به گزارش ایلنا، کمتر از یک ماه تا انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا باقی مانده و نتیجه این انتخابات میتواند بر محاسبات واشنگتن درباره ایران و آینده تقابل نظامی در منطقه اثر بگذارد. اگر جمهوریخواهان اکثریت مجلس نمایندگان را از دست بدهند، دولت دونالد ترامپ از ژانویه ۲۰۲۷ با نظارت و محدودیتهای بیشتری از سوی کنگره مواجه خواهد شد و تأمین حمایت سیاسی و مالی برای عملیات نظامی طولانیمدت دشوارتر میشود.
از این منظر، فاصله میان اعلام نتایج انتخابات و آغاز به کار کنگره جدید میتواند برای کاخ سفید اهمیت ویژهای داشته باشد؛ بهخصوص اگر واشنگتن احتمال دهد که پس از آغاز فعالیت کنگره جدید، آزادی عمل کمتری برای ادامه عملیات نظامی علیه ایران خواهد داشت.
با این حال، انتخابات تنها متغیر تعیینکننده در این معادله نیست. اختلافات موجود بر سر برنامه هستهای ایران، تحولات مربوط به تنگه هرمز و تلاش رژیم صهیونیستی برای حفظ فشار بر تهران، همچنان میتواند احتمال بازگشت به گزینه نظامی را افزایش دهد. بهویژه آنکه جنگ اخیر نیز نتوانست همه اهدافی را که طرفهای درگیر دنبال میکردند، محقق کند و همین مسئله میتواند زمینهساز تلاش برای ادامه تقابل در اشکال دیگر باشد.
از سوی دیگر، افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه و اعزام تجهیزات و نیروهای بیشتر، در کنار مواضع واشنگتن درباره مذاکرات با تهران، نشان میدهد که منطقه همچنان در وضعیت شکنندهای قرار دارد؛ وضعیتی که هر تحول سیاسی یا امنیتی میتواند آن را به سمت تشدید تنش سوق دهد.
خلیج فارس در برابر سناریوی بازگشت جنگ
کشورهای عربی خلیج فارس بیش از هر طرف دیگری در معرض پیامدهای مستقیم یک درگیری جدید قرار دارند. هرگونه رویارویی نظامی میان ایران و آمریکا یا رژیم صهیونیستی میتواند امنیت تأسیسات انرژی، مسیرهای کشتیرانی، زیرساختهای حیاتی و زنجیره تأمین منطقه را تحت تأثیر قرار دهد.
به همین دلیل، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در کنار تقویت توان دفاعی خود، نیازمند آن هستند که مسیرهای دیپلماتیک برای جلوگیری از بازگشت جنگ را نیز فعال نگه دارند. حفظ کانالهای مذاکره، جلوگیری از بستهشدن کامل مسیرهای ارتباطی و دادن فرصت به راهکارهای سیاسی میتواند هزینههای یک درگیری احتمالی را کاهش دهد.
در عین حال، کشورهای منطقه در حال تقویت سامانههای پدافندی، حفاظت از تأسیسات انرژی، افزایش توان هشدار زودهنگام و آمادگی برای اختلال احتمالی در کشتیرانی و زنجیره تأمین هستند؛ اقداماتی که نشان میدهد احتمال گسترش دوباره بحران همچنان جدی تلقی میشود.
اما مسئله اصلی فراتر از یک جنگ احتمالی دیگر است: آیا امنیت خلیج فارس میتواند برای همیشه به تصمیمات واشنگتن وابسته بماند؟
«پس از ترامپ» چه خواهد شد؟
حتی اگر بحران کنونی با یک توافق موقت یا کاهش تنش پایان یابد، کشورهای منطقه نمیتوانند آینده امنیتی خود را صرفا بر اساس سیاستهای یک رئیسجمهور آمریکایی تنظیم کنند.
آمریکا همچنان مهمترین شریک امنیتی بسیاری از کشورهای خلیج فارس است، اما نشانههای تغییر در راهبرد واشنگتن طی سالهای اخیر آشکار شده است. آمریکا از متحدان خود میخواهد مسئولیت بیشتری برای امنیت خود برعهده بگیرند و در بسیاری از موارد، تمایل کمتری برای ورود مستقیم و طولانیمدت به درگیریهای منطقهای نشان میدهد.
بنابراین حتی در صورت تغییر دولت در واشنگتن، نباید انتظار داشت که سیاست آمریکا الزاما به الگوی گذشته بازگردد. ممکن است همکاریهای نظامی، فروش تسلیحات و حضور نیروهای آمریکایی ادامه داشته باشد، اما مداخله مستقیم واشنگتن میتواند بیش از گذشته به نوع بحران و میزان ارتباط آن با منافع آمریکا وابسته شود.
این واقعیت کشورهای خلیج فارس را با یک پرسش اساسی مواجه میکند: آیا باید همچنان امنیت منطقه را عمدتا در چارچوب چتر امنیتی آمریکا تعریف کرد یا به سمت ایجاد یک سازوکار امنیتی منطقهای حرکت کرد؟
از مدیریت بحران تا معماری امنیتی منطقه
تجربه سالهای اخیر نشان داده است که مدیریت مقطعی بحرانها لزوما به معنای حل ریشهای آنها نیست. اگر رویارویی کنونی بدون یک توافق سیاسی پایدار پایان یابد، احتمال دارد منطقه وارد دورهای از درگیریهای کمشدت و فرسایشی شود؛ دورهای که در آن حملات محدود، عملیات نیابتی، فشار بر مسیرهای کشتیرانی و انرژی و تهدید زیرساختها به شکل دورهای تکرار شود.
چنین وضعیتی برای کشورهای خلیج فارس هزینهبر خواهد بود. استمرار ناامنی، منابع مالی و سیاسی را به سمت مسائل دفاعی سوق میدهد، هزینه حفاظت از تأسیسات و مسیرهای دریایی را افزایش میدهد و میتواند برنامههای توسعه اقتصادی، جذب سرمایه و گسترش گردشگری را با مشکل مواجه کند.
از همین رو، مسئله اصلی نباید صرفا این باشد که چگونه بحران بعدی مدیریت شود؛ بلکه باید پرسید چگونه میتوان از تکرار بحران جلوگیری کرد؟
در سالهای گذشته طرحهای مختلفی برای ایجاد سازوکار امنیتی در خلیج فارس مطرح شده است. ایران ابتکار «هرمز برای صلح» را مطرح کرده، روسیه از ایجاد نظامی تدریجی برای امنیت و همکاری در خلیج فارس سخن گفته و چین نیز بر شکلگیری یک ساختار امنیتی مشترک، جامع و پایدار در منطقه تأکید کرده است.
این طرحها با وجود تفاوتهای جدی، در یک نقطه اشتراک دارند: امنیت منطقه نمیتواند صرفا از بیرون تأمین شود و کشورهای منطقه باید در شکلدهی به ترتیبات امنیتی خود نقش بیشتری داشته باشند.
در همین چارچوب، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس نیز در سالهای اخیر بر اصولی مانند احترام به حاکمیت کشورها، عدم مداخله، حسن همجواری، حل مسالمتآمیز اختلافات و ارتباط میان امنیت و توسعه تأکید کردهاند.
با این حال، تبدیل این اصول به یک سازوکار عملی نیازمند گفتوگویی جدی میان کشورهای منطقه است؛ گفتوگویی که مشخص کند چه کشورهایی باید عضو چنین ساختاری باشند، قواعد حاکم بر روابط آنها چه خواهد بود، اختلافات چگونه مدیریت خواهد شد و قدرتهای بزرگ چه نقشی در آن خواهند داشت.
امنیتی که از دل منطقه بیرون بیاید
واقعیت این است که هیچیک از کشورهای منطقه نمیتواند بهتنهایی امنیت پایدار خلیج فارس را تضمین کند. حضور قدرتهای خارجی ممکن است در مقاطعی نقش بازدارنده داشته باشد، اما اتکای دائمی به بازیگران بیرونی، آسیبپذیری ساختار امنیتی منطقه را افزایش میدهد.
از سوی دیگر، صرف افزایش توان نظامی نیز تضمینی برای جلوگیری از جنگ نیست. بازدارندگی برای حفظ امنیت ضروری است، اما بدون سازوکارهای سیاسی برای مدیریت اختلافات، هر بحران جدید میتواند بار دیگر منطقه را وارد چرخهای از تنش و درگیری کند.
راهحل پایدارتر، حرکت تدریجی از «مدیریت بحران» به سمت «معماری امنیتی منطقهای» است؛ معماریای که در آن منافع و نگرانیهای کشورهای منطقه به رسمیت شناخته شود و اختلافات پیش از آنکه به رویارویی نظامی تبدیل شوند، در چارچوب سازوکارهای مشخص مدیریت شوند.
در چنین چارچوبی، حتی اختلافات عمیق میان ایران و کشورهای عربی خلیج فارس نیز الزاما به معنای ناتوانی در گفتوگو درباره امنیت مشترک نیست. هدف از چنین ساختاری پایاندادن به اختلافات نیست؛ بلکه ایجاد قواعدی برای جلوگیری از تبدیل اختلافات به جنگ است.
شاید مهمترین درس تحولات اخیر همین باشد: خلیج فارس برای عبور از چرخه جنگ و آتشبس، بیش از هر چیز به یک نظم امنیتی منطقهای نیاز دارد؛ نظمی که کشورهای منطقه در طراحی و اجرای آن نقش اصلی داشته باشند و امنیت را از یک موضوع صرفا نظامی به مسئلهای سیاسی، اقتصادی و مشترک تبدیل کند.
انتخابات آمریکا ممکن است محاسبات واشنگتن درباره ایران را تغییر دهد، اما آینده امنیت خلیج فارس نباید صرفا در صندوقهای رأی آمریکا تعیین شود.
زیبا اکبرزاده
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: