۲) حضور در جشنواره استانی، منطقهای، بینالمللی فجر و اولین جشنواره سراسری دانشجویان کشور
- کارگردانی نمایش «صفدر و صفورا، دوچرخه و سینما» (۱۳۷۳)، حضور در دومین جشنواره سراسری دانشجویان کشور
- کارگردانی نمایش «تخممرغ فلزی» (۱۳۸۳)، حضور در جشنواره استانی فارس، منطقهای بوشهر
کارگردانی نمایش «رؤیای پرندگان کوکی» (۱۳۹۳) (اجرای عموم)
کارگردانی نمایش «آخرین بار کی دیدمت گندم»(۱۳۹۵)(اجرای عموم)
کارگردانی نمایش «عروس دریایی«(۱۳۹۷)
کارگردانی نمایش «به خاکسپاری زن زنده»(۱۳۹۸) (به دلیل شرایط کرونایی به اجرا نرسید.)
داستاننویسی
آرام اگرچه اولین داستان کوتاه خود (انعکاس) را در سال ۱۳۴۹ در مجله فردوسی منتشر کرد ولی تا سال ۱۳۷۹ که از بوشهر هجرت کرد عمق تلاش و فعالیتش در این عرصه را کسی نمیدانست. او اگر چه گاهی داستانهای کوتاهش را در نشریات مختلف منتشر میکرد اما در زادگاهش صرفاً به عنوان یک هنرمند تئاتری مطرح بود که مهمترین افتخارات تئاتری پس از انقلاب را برای بوشهر به ارمغان آورده است.
با انتشار مجموعه «غریبه در بخار نمک» داستاننویس دیگری از جنوب به شکل جدی در ادبیات ایران مطرح شد. «غریبه در بخار نمک» گل کرد و با دریافت جوایز متعدد ادبی و به ویژه جایزه ادبی یلدا، آرام علیرغم چهار دهه فعالیت مستمر در تئاتر به عنوان یک داستان نویس در کشور مطرح شد و از آن پس آثار دیگری از وی در دهه ۸۰ منتشر شد که نام او را در ادبیات پررنگتر کرد.
«کسی ما را به شام دعوت نمیکند»، «آنها چه کسانی بودند؟»، «به چشمهای هم خیره شده بودیم»، «بیدار نشدن در ساعت نمیدانم چند»،«خوکچه بادنما»، «سگی در خانه یک آنارشیست دست دوم» و رمانهای «مردهای که حالش خوب است»، «حلزونهای پسر»، «باغ استخوانهای نمور» و «شبی که انتو با درد خویش آشنا شد» آثار دیگر آرام بودند که علائق ویژه اش در روایتهای تودرتو و ادبیات وهمی و خواب و رؤیا را پیگیری کردند.
آرام در آثارش جنوب را هنوز رها نکرده است؛ (شاید هم جنوب او را رها نمیکند) البته جنوبی که آرام میبیند متفاوت از آن چیزی است که در واقعیت میبینیم.
سایر فعالیتها:
آرام در دهه ۸۰ در جشنوارههای مختلف ادبی و هنری در سطح کشور داوری کرده است. در نشستهای مختلف سخنرانی، کارگاههای آموزشی متعددی را هدایت کرده ، فیلمنامه نوشته، نقد بر آثار سینمایی و تئاتری نوشته و نیز مقالات متعدد در حوزه فرهنگ و هنر و در مورد آثار برجستة سینمای جهان در مکانهای مختلف سخنرانی و بحث کرده است و نیز طراحی بروشور نمایشهای متعددی از دهه پنجاه تا هفتاد را انجام داده است.
احمد آرام حالا یکی از مفاخر ادبی هنری استان بوشهر است و یکی از داستاننویسان به نام ایران زمین.
او شامگاه بیست و هشتم مهرماه به عالم کلمات پیوست.»
بـرچـسب هـا:
اخبار مرتبط:
- لیلا حاتمی در جهان بیرحم «بُت»
- رونمایی از مستند اکبر رحمتی
- پاسداشت پیشکسوتان فرهنگ و هنر خراسان رضوی در هفت بحر هنر
- تغییر زندگی استفن فرای با شرلوک هلمز
- امین زندگانی کارگردانی اولین فیلمش را میکند
- جین آستن: نویسندهای ناشناخته در دوران حیات
- پیوند هنر و سینما با مهدویت در برنامه صبح ظهور
- این جنگجوی شگفت انگیز فقط یک برگ کاغذ است!
- ترس از آغاز کردن، انسان را در توهم کمالگرایی گرفتار میکند
- پاریس زیر سایه بحران؛ وقتی شهر نور درها را به روی هنر میبندد
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: